نمیدونم متوجه منظورم میشین یا نه ولی ؛
قبل اینکه از دست کسی ناراحت شم اول از دست خودم ناراحت میشم ، که اصن چرا اجازه دادم تو انقدر مهم بشی که منو ناراحت کنی
"زیر نور ماه"
یه سری اهنگارو با تردید پلی میکنم چون میدونم قراره منو با خودشون ببرن وسط یه سری خاطره و اونجا ولم
کابوس دیدم
از خواب پریدم
هرکاری کردم دوباره بخوابم نشد
به اهنگام پناه آوردم
اولین اهنگ و خودم انتخاب کردم
گذاشتم بقیشون خودشون شانسی پلی شن
و یه سری اهنگ پلی شد که
بلخره تونستن ازم چند قطره اشک بگیرن
"زیر نور ماه"
کابوس دیدم از خواب پریدم هرکاری کردم دوباره بخوابم نشد به اهنگام پناه آوردم اولین اهنگ و خودم انت
اینا پشت هم پلی شدنشون واقعا درد داره:)
امیدوارم فردا برای همتون جمعه قشنگی باشه
پر انرژی شروعش کنید
یا کلی خوش بگذرونید
یا کلی درس بخونید
هرجور هست مفید باشید
"زیر نور ماه"
امیدوارم فردا برای همتون جمعه قشنگی باشه پر انرژی شروعش کنید یا کلی خوش بگذرونید یا کلی درس بخونید
فردا؟
منظورم امروزه در واقع
لبخند خجالت زده*:)
هدایت شده از شاید زیبا ~
امروز به طرز عجیبی رفتار ایده الی داشتم
و برخلاف همیشه ام
تونستم خوش قول و آن تایم باشم
از مدرسه چی بگم؟
بگم که
دلم برای مبینا یه ذره شده بود و کلی بغلش کردم
یا از خنگ بازیای شبیه هممون
یا شایدم اینکه لباس گرم نیاورده بود و
نوبتی هودی منو میپوشیدیم که گرم شیم
یا اون لحظه هایی که همو بغل کرده بودیم که
بتونیم همو گرم کنیم
نه بزارید فقط بگم اگه این فرشته کیوت ِ کوچولو رو نداشتم تحمل مدرسه واقعا دردناک بود :)
"زیر نور ماه"
از مدرسه چی بگم؟ بگم که دلم برای مبینا یه ذره شده بود و کلی بغلش کردم یا از خنگ بازیای شبیه هممون
یکی از رفیقام براش نقاشی کشیده بود
وقتی دادمش بهش
انقدررررر ذوق کرد:)))))
یه برق خاصی اومد تو چشماش
و اینجوری بودم که
کیووووت:))))
بعد مدرسه اومدم خونه پیاده
ولی واقعا حس خوبی داشتم
مامانمم برام برنج و مرغ گذاشته بود
که دلم میخواست فدای مامانم شم همون دم در