eitaa logo
از مسجد, تا اجتماع
101 دنبال‌کننده
21 عکس
15 ویدیو
0 فایل
امام جماعت مسجدی هستم در جنوب تهران، علوم اجتماعی خوانده ام و در این کانال، مدیریت اجتماعی را از دریچه ی مدیریت مسجد نگاه و تجربیاتم را عرضه می کنم. @mrkarbs
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تأملات اجتماعی
📌چالش های بنیادین در مدیریت اجتماعی 🔹مسئله ای که امشب می خواهم درباره ی آن بنویسم، یکی از مهمترین چالش های مدیریت اجتماعی است که اکنون خودم در مسجد به آن دچار شده ام و رخداد چنین وضعیتی در سطح کلان، برخی را بکلی به کناره گیری از آن می کشاند. گاهی اوقات وضعیت جامعه دچار چالش هایی نهادینه شده است که رفع آن ها یا بسیار هزینه بر و یا اصلا غیر ممکن است. همین هزینه های بالا و پیچیده شدن امور و یا غیر قابل حل بودن چالش است که برخی را متقاعد می کند که در مقابل آن وضعیت سکوت کنند و عقب بنشینند و عطای اصلاح جامعه را به لقایش ببخشند. مثلاً جامعه ای که دارای عقب ماندگی‌های مزمن اقتصادی و فرهنگی و در همان حال درگیر با قدرت های استعمارگر و همچنین نفوذی های داخلی است را چه می توان کرد؟ دست به اصلاح شدن چنین جامعه دل شیر می خواهد. القصه؛ پی از حدود دو سال و نیم حضورم در این مسجد با چالش هایی مواجه شدم که تا قبل از این اینقدر آشکار نبود، علاوه بر این سنخ مشکلات و چالش ها، از سنخ چالش های «غیر قابل حل» است و مدیریت مسجد را با پیش فرض وجود همین چالش ها باید پیش برد، هیچ کاری هم نمی توان کرد. سوال اصلی این سلسله نوشتار این است که مدیریت جامعه با فرض وجود چالش های لاینحل، چه صورتی دارد؟ در یادداشت سپس برخی از این چالش ها را برخواهم شمرد، انشالله @taamollat
هدایت شده از تأملات اجتماعی
📌 چالش های بنیادین در مدیریت اجتماعی ۲ فضای مسجد ما به نسبت مسجد قدیم تقریبا ۶ ـ۷ برابر شده و مهندسان و معماران همه ی فکر و توان خود را به کار بسته اند و هزینه ی بسیار بالایی متحمل شده اند، تا بنای چشم نوازی خلق کنند، اما در این میان، بسیاری از اصول فنی و احکام شرعی را مورد غفلت قرار داده اند و الان که مسجد رفته رفته در حال رونق گرفتن است، مشکلاتش دارد آشکار می شود. مشکل عمده در این میان تداخل بخش های صیغه خوانده شده ی مسجد با غیر آنست که مخصوصا با اضافه شدن طبقات متعدد (آنهم در قالب های مختلفی چون آموزشی و خدماتی و...) کار را پیچیده تر کرده، مشکل اصلی جایی آشکار می شود که مثلاً در جایی زیر شبستان اصلی مسجد، با گودبرداری عمیق، طبقات زیرین متعددی ایجاد کرده اند که علی رغم هزینه ی فراوانی که برای آن شده و همچنین قابلیت بسیاری که دارد، اما به جهت شرعی، هیچ امکان استفاده ندارد. (این وسط قانع کردن جوانان و بانوان مسجد که مطالبه ی فضایی برای باشگاه دارند، و کسبه و تولیدی های محل که تقاضای اجاره دارند، خودش چالش دیگریست) در بعد دیگر، با وجود اضافه شدن حدودا ۷برابری فضای فیزیکی مسجد، امکانات لازم برای تامین آب و گاز و برق طبقات تدارک نشده، اصلاح این مورد علاوه بر دشواری، هزینه ی بسیار بالایی را طلب می کند. (در همین چند روز گذشته از طرف اداره ی آب بابت اصلاح حق انشعاب آب و فاضلاب مسجد، قبضی با مبلغ حدود یک میلیارد تومان دریافت کرده ایم و پس از اخطارهای متعدد و ناتوانی ما در پرداخت، آب مسجد در آستانه قطع شدن قرار دارد.) عین همین مسئله درباره گاز و برق هم وجود دارد. همگی اینها انشالله به فضل الهی حل و مدیریت خواهد شد، اما خواستم به دوستان فعال اجتماعی این نگاه را داده باشم که بعضی چالش ها عملا حل شدنی نیست(مانند مورد اول)، و بعضی هم بسیار دشوار و هزینه بر است(مانند مورد دوم) به این چالش های سخت افزاری، چالش های نرم افزاری ( یعنی وجود افرادی که از دهه ها قبل در جامعه رسوب کرده و سم پاشی و حرکت جامعه را مختل می کنند) را نیز باید افزود.‌ جامعه همین است، زمین بایر نیست که هر طور دوست داشته باشیم بکاریم و پیش ببریم، جامعه ی انسانی با چنین چالش های روبروست و در نتیجه الگوی اصلاح و مدیریت اجتماعی را در این فضا باید ترسیم کرد. @taamollat
هدایت شده از تأملات اجتماعی
📌چالش های بنیادین در مدیریت اجتماعی ۳ فقدان نیروی انسانی کارآمد و وجود عناصر ناهماهنگ را باید مهمترین چالش مجموعه ها، خصوصا مجموعه های فرهنگی قلمداد نمود. این وضعیت برخی را به این نتیجه می رساند که نیروهایشان را از اول تربیت کنند و بالا بیاورند، اینان همزمان با تولید و تربیت نیرو، باید با دست دیگر دست گزند آن جریان مزاحم دیگر را از تعرض و اخلالگری کوتاه نگه دارند. خاطرم هست که آقا در جایی فرموده بودند ما انقلاب را در شرایطی شروع کردیم که هیچ کس از جریان هنر قبل از انقلاب، همراه ما وارد جرگه ی انقلاب نشد. یعنی نه تنها انقلاب نیروی هنری نداشت، بلکه اتفاقا جریانات هنری، معارض انقلاب هم بودند. همین شد که آقا در طول این سالها در کنار کنترل و مدیریت جریانات هنری معارض، آرام آرام جریان هنر انقلاب را رشد دادند و بالا آوردند. داستان ما هم در مسجد دقیقا همین است، نه تنها نیروهای قدیمی مسجد در حوزه های فرهنگی و.... پای کار نیستند، بلکه نیروهای معارض و اخلالگری هم وجود دارند که نه تنها کمک نمی کنند، بلکه احیانا اقدامات مثبت و محدود دیگران را خنثی می کنند. اینها بخشی از چالش های بنیادین و ذاتی در محیط اجتماعی است که دامنه اش از حاکمیت تا مدرسه و مسجد و خانواده را در بر می گیرد. به لطف خدا در این حوزه ها، با الهام گیری از الگوی مدیریت اجتماعی آقا، توفیقات بسیاری به دست آمده و به فضل الهی، «داریم پیش می رویم». الحمدلله @taamollat
📌یک تجربه ی اصلاح اجتماعی 🔹بچه های بسیج بچه هایی هستند که بیشتر اوقات در مسجد هستند، یعنی مسجد خانه ی دومشان است، سن و سالهای مختلف با هم قاطی اند، رفتار تقریبا بی چارچوبی دارند، آینده نگری درشان نیست و طبیعتاً چارچوب پذیر هم نیستند، اما به همین علتِ حضور دائمی شان در مسجد قابل حذف شدن و طرد هم نیستند. یا باید تحملشان کرد و یا با برنامه ای، نرم نرم سر راهشان آورد. ما دومی را انتخاب کردیم و برای اصلاح بسیج صاف رفتیم سراغ طبقه ی نوجوانان که هم برنامه پذیر ترند و هم اینکه بطور کامل تحت تاثیر نسل های قبلی قرار نگرفته اند. سه ماه سه ماه برایشان کلاس و برنامه تعریف شده و هر هفته یک کلاس فنی، یک کلاس تربیتی و یک ساعت ورزش دارند و آخر هر یکی دو هفته هم یک اردوی سبک،و در طول هر ترم هم یک اردوی نسبتا سنگین تر. آخر هر فصل هم امتحان و ارزیابی و اهدای جایزه و شروع ترم بعد. همین برنامه محور شدن و ارائه ی زمان بندی و توجه به همه ی جوانب مورد نیاز نوجوان، آنها را خیلی به وجد آورده و این خوشحالی را به زبان ابراز می کنند. اگر بتوانیم همین یک طبقه از بسیج را از گردونه ی روال سابق خارج کنیم، اصلاح کنیم و بعد دوباره داخل ساختار بسیج جاسازی کنیم، امیدواریم که بعد یکی دو سال بسیج، بعنوان پیشانی و قوه ی محرکه ی مسجد جان تازه ای بگیرد. تمام این برنامه ها دارد با هماهنگی فرمانده ی بسیج صورت می گیرد و بسیار تلاش داریم که یک وقت بچه ها احساس دوگانگی نداشته باشند. در ترم پاییز هفته ای یک ساعت کلاس نرم افزارهای ویرایشی قابل اجرا در گوشی های همراه را داریم و انشالله هفته ای یک جلسه هم کلاس «مدیریت نوجوانی»، که بیشتر به مدیریت زمان، ذهنن، روابط اجتماعی در مدرسه و خانواده و.... می پردازیم. هر دو موضوع ، یعنی اشتغال به تلفن همراه و مدیریت این ایام از مسائل مورد ابتلای این بچه هاست، یکی دو ساعت هم برنامه ی ورزشی تحت نظارت مربی، که هم بازی کنند و هم چیزی یاد بگیرند. آخر هفته ها هم کوه و حضرت عبدالعظیم و کهف الشهدا و زیارت مزار شهدا و.... به فضل الهی، «داریم پیش می رویم»، ربنا و لک الحمد. @taamollat
📌الان و ساعتی قبل از اذان در شبستان نشسته ام، همهمه ی بچه های دبیرستانی در طبقات بالا و سر و صدای کودکان مهد، صحن مسجد را پر کرده، درهای مسجد چهارطاق باز است، عده ای برای سرویس بهداشتی، عده ای برای استراحت میان روز و برخی برای آب خوردن و بعضی هم برای سرک کشیدن، می آیند و می روند. همان که می خواستیم دارد محقق می شود. الحمدلله
📌سیاست درهای باز در مسجد 🔹اگرچه هدف اولیه ی ما از بازکردن درهای مسجد به روی گروه های دیگر، بر هم زدن بافت سنتی مسجد بود، اما این اقدام برکات دیگری هم داشت. یکی از آنها جان گرفتن و فعال شدن انبوهی از گروه های فرهنگی خرد در منطقه بود که بخاطر نداشتن مکان مناسب و یا هزینه های سنگین اجاره، عملا با تعطیلی و یا رکود مواجه شده بودند. بحمدلله با گشایشی که در مسجد ایجاد شد، در موقعیت هایی که خود مسجد ظرفیت فعال کردن آنها را نداشت، امکانات مسجد در اختیار گروه های فرهنگی منطقه قرار گرفته و اکنون چندین و چند گروه از صبح تا غروب و در رده های سنی مختلف در مسجد مشغول فعالیت هستند. حتی گروه هایی از بانوان در ساعت خالی بودن مسجد، در شبستان اصلی مشغول فعالیتند. امشب هم با گروهی دیگر مذاکره داشتیم و.... به جد معتقدیم که یکی از کارکردهای مسجد همین است که با سرویس دادن به گروه های فرهنگی بیرون مسجد، با میدان دادن و فعال کردن انها، علاوه بر رشد دادنشان، عملا بال خود را در منطقه بگستراند. اینگونه مسجد به یک سنگر و قرارگاه فرهنگی تبدیل می شود. ربنا و لک الحمد.
📌تربیت نیاز همگانی برخی از کسانی که به آنها امید داشتم، خصوصا در امور تربیتی، رفته رفته ضعف های خود را آشکار می کنند. یکی از مسائلی که در مسجد ما ایجاد بحران می کند (و البته مشتی از خروار جامعه ی ماست) این است که افراد رقبایشان را تحمل نمی کنند و همه چیز را برای خود می خواهند. از جمله آنچه که در یادداشت قبل، درباره ی سیاست درهای باز نوشتم، اگرچه مسجد را بحمدلله پر رونق کرده، اما خشم و غصب برخی که خود را مالک مسجد و همه چیز را متعلق به خودشان می دانند، به هیچ وجه قابل پنهان کردن نیست. مدام پشت سر هم می زنند و احیانا کارهای یکدیگر را خنثی می کنند، چون خودشان را مهم می دانند و نه مسجد را. اگر زدودن اخلاق های فردی از کودکان آسان باشد، زدودن این روحیه از جوانان و بزرگسالان بی اندازه مشکل است. بعضی روحیات نسل اندر نسل منتقل و در طول زمان در کمون ذهن و شخصیت افراد تثبیت شده، و و به این زودی ها و راحتی ها هم زدوده نمی شود. خدایا خودت کمک کن
📌کار تربیتی کُنتُراتی 🔹برای کمک گرفتن در امور تربیتی مسجد از دوستان خواستم که دنبال مربی بگردند، یک طلبه ی جوان را معرفی کردند. امشب آمد و وقتی قدری از فضای کار مسجد را برای او تشریح کردم، خیلی صریح گفت: من به این کارها کاری ندارم، برنامه و ترتیبات و تیم خودم را دارم، دخالت در کارم را به هیچ وجه نمی پذیرم، امام جماعت کاملا باید پشتم باشد و امکانات مسجد هم در اختیار، تقریبا هفته ای دومیلیون تومان هزینه ی رفت و آمدم است و بین ۱۵ تا۲۰ تومان دستمزد خودم، تیم مربیانم هم جدا، و در عرض یکی دو ماه مسجدتان را زنده می کنم.‌بشرطیکه همه چیز برای کارم آماده باشد.‌ گفتم به داییت سلام برسون😄
از مسجد, تا اجتماع
📌کار تربیتی کُنتُراتی 🔹برای کمک گرفتن در امور تربیتی مسجد از دوستان خواستم که دنبال مربی بگردند، یک
پسر توانمندی بود و تیم خوبی هم داشت، و هم زمان داشت طرحش را در ۴-۵ مسجد در نقاط مختلف اجرا می کرد، اتفاقا مشکلش هم همین بود که کار فرهنگی را کاری از سنخ ساخت و ساز ساختمان می دید، چنین کسی ممکن است کلاسها و دوره های خوبی برگزار کند، اما چون استقرار ندارد، بعلاوه ی اینکه رسماً در مقابل پول دارد کار می کند، طبیعتاً به همان اندازه کار می کند و می رود که به کار بعدی، که قبلاً زخمی اش کرده برسد. شاید مسجد شلوغ شود، اما قطعا عمق و هویت ندارد و با جدا شدن او از مسجد هم همه چیز می رود روی هوا. کار تربیتی استقرار می خواهد.
📌تقدم جامعه بر فرد در فرایند اصلاحگری 🔹قبلاً در یادداشتی درباره برخی چالش های سخت افزاری که کارهای تربیتی مسجد را به محاق می برد، مطالبی نوشتم؛ علی رغم اصرار دلسوزان بر بکارگیری نیروهای و جوانان مسجد در انجام برخی امور، این کار را با پرداخت هزینه برون سپاری کردم و اکنون نیروهایی از بیرون مسجد در حال پیش برد امور هستند. علت عمده هم آنست که تا بچه های مسجد بیایند پای کار و ساخته شوند و کار را تمام کنند (و یقینا هیچ کدام از اینها محقق نخواهد شد) چند نسل دیگر از دست ما رفته است. گاهی باید دور و بری ها را نادیده گرفت و کلاه را بالاتر گذاشت و دورتر را دید. اگر چالش های سخت افزاری و نرم افزاری مسجد اصلاح شود، آنگاه زمینه برای تربیت فوج فوج گروه و طبقه فراهم می شود.انشالله
📌امامت جماعت و «بعث» مردم 🔹چند روز پیش به مناسبتی با یکی از اساتید که اتفاقا عهده دار مسجدی است گفت وگو بود و هر دو یمان از عدم مشارکت مردم در اداره ی مسجد گله مند بودیم. از آن روز دارم با خودم فکر می کنم که کار اصلی امام جماعت -که از دست هیچ کس دیگری هم بر نمی آید- همین احیا و به راه انداختن مردم است، در یک کلام امام جماعت باید مردم را «بعث» کند تا هر کسی از هر جایی که هست حرکت کند و جلو بیاید. و البته لازمه ی این کار این است که آن «بعث» و برانگیختگی و سوختن و حرکت ابتدا در خود امام جماعت ایجاد شده باشد، اگر اینگونه باشد، نفسش، مسجدی و محله ای و شهری را به حرکت در می آورد.
📌 قبیله گرایی 🔹تعدادی کار بر زمین مانده یرمهم در مسجد بود که دنبال آدمش می گشتم، بعضی از بزرگان و قدیمی ها افرادی را معرفی کردند که هر کدام قدری از کارعا را پیش بردند، اما بعضی از آن کارها که ظرف یک هفته قابل جمع شدن بود، الان هفته ها و ماه هاست که معطل مانده و هنوز به نتیجه نرسیده. بعد از گله گذاری به آقایان تازه فهمیدم که فلانی از اقوام و آن دیگری از دوستان بهمانی است که آقایان برای اینکه پول در جیب غریبه نرود، دوستان خودشان را معرفی کرده اند، در حالیکه آنها متخصص آن کارها هم نبودند و می‌خواستند کار را در حاشیه ی کار اصلی شان انجام دهند. این شده که کارها معطل مانده و.... قبیله گرایی و باند بازی از مهمترین افات مدیریت است که خود بتنهایی پایه ایست برای رشته ای از آسیب ها و مفاسد که در این چند سال مواردی ازین دست زیاد دیده ام. الان که دیگر یقین دارم آقایان درین قضایا خیرخواه مسجد نیستند، بیش از گذشته در مقابل باند بازی هایشان خواهم ایستاد، انشالله