هدایت شده از حکمران
💢 آغاز پروژۀ گرانسازی : فروش بنزین با نرخ دلاری جهانی به مردم ایران با درآمدهای ریالی!
آیا تضمینی هست که بنزین سوپر ۷۰ هزار تومانی با بنزین ۱۵۰۰ تومانی، مخلوط و به مردم فروخته نشود؟
آیا سازکار نظارتی برای پیشگیری از تکرار تخلفات احتمالی (مثل فساد آرد یارانهای و آزاد) وجود دارد؟
✍🏻دکتر حسین صمصامی
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
🔴 از سکوت در برابر کشتار چندده هزار فلسطینی و هزار ایرانی تا انتقاد از یک حرکت نمادین!
🔻تناقض رفتاری فردوسیپور
🔹حرکت نمادین #وحید_شمسایی در یادآوری واقعه #غدیر در بازیهای فوتسال کشورهای اسلامی، برخلاف ادعای #عادل_فردوسیپور، واکنش منفی جدی در جهان اهل سنت نداشته؛ زیرا غدیر رویدادی پذیرفته شده در تاریخ همه مسلمانان است! واقعاً وی اگر دغدغه جهان اسلام را داشته چرا حرکت اجتماعی درخوری در دوسال گذشته و شهادت چندده هزار فلسطینی، لبنانی و ایرانی نداشته؟! به نظر میرسد ادعای دغدغه وحدت و همبستگی مسلمین توسط فردوسیپور، با انگیزه دیگری است!
🔸در حالیکه چهرههای ورزشی جهان برای فلسطین ایستادند امثال فردوسیپور کجا بودند؟ گواردیولا با وجود اینکه قربانیان هموطنش نبودند، حرکت جهانی انجام داد. اما امثال فردوسیپور و علی دایی، با وجود شهادت هزار ایرانی در حملات صهیونیستی، جز واکنشهای ناچیز، هیچ اقدام اجتماعی مؤثر نشان ندادند!
🔹البته بحث وحدت شیعه و سنی، میراث امام خمینی و امروز آیتالله خامنهای است که خود همیشه در گرامیداشت غدیر در سطح جهان اسلام تأکید داشتهاند، اما نبود تعریف روشن، برداشتهای نادرست ایجاد کرده؛ چنانکه گاهی حتی اشاره بیطرفانه به تاریخ صدر اسلام «تفرقهافکنی» خوانده میشود!
🔸تفرقه واقعی زمانی رخ میدهد که مقدسات طرف مقابل تخریب شود یا روایتها به خشونت و کینه دامن بزند و دشمنان مشترک فراموش شوند. روشن کردن مفهوم وحدت، شرط حفظ انسجام جهان اسلام است. روایت دقیق تاریخ، خاصه ماجرای سقیفه بعد از رحلت پیامبر بزرگ اسلام(ص) و سایر وقایع، مانع وحدت نیست!
🔹فهم غلط از وحدت فقط دامنگیر فردوسیپور نشده؛ برخی از اهالی منبر و سیاسیون دچار این فهم غلط شدهاند که نقل تاریخ و وقایع مهمی مثل #عید_غدیر، ماجرای #سقیفه و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را، وحدت شکنی میدانند درحالیکه وحدت بیشتر درباره تقویت اشتراکات و دشمنان مشترک است. حتماً نیاز است در اینباره بیشتر صحبت شود.
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
🔴 چرا امام لیبرالیسم را «خطر مرگ انقلاب» میدانست؟
🔻فقه اجتماعی خمینی؛ نه سوسیالیسم، نه سرمایهداری، بلکه عدالت اسلامی
🔹در فضای ملتهب دهه شصت، یکی از نگرانیهای عمیق امام خمینی نسبت به آیتالله منتظری، نفوذ گسترده جریانهای لیبرال در بیت او بود؛ رفتوآمد و تأثیرگذاری چهرههایی با گرایشهای لیبرالی در اطراف منتظری، از دید امام خطری بنیادین برای آینده انقلاب تلقی میشد. در نامه معروف ۶ فروردین ۱۳۶۸، امام خمینی صریحاً نوشتند:
🔸«شما سادهلوح هستید و با شعارهای آنان فریب خوردهاید... من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم و میترسم پس از من کشور را به دست لیبرالها و از کانال آنان به منافقین بسپارید.» این نامه نه فقط عزل رسمی قائممقام رهبری بود، بلکه سندی از نگرانی نظری و سیاسی امام نسبت به رواج لیبرالیسم در ساخت قدرت جمهوری اسلامی محسوب میشود.
🔹امام لیبرالیسم را صرفاً یک گرایش سیاسی نمیدانست، بلکه آن را مشربی فکری مبتنی بر اصالت مالکیت فردی مطلق و جدا شدن اخلاق از اقتصاد و ایجاد طبقه اغنیا و مستضعف میدید. لیبرالیسم با تکیه بر «مالکیت بیحد» و البته بیتعهد اجتماعی به تعبیر امام، جامعه را به سمت سلطه «سرمایهسالاری» سوق میدهد؛ همان مفهومی که در قرآن با تعبیر «کنز» (انباشت ثروت) مذمت شده است. از نظر امام، چنین نگاه مالکیتمحوری نه فقط ناعادلانه بلکه برخلاف آموزههای اجتماعی اسلام است.
🔸در دو نامه مهم دیگر – یکی به شورای نگهبان در سال ۱۳۶۰ و دیگری به برخی مراجع درباره تفسیر فقهی مالکیت – امام دیدگاه خود را روشنتر بیان کرد. او تأکید داشت که مالکیت در اسلام «محدود به مصالح عمومی و عدالت اجتماعی» است و به هیچ وجه «مطلق، فردی و بیقید» نیست. مخاطبان این نامهها، فقهای مطرحی بودند که به تعبیر امام، «فقه را از عدالت جدا دیدهاند و معرفت اجتماعی دین را با قالب لیبرالی تفسیر کردهاند.»
🔹بنابراین، در منظومه فکری امام خمینی، هم نگاه لیبرالی و هم نگاه کمونیستی مردود شمرده میشوند؛ اولی به خاطر فردگرایی افراطی و طغیان مالکیت، دومی به دلیل نفی اختیار و مالکیت مشروع. امام راه سوم را تبیین کرد: فقه اجتماعی اسلام، که محور آن عدالت توزیعی و تعهد اجتماعی مالک است. خطر لیبرالیسم از نظر او، خطر فروپاشی اخلاق عمومی و بازتولید «اشرافیت مدرن» در جامه دین بود.
🔸اگر نگرانی امام را از نفوذ لیبرالها جدی بگیریم، این هشدار تاریخی فراتر از یک نزاع شخصی است؛ هشداری نسبت به هر جریانی که بخواهد عدالت اسلامی را قربانی منافع صاحبان سرمایه کند، همان خطری که او سالها پیش در نامهاش با صراحت گفت: «میترسم انقلاب را لیبرالها نابود کنند.»
🔹حالا بعد از سه دهه اجرای سیاستهای نئولیبرالیسم و خسارتهای جدی در جامعه از حیث توسعه فقر و تبعیض و همچنین تبعات جدی فرهنگی این سیاستها، بیشتر میتوان نگرانی امام عزیز از اینکه حکومت به دست لیبرالها بیفتد را لمس کرد!
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
نسل دههشصتیها یادشان هست که مدرسه چقدر برایشان مهم بود. کلاس درس، محل نظم بود؛ کسی بدون دلیل غیبت نمیکرد مگر واقعاً بیمار میشد. آن نسل با سختی و تکرار روزهای مدرسه، یاد گرفت پشتکار یعنی چه. اما امروز، مدرسه به سادگی تعطیل میشود؛ بهخاطر کرونا، آلودگی هوا یا هر علت دیگر. این تعطیلیهای پیدرپی، ظاهراً برای سلامت بچههاست اما درواقع خسارت جدی به فرهنگ آموزشی و تربیتی میزند.
کلاسهای مجازی نمیتواند جای مدرسه را بگیرد. در عمل، جز پنج درصد اثرگذاری واقعی ندارد؛ بهویژه در هنرستانها که یادگیری عملی مهم است. حالا بسیاری از دانشآموزان بیشتر وقتشان را پای موبایل میگذرانند، در بازیها و شبکهها گم میشوند و اخلاق و رفتارشان هم وابسته به گوشی شده است.
نکته اصلی این است که تعطیلی مداوم مدارس، نسل جدید را از فضای واقعی آموزش و تربیت دور میکند؛ از یاد میبرند نظم، احترام و تعامل را. دههشصتیها محصول سختی و نظم بودند، اما نسل امروز در فضایی راحت و بیساختار رشد میکند. این تفاوت، خطر بزرگی برای آینده جامعه است؛ نه فقط در سطح درس، بلکه در تربیت اجتماعی.
مشکل آلودگی باید ریشهای حل شود، نه با تعطیلیهای مکرر. اگر چارهی فوری وجود ندارد، حضور دانشآموزان با ماسک و رعایت بهداشت کمخطرتر از حذف کامل مدارس است. آموزش حضوری، ستون شکل گیری جامعه است.
فاصلهگرفتن بچهها از مدرسه یعنی دور شدن از تجربه اجتماعی، نظم، اخلاق، تعامل و ارتباط اجتماعی و ... . اگر امروز آموزش به گوشیها سپرده شود، فردا جامعهای خواهیم داشت که از مسئولیت و همکاری خالی است. این خسارت صرفاً آموزشی نیست، بلکه فرهنگی و اخلاقی است؛ زیانی که هیچ کلاس جبرانی توان جبرانش را ندارد.
به یکی از همکاران میگفتم که ما دهه شصتیها، تمام سالهای دوران ابتدایی و راهنمایی و حتی دبیرستان، کمترین غیبت را داشتیم سرانجاممون این شد! حالا که مدارس سالهاست به دلیل کرونا، آلودگی و غیره، براحتی تعطیل می شود؛ چه بلایی سر این نسل میآید! خدا میداند!
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
🔴 جناحها در آینهی اقتصاد؛ وقتی مرز چپ و راست در ایران فرو ریخت!
🔹تحلیل تحولات سیاسی پس از انقلاب نشان میدهد که ادعای «ریزش اصولگرایان و پیوستنشان به اصلاحطلبان» نهتنها نادرست است، بلکه مسیر تاریخی و رفتاری جریانها خلاف آن را ثابت کرده است. در واقع، چپگرایان دیروزند که به تدریج به راستِ مطلق اقتصادی و فکری متمایل شدند؛ از شعار عدالت و اقتصاد دولتی، به ترویج بازار آزاد، خصوصیسازی و نئولیبرالیسمی تمامعیار رسیدهاند.
🔸درک این تغییر نیازمند آن است که نخست بدانیم تقسیمبندی «چپ و راست» در ایران، هرگز تطابق دقیقی با الگوهای غربی ندارد. در غرب، این دستهبندی در بُعد اقتصادی و اجتماعی بر مبنای میزان دخالت دولت در اقتصاد، جایگاه مالکیت خصوصی، و نگاه به آزادیهای فردی تعریف میشود. راستگرایان نماینده بازار آزاد و لیبرالیسم اقتصادیاند، در حالیکه چپها بر برابری، عدالت اجتماعی و کنترلهای دولتی تأکید دارند. اما در ایران این تقسیمبندی، از همان ابتدای پیروزی انقلاب، رنگ مذهبی گرفت و با مفاهیمی چون «انقلابی» و «غیرانقلابی» درآمیخت.
🔹در دهه ۱۳۶۰، جریان موسوم به «چپ اسلامی» نماینده دولتگرایی، اقتصاد تعاونی، و عدالتمحوری بود؛ سیاستهای اقتصادی دولت میرحسین موسوی در آن دوره نمونهای روشن از همین نگاه بود. در مقابل، راستگرایانِ وقت معتقد به بازار آزادتر، مالکیت خصوصی، و کاهش تصدیگری دولت بودند. آنان عدالت اقتصادی را به معنای «آزادی فرصت» میفهمیدند، نه الزام به برابری نتایج. در واقع، چپ آن زمان در پی دخالت دولت برای مهار سرمایه بود و راست، دولت را مانعی بر رشد سرمایه و کارآفرینی میدانست.
🔸اما روندهای پس از پایان جنگ، با تغییر توازن قدرت در دهه ۱۳۷۰، مسیر دیگری یافت. همان نیروهای چپگرایی که زمانی بر عدالت و توزیع برابر ثروت تأکید داشتند، در دولت سازندگی و پس از آن، جذب سیاستهای موسوم به تعدیل اقتصادی شدند. این دگردیسی فکری بهتدریج چنان عمق یافت که بخش بزرگی از جریان اصلاحطلبی امروز، در حوزه اقتصادی، بهمراتب لیبرالتر از اصولگرایان سنتی عمل میکند. شعارهایی چون «خصوصیسازی»، «آزادسازی نرخها» و «کاهش تصدی دولت» در دهههای اخیر، عملاً از سوی همان چهرههایی تکرار شده که روزی پرچم عدالت اجتماعی را در دست داشتند.
🔹در همین دوران، راست سنتی ایران نیز از موضع پیشین خود فاصله نگرفت؛ بلکه همان باور به اقتصاد بازار را دستگاهمند کرده، در دانشگاهها و نهادهای آموزشی نهادینه ساخت. دانشگاه امام صادق، بهعنوان نماد تربیت مدیران با گرایش اقتصادی راستگرایانه، در واقع مکتبی برای بازتولید لیبرالیسم مذهبی شد. این جریان توانست نسل تازهای از مدیران، اقتصاددانان و سیاستگذاران را تربیت کند که در ظاهر انقلابی، اما در باطن اقتصادی، حافظ همان ساختار لیبرال کلاسیک بودند.
🔸در مقابل، طیف چپ دانشگاهی و روشنفکران با «انقلاب فرهنگی» در اول دهه 60 از بدنهی دانشگاه تسویه و کنار گذاشته شدند. جای آنها را نیروهایی گرفتند که وفادار به نظم اقتصادیِ مالکیتمحور بودند. نتیجه این شد که چپ سیاسیِ بعدی، یعنی اصلاحطلبان، در غیاب شالودهی نظری عدالتمحور خود، نهتنها از چپ بودن خویش تهی شدند بلکه به راستگرایی جدیدی گرایش یافتند؛ راستگراییای مدرن، با چهرهای روشنفکرانه و زبانی آکادمیک.
🔹امروز وقتی از اصلاحطلبی سخن میگوییم، در واقع با جریانی مواجهیم که از «چپ مارکسیستی-اسلامی» دهه ۶۰ به «نئولیبرالیسم شیکاگویی» رسیده است. این تغییر نه فقط در ادبیات اقتصادی، بلکه در مواضع اجتماعی و فرهنگی آنها نیز مشهود است؛ فاصله گرفتن از مفهوم مبارزه طبقاتی و عدالت ساختاری، جای خود را به مفاهیمی چون «مدیریت کارآمد» و «بخش خصوصی پویا» داده است.
🔸بنابراین، اگر تحولی جدی در سیاست ایران رخ داده، نه در سمت اصولگرایان بلکه در قلب اصلاحطلبی بوده است. اصولگرایان ماندند و اصلاحطلبان به آنها پیوستند! چپ پیشین، در یک سیر تاریخی از رادیکالیسم انقلابی به محافظهکاری تکنوکراتیک رسیده؛ و این تغییر، تصویری روشن از واژگونی مفاهیم در سیاست معاصر ایران است. جایی که عدالت، قربانی رشد بیمهار بازار و خصوصیسازیهای بیضابطه شد.
🔹در واقعیت، میتوان گفت ریزش واقعی، نه از راست به چپ، بلکه از "ایمان به عدالت" به "سوداگری بازار" رخ داد و این، نقطهی اصلی بحران اندیشه سیاسی ایران امروز است.
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
عالَم سیاست || داود مدرسی یان
🔴 جناحها در آینهی اقتصاد؛ وقتی مرز چپ و راست در ایران فرو ریخت! 🔹تحلیل تحولات سیاسی پس از انقلاب
🔻یکی از خطاهای استراتژیک جریان حزباللهی در حوزههای علمیه، نهادهای انقلابی، مساجد و تشکلهای انقلابی این بود که هیچوقت نتوانست به جامعه اثبات کند با جریان راست سیاسی و اقتصادی، تفاوت دارد!
🔹بدتر اینکه جریان حزباللهی -بیشتر نادانسته- پادوی جریان راست شد و پیادهنظام و سیاهی لشکر این جریان در انتخاباتها بود.
🔸دلیل اصلیاش به نظرم هم خلاء شهید بهشتیها، مطهریها و طالقانیها بود.
🔹جریان راست به سردمداری برخی از آقایان فقها در دهه۶۰، کتاب شهید مطهری را با برچسب مارکسیستی جمعآوری و تخمیر کردند.
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
🔴 چرا حماس تا لحظه آخر جنگید ولی حزبالله از کار افتاد؟
🔹بیانیه حزبالله بعداز شهادت #هیثم_علی_طباطبایی از فرماندهان ارشد، به شدت ضعیف بود و ظاهراً بناست حزب کماکان در تله صبر گرفتار بماند و روزبهروز ضعیفتر شود. این وضعیت یک سوال جدی در اذهان ایجاد کرده که چرا حزب متوقف شده؟
🔸تحلیل وضعیتِ گروههای مقاومت، تحلیل یکخطی نیست و واقعاً پیچیده است؛ یعنی نمیشود در یک جمله وضعیت این گروهها را تجزیهتحلیل کرد.
🔹البته میتوان وضعیت کلی را ترسیم و نتیجهگیری کلی کرد. حال، یک از سوالات جدی اتفاقات یکسال گذشته همین عنوان است چرا حماس هنوز میجنگد ولی حزبالله نه!
🔸برخی کارشناسان البته علت خویشتنداری حزبالله را در وضعیت شکننده داخلی لبنان میدانند و معتقدند حزبالله درحال #صبر_استراتژیک است و میخواهد مردم لبنان و دولتش را به این نکته رئالیسم(واقعگرایی) برساند که باید موجودیت حزبالله و "ایده مقاومت در برابر اسرائیل" را بپذیرند.
🔹من این نکته را قبول دارم، اما به نظرم عامل اصلی توقف حزب این نکته نیست. نکته اصلی را باید در نوع ساختار و مدل رهبری حزب جستوجو کرد. ساختار حزب متمرکز بوده و قدرت حزب در زمان حیات سید شهید، متکی به قدرت رهبری حزب بود. رهبری قدرتمند، جامع، زیرک، سیاستمدار و به اصطلاحی هم کاریزما. ویژگیهایی که رهبری جدید فاقد آنهاست یا بصورت حداقلی دارد.
🔸لذا بعداز شهادت سیدحسن، موتور جنگی حزب متوقف شد. چون ساختار رهبری، متمرکز بود. یکی از دلایل لو رفتن لوکیشن سید و فرماندهان هم همین ساختار متمرکز بود.
🔹در حماس اما اینگونه نبود. مدل رهبری و فرماندهی حماس، شبکهای است. یعنی رهبران و شاخههای مختلف هرکدام توان و اختیار اقدام دارند. ساختار شبکهای به حماس کمک کرد تا هم عملیاتها تا امروز ادامه داشته باشد و هم فرماندهان زنده بمانند و جلوی نفوذ گرفته شود و بعد از دوسال ساختار و رهبری و مدیریت حماس کماکان برقرار و با نشاط بماند.
🔸البته هر مدل، محاسن و معایبی دارد اما باید پذیرفت که مدل شبکهای، برای گروههای چریکی نظامی شاید کارآمدتر باشد.
🔹واقعیت این است که همان مدلی که به ایران ضربه زد و با عنوان صبر استراتژیک کشور را به جنگ کشاند، همان مدل حزبالله را نگه داشت تا به ترور سید ختم شد و این خط یکنواخت تاکنون نیز ادامه دارد. شاید وابستگی مستقیم به ایران نیز عامل این تله صبر باشد. چیزی که در حماس و انصارالله مشاهده نشده و آنان هنوز در حال اقدام هستند ولی حزبالله و حشدالشعبی تقریباً متوقف شدند و در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران هم نتوانستند قدمی بردارند.
🔸محاسبات اسرائیل، درست منطبق با تصمیمات و اقدامات ما شکل گرفته و تغییر آن تنها راه نجات و بقای مقاومت است! وگرنه امکان دارد که مقاومت بمیرد ولی دولتها بمانند!
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3
🔴 تورم کشور محصول خطای سیاستی ارزی و نظام بانکی است/توضیح ساده چرخه افزایش تورم در ایران
دکتر محمدجواد توکلی
عضو هیئتعلمی گروه اقتصاد مؤسسه امام خمینی(ره)
https://hawzahnews.com/xfdh9
عالَم سیاست || داود مدرسی یان
🔴 چرا حماس تا لحظه آخر جنگید ولی حزبالله از کار افتاد؟ 🔹بیانیه حزبالله بعداز شهادت #هیثم_علی_طباط
🔴 محسن رضایی: صبر راهبردی نیروهای مقاومت میتواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد/ رژیم صهیونیستی در حال سوءاستفاده از آتشبس و دیپلماسی است
🔻عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در تشییع شهدای گمنام در کرمان:
🔹فرماندهان مقاومت، فرمانده دولت و حکومت نیستند، بلکه آنها فرمانده یک حرکت مردمی فراگیر از جبهه مستضعفین هستند.
🔸صبر استراتژیک جبهه مقاومت باید مورد تجدید نظر قرار بگیرد. البته ما نمی خواهیم دخالتی در تصمیم گیری این جبهه کنیم و این را خود نیرو های مقاومت بهتر تشخیص میدهند.
✅ #داود_مدرسی_یان:
http://eitaa.com/joinchat/3604742157Cf3fa1341d3