eitaa logo
مجردان انقلابی
13.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.7هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 فقط جهت تبلیغات پیام دهید 👇 @mahfel_adm متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام به هواپیمای ماه مبارک رمضان نزدیک می شوید ارام ارام ساک ها را ببندید گذرنامه هاتون چک کنید مهر ویزا حتما خورده باشد تا از پرواز جا نمانید هنوز چند روزی فرصت دارید شماره پرواز ✈️ ۱۴۴۱ هجری مقصد ما به سوی مغفرت و رضایت خداست.👑 مدت زمان پرواز 30روز میباشد. 👌ودر طول چند روز بعد پرواز✈ خواهیم کرد ☝در طول پرواز ، گناه کردن غیبت و،،، ممنوع⛔ میباشد. 👪از مسافرین محترم خواهشمندیم کمربند ایمان ✨و پرهیزگاری 💥خود را در طول پرواز محکم نگه دارند. 💥📓💥خلبان پرواز قرآن کریم 💦 همه فرشتگان سفر خوشی را برای شما آرزومند هستند💦 ❤با آروزی موفقیت شما مسافران عزیز همراه با صبر و تقوی إن شاء الله به سلامت به مقصد که همان رضایت خداوند باشد برسیم.🏆 ماه رمضان ماه توفیق و احسان🌹 @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام خدمت شما ادمین کانال و تمام مجردان انقلابی میخواستم بهتون بگم منم دارم به جمع متاهل ها اضافه میشم(ان شاالله روزی همه مجردان عزیز) متوسل شدن به آقاااامون ولی عصر همیشه جواب داده من شب اول ماه شعبان احیا گرفتم و فقط و فقط برای ظهور آقاااامون دعا کردم با توجه و دلی شکسته وآقاااااامون اون شب سنگ تموم گذاشت واسم خودش واسم دعا کرد (ان شاالله که برای همه دعا کنه) که دعاش گیراست🙏🙏 دقیقا یه هفته بعد یه همراه زندگی امام زمانی به طور معجزه ای سر راهم قرار گرفت ان شاالله که نصیب همه ی مجردان یه همراه امام زمانی بشه 🙏🙏 در آخر بگم که سر هرنمازم برای همتون دعا میکنم تک تک چون خودم هم جزء شما بودم و هستم شما هم برای ما دعا کنید که زندگی آروم و بی دغدغه ای داشته باشیم 🙏🙏 الهی عاقبت بخیر و خوشبخت بشین @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجردان انقلابی
🍁🍁🍁🍁 #داستان_شب قسمت بیست و چهارم🍃 دستام و به اطراف میله کرده بودند و شیر و باز کردند. آب سرد یک ل
🍁🍁🍁🍁 قسمت بیست وپنجم🍃 راز میان چشم ها💕 تا به پشت سرم نگاه کردم چهره درب و داغون رحمان و دیدم. سرو صورتش پر خون بود و کنار چشماش بنفش شده بود. از دو طرف دستاش و دو نفر گرفته بودن و تمام مسافت روی زمین کشیده بودنش. ناباور صداش زدم :رحمان؟ رحمان؟ دیدم جوابی نداد و انگاری بیهوش شده بود. نگاه غضب ناک مو به همون ماموری که فهمیدم فامیلش مشفق بود بستم و گفتم :ظالمممم، اون فقط 18سالشه، ولش کن بره مشفق :آخی، لابد نمیدونی همین جناب 18 ساله خودش رهبر یه تیم خرابکاره؟ نگاهمو هنوز بهش دوخته بودم که اومد کنارم و زانو زد و گفت :میدونی فکر کنم یکم اشتباه کردم، نباس این رفیق تو بهت نشون میدادم منتظر بودم که ادامه بده. بلند شد و روبه روم واستاد و سیگار دیگه ایی روشن کرد و گفت :نظرت چیه همسایه روبه رویی تونو بیارم اینجا.؟ یه حال و احوالی کنید باهم! هوم؟ به محض گفتن این جمله اش خواستم از جام پاشم و یه مشت حواله اش کنم ولی دستام با دستبند به میله بسته شده بود. مشفق خنده ایی سر داد و گفت :فکر کردی ما گاگولیم پسر جان؟ نظرت چیه ماهگل خانم و بیاریم اینجا تا بلاخره قفل دهن تو باز شه و بگی از کی دستور میگیری و به کی وصلی.? +خفه شو بی ناموس، دستت به اون بخوره پدرت و در میارم حیوون مشفق :اوممم، ببخشید شما چکارشی؟ شوهرش؟ نامزدش؟ و بعد سرش و اورد جلو تر و گفت :یا خاطر خواهش؟ به وضوح صدای دندونام و که روی هم میکشیدم و می‌شنیدم. +اگه فقط یه مو از سرش کم شه روزگار تو سیاه میکنم مشفق 'فکر نمی‌کنم بیشتر از اینا بخای زنده بمونی که فرصت سیاه کردن روزگار من و داشته باشی و به سمت در رفت و لحظه ی آخر گفت' فکراتو بکن وگرنه ماهگل خانم و به زودی ملاقات میکنی .... @mojaradan
🍁🍁🍁🍁 قسمت بیست و ششم🍃 راز میان چشم ها💕 توی بند دائم به این فکر بودم که با کار احمقانه ام اون طفل معصوم وهم در گیر کردم و معلوم نیست چه اتفاقی بیوفته براش. از طرفی هم درگیر ماهگل بودم از یه طرف هم درگیر رحمان که اگه لب باز میکردم هم حاجی لو میرفت هم بقیه بچه ها. بین دوراهی بدی قرار گرفته بودم. نمیدونستم چطوری ماهگل و پیدا کردن. ولی من ساواک و خیلی دست کم گرفته بودم. صدای باز شدن در بند بلند شد و مشفق با دو نفر دیگه وارد بند شدند و به دستورش منو به سمت اتاقی تاریک بردند. تا در اتاق باز شد چهره رنگ پریده و نگران ماهگل و دیدم. روی صندلی نشسته بود و با ترس به روی میز خیره شده بود. مأمورا هولم دادن و مجبور شدم بشینم روی صندلی. روم نمیشد حرفی بزنم. مشفق کنار میز وایستاد و گفت :دو زوج چریک عاشق، داستان خوبی میشه زندگی شما دو تا! ماهگل دستاش و به سمت روسریش برد و گفت :کی اینجاس؟ مشفق تک خنده ایی کرد و روبه من گفت :تراژدی خوبی میشه، یه دختر کور ویه پسر گنده لات مگه نه هاشم؟؟ تا گفت هاشم ماهگل سرش و آورد بالا و با صدای لرزونی گفت :آقا هاشم؟ شما یید؟ +نترس ماهگل، از اینجا میری بیرون، باهات کاری ندارن صدای قهقهه مشفق بلند شد و با ریسه گفت :از پیش خودت حکم میدی پسر؟ یه ساک اعلامیه تو اتاقش از تو پیدا شده، هر دو تا تون ته حکمتون اعدامه بعد میگی باهاش کاری نداریم؟ +از کجا فهمیدین؟ ایندفعه ماهگل زد زیر گریه و گفت :موقعی که رو پشت بوم بودید یه نفر شما رو دیده و لو داده و اشکاش تند تند می‌ریخت. تمام اعصابم بهم ریخته بود. با خشم به مشفق گفتم :مگه نمیگی اعلامیه ها مال من بوده، پس بزار بره مشفق دوباره سیگاری روشن کرد و کنار ماهگل ایستاد و گفت :به یه شرط! +چه شرطی؟ مشفق :بگی رفیقات کیان؟ آب دهنمو قورت دادم. همزمان چهره حاجی و گریه های ماهگل و خنده های رحمان جلوی صورتم نقش بست. نمیدونستم باید چیکار کنم. با کلافه گی دستمو توی موهام کردم که مشفق گفت :میدونی که محیط اینجا برای یه خانم با این وضعیتی که داره خوب نیس، تازه از مردونگی دوره یه نفر به خاطر کارای تو عذاب بکشه نه؟ بیشتر داشت با حرفاش عذابم میداد. میخاستم شرط شو قبول کنم که ماهگل گفت :آقا هاشم، نگران من نباش، تو رو به جون عزیزت چیزی نگو، من تحمل همه چیو دارم تا مشفق این حرف و شنید محکم زد به صندلی ماهگل و پرتش کرد روی زمین. به طرفش حمله ور شدم و داد زدم :ولش کن حیوون، هلاکت میکنم اشغال و خواستم بهش با همون دستای بسته حمله کنم که دو تا مامور اومدن و گرفتنم ماهگل با گریه بهشون التماس میکرد که کاری باهام نداشته باشند. توی همون وضعیت دلم هوری ریخت. باورم نمیشد اونم به فکر من باشه. من نمیخواستم آسیبی به این دختر برسه ....... @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💍 💍 : آيا نامزدهائی كه شيرينی نامزدی خورده‌اند، ولی صیغه عقد نخوانده‌اند، يكديگرند؟🙄 آیت الله (دام ظله العالی)🔰 بدون اجراء عقد، محرميّت حاصل نمي‌شود.❌ 📚 منبع: سایت جامعه الزهرا سلام الله علیها. ┅═┄⊰༻💜༺⊱┄═┅ 💍 @mojaradan
8.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 | ازدواج ✅ اگه یه همسری میخوای انتخاب بکنی که هیچ رنجی تو زندگیت از ناحیه همسر بهت نرسه، برو یا فرشته باش یا حیوان... دانستنی های 🆔 @mojaradan
روزه های واجب👆🌹👆 ــــــــــــــــــــــــ ┏━✨🌹✨🌸✨━┓      🌸@mojaradan 🌸 ┗━✨🌸✨🌹✨━┛