eitaa logo
منادی
2.3هزار دنبال‌کننده
660 عکس
105 ویدیو
0 فایل
🔴 محفل نویسندگان منادی 🔴 اینجا محوریت با کتاب است و کلمه ارتباط با مدیر @m_ali_jafari8
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📢 | 📍 | 🔹️ از صبح روی پاست. هرجا کاری روی زمین ماند، سر رسید. عنوان «خانم دکتر»ش بین همه اتفاقات حاشیه‌ای حمله رژیم صهیونیستی به یزد گم شده بود و او اصلا اعتراضی به آن نداشت. ندیدم از صبح دستش بلرزد یا غر بزند از خستگی. 🔹️ حالا، رنگ‌پریده نشسته روی صندلی وسط اورژانس. پرسیدم: «چیزی شده خانم دکتر؟» آهی کشید و به مجروح تخت ۱۶ اشاره کرد و گفت: «وقتی آستینش رو زدم بالا دیدم رو بازوبندش نوشته فدایی حسین.» بغضش را قورت داد تا به مجروح بعدی برسد. ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 🔹️ امروز حاجیه‌خانم، همسایه خواهرم گفت: "اسرائیل یه خدابیامرزی برا خودش خریده." پرسیدم: "چرا؟!" جواب داد: "بچه‌هام سال تا سال سراغی از من نمی‌گرفتند و دریغ از یک تلفن، ولی تا جنگ شروع شده، مدام زنگ می‌زنند و حالم را می‌پرسند و حتی چند روز خانه‌ام می‌مانند، باورت می‌شه؟ شب‌ها همانجا می‌خوابند! بین خودمان باشد، با هم قهر بودن، ولی اینقدر از اسرائیل شاکی شدن که با هم آشتی‌کردن!" ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 🔹️ آدم که کانال‌داری می‌کند، می‌شود شبیه کارمند ثبت احوال! دَم به دقیقه چشم‌وچارش توی قسمتِ مشترکین کانال است، دنبال اینکه آن یکی کی بود رفت و اینی که آمد چه‌طور آدمی‌ست! 🔹️ دو سه روز پیش مثل چرت صبحگاهیِ یک بنده خدایی توی انتخابات ۸۸ وقتی بیدار شدم، اعضای کانالم یک‌هو صد و خورده‌ای زده بود بالا! طبیعتاً اگر آدمِ رسانه و کار در این بلبشویِ غیر واقعی نبودم، لابد «من و این همه خوشبختی» را سلول به سلول روح و روانم بندری می‌رفتند اما... 🔹️ اما با نیم‌نگاهی به اسم‌های افزوده شده به مشترکین الف‌کاف حدس زدم بسیاری از این اکانت‌ها جعلی باشند! که حالا جزئیات و این‌هاش بماند برای یوم‌تبلی‌السرائر! ولی امروز که این عکس و توضیحاتش را دیدم، یک‌جورهایی دستم آمد که ای دل غافل...! شاید میهمانانی داشته باشم از سرزمینی که به زودی فتح می‌شود، آن هم به دست خودِ ایرانی‌مان... 🔹️ این آدم‌های توی عکس سربازهای اسرائیلی در دنیای مجازی و همین ایتای خودمان هستند که دارند کوچکترین عکس و مطالب ما را رصد می‌کنند. برای گرفتن گرای مناطق مهم تا زامبی‌هایِ ارتش‌شان به آنجا حمله کنند! 🔹️ فعلأ که تا فرصت زندگی دارند خوش باشند و حالِ موشک‌های ایرانی را ببرند اما، یادتان باشد این جک‌وجانورها دارند من و شما را می‌پایند تا هر طوری شده به‌مان ضربه بزنند. ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 📍 | ♨️ لطفاً شایعات را باور کنید! 🔹 هر چند جنگ بازار کسب و کار مردم را کساد می‌کند، ولی رونق خوبی به بازار شایعات می‌دهد. روغن، نون خشک، برنج و اینجور اجناس کم می‌شود و گروه‌ها پر می‌شود از کجاها را زدند و کی ترور شده و کودتا نزدیک است! 🔹یکی از این شایعات، نیروگاه برق شهید دشتی یزد بود. هر چند اینجور جایی وجود خارجی ندارد، ولی دیروز شایعه شد که در حمله صهیونیست‌ها، نیروگاه برق شهید دشتی را زده‌اند. از آنجایی که شایعه مشتری هم زیاد دارد، سریع در گروه‌ها و کانال‌ها پخش شد. تکذیبیه هم پشت سرش مثل پلیس می‌دوید تا جلوی انتشار بیشترش را بگیرد. 🔹 اما چرا نوشتم «لطفا شایعه را باور کنید»؟ صبح امروز در خبرها خواندم که ایران نیروگاه برق اشدود در سرزمین‌های اشغالی را زد. خیلی‌ها نوشتند در جواب نیروگاه برق شهید دشتی بود. خلاصه خدا را شکر بچه‌های سپاه حتی جواب شایعه‌پراکنی صهیونیست‌ها را هم با موشک پراکنی دادند. 🔹برادران ارجمند تقاضا می‌کنم تمام شایعات را باور کنید و همینطور از چپ و راست بکوبید تو سر این زامبی‌ها. دهن اسرائیل باید بسوزد، چه آش خورده، چه نخورده! ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 📍 | انتقام از آمریکا که جای خود؛ با این موشک‌هایی که زدیم تو قطر، انتقام اون گلی که اکرم عفیف تو نیمه نهایی جام ملت‌ها بهمون زد رو هم گرفتیم! ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 📍 | یه وقت زشت نباشه از این به بعد قطر باید بالای فرم جذب نیروی پرستاری‌‌ش، به جای «قطر، کشوری آرام و کم‌تنش» بزنه «قطر، کشوری با احتمال خطر اصابت موشک‌های ایرانی»؟! ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 🔹️ دیروز صبح کار بانکی داشتم، با عجله چادرم را سرم کشیدم و گوشی را توی کیفم انداختم. توی ماشین وقت کردم گوشی را دستم بگیرم و خبرها را چک کنم. چند ساعت پیش، وقتی که ما خواب بودیم فردوی قم را زده بودند. ماشین وارد تونل غدیر شد، دلم پر از ترس شد، حمله به سه سایت هسته‌ای ایران؛ آمریکا مستقیم وارد شد. حالا باید چکار می‌کردیم؟ 🔹️راننده راهنما زد و سمت راست آمد. ماشین از تونل بیرون آمد. نگاهم را سمت راست چرخاندم و گنبد حرم حضرت معصومه را دیدم. قلبم آرام شد. سلام دادم و تسلی یافتم. از چه ترسیده‌ای؟ مگر بار اول است که همۀ دنیا دست به دست داده‌اند تا نور حق را خاموش کنند؟ مگر تا حالا آمریکا نبوده؟ اینها را به‌خودم گفتم و برای سلامتی بچه‌های ایران چهارقل خواندم. همه چیز عادی بود و زندگی جریان داشت. چادرم را مرتب کردم و روبروی بانک پیاده شدم. 🔹️ امروز عملیات بشارت فتح انجام شد. بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در قطر مورد حملۀ ایران قرار گرفت. فردا خیلی کار دارم عصر باید بازار بروم و خریدهای محرم را انجام بدهم. دعا می‌کنم کارهایم تندتند راست و ریس شود تا به نماز مغرب حرم برسم. ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 📍 | مِن‌بعد جهت سردرگم‌نشدن مردم؛ برنامه‌ی شلیک به‌صورت زیر می‌باشد: _صبح‌ها به طرف اسرائیل بی‌لیاقت _شب‌ها، آمریکای کثافت 🆔️ @monaadi_ir
📢 | ⭕️ بزن سر دیو را! 🔹️ وقتی بچه بودیم و باهم دعوا می‌کرديم، حرکتی می‌زدم بس جوانمردانه. یکهو می‌گفتم: "بسه بسه، تسلیم." تا برادر یا خواهرم دست بر می‌داشتند، من یکی محکم‌تر می‌زدم و دوباره دعوا دعوا. 🔹️ یک مدت دستشان نبود، تا می‌گفتم بسه بسه، مکث می‌کردند برای تسلیم‌شدن. ولی کم‌کم فهمیدند دارم زورِ نداشته‌ام را با این کلک جبران می‌کنم. دیگر هرچقدر می‌گفتم بسه تسلیم، ول نمی‌کردند. بدتر هم می‌زدند. 🔹️ حالا یکی خارج از دعوا دارد داد می‌زند آهای آهای تسلیم. من که استاد جرزنی توی بچگی بودم هم با کمترین اطلاعات نظامی می‌فهمم دارد چه می‌کند. گول دادزدنش را نخورید، محکم‌تر بزنید سر دیو را! ✍ 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 🔹️ «می‌دانی این جنگ از کدام نقطه به «حماسه» تبدیل می‌شود، و از کدام لحظه به «اوج یک حماسه» می‌رسد؟ 🔹️ حماسه از آنجا شروع شد که به هنگام حمله عراق به خاک انقلاب، ما، روی این خاک _و نه در آسمان_ چیزی نداشتیم جز مشت‌مشت بچه‌های سرگردانِ عاشقِ مجنون‌صفتِ مومنِ بی‌اسلحه‌ی پا برهنه‌ی بی‌کولبار. 🔹️ بله... بچه‌های پابرهنه انقلاب، مقابله را، با چنان حال و روزی آغاز کردند، و امروز، اینجا ایستاده‌اند که تو می‌بینی... 🔹️ اما حماسه آنجا به اوج می‌رسد که تو می‌نشینی جلوی تلویزیون، پا روی پا می‌اندازی، سیگاری روشن می‌کنی، بادی به غبغب می‌اندازی و نگاه می‌کنی به هزار قایق تیزتک خروشان، که در یک صف منظم رویایی به جلو می‌تازند... نگاه می‌کنی اما باور نمی‌کنی. نگاه می‌کنی و معطل می‌مانی که پیمودن چنین راهی، در چنین سال‌های دشواری، چگونه ممکن است؛ و آیا اصولا این راه پیمودنی بود یا هنوز هم خواب آن را می‌بینیم که جنوب وطن، با همه‌ی عظمتش در دست‌های ماست، و در تمام طول شب، این ما نیستیم که منور به آسمان می‌فرستیم تا مبادا دو جوان دلاور، با یک قایق کوچک، به ما حمله کنند و چند اسیر بگیرند و مقداری هم مهمات، بلکه این‌ها هستند، عراقی‌ها هستند، که از ترس، از ترس، از ترس... و فقط از ترس، در تمام طول شب، تمامی آسمان را یکسره منور می‌کنند. 📚 برشی از کتاب 🆔️ @monaadi_ir
📢 | 📍 | 🔹️ هرکسی تا یک سیستم خالی پیدا می‌کند سریع می‌نشیند پشتش: «بذار ببینم چه خبره.» همه البته به دنبال همین دو کلمه‌ایم. تشخیص «مجروح جنگی» جلوی اسم بیمار. 🔹️ تعداد را یکی‌یکی می‌شماریم. اسم بعضی‌ها توی ذهن‌‌مان مانده: «عه! فلانی رفته بخش. خداروشکر.» «عه! فلانی منتقل آی‌سیو شد؟» «اسم فلانی رو پیدا نمی‌کنم بچه‌ها. مرخص شده نه؟» 🔹️ نه. نمی‌دانیم. آرزو می‌کنیم مرخص شده باشد. همه نگرانیم. آن‌قدر که حتی کسانی که کشیک نیستند و وقت استراحتشان هست هم، آمده‌اند بیمارستان. مجروحان جنگ شده‌اند دل‌نگرانی جمع. قهرمانانی که برعکس بیمارهای دیگر، صدای ناله و شکایتشان هم زیاد نمی‌آید. کسانی که شاید تا همین دو روز قبل، زاویه‌ی فکری و سیاسی داشتند باهم، حالا شبیه دو برادرند. یکی شده پرستار آن یکی، آن یکی خوابیده روی تخت بیمارستان چون داشته از امنیت این یکی دفاع می‌کرده. چشم دشمن‌شان کور! ✍ 🆔️ @monaadi_ir