eitaa logo
‌"زیر نور ماه"
91 دنبال‌کننده
131 عکس
7 ویدیو
0 فایل
احتمالا محلی برای حرف های دختری رنگین کمانی که گاهی از روزمرگی های رنگی رنگیش تعریف میکنه گاهی ام روزاش بی رنگ و سیاه و سفید میشن بلخره زندگی همینه...
مشاهده در ایتا
دانلود
پس از شب های سرد بی کسی صبح سپیدی هست:)))
من معمولا استایل دخترونه و ملیحی دارم بعد یه وقتایی که استایل تام بوی و دارک میزنم نگاه بقیه رو نمیتونم تحمل کنم و دلم میخواد بزنم تو دهن هرکسی که زل میزنه بهم
‌"زیر نور ماه"
من معمولا استایل دخترونه و ملیحی دارم بعد یه وقتایی که استایل تام بوی و دارک میزنم نگاه بقیه رو نمی
خب اخه به چی نگاه میکنی زن؟ هر چی بخوام میپوشم آخ اینجوری میکنن لجم میگیره برم شلوار ۶ جیب بگیرم 😂
چادری هستی؟ اگه آره همیشه چادر میپوشی؟ اخه استیل از زیر چادر معلوم نمیشه واسه همین میپرسم.. - امم آره چادریم همون زیر چادرم شلوار اسلش و تیشرت لانگ معلومه یکم بعدم مخصوصا وقتی چادر و روسری وبرمیداری
‌"زیر نور ماه"
چادری هستی؟ اگه آره همیشه چادر میپوشی؟ اخه استیل از زیر چادر معلوم نمیشه واسه همین میپرسم.. - امم آر
امروز جایی روضه بودیم( دوستای مامانم ) که اونا منو می‌شناسن ولی من نه تقریبا به زور رفتم بزار استایلمو شرح بدم شلوار اسلش سبز تیره( از پسر خالم کش رفتم) تیشرت لانگ مشکی موهامم یه خوردشو بالا بسته بودم روسری مشکی نایک جردن سفید
بعد تهش دیگه مامانم داشت شورشو در می‌آورد که بمونیم کمک کنیم منم دراوردم چادر و روسری و که کمک کنم همین از اتاق اومدم بیرون شاهد نگاه های سنگین شدم و واقعا حس بدی بود
‌"زیر نور ماه"
امروز جایی روضه بودیم( دوستای مامانم ) که اونا منو می‌شناسن ولی من نه تقریبا به زور رفتم بزار استای
اه استایلت نایک جردن مشکی میخواست ولی - اه توام فهمیدی باید نایک جردن مشکی می‌گرفتم نه سفید
‌"زیر نور ماه"
اه استایلت نایک جردن مشکی میخواست ولی - اه توام فهمیدی باید نایک جردن مشکی می‌گرفتم نه سفید
حالا راجب همین نایک جردن بگم😂 من پارسال عید خریدمش بعد دیدم تو مدرسه و همه جا همه دارن می‌پوشن گذاشتمشون تو کمد ودیگه نپوشیدمشون😂😔
غر میزدم کفش ندارم مامانم اونارو درآورد و گفت اینا نو مونده چرا نمیپوشی دلیلشو گفتم مسخرم کرد گفت فعلا باید بپوشی
هدایت شده از ‌↯ژولیت
بعد تو ستارهٔ سهیل هم دیگه نمی‌درخشه.
هدایت شده از ؛کاتوره
ما داشتیم اینا رو میخوردیم و با هم حرف میزدیم که گوشی حنا زنگ خورد و مامان شهید آبیاری بود ")
هدایت شده از ؛کاتوره
حنا از قبل رفته بود خونه مادر شهید و باهاشون دوست بود ، یادمه پشت تلفن به حنا میگفت برای من و عباسمم دعا کن و من کلا اشک بودم براشون :)))