eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
107 عکس
379 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
علم الحدیث
➖چه کسی پیروز کربلا شد؟ 🔺عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سَيَابَةَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ
➖رسوا کردن یزید ملعون توسط امام سجاد «علیه‌السلام» 🔺«أَنَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، أَنَا ابْنُ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ، أَنَا ابْنُ الطُّهْرِ الْبَتُولِ، أَنَا ابْنُ بِضْعَةِ الرَّسُولِ». قَالَ: وَلَمْ يَزَلْ يَقُولُ: «أَنَا، أَنَا» حَتَّى ضَجَّ النَّاسُ بِالْبُكَاءِ وَالنَّحِيبِ، وَخَشِيَ يَزِيدُ أَنْ تَكُونَ فِتْنَةٌ، فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ أَنْ يُؤَذِّنَ، فَقَطَعَ عَلَيْهِ الْكَلَامَ وَسَكَتَ. فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ: «اللَّهُ أَكْبَرُ»، قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: «كَبُرْتَ كَبِيرًا لَا يُقَاسُ، وَلَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ، لَا شَيْءَ أَكْبَرُ مِنَ اللَّهِ». فَلَمَّا قَالَ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ»، قَالَ عَلِيٌّ: «شَهِدَ بِهَا شَعْرِي وَبَشَرِي، وَلَحْمِي وَدَمِي، وَمُخِّي وَعَظْمِي». فَلَمَّا قَالَ: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ»، الْتَفَتَ عَلِيٌّ مِنْ أَعْلَى الْمِنْبَرِ إِلَى يَزِيدَ، وَقَالَ: «يَا يَزِيدُ! مُحَمَّدٌ هٰذَا جَدِّي أَمْ جَدُّكَ؟ فَإِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدُّكَ فَقَدْ كَذَبْتَ، وَإِنْ قُلْتَ: إِنَّهُ جَدِّي، فَلِمَ قَتَلْتَ عِتْرَتَهُ؟» 🔸وقتی امام سجاد «علیه السلام» در مجلس یزید ملعون شروع به خطبه خواندن کردند در قسمت اخر فرمودند: من فرزند آن بانوی پاک و بتول هستم؛ من فرزند پارهٔ تنِ رسول خدا هستم.» راوی می‌گوید: امام همچنان پی‌درپی می‌فرمود: «من... من...» تا آنکه مردم به گریه و شیون افتادند و صدای ناله و زاری از هر سو برخاست. یزید، از بیم آنکه این وضعیت به آشوب و فتنه بینجامد، به مؤذن فرمان داد اذان بگوید. بدین‌گونه، سخن امام قطع شد و ایشان سکوت اختیار کردند. هنگامی که مؤذن گفت: «اللّه اکبر»، علی بن الحسین«علیه السلام» فرمود: «او بزرگ است؛ بزرگی‌ای که با هیچ مقیاسی سنجیده نمی‌شود و با حواس قابل درک نیست. هیچ چیز بزرگ‌تر از خداوند نیست.» و چون مؤذن گفت: «أشهد أن لا إله إلاّ اللّه»، امام فرمود: «مو و پوست، گوشت و خون، مغز و استخوانم، همگی بر این حقیقت گواهی می‌دهند.» و هنگامی که مؤذن گفت: «أشهد أنّ محمداً رسول اللّه»، امام علی بن الحسین«علیهما السلام»از فراز منبر رو به یزید کرد و فرمود: «ای یزید! این محمد که نامش برده شد، جدّ من است یا جدّ تو؟ اگر گمان کنی که او جدّ توست، دروغ گفته‌ای؛ و اگر بپذیری که او جدّ من است، پس چرا عترت و خاندان او را به قتل رساندی؟» 📚مقتل خوارزمي: ج2 ص78 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖چرا فرزندان قاتلان کربلا مجازات می‌شوند؟ 🔺عنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ:
➖حکم نسل قتله کربلاء 🔺عنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْقَائِمُ وَ اللَّهِ يَقْتُلُ ذَرَارِيَّ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ ع بِفِعَالِ آبَائِهَا. 🔸اسماعيل بن جابر گويد شنيدم از امام صادق «عليه‌السّلام» فرمودند: بخدا سوگند قائم ما آل محمّد «صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله» همه دودمان و نسل كشندگان حسين «عليه‌السّلام» را بقتل رساند (چون) بعمل پدرانشان (راضى هستند). 📚ثواب الاعمال217. ♻️کانال علم الحدیث @mirasehadisi
بررسی یگانه‌انگاریِ دو رخداد تاریخی درباره ارتداد دو کاتب وحی.pdf
حجم: 273.3K
📔بررسی یگانه‌انگاریِ دو رخداد تاریخی درباره ارتداد دو کاتب وحی وحید عیسوند براتی چکیده: در منابع اسلامی از دو تن از کاتبان وحی یاد شده است که پس از مدتی از اسلام خارج شده و مرتد شدند؛ عبد الله بن ابی ‌سرح از قریش و دیگری، فردی نصرانی ‌الاصل که پس از ایمان آوردن، به کتابت آیات قرآن پرداخت و سپس مرتد شدند. در برخی منابع، این دو شخصیت به ‌اشتباه، یک نفر تلقّی شده‌اند. پژوهش حاضر با هدف رفع این خلط تاریخی، ابتدا به معرّفی مستقل هر یک از این دو شخصیت بر اساس منابع تاریخی و روایی می‌پردازد و سپس با تحلیل داده‌های موجود، وجوه تمایز آنان را تبیین می‌کند. این بررسی نشان می‌دهد که هرچند هر دو شخصیت در شمار کاتبان وحی قرار داشته و سرانجامی مشابه در ارتداد یافته‌اند، امّا هویت و سرنوشت آنان کاملاً متمایز است. ♻️کانال علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖عثمانیه در کربلاء)28 ✍🏻«در قسمت قبل بیان کردیم که بن زیاد با زندانی کردنِ رهبران شیعه، فضای خفقان
➖عثمانیه در کربلاء)29 ✍🏻«همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، عبیدالله بن زیاد با اعمال سیاستِ “محاصره‌ی کوفه” و گماشتن مراقبان در مبادی خروجی شهر، از پیوستنِ یاران و مشتاقان به اردوگاه امام حسین (علیه‌السلام) جلوگیری می‌کرد. با این حال، پرسش اینجاست که آیا با وجود این تدابیر سخت‌گیرانه، کسی موفق شد خود را به سپاه آن حضرت برساند؟ : پاسخ مثبت است؛ در ادامه به گزارش‌هایی از افرادی می‌پردازیم که با گذر از این موانع، به اردوگاه امام (علیه‌السلام) پیوستند.» 1. 🔺كانَ يَزيدُ بن زِيادِ بنِ المُهاصِرِ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ عُمَرَ بنِ سَعدٍ إِلى الحُسَينِ، فَلَمّا رَدُّوا الشُّروط عَلَى الحُسَينِ [عليه السّلام] مالَ إِلَيهِ، فَهُوَ مِمَّنِ اهْتَدى يَومَ عاشُوراءَ بِخُطبَةِ الحُرِّ الرِّياحيِّ. 🔸 يزيد بن زياد بن مهاجر از كسانى بود كه همراه عمر بن سعد [از كوفه‌] براى جنگ با امام حسين عليه السّلام بيرون آمده بود ولى، وقتى [سپاه عمر بن سعد] پيشنهادها و شروط حسين [عليه السّلام‌] را نپذيرفت و [تصميم گرفت تا با آن حضرت جنگ كند] وى به امام عليه السّلام پيوست. [يزيد بن زياد از كسانى بود كه با خطبه حرّ هدايت شد و در زمره ياران أبى عبد الله عليه السّلام به فوز شهادت نائل گرديد.] 2. 🔺هَمَّ عَمَّارُ بْنُ أَبِي سَلامَةَ الدَّالانِيُّ أَنْ يَفْتِكَ بِعُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ زِيادٍ فِي عَسْكَرِهِ بِالنَّخِيلَةِ، فَلَمْ يُمْكِنْهُ ذَلِكَ، فَلَطُفَ حَتَّى لَحِقَ بِالحُسَيْنِ فَقُتِلَ مَعَهُ 🔸عمار بن ابی‌سلامه دالانی نیز قصد داشت در اردوگاه نخیله، عبیدالله بن زیاد را ترور کند، اما موفق نشد. پس با زیرکی و تدبیر، خود را به امام حسین علیه‌السلام رساند و در کنار ایشان به شهادت رسید.» 3. 🔺[وَ أَمّا الحُرُّ فَإِنَّهُ] أَخَذَ يَدْنُو مِنْ حُسَيْنٍ [عَلَيْهِ السَّلامُ] قَلِيلًا قَلِيلًا، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ قَوْمِهِ يُقالُ لَهُ: المُهاجِرُ بْنُ أَوْسٍ: ما تُرِيدُ يا ابْنَ يَزِيدَ؟ أَ تُرِيدُ أَنْ تَحْمِلَ؟ فَسَكَتَ وَ أَخَذَهُ مِثْلُ العُرْواءِ، فَقالَ لَهُ: يا ابْنَ يَزِيدَ! وَ اللَّهِ إِنَّ أَمْرَكَ لَمُرِيبٌ، وَ اللَّهِ ما رَأَيْتُ مِنْكَ فِي مَوْقِفٍ قَطُّ مِثْلَ شَيْءٍ أَراهُ الآنَ، وَ لَوْ قِيلَ لِي: مَنْ أَشْجَعُ أَهْلِ الكُوفَةِ رَجُلًا ما عَدَوْتُكَ، فَما هذا الَّذِي أَرى مِنْكَ! 🔸«اما حرّ بن یزید، اندک اندک به سوی امام حسین علیه‌السلام نزدیک می‌شد. مردی از قوم او به نام مهاجر بن اوس به او گفت: ای پسر یزید، چه قصدی داری؟ آیا می‌خواهی حمله کنی؟ حرّ سکوت کرد و لرزشی مانند لرزش تب او را فرا گرفت. مهاجر دوباره گفت: ای پسر یزید، به خدا سوگند که کارت مشکوک است. به خدا قسم، هرگز تو را در هیچ موقعیتی مانند چیزی که اکنون می‌بینم ندیده‌ام. اگر از من می‌پرسیدند که شجاع‌ترین مرد کوفه کیست، جز تو کسی را نام نمی‌بردم. پس این رفتار چیست که اکنون از تو می‌بینم؟ حرّ پاسخ داد: به خدا سوگند، خود را میان بهشت و دوزخ مخیّر می‌بینم، و به خدا قسم، هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نمی‌دهم، حتی اگر قطعه‌قطعه شوم و سوزانده گردم! سپس اسب خود را به حرکت درآورد و به امام حسین علیه‌السلام پیوست.» 4. 🔺فقام عابس بن أبى شبيب الشاكرى فحمد الله وأثنى عليه ثم قال أما بعد فإنى لا أخبرك عن الناس ولا أعلم ما في أنفسهم وما أغرك منهم ؟ والله أحدثك عما أنا موطن نفسي عليه والله لاجيبنكم إذا دعوتم ولاقاتلن معكم عدوكم ولاضربن بسيفي دونكم حتى ألقى الله لا أريد بذلك إلا ما عند الله فقام فقام حبيب بن مظاهر الفقعسى فقال رحمك الله قد قضيت ما ... 🔸طبري عامي نقل مي‌کند: پس از ورود مسلم بن عقیل به خانه مختار و قرائت نامه امام حسین علیه‌السلام برای یاران، همگی شروع به گریه کردند. در این هنگام، عابس شاکری برخاست و گفت: «من درباره مردم چیزی نمی‌گویم و نمی‌دانم در دل‌هایشان چه می‌گذرد و چه چیزی تو را از آنان فریب داده است؛ اما به خدا سوگند، آنچه را که خودم تصمیم گرفته‌ام برایت می‌گویم: به خدا قسم، اگر شما مرا فرا بخوانید، پاسخ خواهم داد؛ با دشمن شما خواهم جنگید؛ و با شمشیرم از شما دفاع خواهم کرد تا به دیدار خدا برسم. من هیچ چیزی جز رضایت خدا را نمی‌خواهم.» در این لحظه، حبیب بن مظاهر برخاست و گفت: «خداوند تو را رحمت کند؛ با همین سخن کوتاه، آنچه در دل داشتی را بیان کردی.» سپس افزود: «و من نیز، به خداوندی که جز او خدایی نیست، بر همان عهد و تصمیمی هستم که این مرد بر آن است.» 📚منابع: 1: وقعة الطف: 216 2: انساب الاشراف ج ۳ ص۱۸۰ 3: وقعة الطف 214 4: تاریخ طبری ج ۴ ص ۲۶۴ ♻️کانال علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖حکم نسل قتله کربلاء 🔺عنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ ي
گزارشی عجیب از نسل قاتلین کربلاء 🔺فمِنْهُمْ فِي أَرْضِ اَلشَّامِ بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ وَ بَنُو اَلسَّرْجِ وَ بَنُو سِنَان وَ بَنُو اَلْمُحَلِّي وَ بَنُو الطشتي وَ بَنُو اَلْقَضِيبِيِّ وَ بَنُو الدرجِيِّ وَ أَمَّا بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ فَأَوْلاَدُ اَلَّذِي سُلِبَ سراويل اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلام وَ أَمَّا بَنُو اَلسَّرْجِ فَأَوْلاَدُ اَلَّذِينَ أسرجت خيْلُهُ لِدُوسٍ جَسَدِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السلام وَ وَصَلَ بَعْضَ هَذِهِ اَلْخَيْلِ إِلَى مِصْرَ فَقَلَعَتْ نِعَالَهَا مِنْ حَوَافِرِهَا وَ سُمِّرَت عَلَى أَبوَابِ اَلدُّورِ لِيُتَبَرَّكَ بِهَا وَ جَرَتْ بِذَلِكَ اَلسُّنَّةُ عِنْدَهُمْ حَتَّى صَارُوا يَتَعَمَّدُونَ عَمَلَ نَظِيرُهَا عَلَى أَبْوَابِ دُورِ أَكْثَرِهِمْ وَ أَمَّا بَنُو سِنَانٍ فَأَوْلادُ اَلَّذِي حَمَلَ اَلرُّمْحَ اَلَّذِي عَلَى سِنَانِهِ رَأْسُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَّا بَنُو الْمُكَبَّرِي فَأَوْلادُ اَلَّذِي كَانَ يُكَبِّرُ خَلْفَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَم وَ فِي ذَلِكَ يَقُولُ اَلشَّاعِرُ وَ يُكَبِّرُونَ بِأَنْ قُتِلْتَ وَ إِنَّمَا قَتَلُوا بِكَ اَلتَّكْبِيرَ وَ التَّهْلِيلَا وَ أَمَّا بَنُو الطشتي فأوْلادُ اَلَّذِي حَمَلَ اَلطَّشْتَ الَّذِي تَرَكَ فِيهِ رَأْسُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُمْ بِدِمَشْقَ مَعَ بَنِي اَلْمُلحِيِّ مَعْرُوفُونَ وَ أَمَّا بَنُو اَلْقَضِيبِيِّ فَأَوْلادُ اَلَّذِي أَحْضَرَ اَلْقَضِيبَ إِلَى يَزِيدَ لَعَنَهُ اَللَّهُ لَنَكَت ثَنَايَا اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَّا بنُو الدرجي فَأَوْلاَدُ اَلَّذِي تَرَكَ اَلرَّأْسَ فِي دَرَجِ جيرون وَ هَذَا لَعَمْرُكَ هُوَ اَلْفَخْرُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ دِمَشْقَ إِلَى اَلْوَاضِحِ لَوْ لاَ أَنَّهُ فاضح 🔸مرحوم کراجکی از شاگردان مرحوم شیخ مفید نقل مي‌کند: در سرزمین شام، گروه‌هایی وجود دارند که به نام‌های زیر شناخته می‌شوند: بنو السراویل، بنو السرج، بنو سنان، بنو المحلي، بنو الطشتي، بنو القضيبي، و بنو الدرجي. ✦. بنو السراویل: فرزندان کسی هستند که شلوار امام حسین علیه‌السلام را به غارت برد. ✦. بنو السرج: فرزندان کسانی‌اند که زین بر اسب‌هایشان نهادند تا بدن امام حسین علیه‌السلام را پایمال کنند برخی ال کنند. برخی از این اسب‌ها به مصر رسیدند، نعال از سم‌شان بیرون کشیده شد و به درهای خانه‌ها کوبیده شد تا به عنوان تبرک حفظ گردد، و این سنت همچنان در آن‌جا باقی مانده و مردم آن را تقلید کرده‌اند. ✦. بنو سنان: فرزندان کسی هستند که نیزه‌ای حمل می‌کرد که سر امام حسین علیه‌السلام بر نوک آن قرار داشت. ✦. بنو المكبّری: فرزندان کسی‌اند که در پشت سر امام حسین علیه‌السلام تکبیر می‌گفتند. دربارهٔ او، شاعری سروده: "و تکبیر می‌گویند که تو کشته شدی، حال آنکه در واقع با تو، تکبیر و تهلیل را کشتند." ✦. بنو الطشتي: فرزندان کسی‌اند که طشتی حمل کرد که سر مبارک امام حسین علیه‌السلام در آن قرار داشت. آنان در دمشق همراه با بنو المحلی شناخته‌شده هستند. ✦. بنو القضيبي: فرزندان کسی هستند که چوبی (قضیب) برای یزید آورد تا با آن دندان‌های امام حسین علیه‌السلام را آزار دهد. ✦. بنو الدرجي: فرزندان کسی‌اند که سر امام حسین علیه‌السلام را در پله‌های جیرون گذاشت، و این محل اکنون دروازه‌ای شناخته‌شده در دمشق است که اگر چه مایهٔ افتخار است، ولی هم‌زمان رسوایی‌ای آشکار دارد. 📚 التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة 117 ♻️کانال علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖گزارشی عجیب از نسل قاتلین کربلاء 🔺فمِنْهُمْ فِي أَرْضِ اَلشَّامِ بَنُو اَلسَّرَاوِيلِ وَ بَنُو اَ
از طاغوت بنی‌امیه تا طهارت نسل پیامبر«صلي‌الله‌علیه‌و‌آله» 🔺فانظُر كَمْ قُتِلَ من أهل البَيت ثمّ الْعَالِمُ مُمْتَلِئٌ مِنْهُمْ و لَمْ يَبْقَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فِي اَلدُّنْيَا أَحَدٌ يُعْبَأُ بِهِ ثُمَّ أَنْظُرُ كَمْ كَانَ فِيهِمْ مِنَ الْأَكَابِرِ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَالْبَاقِرِ و الصَّادِقِ وَ الْكَاظِمِ و الرِّضَا عَلَيْهِمُ السَّلاَم. 🔸فخر رازي از علماء اهل‌تسنن: چه افراد زيادي از اهل بيت كشته شدند؟! ولي جهان، مملو از نسل اهل بيت است. از بني أميه، كسي كه سرش به تنش بيارزد، وجود ندارد. چه شخصيت هاي بزرگ و كم نظيري از نسل رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستند، مانند باقر و صادق و كاظم و رضا عليهم السلام؟! 📚: تفسير الرازي، ج32، ص124 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
هدایت شده از علم الحدیث
برای بیان نظرات پیشنهادت انتقادات: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
➖غم مقدس.... 🔺قالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ قُتِلْتُ مَكْرُوباً وَ حَقِيقٌ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا يَأْتِيَنِي مَكْرُوبٌ إِلَّا أَرُدَّهُ وَ أَقْلِبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً 🔸امام حسین علیه السلام: «من کشتهٔ اشکم؛ با اندوه و غم به شهادت رسیدم. و بر خداوند سزاوار است که هیچ اندوهگینی نزد من نیاید، مگر آنکه او را (با برطرف کردن اندوهش) بازگردانم و به سوی خانواده‌اش شادمان و خوشحال روانه سازم.» 📚ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ص98 ♻️کانال:علم الحدیث @mirasehadisi
➖چرا امام حسین علیه‌السلام زنان و کودکان را همراه خود به کربلا آوردند؟ ✍🏻معاویه و جریان فکری بنی‌امیه برای تحقق اهداف و گسترش اندیشه‌های خود، از هیچ ابزاری فروگذار نمی‌کردند و به هر وسیله‌ای متوسل می‌شدند؛ از جمله به اسارت گرفتن زنان و کودکانِ مخالفان حکومت بنی‌امیه. 1. به اسارت گرفتن فرزندان زیاد بن ابیه وبعث مُعَاوِيَة بسر بْن أبي أرطاة إلى البصرة، وأمره بقتل من خالفه، وكان هواه مع علي، فلما قدم بسر البصرة أخذ بني زياد وهم عبيد اللَّه وسلم وعبد الرحمن والمغيرة و (أبو) حرب ، وكانوا غلمانًا، فَقَالَ: لأقتلنكم أو ليأتيني زياد)1 🔸بسر بن ارطاه از طرف معاویه به سمت بصره فرستاده شد و به وی امر کرد که هر کسی مخالفت کرد او را بکشد، در حالی که زیاد بن ابیه از هواداران امام علی علیه السلام بود زمانی که بسر بن ارطاه به بصره رسید، فرزندان زیاد بن ابیه را اسیر کرد؛ عبیدالله و سلم و عبدالرحمن، مغیره و حرب درحالی که جوان بودند، ابن ارطاه اعلام کرد اگر ابن زیاد نیایید شمارو می‌کشم ۲. آمنه بنت شرید همسر عمرو بن الحمق الخزاعی ✍🏻عمرو بن حمق از یاران برجسته و وفادار امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. معاویه با به اسارت گرفتن نزدیکان او، در پی اعمال فشار و زمینه‌سازی برای دستگیری عمرو بن حمق بود. 🔺عن أبيه قالا لما قتل عليّ بن أبي طالب عليه السلام بعث معاوية في طلب شيعته فكان في من طلب عمر بن الحمق الخزاعي فراغ منه فأرسل إلى امرأته آمنة بنت الشريد فحبسها في سجن دمشق سنتين)2 🔸زمانی که امیرالمومنین علیه السلام به شهادت رسید: اصحاب امام علی علیه السلام توسط معایه تحت پیگیری قرار گرفتند یکی از کسانی که تحت تعقب معاویه قرار گرفت عمرو بن الحمق خزاعی بود، زمانی که عمرو بن الحمق از دست ایادی معاویه فرار کرد، معاویه همسر وی یعنی آمنه بنت الشرید را دستگیر کرد و دوسال در شام در زندان اسیر بود 🔺 لامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ فَإِنِّي لَا أُحِبُّ أَنْ يُصِيبَكِ بِسَبَبِي إِلَّا خَيْرٌ وَ قَدْ عَزَمْتُ عَلَى صُحْبَةِ الْحُسَيْنِ‌ ع لِأَفْدِيَهُ بِنَفْسِي وَ أَقِيَهُ بِرُوحِي ثُمَّ أَعْطَاهَا مَالَهَا وَ سَلَّمَهَا إِلَى بَعْضِ بَنِي عَمِّهَا لِيُوصِلَهَا إِلَى أَهْلِه)3 🔸زهیر بن قین به همسرش گفت: «تو طلاق داده شده‌ای، زیرا نمی‌خواهم به‌سبب من چیزی جز خیر و نیکی به تو برسد. من تصمیم گرفته‌ام با حسین علیه‌السلام همراه شوم تا جانم را فدای او کنم و با روح خود از او محافظت نمایم.» سپس اموالش را به او داد و او را به یکی از پسرعموهایش سپرد تا او را به خانواده‌اش برساند. 👇نتیجه👇 با توجه به سابقه‌ی بنی‌امیه در اسارت گرفتن زنان و کودکان، امام حسین علیه‌السلام بیم آن داشتند که در صورت همراه نبردن خانواده و همسران خود، بنی‌امیه آنان را به اسارت گرفته و از این طریق، ایشان را تحت فشار قرار دهند تا به بیعت با حکومت تن دهد. از همین رو، یکی از دلایل همراهی زنان و کودکان بنی‌هاشم با امام حسین علیه‌السلام، پیشگیری از چنین اقدامی از سوی دشمن بود. 📚منابع: ۱. انساب الاشراف، ج۵،ص۱۸۹ ۲. بلاغات النساء،ج۱،ص 3: لهوف ص۷۲۶۴ ✍️ وحید عیسوند ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است یادت نکنم میمیرم 🔺..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْ‌ءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.» 🔸از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است: من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیه‌السلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن می‌گفت. یونس به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیه‌السلام) می‌افتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟ حضرت فرمودند: بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ» علیه‌السلام این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان می‌رسد، چه از نزدیک و چه از دور.» 📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖قصد ترور امام‌حسین «علیه‌‌السلام‌» در مدینه 🔺فقَالَ الْحُسَيْنُ ع يَا عُتْبَةُ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّا أَهْلُ بَيْتِ الْكَرَامَةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ أَعْلَامُ الْحَقِّ الَّذِينَ أَوْدَعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قُلُوبَنَا وَ أَنْطَقَ بِهِ أَلْسِنَتَنَا فَنَطَقَتْ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ‌ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّ الْخِلَافَةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ وَ كَيْفَ أُبَايِعُ أَهْلَ بَيْتٍ قَدْ قَالَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هَذَا فَلَمَّا سَمِعَ عُتْبَةُ ذَلِكَ دَعَا الْكَاتِبَ وَ كَتَبَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ يَزِيدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ عُتْبَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ لَيْسَ يَرَى لَكَ خِلَافَةً وَ لَا بَيْعَةً فَرَأْيُكَ فِي أَمْرِهِ وَ السَّلَامُ فَلَمَّا وَرَدَ الْكِتَابُ عَلَى يَزِيدَ لَعَنَهُ اللَّهُ كَتَبَ الْجَوَابَ إِلَى عُتْبَةَ أَمَّا بَعْدُ فَإِذَا أَتَاكَ كِتَابِي هَذَا فَعَجِّلْ عَلَيَّ بِجَوَابِهِ وَ بَيِّنْ لِي فِي كِتَابِكَ كُلَّ مَنْ فِي طَاعَتِي أَوْ خَرَجَ عَنْهَا وَ لْيَكُنْ مَعَ الْجَوَابِ رَأْسُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَبَلَغَ ذَلِكَ الْحُسَيْنَ فَهَمَّ بِالْخُرُوجِ مِنْ أَرْضِ الْحِجَازِ إِلَى أَرْضِ الْعِرَاق 🔸امام حسین «علیه السلام» فرمود: «ای عتبه! تو به‌خوبی می‌دانی که ما خاندانِ کرامت، معدنِ رسالت و پرچمداران حق هستیم؛ همان حقی که خداوند عزّوجل آن را در دل‌های ما به ودیعت نهاده و زبان‌های ما را به بیان آن گویا ساخته است، و ما به اذن خداوند بدان سخن می‌گوییم. من از جدم، رسول خدا «صلی الله علیه و اله»، شنیدم که می‌فرمود: "خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است." پس چگونه با خاندانی بیعت کنم که رسول خدا «صلی الله علیه و اله» درباره آنان چنین فرموده است؟» هنگامی که عتبه این سخنان را شنید، نویسنده خود را فراخواند و نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم. به عبدالله یزید، امیرالمؤمنین، از عتبة بن ابی‌سفیان. اما بعد؛ حسین بن علی نه خلافت تو را مشروع می‌داند و نه با تو بیعت می‌کند. اکنون نظر و دستور تو را درباره او انتظار دارم. والسلام.» چون این نامه به یزید ـ که خدا او را لعنت کند ـ رسید، در پاسخ نوشت: «اما بعد؛ هنگامی که نامه من به تو رسید، هرچه زودتر پاسخ آن را برایم بفرست و در نامه‌ات به من گزارش کن چه کسانی بر اطاعت من باقی مانده‌اند و چه کسانی از فرمانم خارج شده‌اند؛ و باید همراه پاسخ، سرِ حسین بن علی نیز نزد من فرستاده شود.» این خبر به امام حسین «علیه السلام» رسید؛ پس تصمیم گرفت از سرزمین حجاز به سوی سرزمین عراق خارج شود. 📚أمالي الصدوق ص: 152 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖قصد ترور امام حسین «علیه‌السلام» در مکه مکرمه 🔺«وَمَا أَنْسَى مِنَ الأَشْيَاءِ، فَلَسْتُ بِنَاسٍ اطِّرَادَكَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ مِنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى حَرَمِ اللَّهِ، وَدَسَّكَ عَلَيْهِ الرِّجَالَ تَغْتَالُهُ، فَأَخَرَجْتَهُ خَائِفًا يَتَلَفَّتُ إِلَى الْفَلَاةِ...» 🔸ابن عباس در جواب نامه یزید لعین نوشتند: «از آنچه هرگز فراموش نمی‌کنم، این است که حسین بن علی را از حرم رسول خدا به حرم خدا راندی، و مردانی را پنهانی بر او گماشتى تا او را ترور کنند؛ پس او را ناچار ساختى که هراسان و نگران از مکه بیرون رود...» 🔺فَقَالَ يَا أَخِي قَدْ خِفْتُ أَنْ يَغْتَالَنِي يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ فِي الْحَرَمِ فَأَكُونَ الَّذِي يُسْتَبَاحُ بِهِ حُرْمَةُ هَذَا الْبَيْتِ 🔸امام حسین «علیه‌السلام» در جواب نگرانی محمد حنفیه فرمودند: «برادر! ... می‌ترسم یزید مرا در حرم به غافلگیری (ترور) بکشد و من سبب شکسته شدن حرمت این خانه شوم.» 🔺«لَمّا أَرادَ الحُسَینُ (ع) التَّوَجُّهَ إِلَى العِراقِ، طافَ بِالبَیتِ وَسَعَى بَینَ الصَّفا وَالمَروَةِ، وَأَحَلَّ مِن إِحرامِهِ وَجَعَلَها عُمرَةً؛ لِأَنَّهُ لَم یَتَمَكَّن مِن تَمامِ الحَجِّ، مَخافَةَ أَن يُقبَضَ عَلَيهِ بِمَكَّةَ فَيُنفَذَ إِلى يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ، فَخَرَجَ (ع) مُبادِراً بِأَهلِهِ وَوَلَدِهِ وَمَنِ انضَمَّ إِلَيهِ مِن شِيعَتِهِ.» 🔸مرحوم شیخ مفید نقل مي‌کند: «هنگامی که امام حسین «علیه السلام» تصمیم گرفت به سوی عراق حرکت کند، خانه خدا را طواف کرد و میان صفا و مروه سعی نمود و از احرام خود خارج شد و آن را عمره قرار داد؛ زیرا بیم آن داشت که در مکه دستگیر شده و نزد یزید بن معاویه فرستاده شود. ازاین‌رو، با شتاب همراه خانواده، فرزندان و کسانی از شیعیان که با او بودند، از مکه خارج شد.» 📚منابع: 1: تاریخ یعقوبی: ج2 ص248 2: لهوف: ص64 3: الارشاد ج 2 ص66 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi