➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و حامد کاشانی
(تلاش امیرالمومنین علیهالسلام برای رسواسازی دستگاه خلافت)
🔺«قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: لَمَّا أَتَى أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ إِلَى مَنْزِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ خَاطَبَاهُ فِي الْبَيْعَةِ وَ خَرَجَا مِنْ عِنْدِهِ، خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِلَى الْمَسْجِدِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ بِمَا اصْطَنَعَ عِنْدَهُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ، إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ، وَ أَذْهَبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ فُلَاناً وَ فُلَاناً أَتَيَانِي وَ طَالَبَانِي بِالْبَيْعَةِ لِمَنْ سَبِيلُهُ أَنْ يُبَايِعَنِي، أَنَا ابْنُ عَمِّ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ أَبُو ابْنَيْهِ، وَ الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ، وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لَا يَقُولُهَا أَحَدٌ غَيْرِي إِلَّا كَاذِبٌ، وَ أَسْلَمْتُ وَ صَلَّيْتُ، وَ أَنَا وَصِيُّهُ، وَ زَوْجُ ابْنَتِهِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ)، وَ أَبُو حَسَنٍ وَ حُسَيْنِ سِبْطَيْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ الرَّحْمَةِ، بِنَا هَدَاكُمُ اللَّهُ، وَ بِنَا اسْتَنْقَذَكُمْ مِنَ الضَّلَالَةِ،
🔸علی بن حسین از پدرش حسین بن علی علیهماالسلام نقل کرده است:
هنگامی که ابوبکر و عمر به خانهی امیرالمؤمنین علیهالسلام آمدند و با او دربارهی بیعت سخن گفتند و سپس از نزد او بیرون رفتند، امیرالمؤمنین علیهالسلام به مسجد آمد. پس خداوند را ستایش کرد و بر نعمتهایی که در حق اهلبیت روا داشته بود، سپاس گفت؛ آنگاه که پیامبری از میان آنان برانگیخت و پلیدی را از ایشان زدود و آنان را پاکیزه گردانید.
سپس فرمود: «فلان و فلان نزد من آمدند و از من بیعت خواستند برای کسی که در حقیقت باید با من بیعت کند.
من پسرعموی پیامبر صلیاللهعلیهوآله هستم، پدر دو فرزند اویم، صدیق اکبرم، برادر رسول خدا هستم ـ و جز من اگر کسی چنین ادعایی کند دروغگوست ـ من نخستین کسی هستم که اسلام آوردم و نماز گزارد، من وصیّ اویم، همسر دخترش، سرور زنان عالم، فاطمه بنت محمد علیهماالسلام هستم، پدر حسن و حسین، دو سبط رسول خدا هستم. ما خاندان رحمتیم؛ خداوند به وسیلهی ما شما را هدایت کرد و به وسیلهی ما شما را از گمراهی نجات داد.
👇نکته👇
امام علیهالسلام پس از دیدار با ابوبکر و عمر، بیدرنگ به مسجد رفت؛ مسجدی که در آن زمان کانون رخدادهای بزرگ و سرنوشتساز بود. ایشان در آنجا خود را بهعنوان جانشین برحق پیامبر صلیاللهعلیهوآله معرفی کردند. این اقدام، از یکسو مانع سوءاستفاده سران سقیفه شد تا نتوانند به دروغ ادعا کنند که علی علیهالسلام در خانهاش با آنان بیعت کرده است، و از سوی دیگر، نارضایتی خویش را بهصورت آشکار و علنی بیان داشتند.
هدف اصلی این اقدام امیرالمؤمنین علیهالسلام آن بود که آیندگان راهی روشن برای هدایت و تشخیص حق از باطل در اختیار داشته باشند.
📚الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 569
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و حامد کاشانی
(حضور امیرالمومنین علیهالسلام در جنگهای خلفاء غاصب؟)
✍️سران سقیفه همواره میکوشیدند چنین وانمود کنند که رابطهای نیکو میان امیرالمؤمنین علیهالسلام و غاصبان خلافت وجود داشته است. یکی از دستاویزهای آنان برای اثبات این ادعا، طرح مسئلهی حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام یا امامان حسنین علیهماالسلام در جنگهای دوران خلافت خلفای غاصب بود.
👇جواب👇
✍حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام:
نه تنها هیچ منبع معتبر تاریخی به حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام در حملات اعراب اشاره نکرده است، بلکه منابع گوناگون ـ حتی از میان مخالفان ـ به صراحت تأکید کردهاند که ایشان در جنگهای اعراب علیه ایران حضور نداشتهاند.
🔺ابنُ تَیمِیَةَ: جَمیعُ الحُروبِ الَّتی حَضَرَها عَلِيٌّ رَضِيَ اللهُ عَنهُ بَعدَ وَفاةِ رَسولِ اللهِ صلّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: ثَلاثةٌ: حُروبُ الجَمَلِ، وَصِفِّینَ، وَحَرب أهلالنهروان1.2.3
🔸ابن تیميه در منهاج السنة:
همهی جنگهایی که علی رضیاللهعنه پس از وفات رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آن حضور داشت، سه جنگ بود: جنگ جمل، جنگ صفین، و جنگ با اهل نهروان.
✍️حضور امامین حسنین علیهماالسلام:👇
اوّلًا: در هیچیک از منابع شیعی، اشارهای به حضور امامین حسنین علیهماالسلام در جنگهای اعراب با ایران وجود ندارد؛ ازاینرو این مسئله اساساً برای شیعه فاقد اهمیت است.
امّا در منابع غیرشیعی، تنها دو مأخذ به حضور امامین حسنین علیهماالسلام در این جنگها اشاره کردهاند.
1️⃣: بلاذری: ومعه في غزاته فيما 👈يقال الْحَسَن والْحُسَيْن ابنا علي بْن أَبِي طالب عليهم السلام 4
✍🏻در همین نقل بلاذری از تعبیر «یُقال» استفاده کرده است؛ و این نشان میدهد که خودِ مؤلّف نیز این روایت را ضعیف میدانسته است.
2️⃣:طبری: عن على بن مجاهد، .... و معه الحسن و الحسين5
✍این روایت را طبری از علی بن مجاهد نقل کرده است؛ در حالیکه علمای رجال اهلسنّت بهصراحت علی بن مجاهد را تضعیف کردهاند.
🔺قال يحيى بن الضريس على بن مجاهد كذاب6
.📚:منابع
1: مجموع الفتاوی ج 4 ص493
2:منهاج السنة ج 7 ص 199
3:منهاج السنه ج 7 ص 90
4: فتوح البلدان ج 1ص326
5:تاريخ الأمم ج 4 ص269
6: الجرح والتعديل الرازي ج6ص 205
✍️: عیسوند
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی(آیا امیرالمومنین علیهالسلام از قبول خلافت امتناع ورزیدند؟)
✍🏻آیا امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از هجوم مردم برای بیعت، در پی مرگ عثمان، از پذیرش خلافت امتناع ورزیدند؟»
🔺فَمَا رَاعَنِي إِلَّا وَ النَّاسُ [إِلَيَ] كَعُرْفِ الضَّبُعِ إِلَيَّ يَنْثَالُونَ عَلَيَّ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ حَتَّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنَانِ وَ شُقَّ عِطْفَايَ مُجْتَمِعِينَ حَوْلِي كَرَبِيضَةِ الْغَنَم.....
لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْز
🔸امیرالمومنین علیه السلام:
«ناگهان دیدم مردم همچون یالهای انبوه کفتار، از هر سو به سوی من هجوم آوردند. آنچنان از هر طرف بر من فشار آوردند که حسن و حسین زیر پایشان قرار گرفتند و دو طرف جامهام پاره شد.
همگی گرد من جمع شدند، همانند گلهای که بر آبشخور هجوم آورد.»
«آگاه باشید! سوگند به آنکه دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان مردم نبود، و اگر وجود یاران حجت را بر من تمام نمیکرد، و اگر پیمانی که خداوند از علما گرفته که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، نبود، مهار خلافت را بر پشت آن میافکندم و رهایش میکردم.
و پایان آن را همانند آغازش با جامی تلخ سیراب میساختم.
آنگاه میدیدید که این دنیای شما نزد من بیارزشتر از عطسهای از بز است.»
👇🏻نتیجه👇🏻
«امیرالمؤمنین علیهالسلام از پذیرش خلافت امتناع نورزیدند
بلکه فرمودند: اگر حجت الهی بر ضرورت قبول خلافت و اصلاح اسلام در برابر انحرافات سران سقیفه نبود از پذیرش آن خودداری میکردم.
اما اکنون که حجت الهی بر قبول خلافت قائم است، آن را پذیرفتم.
بنابراین، شبههای که آقای اردستانی مطرح کردهاند، اساساً بیپایه و مردود است.»
📚نهج البلاغة 50
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و حامد کاشانی (حضور امیرالمومنین علیهالسلام در جنگهای خلفاء غاصب
آیا امیرالمومنین یا امامین حسنین «علیهمالسلام» در حمله اعراب به ایران شرکت داشتند❓
👇🏻نکته👇🏻
در نوشتهی خود از تعبیر «حمله اعراب» استفاده کردهام، نه «حمله لشکر اسلام». دلیل این انتخاب آن است که در زمان یورش لشکر خلیفهی غاصب، اسلام حقیقی و مُجَسَّم ــ یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام ــ در مدینه حضور داشتند.
بنابراین بهکار بردن عنوان «لشکر اسلام» در این زمینه، از نظر تاریخی و اعتقادی نادرست است.
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
از آغاز ایام فاطمیه، تمام فعالیتهای کانال بر مباحث مرتبط با این ایام متمرکز شد.
یکی از موضوعاتی که بسیار علاقهمند بودم مطرح کنم ــ اما متأسفانه فرصت مناسب فراهم نشد و ایام سپری گردید ــ بحث «اموال پیامبر صلیاللهعلیهوآله» و سرنوشت این اموال پس از شهادت ایشان بود.
بهطور کلی توصیه میکنم این موضوع را برای مطالعهی شخصی خود بررسی کنید، چرا که از مباحث مهم و قابل تأمل و به شدت مغفول در تاریخ اسلام است.
✍🏻: عیسوند
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی(آیا امیرالمومنین علیهالسلام از قبول خلافت امتناع ورزیدند
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(آیا بر خلافت ابابکر اجماع صورت گرفته بود؟)
✍🏻یکی از دلایلی که از زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام تاکنون برای اثبات حقانیتِ ادعای غصب خلافت مطرح شده، «اجماع و اتفاق نظر مسلمانان بر خلافت ابابکر» است.
اما آیا واقعاً چنین اجماعی بر این غصب تحقق یافته بود؟
🔺فقَالَ أَبُو بَكْرٍ حَدِيثٌ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالٍ وَ لَمَّا رَأَيْتُ اجْتِمَاعَهُمْ اتَّبَعْتُ حَدِيثَ النَّبِيِّ ص وَ أَحَلْتُ أَنْ يَكُونَ اجْتِمَاعُهُمْ عَلَى خِلَافِ الْهُدَى وَ أَعْطَيْتُهُمْ قَوَدَ الْإِجَابَةِ وَ لَوْ عَلِمْتُ أَنَّ أَحَداً يَتَخَلَّفُ لَامْتَنَعْتُ قَالَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ حَدِيثِ النَّبِيِّ ص إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالٍ أَ فَكُنْتُ مِنَ الْأُمَّةِ أَوْ لَمْ أَكُنْ قَالَ بَلَى قَالَ وَ كَذَلِكَ الْعِصَابَةُ الْمُمْتَنِعَةُ عَلَيْكَ مِنْ سَلْمَانَ وَ عَمَّارٍ وَ أَبِي ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ ابْنِ عُبَادَةَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ الْأَنْصَارِ قَالَ كُلٌّ مِنَ الْأُمَّةِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع فَكَيْفَ تَحْتَجُّ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ ص وَ أَمْثَالُ هَؤُلَاءِ قَدْ تَخَلَّفُوا عَنْك
🔸ابو بكر گفت:
به سبب حدیثی که از رسول خدا «صلی الله علیه و اله» شنیده بودم ـ که فرمود: «خداوند نمیگذارد امت من بر گمراهی اتفاق و اجماع کنند».
چون دیدم همگان بر خلافت اجماع کردهاند، از این حدیث پیروی نمودم و اجتماع آنان را بر خلاف راه هدایت محال دانستم؛ از این رو زمام پذیرش خود را به دست ایشان سپردم.
و اگر میدانستم حتی یک نفر مخالفت میکند، از پذیرش این امر خودداری میکردم.
حضرت علی علیهالسلام فرمود: آنچه از پیامبر نقل کردی که فرموده است «امت من بر گمراهی اتفاق و اجماع نمیکنند»، من از افراد این امت بودم یا نه؟
گفت: آری، بودی.
فرمود: همچنین آن گروهی که از بیعت با تو خودداری کردند، مانند سلمان، عمار، ابوذر، مقداد، ابنعباده و از طایفه انصار هر کس که با آنان بود، آیا آنان از امت بودند یا نه؟
گفت: همگی از امت بودند. علی علیهالسلام فرمود: پس چگونه این حدیث پیامبر را دلیل میآوری، در حالی که چنین افراد برجستهای از بیعت با تو خودداری کردهاند؟
📚: الخصال، ج2، ص: 549
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(استدلال مخالفین برای اثبات اجماع بر خلافت غصب شده)
🔺إجماع الأمَّة حُجَّة بالكتاب والسُّنَّة والإجماع، 👈والعترة بعضُ الأمَّة، فيلزم من ثُبوت إجماعِ الأمَّة إجماعُ العِترة
🔸ابن تیمیه:
سرور عترت رسول خدا صلیالله علیه و سلم است.
و اجماع امت حجّت است به کتاب و سنت و اجماع؛ و چون عترت بخشی از امتاند، پس لازم میآید که با ثبوت اجماع امت، اجماع عترت نیز ثابت باشد.»
👇🏻وجه استدلال👇🏻
✍🏻ابنتیمیه در آغاز، اجماع مسلمانان را بر خلافتی که بهصورت غصبشده تحقق یافته، مفروض میگیرد.
سپس مخالفت بنیهاشم را نامفروض میداند و چنین استدلال میکند که چون تمامی مسلمانان به آن خلافت رضایت دادند، پس بهطور طبیعی بنیهاشم نیز رضایت داشتهاند.
👇🏻جواب👇🏻
✍🏻مخالفت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام همراه با گروهی از صحابه، در منابع معتبر اهلسنت نیز نقل شده است.
🔺«أَنَّ الأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِي سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ، وَخَالَفَ عَنَّا عَلِيٌّ وَ الزُّبَيْرُ وَ مَنْ مَعَهُمَا... »
🔸عمر بن الخطاب گفت:
انصار با ما مخالفت کردند. و همه آنها در سقیفه بنی ساعده جمع شدند. و علی و زبیر و کسانی که با آن دو بودند هم، با ما مخالفت کردند.
🔺«وَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ إجْمَاعٍ يَخْرُجُ عَنْهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ مِنْ الصَّحَابَةِ»
🔸ابن حزم آندلسي:
خدا لعنت کند آن اجماعی را که علی بن ابیطالب و صحابه همراه او، از آن اجماع بیرون بیاید.
📚منابع:
1: منهاج السنة: ج 7، ص397
2: صحيح البخارى،، ج6، ص 2505
3: المحلى، ج 9، ص 345
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(معرفی مخالفان ابابکر)
1. مخالفان انتخاب جانشین پیامبر در سقیفه (1)
2. مخالفان انتخاب جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله در سقیفه (2)
✍در این دو مقاله حدود ۷۰ نفر ذکر شده است که با خلافت ابابکر مخالفت کردهاند
با وجود این تعداد بالا چگونه ادعاء میکنند:
«اجماع بر خلافت ابابکر»صورت گرفته است؟
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(یاری شدن حامد کاشانی با روح القدس)
🔺أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ قَالَ: سَأَلَ يَحْيَى بْنُ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيُّ بِحَضْرَةِ الرَّشِيدِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي يَا هِشَامُ عَنِ الْحَقِّ هَلْ يَكُونُ فِي جِهَتَيْنِ مُخْتَلِفَتَيْنِ قَالَ هِشَامٌ لَا قَالَ فَخَبِّرْنِي عَنْ نَفْسَيْنِ اخْتَصَمَا فِي حُكْمٍ فِي الدِّينِ وَ تَنَازَعَا وَ اخْتَلَفَا هَلْ يَخْلُوَانِ مِنْ أَنْ يَكُونَا مُحِقَّيْنِ أَوْ مُبْطِلَيْنِ أَوْ يَكُونَ أَحَدُهُمَا مُبْطِلًا وَ الْآخَرُ مُحِقّاً .....
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
یحیى بن خالد برمکی در حضور هارونالرشید از هشام بن حکم (رحمهالله) پرسید و گفت:
ای هشام، به من خبر بده، آیا حق میتواند در دو جهت متفاوت باشد؟
هشام گفت: نه.
یحیى گفت: پس به من خبر بده دربارهٔ دو نفر که در حکمی دینی با هم اختلاف و نزاع کردند؛ آیا خالی از این است که هر دو بر حق باشند، یا هر دو باطل باشند، یا یکی بر حق و دیگری باطل؟
هشام گفت: نه، از این سه حالت بیرون نیست، و جایز نیست که هر دو بر حق باشند، همانگونه که پیشتر پاسخ دادم.
یحیى گفت: پس به من خبر بده دربارهٔ علی علیهالسلام و عباس، هنگامی که در موضوع میراث نزد ابوبکر اختلاف کردند؛ کدامیک بر حق و کدامیک باطل بود، در حالی که تو نمیگویی هر دو بر حق بودند و نه هر دو باطل؟
هشام گفت: با خود اندیشیدم، دیدم اگر بگویم علی علیهالسلام باطل بود، کافر شدهام و از مذهبم بیرون رفتهام، و اگر بگویم عباس باطل بود، رشید گردنم را میزند.
و مسألهای بر من وارد شد که پیش از آن پرسیده نشده بود و پاسخی آماده نداشتم.
پس سخن امام صادق علیهالسلام به یادم آمد که به من فرمود: «ای هشام، تا زمانی که ما را با زبانت یاری کنی، همواره به روحالقدس مؤیَّد خواهی بود.» دانستم که رها نخواهم شد و پاسخ در همان لحظه به من داده خواهد شد. پس گفتم: هیچیک از آن دو خطا نکردند، بلکه هر دو بر حق بودند.
و برای این نمونهای در قرآن هست، در داستان داوود علیهالسلام، آنجا که خداوند میفرماید: «آیا خبر آن دو خصم به تو رسیده است، هنگامی که از محراب بالا رفتند… گفتند: ما دو خصمیم که بعضی بر بعضی ستم کرده است.»
پس کدامیک از آن دو فرشته خطا کرد و کدام درست گفت؟
یا میگویی هر دو خطا کردند؟
پاسخ تو در آن، همان پاسخ من در این است.
یحیى گفت: نمیگویم آن دو فرشته خطا کردند، بلکه میگویم هر دو درست گفتند؛ زیرا در حقیقت نزاعی میانشان نبود و در حکم اختلافی نداشتند، بلکه آن را ظاهر ساختند تا داوود علیهالسلام را بر خطایش آگاه کنند و حکم را به او بشناسانند و او را بر آن متوقف سازند.
هشام گفت: همینگونه علی علیهالسلام و عباس در حقیقت اختلافی در حکم نداشتند و نزاعی واقعی میانشان نبود، بلکه اختلاف و خصومت را آشکار کردند تا ابوبکر را بر اشتباهش آگاه کنند و او را بر خطایش متوقف سازند و بر ظلمی که در میراث بر آنان روا داشت دلالت کنند.
آنان در امر خود هیچ تردیدی نداشتند، بلکه کارشان همانند کار آن دو فرشته بود.
پس یحیى پاسخی نداشت و هارونالرشید آن سخن را پسندید.
📚الفصول المختارة 49
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(غیرت آقای حامد کاشانی نسبت به مقدسات شیعه)
✍🏻در آغاز مناظره، سخنان آقای کاشانی با حالتی از اضطراب و لرزش همراه بود.
این لرزش نه به سبب فقدان پشتوانه علمی، بلکه برخاسته از آن بود که به مقدسترین باورها و ارزشهای شیعه جسارت شده بود؛ همانگونه که هشام بن حکم در برابر بیاحترامی به امام خویش دچار لرزش و اضطراب شد.
🔺قَدْ أَصَابَ الشَّامِيَّ فَقَالَ لِلشَّامِيِّ كَلِّمْ هَذَا الْغُلَامَ يَعْنِي هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لِهِشَامٍ يَا غُلَامُ سَلْنِي فِي إِمَامَةِ هَذَا فَغَضِبَ هِشَامٌ حَتَّى ارْتَعَدَ ثُمَّ قَالَ لِلشَّامِيِّ يَا هَذَا أَ رَبُّكَ أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ أَمْ خَلْقُهُ لِأَنْفُسِهِم
🔸امام صادق علیهالسلام به مرد شامی فرمودند:
با این نوجوان سخن بگو ـ مقصودش هشام بن حکم بود ـ شامی گفت: بله. سپس به هشام گفت: ای نوجوان! از من درباره امامت این (مرد) بپرس. هشام به شدت خشمگین شد تا آنجا که لرزید، سپس به شامی گفت: ای مرد! پروردگار تو برای بندگانش داناتر و خیرخواهتر است یا خود بندگان برای خویش؟»
👇🏻وجه استدلال👇🏻
مردی شامی با بیادبی، امام صادق علیهالسلام را با تعبیر «هذا» مورد خطاب قرار داد.
این جسارت چنان هشام بن حکم را آزرده ساخت که از شدت اندوه و ناراحتی، بدنش به لرزه افتاد.
با این حال، هشام بن حکم در ادامه با استدلالهای محکم و کوبنده، آن مرد شامی را مغلوب ساخت.
سرانجام، مرد شامی تحت تأثیر منطق و برهان هشام، حقانیت مذهب شیعه را پذیرفت و به آن گروید.
📚الکافي: ج 1 ص172
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi