هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌿 جاری حکمت | اخلاقِ فتح ۱
🔐 موریانههای وحدت؛ وقتی «خبر» امانت نیست
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
در روزهایی که بیش از همیشه به وحدت، همدلی و انسجام محتاجیم، شاید لازم باشد به دشمنانی توجه کنیم که نه با فریاد میآیند و نه با پرچم؛
آرام و بیصدا میآیند؛ مثل موریانه.
یک جمله که از این مجلس به آن مجلس میبریم...
یک «میدانی فلانی دربارهات چه گفت؟»
یک اسکرینشاتِ بیجا...
یک فایل صوتی که نباید منتشر میشد...
و آرامآرام چیزی فرسوده میشود که ساختنش سالها زمان برده است:
اعتماد.
مردی نزد امام سجاد علیهالسلام آمد و گفت:
«اکنون از مجلس فلانی میآیم؛ او درباره شما میگفت: علی بن الحسین گمراه و بدعتگذار است.»
امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
««ما رَعَيْتَ حَقَّ مُجالَسَةِ الرَّجُلِ حَيْثُ نَقَلْتَ إِلَيْنا حَديثَهُ، وَلا أَدَّيْتَ حَقِّي حَيْثُ أَبْلَغْتَنِي مِنْ أَخِي ما لَسْتُ أَعْلَمُهُ.»»
«حقّ همنشینی با آن مرد را رعایت نکردی، آنگاه که سخنش را برای ما نقل کردی؛ و
حقّ مرا نیز ادا نکردی، آنگاه که از برادرم سخنی را به من رساندی که خود از آن آگاه نبودم.»
📚 الاحتجاج، طبرسی، ج۲، ص۱۳۸
🔎 یک نکته مهم در فهم روایت
این روایت فقط یک توصیه اخلاقی ساده درباره «رازدار بودن» نیست؛
در خودِ تعبیر امام، سخن از «حق» است:
«حَقَّ مُجالَسَةِ الرَّجُل»
و
«حَقِّي»
یعنی امام سجاد علیهالسلام، مسئله را از سطح «خوب است رازدار باشیم» بالاتر میبرند و برای مجلس، صاحب مجلس و حتی شنوندهای که سخن درباره اوست، حقهایی در نظر میگیرند.
از یک سو، سخن خصوصیِ فرد، حقّ مجلس را ایجاد میکند؛
و از سوی دیگر، رساندن آن سخن به کسی که درباره او گفته شده، میتواند حق او را نیز مخدوش کند؛ چراکه ممکن است چیزی را که از آن بیخبر بوده، به او منتقل کنیم و میان او و دیگری کدورت و بدگمانی پدید آوریم.
پس در این روایت، یک نکته فقهرواییِ ظریف وجود دارد:
«صرفِ اینکه سخنی را شنیدهای، به معنای آن نیست که حقّ انتقال آن را نیز داری.»
البته از این روایت نباید یک حکم مطلق ساخت که هر سخن خصوصی در هر شرایطی شرعاً حرامِ نقل باشد؛ مواردی مانند جلوگیری از ظلم، تضییع حق، شهادت، رفع خطر یا امور لازم برای اصلاح، احکام و ادله خاص خود را دارند.
اما روایت دستکم یک اصل بسیار مهم را پیش روی ما میگذارد:
«در نقل سخن، فقط «راست بودن» کافی نیست؛ باید دید آیا «حقّ نقل» و «مصلحتِ نقل» نیز وجود دارد یا نه.»
و این نکته در روزگار ما بسیار مهم است؛
چون گاهی چیزی را منتشر میکنیم و میگوییم:
«ولی خب، راست بود!»
در حالی که سؤال اخلاقی و فقهی فقط این نیست که:
«آیا راست است؟»
سؤال مهمتر این است:
«آیا حق داشتم آن را منتقل کنم؟ برای چه؟ با چه اثری؟»
اینجاست که روایت امام سجاد علیهالسلام، #اخلاقِ_زبان را به مسئولیت اجتماعیِ زبان پیوند میزند.
اگر قرار باشد هرکس هرچه از دیگری شنید، به دیگری منتقل کند،
#اعتماد میمیرد؛ و وقتی اعتماد بمیرد، #وحدت فقط یک شعار میشود.
یک جمله ممکن است دو نفر را از هم دور کند؛
دو نفر، دو جمع را؛
و دو جمع، بخشی از یک جامعه را.
گاهی یک اختلاف، با دشمنی آغاز نمیشود؛
با یک «فقط خواستم در جریان باشی» آغاز میشود.
گاهی بزرگترین خدمت به یک رابطه،
نرساندنِ یک خبر است.
امروز «مجلس خصوصی» فقط یک اتاق نیست؛
گروه خانوادگی است، پیام خصوصی است، تماس تلفنی است، فایل صوتی است، جلسه کاری است، دردِ دل یک دوست است...
مجلسها هنوز امانتاند؛ فقط شکلشان عوض شده است.
پس قبل از اینکه بگوییم:
««میدانی فلانی درباره تو چه گفت؟»»
یک لحظه مکث کنیم:
من حاملِ یک حقیقتِ ضروری هستم، یا حاملِ یک امانت؟
البته امانتداری به معنای پنهان کردنِ ظلم، خیانت، تضییع حق یا خطری که نیازمند اقدام است نیست؛
سخن از جایی است که انتقال یک گفتوگوی خصوصی، بدون ضرورت و فقط برای ایجاد کینه، بدگمانی و اختلاف است.
🌱 شاید یکی از نشانههای رشد اخلاقی این باشد که:
هرچه میدانیم، نمیگوییم؛
هرچه میشنویم، منتقل نمیکنیم؛
و هر اختلافی را به یک صفبندی تازه تبدیل نمیکنیم.
چون:
«انسجام و وحدت همیشه با یک خیانت بزرگ نمیشکند؛
گاهی با هزاران بیاحتیاطیِ کوچکِ اخلاقی فرسوده میشود.»
امروز که بیش از همیشه به هم نیاز داریم،
موریانههای وحدت را جدی بگیریم.
و شاید یکی از نخستین پیروزیهای اخلاقی ما این باشد:
فتحِ زبان بر وسوسهی نقل؛
فتحِ دل بر کینه؛
و فتحِ اخلاق بر موریانههای وحدت.
🌿 اخلاقِ فتح یعنی مراقب باشیم دلها را نبازیم؛ پیروزی نهایی با حفظ پیوندهای ما کامل میشود.
گاهی یک سکوتِ اخلاقی،
یک سنگر اجتماعی است.
✍️ محمدجواد فدایی
🗓 ه ربیعالاول ۱۴۴۸ بهار وحدت
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از محتوای تربیت دینی 🇵🇸 کودک و نوجوان
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌿 حکمت تاریخ | آژاکس
۲۸ مرداد؛ وقتی شکاف، راه نفوذ میشود
۲۸ مرداد فقط یک تاریخ نیست؛
یک درس است.
و چه معنادار است که امسال، این روز را در کنار چهلمِ رهبر شهیدمان میبینیم؛
در کنار تصویری که از او به یادگار مانده است:
مشتِ گرهکرده. ✊
دو تصویر از دو مقطع تاریخ؛
یکی هشدار میدهد چگونه یک ملت میتواند از درون آسیبپذیر شود،
و دیگری پیام میدهد چگونه باید استوار ماند.
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق وارد میدان شدند؛ اما عملیات خارجی بر شکافهای سیاسی و اجتماعی موجود سوار شد و شبکههای سیاسی، نظامی و خیابانی را به خدمت گرفت.
اینجاست که شعبان بیمخ فقط نام یک فرد نیست؛
نماد یک نقش تاریخی است.
او طراح اصلی کودتا نبود؛
اما بازیگر و پیادهنظام خیابانیِ مؤثر در صحنهای بود که طراحان بزرگتر برای آن طراحی کرده بودند.
و این، یکی از تلخترین عبرتهای تاریخ است:
دشمن همیشه لازم نیست خودش به میدان بیاید؛
کافی است بتواند بخشی از جامعه را علیه بخش دیگری به حرکت درآورد.
گاهی اتاق فکر یکجاست،
شبکه سیاسی جای دیگر،
و پیادهنظام در خیابان؛
اما وقتی اینها به هم متصل شوند،
شکاف اجتماعی میتواند به ابزار شکست یک ملت تبدیل شود.
🔻 دشمن همیشه مشت را هدف نمیگیرد؛ گاهی انگشتها را جدا میکند.
هر اختلافی توطئه نیست و هر مطالبهای آشوب نیست؛ اما جامعه باید سازوکار خطر را بشناسد:
اختلاف → بیاعتمادی → دوقطبی → نفرت → فرسایش انسجام
اینجاست که قرآن میفرماید:
> ﴿كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾
یعنی چنان به هم پیوسته و مستحکم باشید که شکاف در میان شما راه نیابد.
و چه زیباست که در چهلمِ رهبر شهیدمان، این معنا را در تصویر مشت گرهکرده ببینیم.
مشت با یک انگشت ساخته نمیشود.
انگشتها متفاوتاند؛
اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، قدرت میسازند.
پس آن مشت گرهکرده فقط تصویر خشم نیست؛
تصویر ایستادگی و بههمپیوستگی است.
شاید تلاقی ۲۸ مرداد و چهلم رهبر شهید، یک پیام روشن برای امروز ما داشته باشد:
۲۸ مرداد، هشدارِ تاریخ است؛
مشت گرهکرده، پاسخِ امروز. ✊
تاریخ میگوید مراقب شکافها باشید؛
آن مشت میگوید از هم جدا نشوید.
و شاید مهمترین عبرت ۲۸ مرداد همین باشد:
دشمن را بشناسیم؛
اما شکافهای میان خودمان را هم بشناسیم.
چرا که گاهی آنچه دشمن با قدرت نمیتواند بشکند،
با اختلاف و بیاعتمادی از درون فرسوده میشود.
🌿 حکمت تاریخ | آژاکس
مشتِ یک ملت، با کنار هم ماندنِ انگشتهایش قدرتمند است. ✊
✍️ محمدجواد فدایی
🗓 بوقت ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ و چهلم تدفین رهبر شهید 🥺
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌿 حکمت تاریخ | آژاکس
۲۸ مرداد؛ وقتی شکاف، راه نفوذ میشود
۲۸ مرداد فقط یک تاریخ نیست؛
یک درس است.
و چه معنادار است که امسال، این روز را در کنار چهلمِ رهبر شهیدمان میبینیم؛
در کنار تصویری که از او به یادگار مانده است:
مشتِ گرهکرده. ✊
دو تصویر از دو مقطع تاریخ؛
یکی هشدار میدهد چگونه یک ملت میتواند از درون آسیبپذیر شود،
و دیگری پیام میدهد چگونه باید استوار ماند.
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق وارد میدان شدند؛ اما عملیات خارجی بر شکافهای سیاسی و اجتماعی موجود سوار شد و شبکههای سیاسی، نظامی و خیابانی را به خدمت گرفت.
اینجاست که شعبان بیمخ فقط نام یک فرد نیست؛
نماد یک نقش تاریخی است.
او طراح اصلی کودتا نبود؛
اما بازیگر و پیادهنظام خیابانیِ مؤثر در صحنهای بود که طراحان بزرگتر برای آن طراحی کرده بودند.
و این، یکی از تلخترین عبرتهای تاریخ است:
دشمن همیشه لازم نیست خودش به میدان بیاید؛
کافی است بتواند بخشی از جامعه را علیه بخش دیگری به حرکت درآورد.
گاهی اتاق فکر یکجاست،
شبکه سیاسی جای دیگر،
و پیادهنظام در خیابان؛
اما وقتی اینها به هم متصل شوند،
شکاف اجتماعی میتواند به ابزار شکست یک ملت تبدیل شود.
🔻 دشمن همیشه مشت را هدف نمیگیرد؛ گاهی انگشتها را جدا میکند.
هر اختلافی توطئه نیست و هر مطالبهای آشوب نیست؛ اما جامعه باید سازوکار خطر را بشناسد:
اختلاف → بیاعتمادی → دوقطبی → نفرت → فرسایش انسجام
اینجاست که قرآن میفرماید:
> ﴿كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾
یعنی چنان به هم پیوسته و مستحکم باشید که شکاف در میان شما راه نیابد.
و چه زیباست که در چهلمِ رهبر شهیدمان، این معنا را در تصویر مشت گرهکرده ببینیم.
مشت با یک انگشت ساخته نمیشود.
انگشتها متفاوتاند؛
اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، قدرت میسازند.
پس آن مشت گرهکرده فقط تصویر خشم نیست؛
تصویر ایستادگی و بههمپیوستگی است.
شاید تلاقی ۲۸ مرداد و چهلم رهبر شهید، یک پیام روشن برای امروز ما داشته باشد:
۲۸ مرداد، هشدارِ تاریخ است؛
مشت گرهکرده، پاسخِ امروز. ✊
تاریخ میگوید مراقب شکافها باشید؛
آن مشت میگوید از هم جدا نشوید.
و شاید مهمترین عبرت ۲۸ مرداد همین باشد:
دشمن را بشناسیم؛
اما شکافهای میان خودمان را هم بشناسیم.
چرا که گاهی آنچه دشمن با قدرت نمیتواند بشکند،
با اختلاف و بیاعتمادی از درون فرسوده میشود.
🌿 حکمت تاریخ | آژاکس
مشتِ یک ملت، با کنار هم ماندنِ انگشتهایش قدرتمند است. ✊
✍️ محمدجواد فدایی
🗓 بوقت ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ و چهلم تدفین رهبر شهید 🥺
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از موسسه فقهیتربیتی مصباحالهدی
🔥 رویداد «تجربهنگاری تربیتی اربعین» به روزهای پایانی نزدیک شد!
تا امروز بیش از ۳۰ مجموعه از سراسر کشور در رویداد «تجربهنگاری تربیتی اربعین» شرکت کردهاند و بیش از ۸۰ ایده و تجربه تربیتی برای ما ارسال شده است.
⏳ اما فقط چهار روز تا پایان فرصت شرکت در رویداد باقی مانده!
اگر در اربعین تجربهای تربیتی داشتهاید، ایدهای برای فعالیت با نوجوانان در مسیر اربعین دارید یا در مجموعهتان کاری انجام دادهاید که میتواند برای دیگران الهامبخش باشد، این فرصت را از دست ندهید.
📩 ایده و تجربه خود را همین حالا برای ادمین ارسال کنید:
@admin_mft_mesbah
➕ توضیحات بیشتر
🔰 «موسسه فقهیتربیتی مصباحالهدی»
🆔 https://eitaa.com/joinchat/907674392Cbab90bd853
هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌷 جاری حکمت | امام حسن عسکری علیهالسلام
🏴
عزت، نتیجه انتخاب حق است
امام حسن عسکری علیهالسلام فرمودند:
«مَا تَرَكَ الْحَقَّ عَزِيزٌ إِلَّا ذَلَّ، وَلَا أَخَذَ بِهِ ذَلِيلٌ إِلَّا عَزَّ.»
هیچ عزتمندی حق را رها نکرد، مگر آنکه ذلیل شد؛ و هیچ ذلیل و ناتوانی حق را نگرفت، مگر آنکه عزت یافت.
📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۴
این فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛
یک قانون زندگی است؛ برای انسان و برای جامعه.
گاهی خیال میکنیم عزت، نتیجه قدرت است؛ هرکس قدرت بیشتری دارد، عزیزتر است.
اما امام عسکری علیهالسلام محاسبه را عوض میکنند:
عزت، پیش از آنکه نتیجه قدرت باشد، نتیجه انتخاب است.
ممکن است کسی قدرتمند باشد، اما وقتی برای حفظ قدرتش حق را بفروشد، از درون ذلیل شده است.
و ممکن است کسی ظاهراً ضعیف و تنها باشد، اما چون حق را انتخاب کرده، در مسیر عزت قرار گرفته باشد.
و چه کسی بهتر از خود امام عسکری علیهالسلام این حقیقت را زندگی کرده است؟
امامی جوان؛
در سامرا؛
در محدودیت و مراقبت؛
در محاصره دستگاه عباسی؛
اما نه حق را رها کرد و نه آینده را واگذار کرد.
دشمن میخواست محاصره بیرونی را به تسلیم درونی تبدیل کند؛
اما امام ایستاد، انسان تربیت کرد، ارتباط و شبکه ساخت و برای آیندهی امت زمینهسازی کرد.
پس امام عسکری فقط این حکمت را نگفت؛ خودش تفسیر این حکمت بود.
🌱 برای زندگی خودمان
ما هم هر روز در برابر همین انتخابیم:
حق را بگوییم یا برای حفظ موقعیت سکوت کنیم؟
درست عمل کنیم یا برای منفعت کوتاهمدت کوتاه بیاییم؟
پای ارزشمان بایستیم یا برای اینکه هزینه ندهیم عقبنشینی کنیم؟
اینجاست که کلام امام عسکری به کمک ما میآید:
« مَا تَرَكَ الْحَقَّ عَزِيزٌ إِلَّا ذَلَّ... »
ممکن است با رها کردن حق، امروز راحتتر شوی؛ اما فردایت را ارزان فروختهای.
و ممکن است با گرفتن حق، امروز هزینه بدهی؛ اما عزت فردایت را ساختهای.
🇮🇷 و برای یک ملت
این حکمت فقط درباره «من» نیست؛ درباره «ما» هم هست.
ملتها هم در برابر همین انتخاب قرار میگیرند:
مقاومت یا تسلیم؟
ایستادگی یا عقبنشینی؟
استقلال یا وابستگی؟
حفظ عزت یا خریدن آرامش به قیمت از دست دادن عزت؟
گاهی به یک ملت گفته میشود:
«کوتاه بیا تا مشکلت حل شود.»
«مقاومت نکن تا هزینه ندهی.»
«از آرمانت دست بکش تا با تو کنار بیاییم.»
اما منطق امام عسکری میگوید:
اگر جامعهای حق و عزت خود را برای آسایش موقت بفروشد، ممکن است مدتی آرامتر زندگی کند؛ اما در بلندمدت، هزینه ذلت را خواهد پرداخت.
و برعکس:
ملتی که با عقل، تدبیر و اتحاد، پای حق و استقلال خود میایستد، حتی اگر هزینه بدهد، عزتش را حفظ کرده است.
این یعنی #مقاومت، فقط یک واکنش سیاسی نیست؛ یک انتخاب هویتی است.
#مقاومت یعنی یک ملت اجازه ندهد دیگری برای او تعیین کند چه چیزی را بخواهد، از چه چیزی بترسد و تا کجا عقب بنشیند.
و البته مقاومت یعنی ایستادگی هوشمندانه؛ نه بیتدبیری، نه هیجان، نه جنگطلبی؛
بلکه اینکه حق را به قیمت راحتی نفروشیم و عزت را با وعدههای موقت معامله نکنیم.
امام عسکری علیهالسلام به ما یاد میدهد: حق را که گرفتی، شاید تنها باشی؛ اما ذلیل نیستی. حق را که رها کردی، شاید همه پشت سرت باشند؛ اما عزیز نیستی.
و برای یک ملت نیز همین است:
ممکن است دشمن قدرتمند باشد؛
اما قدرت دشمن، مجوزِ فروش عزت ما نیست.
✨ پیام امروز امام عسکری
عزت را از بیرون طلب نکن؛ از انتخابهایت بساز.
هر انسان با انتخاب حق، عزیز میشود؛
و هر ملت با ایستادن بر حق، عزتمند میماند.
و چه زیباست که در شب شهادت امام عسکری علیهالسلام، این جمله را با خودمان ببریم:
عزت، پاداشِ ایستادن بر حق است؛
و ذلت، نتیجه معامله کردن حق.
امام عسکری به ما نیاموخت که محاصره وجود ندارد؛ آموخت که حتی در محاصره هم میتوان آزاد ماند، حق را نگه داشت و آینده را ساخت.
تبار عسکری اگر تن و خاکش در محاصره باشد، ذهنش محاصرهپذیر نیست؛ ذهنش آزاد، محاسبهاش مستقل و عملش مقتدر است.
✍️ محمدجواد فدایی
🗓 بوقت اربعین تدفین، زیر سایه حضرت رضا علیهالسلام، مزار مطهر امام شهیدی که در تمام عمر، حق را با هیچ مصلحتی معامله نکرد؛ با عزت زیست، با عزت ایستاد و سربلند رفت. 🥺
🌷🇮🇷🏴🚩🌷
هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌿 جاریِ امامت | انتقال پرچم 🚩 🇮🇷
گاهی بزرگترین هنر یک رهبر این نیست که خودش پرچم را تا آخرین نقطه برساند؛
این است که پرچم را زمین نگذارد و دستهای شایستهای برای ادامه راه تربیت کند.
امام حسن عسکری علیهالسلام در روزگاری پر از محاصره و مراقبت، فقط برای امروز امامت نکرد؛
او باید فردای امامت را حفظ میکرد.
و این، یک حکمت بزرگ برای همه ماست:
اگر پرچمداری، فقط پرچم را حفظ نکن؛
پرچمدارِ بعدی را هم بساز.
نسل بعد، خودبهخود ادامهدهنده راه ما نمیشود.
باید کسی را ساخت که بفهمد، باور کند، تمرین کند، مسئولیت بپذیرد و روزی خودش پرچم را به دست بگیرد.
سؤال امشب این نیست که:
من چقدر برای این راه کار کردهام؟
سؤال عمیقتر این است:
اگر فردا من نباشم، چه کسی راه را ادامه خواهد داد؟
چه جوانی را ساختهام؟
چه نوجوانی را آماده کردهام؟
چه طلبهای را به میدان آوردهام؟
چه خانوادهای را برای این رسالت تربیت کردهام؟
اگر همهچیز به حضور من وابسته باشد،
من «پرچمدار» نبودهام؛
من خودِ پرچم شدهام!
و پرچم نباید به یک نفر گره بخورد؛
باید دستبهدست، نسلبهنسل، تا مقصد برود.
🌱 این همان «جاریِ امامت» است.
امام عسکری علیهالسلام، امامت را در حصار خفقان متوقف نکرد؛
راه را برای فردا جاری کرد.
و چه زیباست که این حکمت را در سیره رهبر شهیدمان، سیدعلی نیز ببینیم؛
او فقط برای امروزِ جبهه و انقلاب میدانداری نکرد؛
برای فردای آن هم رهبر ساخت.
پرچمداری که میداند روزی باید پرچم را به دست دیگری بسپارد،
از همان امروز پرچمدارِ بعدی را تربیت میکند.
این یعنی بصیرتِ یک رهبر:
راه را به یک شخص وابسته نمیکند؛
راه را در یک نسل جاری میکند.
و حالا، این سؤال به ما میرسد:
من چه چیزی از خودم به جا میگذارم؟
یک خاطره؟
یا انسانی که بتواند راه را ادامه دهد؟
🌙 امشب، دو عهد داریم
🤝عهد اول، با امام زمانمان؛
که فقط منتظر آمدنش نباشیم؛
خودمان را برای یاریاش بسازیم.
انتظار یعنی فقط گفتنِ «آقا بیا» نیست.
یعنی آنقدر خودت را بسازی که اگر روزی ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی» به گوشت رسید،
پاسخت حاصل یک هیجان لحظهای نباشد؛
حاصل یک عمر #تمرین_یاری باشد.
و
🤝عهد دوم، با نائب امام و رهبرمان، سیدمجتبی خامنهای؛
که در این روزگار، پرچم هدایت و مقاومت را بر دوش دارد.
عهد ما با رهبر، فقط این نیست که پشت سر او بایستیم؛ عهد ما این است که میدان را برای ادامه این راه خالی نگذاریم.
اگر او پرچم را بلند کرده است،
ما باید دستهایی باشیم که پرچم را نگه میدارند، نیروهایی که میدان را پر میکنند و نسلی که فردای این راه را میسازد.
🚩 از خودم شروع کنم
شاید امشب باید از خودمان بپرسیم:
از خودم چه کسی را ساختهام؟
از فرزندم یک یاور خدا ساختهام؟
از برادرم؟
از شاگردم؟
از همکارم؟
از آن جوانی که خدا سر راه من گذاشته است؟
آیا وقتی کنار من زندگی میکنند،
فقط از من خاطرهای خوب به یادگار میبرند؛
یا یک قدم به خدا، یک قدم به امام و یک قدم به میدان نزدیکتر میشوند؟
شاید رسالت ما این نباشد که فقط خودمان آدم خوبی باشیم؛ رسالت ما این است که «یاورساز» باشیم.
از خانه شروع کنیم؛
از کلاس؛
از مسجد؛
از محیط کار؛
از رفاقتهایمان.
#آدم بسازیم؛
#دل بسازیم؛
#امید بسازیم؛
#یاور بسازیم.
انسانهایی که برای خدا دل بدهند، برای حق بایستند، برای مردم گرهگشا باشند و در برابر دشمن، محکم بمانند.
یعنی:
زندگیمان یاورساز باشد؛ و دشمنسوز
نسلمان یاورساز باشد؛ و دشمنسوز
حضورمان یاورساز باشد؛ و دشمنسوز
اللهم عجل لولیک الفرج... 🤲
✍️ محمدجواد فدایی
🗓 بهوقت شب ۹ ربیعالاول ۱۴۴۸
زیر سایه انیسالنفوس
🌷🇮🇷🚩🌷
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
🗯 در جلسه ۷ ساعته رئیسجمهور با رهبر معظم انقلاب چه گذشت؟
✏️ مروری بر موضوعات مطرح شده در گفتگوی دکتر پزشکیان با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای همزمان با آغاز سومین سال ریاستجمهوری
🔳 مهمترین توصیه رهبر معظّم انقلاب:
«حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی»
✅ هم اکنون؛ #تیتر_یک RAHBAR.IR بهمناسبت آغاز هفته دولت
🖨 نسخه کیفیت اصلی
📲 @Rahbar_ir
هدایت شده از تأملات تربیت اخلاقی
🌿 جاریِ رسالت | تولدِ یک فردا
امشب،
همه از تولد یک انسان میگویند؛
اما شاید بزرگترین اتفاقِ آن شب،
تولد یک انسان نبود.
تولدِ یک فردا بود.
محمد صلیاللهعلیهوآله که آمد،
فقط کودکی به دنیا نیامد؛
نگاهی تازه به انسان
به دنیا آمد.
جامعهای که
انسان را با قبیلهاش میسنجید،
با کرامت او روبهرو شد.
زمانهای که
قدرت را با غلبه میشناخت،
با عدالت آشنا شد.
و نسلی که
قرار بود فقط فرزندانِ دیروز باشد،
آموخت میتواند
سازنده فردای خودش باشد.
شاید راز میلاد همین باشد:
بعضی تولدها،
یک نفر را به دنیا میآورند؛
بعضی تولدها،
آیندهای را.
برای همین،
امشب اگر فقط به تولد محمد صلیاللهعلیهوآله نگاه کنیم،
نیمی از قصه را دیدهایم.
نیمه دیگر،
چیزی است که باید بعد از او
در جهان متولد میشد:
انسانهایی دیگر،
فرهنگی دیگر،
جامعهای دیگر.
و شاید هنوز همینجا،
قصه تمام نشده باشد.
هر نسلی که میآید،
یک سؤال با خود دارد:
ما قرار است چه فردایی را
به دنیا بیاوریم؟
فرهنگ،
تعلیم،
تربیت...
اینها حاشیه فردا نیستند؛
خودِ فردا هستند.
شاید به همین دلیل است که آقایمان،
از «توجه فراراهبردی» به فرهنگ و تعلیم و تربیت سخن گفتهاند؛✨
🔻یعنی پیش از آنکه برای آینده تصمیم بگیریم،
ببینیم داریم چه انسانی برای آن آینده میسازیم.
و چه چیز مهمتر از این؟
جامعهای که قرار است
آیندهای روشن داشته باشد،
باید مراقب چیزی هم باشد
که آینده را از درون میفرساید:
دلهایی که از هم دور میشوند،
زبانهایی که به جای پیوند،
دیوار میسازند،
و سخنانی که
میان آدمها شکاف میاندازند.
محمد صلیاللهعلیهوآله آمد
تا از انسانها،
امت بسازد؛
نه جزیرههایی جدا از هم.
شاید امشب
در شب تولد او،
به جای اینکه فقط بپرسیم:
«محمد صلیاللهعلیهوآله چه روزی متولد شد؟»
یک سؤال دیگر هم بپرسیم:
« از وقتی محمد صلیاللهعلیهوآله آمد،
چه چیزهایی باید در جهان ما متولد شده باشد؟ »
و بعد، آرامتر:
«از من چه؟»
🌿 جاریِ رسالت
محمد صلیاللهعلیهوآله آمد؛
و با آمدنش
فردایی آغاز شد.
شاید سهم ما از میلاد او،
این باشد که
فردای بهتری را
به دنیا بیاوریم.
🌿 آستانه تولد | رحمت للعالمین
🗓 بهوقت ۱۶ ربیعالاول ۱۴۴۸
✍️ محمدجواد فدایی
🌷🇮🇷🚩🌷