"زیر نور ماه"
از اون شروع ها که کم آوردن نداشته باشه البته یه یار محکمم قراره تو طول این ۷ ماه داشته باشم
هنوزم اونجور که باید جدی نگرفتمش
هدایت شده از -پایین شهر-
اسکار تلخ ترین و غمگین ترین کار میرسه
به پاک کردن چت با کسی که واقعا دلت میخواد اون چت هارو تک تکشونو بنویسی تو دفتر تا برای همیشه یادت بمونن
"زیر نور ماه"
"شب که شد اون چشمات ستاره هارو کور کرد یه شب یه مستی با تو منو از دنیا دور کرد و برد یه جای دور تو
"روزا گذشت و فصل ها عوض شد
من دورتر از تو بهارم سرد شد
روزا گذشت و عقربه چرخید
فصل ها عوض شد تو برنگشتی..."
-بی نشونه-
"جیدال"
زندگی کردن درحالی که هنوز خودت ، خودت رو کامل نمیشناسی و هرروز چیز جدیدی در مورد خودت کشف میکنی و یکی میاد بهت میگه "من تورو خیلی خوب میشناسم" کمدی سیاهه :)
"زیر نور ماه"
ترکیبی که میتونه یه لبخند گنده بیاره رو لبم:)
از بچگیم عاشق دلستر انگور بودم
ولی چون تو خانواده هیشکی دوست نداشت
همیشه تو دلم میموند
میرفتم خونه خالم برام میخرید همیشه
"زیر نور ماه"
ترکیبی که میتونه یه لبخند گنده بیاره رو لبم:)
خیلیم گشنم بود
تقریبا از پنجشنبه شب درست درمون غذا نخورده بودم
جمعه که تا شب هیچی نخوردم
شبم دوتا لقمه کوچیک سیبزمینی تخم مرغ خوردم
بعد امروزم مبینا بهم یه لقمه داد فقط