علم الحدیث
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و حامد کاشانی (حضور امیرالمومنین علیهالسلام در جنگهای خلفاء غاصب
آیا امیرالمومنین یا امامین حسنین «علیهمالسلام» در حمله اعراب به ایران شرکت داشتند❓
👇🏻نکته👇🏻
در نوشتهی خود از تعبیر «حمله اعراب» استفاده کردهام، نه «حمله لشکر اسلام». دلیل این انتخاب آن است که در زمان یورش لشکر خلیفهی غاصب، اسلام حقیقی و مُجَسَّم ــ یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام ــ در مدینه حضور داشتند.
بنابراین بهکار بردن عنوان «لشکر اسلام» در این زمینه، از نظر تاریخی و اعتقادی نادرست است.
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
از آغاز ایام فاطمیه، تمام فعالیتهای کانال بر مباحث مرتبط با این ایام متمرکز شد.
یکی از موضوعاتی که بسیار علاقهمند بودم مطرح کنم ــ اما متأسفانه فرصت مناسب فراهم نشد و ایام سپری گردید ــ بحث «اموال پیامبر صلیاللهعلیهوآله» و سرنوشت این اموال پس از شهادت ایشان بود.
بهطور کلی توصیه میکنم این موضوع را برای مطالعهی شخصی خود بررسی کنید، چرا که از مباحث مهم و قابل تأمل و به شدت مغفول در تاریخ اسلام است.
✍🏻: عیسوند
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی(آیا امیرالمومنین علیهالسلام از قبول خلافت امتناع ورزیدند
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(آیا بر خلافت ابابکر اجماع صورت گرفته بود؟)
✍🏻یکی از دلایلی که از زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام تاکنون برای اثبات حقانیتِ ادعای غصب خلافت مطرح شده، «اجماع و اتفاق نظر مسلمانان بر خلافت ابابکر» است.
اما آیا واقعاً چنین اجماعی بر این غصب تحقق یافته بود؟
🔺فقَالَ أَبُو بَكْرٍ حَدِيثٌ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالٍ وَ لَمَّا رَأَيْتُ اجْتِمَاعَهُمْ اتَّبَعْتُ حَدِيثَ النَّبِيِّ ص وَ أَحَلْتُ أَنْ يَكُونَ اجْتِمَاعُهُمْ عَلَى خِلَافِ الْهُدَى وَ أَعْطَيْتُهُمْ قَوَدَ الْإِجَابَةِ وَ لَوْ عَلِمْتُ أَنَّ أَحَداً يَتَخَلَّفُ لَامْتَنَعْتُ قَالَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ حَدِيثِ النَّبِيِّ ص إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْمَعُ أُمَّتِي عَلَى ضَلَالٍ أَ فَكُنْتُ مِنَ الْأُمَّةِ أَوْ لَمْ أَكُنْ قَالَ بَلَى قَالَ وَ كَذَلِكَ الْعِصَابَةُ الْمُمْتَنِعَةُ عَلَيْكَ مِنْ سَلْمَانَ وَ عَمَّارٍ وَ أَبِي ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ ابْنِ عُبَادَةَ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ الْأَنْصَارِ قَالَ كُلٌّ مِنَ الْأُمَّةِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع فَكَيْفَ تَحْتَجُّ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ ص وَ أَمْثَالُ هَؤُلَاءِ قَدْ تَخَلَّفُوا عَنْك
🔸ابو بكر گفت:
به سبب حدیثی که از رسول خدا «صلی الله علیه و اله» شنیده بودم ـ که فرمود: «خداوند نمیگذارد امت من بر گمراهی اتفاق و اجماع کنند».
چون دیدم همگان بر خلافت اجماع کردهاند، از این حدیث پیروی نمودم و اجتماع آنان را بر خلاف راه هدایت محال دانستم؛ از این رو زمام پذیرش خود را به دست ایشان سپردم.
و اگر میدانستم حتی یک نفر مخالفت میکند، از پذیرش این امر خودداری میکردم.
حضرت علی علیهالسلام فرمود: آنچه از پیامبر نقل کردی که فرموده است «امت من بر گمراهی اتفاق و اجماع نمیکنند»، من از افراد این امت بودم یا نه؟
گفت: آری، بودی.
فرمود: همچنین آن گروهی که از بیعت با تو خودداری کردند، مانند سلمان، عمار، ابوذر، مقداد، ابنعباده و از طایفه انصار هر کس که با آنان بود، آیا آنان از امت بودند یا نه؟
گفت: همگی از امت بودند. علی علیهالسلام فرمود: پس چگونه این حدیث پیامبر را دلیل میآوری، در حالی که چنین افراد برجستهای از بیعت با تو خودداری کردهاند؟
📚: الخصال، ج2، ص: 549
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(استدلال مخالفین برای اثبات اجماع بر خلافت غصب شده)
🔺إجماع الأمَّة حُجَّة بالكتاب والسُّنَّة والإجماع، 👈والعترة بعضُ الأمَّة، فيلزم من ثُبوت إجماعِ الأمَّة إجماعُ العِترة
🔸ابن تیمیه:
سرور عترت رسول خدا صلیالله علیه و سلم است.
و اجماع امت حجّت است به کتاب و سنت و اجماع؛ و چون عترت بخشی از امتاند، پس لازم میآید که با ثبوت اجماع امت، اجماع عترت نیز ثابت باشد.»
👇🏻وجه استدلال👇🏻
✍🏻ابنتیمیه در آغاز، اجماع مسلمانان را بر خلافتی که بهصورت غصبشده تحقق یافته، مفروض میگیرد.
سپس مخالفت بنیهاشم را نامفروض میداند و چنین استدلال میکند که چون تمامی مسلمانان به آن خلافت رضایت دادند، پس بهطور طبیعی بنیهاشم نیز رضایت داشتهاند.
👇🏻جواب👇🏻
✍🏻مخالفت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام همراه با گروهی از صحابه، در منابع معتبر اهلسنت نیز نقل شده است.
🔺«أَنَّ الأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِي سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ، وَخَالَفَ عَنَّا عَلِيٌّ وَ الزُّبَيْرُ وَ مَنْ مَعَهُمَا... »
🔸عمر بن الخطاب گفت:
انصار با ما مخالفت کردند. و همه آنها در سقیفه بنی ساعده جمع شدند. و علی و زبیر و کسانی که با آن دو بودند هم، با ما مخالفت کردند.
🔺«وَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ إجْمَاعٍ يَخْرُجُ عَنْهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ مِنْ الصَّحَابَةِ»
🔸ابن حزم آندلسي:
خدا لعنت کند آن اجماعی را که علی بن ابیطالب و صحابه همراه او، از آن اجماع بیرون بیاید.
📚منابع:
1: منهاج السنة: ج 7، ص397
2: صحيح البخارى،، ج6، ص 2505
3: المحلى، ج 9، ص 345
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(معرفی مخالفان ابابکر)
1. مخالفان انتخاب جانشین پیامبر در سقیفه (1)
2. مخالفان انتخاب جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله در سقیفه (2)
✍در این دو مقاله حدود ۷۰ نفر ذکر شده است که با خلافت ابابکر مخالفت کردهاند
با وجود این تعداد بالا چگونه ادعاء میکنند:
«اجماع بر خلافت ابابکر»صورت گرفته است؟
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(یاری شدن حامد کاشانی با روح القدس)
🔺أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ قَالَ: سَأَلَ يَحْيَى بْنُ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيُّ بِحَضْرَةِ الرَّشِيدِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي يَا هِشَامُ عَنِ الْحَقِّ هَلْ يَكُونُ فِي جِهَتَيْنِ مُخْتَلِفَتَيْنِ قَالَ هِشَامٌ لَا قَالَ فَخَبِّرْنِي عَنْ نَفْسَيْنِ اخْتَصَمَا فِي حُكْمٍ فِي الدِّينِ وَ تَنَازَعَا وَ اخْتَلَفَا هَلْ يَخْلُوَانِ مِنْ أَنْ يَكُونَا مُحِقَّيْنِ أَوْ مُبْطِلَيْنِ أَوْ يَكُونَ أَحَدُهُمَا مُبْطِلًا وَ الْآخَرُ مُحِقّاً .....
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
یحیى بن خالد برمکی در حضور هارونالرشید از هشام بن حکم (رحمهالله) پرسید و گفت:
ای هشام، به من خبر بده، آیا حق میتواند در دو جهت متفاوت باشد؟
هشام گفت: نه.
یحیى گفت: پس به من خبر بده دربارهٔ دو نفر که در حکمی دینی با هم اختلاف و نزاع کردند؛ آیا خالی از این است که هر دو بر حق باشند، یا هر دو باطل باشند، یا یکی بر حق و دیگری باطل؟
هشام گفت: نه، از این سه حالت بیرون نیست، و جایز نیست که هر دو بر حق باشند، همانگونه که پیشتر پاسخ دادم.
یحیى گفت: پس به من خبر بده دربارهٔ علی علیهالسلام و عباس، هنگامی که در موضوع میراث نزد ابوبکر اختلاف کردند؛ کدامیک بر حق و کدامیک باطل بود، در حالی که تو نمیگویی هر دو بر حق بودند و نه هر دو باطل؟
هشام گفت: با خود اندیشیدم، دیدم اگر بگویم علی علیهالسلام باطل بود، کافر شدهام و از مذهبم بیرون رفتهام، و اگر بگویم عباس باطل بود، رشید گردنم را میزند.
و مسألهای بر من وارد شد که پیش از آن پرسیده نشده بود و پاسخی آماده نداشتم.
پس سخن امام صادق علیهالسلام به یادم آمد که به من فرمود: «ای هشام، تا زمانی که ما را با زبانت یاری کنی، همواره به روحالقدس مؤیَّد خواهی بود.» دانستم که رها نخواهم شد و پاسخ در همان لحظه به من داده خواهد شد. پس گفتم: هیچیک از آن دو خطا نکردند، بلکه هر دو بر حق بودند.
و برای این نمونهای در قرآن هست، در داستان داوود علیهالسلام، آنجا که خداوند میفرماید: «آیا خبر آن دو خصم به تو رسیده است، هنگامی که از محراب بالا رفتند… گفتند: ما دو خصمیم که بعضی بر بعضی ستم کرده است.»
پس کدامیک از آن دو فرشته خطا کرد و کدام درست گفت؟
یا میگویی هر دو خطا کردند؟
پاسخ تو در آن، همان پاسخ من در این است.
یحیى گفت: نمیگویم آن دو فرشته خطا کردند، بلکه میگویم هر دو درست گفتند؛ زیرا در حقیقت نزاعی میانشان نبود و در حکم اختلافی نداشتند، بلکه آن را ظاهر ساختند تا داوود علیهالسلام را بر خطایش آگاه کنند و حکم را به او بشناسانند و او را بر آن متوقف سازند.
هشام گفت: همینگونه علی علیهالسلام و عباس در حقیقت اختلافی در حکم نداشتند و نزاعی واقعی میانشان نبود، بلکه اختلاف و خصومت را آشکار کردند تا ابوبکر را بر اشتباهش آگاه کنند و او را بر خطایش متوقف سازند و بر ظلمی که در میراث بر آنان روا داشت دلالت کنند.
آنان در امر خود هیچ تردیدی نداشتند، بلکه کارشان همانند کار آن دو فرشته بود.
پس یحیى پاسخی نداشت و هارونالرشید آن سخن را پسندید.
📚الفصول المختارة 49
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(غیرت آقای حامد کاشانی نسبت به مقدسات شیعه)
✍🏻در آغاز مناظره، سخنان آقای کاشانی با حالتی از اضطراب و لرزش همراه بود.
این لرزش نه به سبب فقدان پشتوانه علمی، بلکه برخاسته از آن بود که به مقدسترین باورها و ارزشهای شیعه جسارت شده بود؛ همانگونه که هشام بن حکم در برابر بیاحترامی به امام خویش دچار لرزش و اضطراب شد.
🔺قَدْ أَصَابَ الشَّامِيَّ فَقَالَ لِلشَّامِيِّ كَلِّمْ هَذَا الْغُلَامَ يَعْنِي هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لِهِشَامٍ يَا غُلَامُ سَلْنِي فِي إِمَامَةِ هَذَا فَغَضِبَ هِشَامٌ حَتَّى ارْتَعَدَ ثُمَّ قَالَ لِلشَّامِيِّ يَا هَذَا أَ رَبُّكَ أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ أَمْ خَلْقُهُ لِأَنْفُسِهِم
🔸امام صادق علیهالسلام به مرد شامی فرمودند:
با این نوجوان سخن بگو ـ مقصودش هشام بن حکم بود ـ شامی گفت: بله. سپس به هشام گفت: ای نوجوان! از من درباره امامت این (مرد) بپرس. هشام به شدت خشمگین شد تا آنجا که لرزید، سپس به شامی گفت: ای مرد! پروردگار تو برای بندگانش داناتر و خیرخواهتر است یا خود بندگان برای خویش؟»
👇🏻وجه استدلال👇🏻
مردی شامی با بیادبی، امام صادق علیهالسلام را با تعبیر «هذا» مورد خطاب قرار داد.
این جسارت چنان هشام بن حکم را آزرده ساخت که از شدت اندوه و ناراحتی، بدنش به لرزه افتاد.
با این حال، هشام بن حکم در ادامه با استدلالهای محکم و کوبنده، آن مرد شامی را مغلوب ساخت.
سرانجام، مرد شامی تحت تأثیر منطق و برهان هشام، حقانیت مذهب شیعه را پذیرفت و به آن گروید.
📚الکافي: ج 1 ص172
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(چرا امیرالمؤمنین علیهالسلام همانگونه که با عایشه و زبیر جنگید، با سران سقیفه وارد جنگ نشد؟)
🔺رُوِيَ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ جَالِساً فِي بَعْضِ مَجَالِسِهِ بَعْدَ رُجُوعِهِ مِنْ نَهْرَوَانَ فَجَرَى الْكَلَامُ حَتَّى قِيلَ لَهُ لِمَ لَا حَارَبْتَ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ كَمَا حَارَبْتَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرَ وَ مُعَاوِيَةَ؟
فَقَالَ عَلِيٌّ ع إِنِّي كُنْتُ لَمْ أَزَلْ مَظْلُوماً مُسْتَأْثَراً عَلَى حَقِّي فَقَامَ إِلَيْهِ الْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لِمَ لَمْ تَضْرِبْ بِسَيْفِكَ وَ لَمْ تَطْلُبْ بِحَقِّكَ؟.....
🔸در کتاب شریف الاحتجاج مرحوم طبرسی نقل شده كه:
آن حضرت پس از جنگ نهروان در مجلسى نشسته بود و از جريان امور گذشته مذاكره مىشد، تا اينكه آن حضرت پرسيده شد كه چرا با أبوبكر و عمر همچون طلحه و زبير و معاويه نجنگيدى⁉️
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود:👇
من از روز نخست زندگى پيوسته مظلوم واقع شده و حقوق خود را مورد تجاوز و دستبرد ديگران مىديدم.
پس اشعث بن قيس برخاسته و گفت: اى أمير المؤمنين، چرا دست به شمشير نبردى و حقّ خود را نستاندى⁉️
فرمود: اى اشعث مطلبى را پرسيدى پس خوب به پاسخش گوش كرده و بخاطر بسپار، و به حقيقت كلام و حجّت من توجّه كن.
كه من از شش تن از انبياى گذشته تبعيّت و پيروى نمودم:
أوّل:👈 از حضرت نوح عليه السّلام كه خداوند در بارهاش مىفرمايد: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ : قمر 10.: « تا آنکه به درگاه خدایش دعا کرد که من سخت مغلوب قوم شدهام تو مرا یاری فرما.» پس اگر كسى بگويد او از قوم خود خوف نداشته؛ منكر كلام خدا و كافر بدان شده است
. و دوم👈 از حضرت لوط عليه السّلام كه خداوند در باره او مىفرمايد: لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيد هود80 « گفت: «(افسوس!) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم؛ یا تکیهگاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود! (آنگاه میدانستم با شما زشتسیرتان ددمنش چه کنم» پس اگر كسى بگويد: لوط اين كلام را براى مطلبى غير از ترس گفته مسلّما كافر است، و گر نه اوصياى انبياء در اين مقام معذورترند.
سوم👈 از حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام، در اين آيه كه: وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مریم 48« و من از شما و معبودانی که به جای خدا می خوانید، کناره می گیرم » پس اگر كسى بگويد او اين سخن را براى غير ترس گفته كافر است، و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله معذورتر است.
چهارم👈 از حضرت #موسى عليه السّلام در اين آيه: فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ شعراء 21،« پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم» پس اگر كسى با وجود اين آيه منكر ترس موسى شود كافر است، و گر نه #وصىّ معذورتر است.
پنجم👈 از سخن هارون برادر آن حضرت در اين آيه كه گفت: ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي اعراف 150 « و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید؛ او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند » اگر كسى منكر ترس هارون باشد مسلّما كافر است، و گر نه وصىّ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله معذورتر است.
ششم👈 از برادرم محمّد صلّى اللَّه عليه و آله خير البشر پيروى و تبعيّت نمودم كه روى احتياط و خوف از قريش مرا در جاى خود خوابانيده، و خود از مكّه بيرون و در غار مخفى شد، اگر كسى منكر ترس آن حضرت از دشمنان باشد كافر است، و گر نه وصىّ او معذورتر است
👈.در اين وقت همه مردم يكپارچه برخاسته و گفتند: اى أمير المؤمنين ما همه دريافتيم كه فرمايش شما صحيح و عمل شما حقّ است، و ما جاهل و گناهكاريم، و ما مىدانيم كه شما در ترك دعوى و سكوت و تسليم شدن خود معذور مىباشى.
📚: الاحتجاج ج ۱ ص ۱۸۹
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا امیرالمؤمنین علیهالسلام همانگونه که با عایشه و زبیر جنگید، با سران سقیفه وارد جنگ نشد❓
پ ن: کار خوشذوق اعضاء کانال
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖به مناسبت مناظره آقایان اردستانی و کاشانی
(چرا سران سقیفه خلافت را غصب کردند)
✍🏻«نظر منابع و علمای شیعه درباره چرایی غصب خلافت توسط سران سقیفه روشن است؛ اما شنیدن دلایل این غصب از زبان علمای اهلسنت اهمیت ویژهای دارد.»
🔺وَأَجمَعَ الجَماهيرُ عَلَي مَتنِ الحَديثِ عَن خُطبَةِ يَومِ غَديرِ خُمٍّ باتِّفاقِ الجَميعِ،
وَهُوَ يَقولُ: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليٌّ مَولاهُ»،
فَقالَ عُمَرُ: «بَخٍ بَخٍ لَكَ يا أبا الحَسَنِ، لَقَد أَصبَحتَ مَولايَ وَمَولى كُلِّ مُؤمِنٍ وَمُؤمِنَةٍ»،
فَهذا تَسليمٌ وَرِضًى وَتَحكيمٌ،
ثُمَّ بَعدَ هذا غَلَبَ الهَوى لِحُبِّ الرِّياسَةِ،
وَحَملَ عَمودَ الخِلافَةِ وَعُقودَ البُنودِ،
وَخَفقانَ الهَوى في قَعقَعَةِ الرّاياتِ.
🔸غزالی میگوید:
و همگان بر متن حدیثِ خطبهی روز غدیر خم، به اتفاق کامل، اجماع کردند؛
پیامبر صلی الله علیه و اله: هر کس که من مولای اویم، پس علی مولای اوست.
پس عمر گفت: بهبه! بهبه! برای تو ای ابوالحسن، همانا تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.
این، تسلیم و رضایت و حکمپذیری بود.
سپس پس از این، هوا و هوس به خاطر دوست داشتن ریاست بر آنان چیره شد،
و ستون خلافت و پیمانهای پرچمها را بر دوش گرفتند،
و هیجان هوس در میان غرش پرچمها به حرکت درآمد.»
👇🏻شخصیت غزالی👇🏻
✍🏻«تعاریفی که در منابع اهلسنت در ستایش غزالی آمده است، تقریباً درباره هیچکس دیگری بیان نشده است.»
🔺الغَزَّالي الشَّيْخُ الإِمَامُ البَحْر، حجَّةُ الإِسْلاَم، أُعجوبَة الزَّمَان، زين الدين أَبُو حَامِدٍ مُحَمَّدِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ أَحْمَدَ الطُّوْسِيّ، الشَّافِعِيّ، الغَزَّالِي، صَاحِبُ التَّصَانِيْفِ، وَالذَّكَاءِ المُفرِط
🔸ذهبی در سیر اعلام النبلاء:
غزالی:شیخ، امام، دریای دانش، حجّت اسلام، شگفتی روزگار، زینالدین ابوحامد محمد بن محمد بن محمد بن احمد طوسی، شافعی، غزالی، صاحب تصانیف و برخوردار از هوش فراوان.
👇🏻توجیه اهلتسنن👇🏻
✍🏻«مخالفان شیعه، با توجه به جایگاه والایی که غزالی در میان آنان دارد و با در نظر گرفتن قطعیبودن انتساب کتاب سرّ العالمین به او، نه میتوانند شخصیت غزالی را زیر سؤال ببرند و نه انتساب کتاب را انکار کنند؛ از اینرو به توجیهات مضحک روی آوردهاند.»
🔺وَسَرَدَ كَثِيْراً مِنْ هَذَا الكَلاَم الفَسْلِ الَّذِي تَزعمُهُ الإِمَامِيَّة، وَمَا أَدْرِي مَا عُذْرُهُ فِي هَذَا؟ وَالظَّاهِر أَنَّهُ رَجَعَ عَنْهُ، وَتبع الحَقَّ، فَإِنَّ الرَّجُل مِنْ بُحُوْرِ العِلْمِ، وَاللهُ أَعْلَمُ.
🔸ذهبی بعد از نقل سخن غزالی:
و او بسیار از این سخنان بیمایه را که امامیه ادعا میکنند، بازگو کرد.
و نمیدانم عذر او در این کار چه بوده است؟
و ظاهر آن است که از آن بازگشته و حق را پیروی کرده است،
زیرا آن مرد از دریای دانش است، و خدا داناتر است.»
👇🏻سوال👇🏻
✍🏻«ذهبی ادعا میکند که غزالی از این سخن بازگشته است، در حالی که این ادعا بیپایه و اساس است. کجا غزالی از این سخن بازگشته که ذهبی به جای پاسخگویی، ادعای دروغ مطرح میکند؟»
📚منابع:
1: مجموع رسائل أبو حامد الغزالي، بخش كتاب سرّ العالمين، ص 483
2: سیر اعلام النبلاء ج 14 ص270
3: سیر اعلام النبلاء ج 14 ص 267
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi
➖سالروز ولادت مبارک حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»
🔺وَفِي اليَومِ العِشرِينَ مِنهُ سَنَةَ اثنَتَيْنِ مِنَ المَبعَثِ كَانَ مَولِدُ السَّيِّدَةِ الزَّهرَاءُ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ عَلَيهِمَا السَّلَامُ، وَهُوَ يَومٌ شَرِيفٌ يَتَجَدَّدُ فِيهِ سُرُورُ المُؤمِنِينَ، وَيُستَحَبُّ فِيهِ التَّطَوُّعُ بِالخَيرَاتِ، وَالصَّدَقَةُ عَلَى المَسَاكِينِ.
🔸مرحوم شیخ مفید:
در روز بیستم از ماه جمادي الثاني، در سال دومِ بعثت، ولادت بانوی بزرگوار، حضرت زهرا فاطمه دختر رسول خدا علیهما السلام واقع شد.
این روز، روزی شریف است که شادی مؤمنان در آن تازه میگردد، و در این روز، انجام کارهای نیک و صدقه دادن به نیازمندان مستحب است.
📚مسار الشيعه 54
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi