eitaa logo
پرویزن
514 دنبال‌کننده
322 عکس
37 ویدیو
109 فایل
آن‌که غربال به دست است از عقب کاروان می‌آید نقد و یادداشت‌های ادبی (محمد مرادی، دانشگاه شیراز)
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پرویزن
"حواری" تمام هستی دنیاست، چشمت پر از بی‌تابی دریاست، چشمت غمِ پیغمبر آخرزمان است مگر انجیلِ برناباست، چشمت؟ https://eitaa.com/mmparvizan
📜 *سلسله کارگاه‌های مقدماتی شعر* مدرس: رضا طبیب زاده فصل سوم: ✅ *صوَر خیال و آرایه‌های ادبی* 🗓️ زمان دوره: ده جلسه هفتگی، یک‌شنبه‌ها ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۳۰ (آغاز دوره از یکشنبه ۱۴ دی‌ماه) 🔴 مهلت ثبت نام: ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ 🟢 مبلغ ثبت نام: ۹۰۰۰۰۰ (نهصد هزار) تومان 📌 محل تشکیل کارگاه: شیراز، خیابان لطفعلی‌خان زند، حد فاصل چهارراه خیرات و سه راه انوری، نرسیده به سینما شیراز، حوزه هنری فارس برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به شماره زیر در یکی از پیام‌رسان‌ها (ایتا، بله، واتساپ، تلگرام) پیام دهید: *09354692186* T.me/reza_tabibzade
آواز سکوت را شنیدی رفتی دستی به سر من نکشیدی رفتی پژمرده ترین چشم خیابان بودم از من گل نرگسی خریدی رفتی @erfanpoor
هدایت شده از پرویزن
"به ساحت امام جواد علیه‌السلام" اشعار شیعی باقی‌مانده از سده‌های چهارم تا ششم، عمدتا در ستایش امام علی و امام حسین و حضرت زهرا و امام حسن و امام رضا علیهم‌السلام سروده شده و تنها به صورت تلمیحی اشاراتی به دیگر امامان شیعه(ع) چون: امام سجاد و امام باقر و امام صادق را در اشعار شاعرانی چون: کسایی و ناصر خسرو و سنایی و قوامی رازی و دیگران می توان دید. دیگر امامان شیعه در شعر فارسی این چندسده حضوری اندک دارند، به همین دلیل به دشواری می‌توان نشان نخستین ستایش‌های موجود از امام جواد(ع) را در شعر فارسی مشاهده کرد. در اشعار سده‌ی چهارم از امام نهم سخنی نرفته و قدیم‌ترین اشاره به ایشان مربوط به قطعه‌ای منسوب به ابوسعید ابوالخیر است که با توجه به تاریخ وفات شیخ ۴۴۰، متعلق به سده‌ی پنجم است؛ هرچند این ابیات از نظر سبکی قطعا در سده‌های پس از این تاریخ سروده شده و پس از آن به شیخ انتساب یافته است. در این ابیات، ابوسعید خداوند را به چهار محمد و چهار علی و دوحسن و موسی و جعفر سوگند داده که از این نظر اشاره‌ای مستقیم به امام جواد در شعر درج شده است. در ابیات منسوب به باباطاهر نیز به هشت و چهار سوگند خورده شده و در بانوگشسب‌نامه هم از یازده فرزند علی علیه‌السلام به صورت غیرمستقیم یاد شده است. در حدیقه‌ی سنایی هم بیتی وجود دارد که می‌توان آن را مربوط به امامان نهم تا یازدهم (ابناءالرضا) دانست آنجا که حکیم در ستایش امام حسین(ع) می‌گوید: هم تقی اصل و هم نقی فرع است هم زکی تخم و هم بهی زرع است (حدیقه) که بعید به نظر می‌رسد لقب امامان شیعه(ع) به صورت اتفاقی در این بیت و به صورت مرتب در کنار هم قرار گرفته باشد. نکته‌ی مهم اینکه بیت یادشده در کهن‌ترین نسخ حدیقه نیز درج شده است. جدا از این اشاره، در سده‌ی ششم و در ابیاتی منسوب به شیخ جام و در دیوان قوامی رازی اشاراتی به نام و القاب امامان دوازده‌گانه نمود یافته است. پس از این تاریخ به‌مرور در سده‌های هفتم و هشتم زمینه‌های ستایش مستقل امام جواد(ع) در شعر فارسی فراهم شده که از اولین این دست سروده‌ها ابیاتی است که خواجوی کرمانی در ترکیب‌بند خود در ستایش آن حضرت سروده است: به آب روی تقی آنک عین تقوی بود جمال صورت جان و جهان معنی بود ...مه سپهر سیادت سپهر مهر شرف که خاک‌روب درش شاه چرخ اعلی بود ...تعلق دل روح‌القدس به خاک درش چنانک میل حواری به کحل عیسی بود (دیوان خواجو) https://eitaa.com/mmparvizan
"کشف" من شاعر خوبی نخواهم شد: در شعرهای واپسینِ من چیزی شبیه شعرهای شاعران کهنه‌کارِ انجمن‌های موازی نیست دیگر در ابیات غزل‌‌هایم تصویری از آن واژه‌های مملو از کبر و دروغ و صحنه‌سازی نیست ابیات من از وصف، از تعبیر بیزارند کارِ من اینجا شعر بافی نیست_ بازی نیست * من شاعر خوبی نخواهم شد زیرا اینجا تمام شاعران از کشف می‌گویند اما من از گریه‌های کودکی بی‌کفش می گویم https://eitaa.com/mmparvizan
"به بهانه‌ی آغاز سال نو میلادی" صبح شد، باز از تشک برخیز، از سکون معاصران بنویس غُر، بزن بر سر جهان یک‌چند، از شب وحشیِ "گِران" بنویس باز کن با غرور پنجره را، زل بزن کوچه‌کوچه دلهره را بعدهم با امید روزی خوش، از تکاپوی عابران بنویس طعم صبحانه؛ چایِ بی‌قند است، مِلک امروز قیمتش چند است؟ برج عاجی برای خویش بساز، از حقوق مشاوران بنویس پُک بزن خاطرات دیشب را، به غمی فلسفی بگز لب را بعد از آن صفحه‌ای دکارت بخوان، از کرامات شاعران بنویس باز کن پیج اینستا را یا...، لایک کن عکس‌های زیبا را هشتگ منع سگ‌کشی بگذار، از هیاهوی حاضران بنویس # ساعت ده: پر از کیاست شو، وارد عرصه‌ی سیاست شو لم بده روی مبل و نقدی بر خیلِ آسوده‌خاطران بنویس # عصر، تغییر ده عبارت را، بازکن منطق تجارت را از فلسطین سخن مگو، عیب است، از غم و درد تاجران بنویس یک‌بغل سینما تماشاکن، گره از زلف یار خود واکن وصفی از آن لبان خونین را، به گروه "معاشران" بنویس پرس و جو کن که وضع مطلوب است؟ حال همجنس‌بازها خوب است؟ مثل احمد شهید تحلیلی، بر حقوق معاصران بنویس تیترکن، دادهای کی‌روش را، بورس بازان ظاهرا خوش را داوران را به انتقاد بگیر، از تبانیّ ناظران بنویس شمّه‌ای از فواید فمنیسم، راه حلّی برای جذب توریسم از گرانی نرخ ارز بگو، از هجوم مسافران بنویس نقدکن سینمای داخل را، حصر را، حکم مرگ قاتل را نامه‌ای هم برای دلجویی، به حضور مهاجران بنویس در هوای غروب، دل‌دل کن، یمن و شام و غزه را ول کن جای آن چند جرعه چای بنوش، از سلوک مجاوران بنویس # دیگران را به دیگران بسپار، هشتگ قلب من، زمین، بگذار از فلسطین نوشتن آشوب است، حال همجنس‌بازها خوب است https://eitaa.com/mmparvizan
"تقدیم به پدران سرزمینم که اندوه این‌روزهای وطن را به دوش گرفته‌اند" "پدر" چه دردِ مگویی! "پدر" چه آهِ بلندی! نمی‌شود که پدر باشی و همیشه بخندی * دو دست مِهر تو بر شانه‌ام، چه حسّ ِ شگفتی دو چشم عاشق تو حامی‌ام، چه بختِ بلندی! به پشت‌گرمی تو دلخوشم هنوز، همان‌طور؛ که دلخوش است گلِ نازکی به کوهِ سهندی مرا به معجونِ آفرین و خشم صدا کن چه خنده‌ی نمکینی، چه اخمِ مملوِ قندی چروک دستانت را نشان بده که ببینم در این رقابت، با روزگار، چندبه‌چندی؟ لبان مخملی‌ات را به لحن معجزه وا کن بخوان ترانه‌ی لطفی، بگو تغزلِ پندی از آن تبسم شیرین مرا مباد جدایی از این زمانه‌ی ننگین تو را مباد گزندی * خدا نیاورد آن روز را که شاد نباشی مباد ثانیه‌ای از "نگاه" چشم ببندی... https://eitaa.com/mmparvizan
"یا علی" ای بدایت مَدحت، "هل اتی علَی‌الانسان" بی‌تو در خلل خلقت، با تو بی‌بدل، انسان عزمِ خیبری بنما، کاه می‌شود کیهان کامِ شکّری بگشا، کندویِ عسل: انسان مادرت که از کعبه، می‌رسید، می‌دیدم یک فرشته می‌آید، شاد و در بغل: "انسان" بر جهاز اُشترها ایستاده‌ای، گویی فتح کرده عالم را آن‌سوی قُلل: انسان ناز می‌کند تاریخ بر جهان که او دیده است روی دوش پیغمبر بشکند هُبل: انسان تیغ حیدری بردار تا جدا شوند از هم این‌سوی جَمَل: شیطان، آن‌سوی جمل: انسان عاشق تو امّت‌ها، زایر تو ملت‌ها جز به‌تو نخواهد کرد فخر بر ملل: انسان جُمله‌جمله نوکردی آیه‌ی بلاغت را گاه می‌کند اعجاز با همین جُمل: انسان * مدح تو میسّر نیست جز به "لافتی گفتن" ای نهایت وصفت "هل اتی علی‌الانسان https://eitaa.com/mmparvizan
هدایت شده از پرویزن
"به شورای امنیت و مدافعان قانون جنگل" این گِرد لاجورد، زمین نیست... جنگل است سلطان باغ وحش جهان ...کیست؟ جنگل است؟ این بیست کشوری که رئیسان عالمند بهتر اگر نگاه کنی... بیست جنگل است کفتارها... مدافع گرگند، وقت قتل چنگال و پوزه‌شان همه خونی‌ست... جنگل است آهوی من! مرو به خرامش میان دشت آهسته‌تر...پناه بگیر...ایست... جنگل است دندان گشوده‌اند همه روبه‌روی تو باید چطور در دل آن زیست؟ جنگل است در این میان، نشان حقوق بشر چه شد؟ قانون بربریّت‌شان چیست؟ جنگل است؟ * هرقدر گشته‌ام نرسیدم به آدمی این وسعتِ خراب، جهان نیست جنگل است https://eitaa.com/mmparvizan
هدایت شده از خبرنامه شاعران
🇮🇷ششمین کنگره ملی شعر مکتب گمنامی🇮🇷 📌تمدید شد تا ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ پاسداشت مجاهدت‌های خاموش مدافعان امنیت وطن و سربازان گمنام امام زمان(عج) ✅ محورهای پیشنهادی: 🔹 نشان بی‌نشانی 🔹 نگاهبانان ناپیدای آرامش 🔹 چشم‌هایی برای ایران 🔹 بر فراز دماوند 🔹 سپرهای پنهان میهن 🖋 در بخش‌های: قالب‌های سنتی قالب‌های نو و سپید شعر کودک و نوجوان ترانه، سرود و تصنیف 🎁 جوایز:نفرات اول هر بخش: ۲۰۰ میلیون ریالنفرات دوم هر بخش: ۱۵۰ میلیون ریالنفرات سوم هر بخش: ۱۰۰ میلیون ریال ● شایستگان تقدیر در هر بخش: ۶۰ میلیون ریال ⏳ مهلت ارسال آثار: ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ اختتامیه: نیمه دوم بهمن‌ماه 🔵 ارسال اثر و کسب اطلاعات بیشتر: https://maktabegomnami.ir شماره تماس دبیرخانه: 09055383385 کانال‌های مجازی: https://ble.ir/maktabegomnami eitaa.com/maktabegomnami ─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇🤍𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─ 🌍 خبرنامه شاعران https://eitaa.com/khabarnameshaeranshiz
مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز با همکاری سازمان فرهنگی هنری و اجتماعی شهرداری شیراز برگزار می کند: نخستین پیش نشست جشنواره شعر کودک نغمه‌ی نخستین: عباس یمینی شریف سخنران: خانم دکتر معصومه مرادی زمان : یکشنبه ۱۴ دی‌ماه در بستر گوگل میت ساعت:۱۹:۰۰ لینک حضور: https://meet.google.com/dic-gtbj-gfh پوستر: محدثه سادات حبیبی Instagram @koodak_shirazu
هدایت شده از پرویزن
"به ایرانِ عزیز و پایدار" به من اجازه بده! تا تورا نفس بکشم در ابتدایِ تو بی‌انتها نفس بکشم دلیل، "حبّ وطن" نیست، من غریبِ تو اَم به‌جز تو پیش کدام آشنا نفس بکشم؟ کسی نباید از این راز با خبر باشد غم تورا... باید... بی‌صدا‌ نفس بکشم مرا به دلهره‌ی دشت‌ها ببر، بگذار که در تجمّع آلاله‌ها نفس بکشم مرا ببر تا دریا، مرا ببر به خلیج مرا ببر به دماوند تا نفس بکشم خراب کن سبلان را...، ببند کارون را... تو باش "تنها"، تا من رها نفس بکشم تو باش تنها، مانند ماه، مثل زمین که در پناه تو بعد از خدا نفس بکشم بپاش در وزش باد عطرِ نامت را که عاشقانه به یاد شما نفس بکشم خیال کن تو نباشی، به من بگو دیگر به اعتبارِ کدامین هوا نفس بکشم؟ تو از تلاقی هفت‌آسمان وسیع‌تری کجای وسعتِ این ماجرا نفس بکشم تمام دنیایم را گرفته‌ای پس‌از‌این اگر کنار تو نه، پس کجا نفس بکشم؟ "غبار راهگذارت کجاست؟" بگذر تا "به یادگارِ نسیم صبا"* نفس بکشم * تو سرزمین منی روز آخرینم باد اگر هوایی غیر از تورا نفس بکشم *تضمین از حافظ https://eitaa.com/mmparvizan