توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
استان مرکزی ، بعد از انقلاب هجده مدیرکل آموزش و پرورش به خود دیده است. آقایان: بهرام حجتی، رجب علی زینعلی، نعمت الله ابطحی، نعمت الله تقاء، سید محمد طباطبایی، رضا جدیدی، عباس هزاوه، غلامحسین حیدری ، علی داوری زاده ، علی رضا عسگری، داوود نعیمی، ناصر قاسمی، احمدعلی حاج کریم، سیف الله کریمزاده، شهريار فولادوند، بهرام حسین آبادی ، احمدرضا نوازنی و بنده حقیر.
امروز خدمت یکی از این مدیران کل ارزشمند رسیدیم؛ هم برای عرض ارادت شاگرد به استاد و هم دستبوسی و هم تقدیم نشان معلم ماندگار.
استاد عباس هزاوه مدیرکل دوران جنگ که بیش از ۴ سال مدیر کل آموزش و پرورش استان مرکزی، ۲ سال مدیرکل آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی بوده و علاوه بر آن ۶ سال دبيرکل شورای عالی آموزش و پرورش بوده که انصافا برای ما اهالی استان مرکزی باعث افتخار است که ۶ سال یکی از کلیدی ترین سمت های کشور به دست با کفایت ایشان اداره شده است.
فرصت مغتنمی بود. همچنان فرهیخته و همچنان متین و موقر و خوش پوش.
ساعتی نشستیم و ذکر خیر شد از همه معلمان ماندگار استان و اداره آموزش و پرورش در کوران جنگ و شهادت دانش آموزان و معلمان و کمبود کلاس و کثرت دانش آموزان.
عباس هزاوه مدیرکلی است که در خاطر معلمان دهه شصت خوش مانده است و این سرمایه کمی برای یک معلم و مدیرکل نيست.
عباس هزاوه روایت ناگفته مدیریت آموزش و پرورش استان مرکزی است و گنجینه ای از خاطرات معلمان با اخلاص دهه ی شصت.
خوش ساعتی بود. الحمدالله
#معلم_ماندگار
#معلم
#مدرسه
#آموزش
#پرورش
#عباس_هزاوه
@molavihossein1
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی در شازند، مدیر آموزش و پرورش شدم نام حسین فقیه میرزایی را شنیده بودم و شنیده بودم که مدیر قدُری بوده و اکنون در قم ساکن است و مدرسه غیرانتفاعی دارد؛ گمانم بر این بود او هم مثل بسیاری از ما مدیران مناطق که مدتی مدیر می شویم و می رویم و تمام.
امروز قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها را کردیم و در کنار آن قصد دیدن مردی که نامش در میان مدیران دهه شصت مطرح بوده و هنوز هم هست؛ وارد ساختمان بزرگی شدیم با معماری خاص. در دهه هشتاد به عنوان دبیرستان دخترانه بنا می شود ولی در سال ۸۸ تغییر کاربری میدهد و می شود دانشگاه علمی کاربردی شفیعه.
حسین فقیه میرزایی متولد ۱۳۲۵ که از سال ۵۸ تا ۶۲ مدیر آموزش و پرورش شازند بوده و بعدها رفته به وزارت و شده معاون مدیرکل امور اداری و بعد برگشته و در قم شده مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک و حدود ۱۷ سال هم معاون تولیت حضرت معصومه سلام الله علیها بوده، حقیقتا اعجوبه ای بوده در مدیریت و کما این که الان هم آنچنان با نشاط و پر انرژی دانشگاه را مدیریت می کند که انسان از همنشینی با او حظ می برد.
از خاطرات دهه شصت گفت و دیداری که با شهید رجایی داشته و ماشین و امکاناتی که به امضای شهید رجایی گرفته و ۵۰ مدرسه ای که در طول یک سال ساخته و کادر سازی ای که انجام داده.
به قول خودش " اگر خانمم به من بگوید یک چوب پرده نصب کن نمی توانم اما هرجا مدیر می شوم اصلا آدم دیگری هستم؛ همه اش خلاقیت و انرژی "
من امروز به معنای حقیقی مثل یک شاگرد کوچک در درس مدیریت استاد حسین فقیه میرزایی نشسته بودم و حدود یک ساعت و نیم تعریف کرد و من فقط گوش دادم و ضبط کردم.
جالب این است این ساختمان که هم دانشگاه هست و هم خانه ی او ، همه اش وقف آستان حضرت معصومه سلام الله علیها شده است؛ یکجا و کامل و به طور صلح عمری.
اینجا مجال نیست تا از رموز موفقیت این مدیر بگویم که در آستانه هشتاد سالگی سرشار از انرژی و زلالی اندیشه و اخلاص در عمل است و دانشگاهی را مدیریت می کند که ۶۰۰ دانشجو دارد. حیف که خاطره و روایت های زندگی او هنوز به رشته تحرير در نیامده است.
حسین فقیه میرزایی
حسین مولوی
@molavihossein1
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
《 سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد》
مردی که حضوری دائمی در من دارد و زلال ناب "سیاست عینِ دیانت" را در کاسه چشم ما ریخت و ما مردگان در متروکه ی روستا زنده شدیم و با اشاره دستان آن حجت خدا بال و پر گرفتیم و متصل شدیم به رودخانه حق که از جماران جریان گرفته بود.
او روح خدا بود و حجت خدا که تفسیری بی بدیل از پیامبر صلوات الله علیه و تأویلی از ابراهیم که اگر ابراهیم علیه السلام هم در زمان ما مبعوث می شد همان کار را می کرد که خمینی کرد و چنانچه موسی علیه السلام زنده می شد همان بود که خمینی.
السلام علیک یا روح الله که حقیقتا روح خدا بودی و شبیه ترین انسان به معصوم و خداوند خواسته بود تا با جلوه خویش تفسیر عصمت باشی
حسین مولوی
@molavihossein1
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
در آموزش و پرورش هر کسی سهمی از آموزش دانش آموزان و پرورش آن ها را دارد؛ معلم و مربی و مدیر و معاون و کارمند و خدمتگزار و حتی رانندگان عزیز؛ درست مثل اجزای مختلف بدن که هر کدام سهمی در حیات و زندگی و سهمی در کیفیت زندگی انسان ها را دارا هستند.
امروز _ به گفته خودشان _ برای اولین بار با رانندگان عزیز ناوگان حمل و نقل آموزش و پرورش استان جلسه داشتم؛ دور یک میز نشستیم و گپ زدیم و درد دل های عزیزان را شنیدیم. حرف های ناگفته و بغض های سال ها فروخفته از زبان کسانی که سال ها و هر روز چشم بر جاده می دوزند و در سرما و گرما ، در خوشی و ناخوشی با وسایط نقلیه اغلب فرسوده مسئولان را به جلسات سیاست گذاری، مدیران و ناظران را برای اداره و بازرسی و دانش آموزان را برای اردو و مسابقه و المپیاد و ... جابجا می کنند ولی در نه در خبر نامی از آنان است و نه در تقدیر قدری از آنان دانسته می شود.
ما مدیران را تا دم درب سالن جلسات می رسانند اما ما دیگر خبر نمی شویم که جای استراحت آنان چگونه است و ناهار و شام چه برایش تدارک دیده اند و چند ساعت و یا چند روز معطل و بلا تکلیف مانده اند؛ جریمه از جیب مبارک و خسارت ماشین از حسابش.
کارهای عظیم آموزش و پرورش _ از حمل و نقل گرفته تا این همه بازدید و مسابقات و غیره و غیره _ با دست هنرمندانه آنان رقم می خورد و چرخ ماشين آموزش و پرورش به وسیله آنان می چرخد؛ امیدوارم قدر همه به سهم خودشان دانسته شود. امیدوارم این سرمایه عظیم نیروی انسانی را بدانیم و خدای ناکرده کوچک نبینیم و سهل انگارانه به کارشان نگاه نکنیم. این پنجه ها و این چشم ها که مسیرهای طولانی را با خستگی می پیمایند و ما را به مقصد و ادارات را به مقصود می رسانند بوسیدنی هستند. دست یکایک آنان را مي بوسم که جان آنان پیوسته در خطر و جسم و روحشان پيوسته در سفر است.
▪️دو تصویر آخر مربوط به سفر اخیر به قم است. مشکلی که به ماشین همراهان ایجاد شد ولی _ الحمدلله _ با مهارت راننده اتفاقی نیفتاد.
#معلم
#مدرسه
#آموزش_و_پرورش
#منابع_انسانی
@molavihossein1
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
دکتر رضا مراد صحرایی #وزیر محترم آموزش و پرورش در همایش معاونان پژوهش و برنامه ریزی استان ها از مدیران کل شش استان به خاطر ساماندهی مطلوب #منابع_انسانی تقدیر کرد.
صمیمانه از همکارانم در مدیریت منابع انسانی ، طرح و برنامه ، امور اداری و فناوری مناطق و نواحی سپاسگزارم
حسین مولوی
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
برشی از کتاب سفر به دیار خدا ؛ به یاد حجاج بیت الله الحرام و دلتنگی ها و حسرت خوردن ها و آرزوی زیارت و حج و آه ....
《 نماز مغرب را میخوانم و این نماز آخرین نماز عمره من است در مسجدالحرام
جایی که انس گرفته بودم با سادگیاش
با طواف طواف کنندگانش
مانوس شده بودم با نمازهای پرشورش
لذت میبردم از سکوت این همه نمازگزار در هنگام نماز
از تلاوت قرآن خوانان بر روی کوه صفا
دلم تنگ خواهد شد:
به طواف کردن
به دعاهایی که در طواف میخواندم در پشت درب خانه خدا
به " انا مسکینک ببابک" گفتن
به سعی صفا و مروه که جان را صفا میداد به زمزم که زمزمه عشق و شور را در جان میریخت
به مقام ابراهیم که در گوش جان میگفت: گاهی جای کف پایی از هزاران هزار مقام بلندتر است
به حجر اسماعیل که میگفت : حجره اگر اگرچه کوچک اما اگر در همسایگی خدا باشد عزیز خواهد شد.
به حجرالاسود که دست خدا در زمین است
به دست دادن با دست خدا و بیعت کردن با او
به سنگی که در گوش جان فریاد میزد مبادا از سنگ کمتر باشی
به درب کعبه که انتهایی خاک و ابتدای ملکوت است
دروازهای برای ما خاکیها برای رسیدن به ملک خدا
به ملتزم و مستجاب ووحطیم.
دلم تنگ خواهد شد به اشک ریختنها
به التماس کردنها
به دیدن حقارت خود در مقابل عظمت خدا
دلم تنگ خواهد شد به دیار خدا》
کتاب : سفر به دیار خدا
نوشته : حسین مولوی
صفحه ۱۴۴
@molavihossein1