eitaa logo
مراسلات
10 دنبال‌کننده
66 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در باب مفاعلة. من می‌نویسم برای تو؛ تو می‌نویسی برای من؟ / لابه‌لای نخلستون.. |رسالت‌نامه " https://mofaelat.blogfa.com
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 رهبر انقلاب کدام ترجمه‌ی صحیفه سجادیه را تحسین کردند؟ 🗓 انتشار به مناسبت سالروز میلاد امام سجاد علیه‌السلام 🖼از اینجا بخوانيد👇 🖥 farsi.khamenei.ir/others-note?id=36368
مراسلات
📢 رهبر انقلاب کدام ترجمه‌ی صحیفه سجادیه را تحسین کردند؟ 🗓 انتشار به مناسبت سالروز میلاد امام سجاد ع
این صحیفه‌ی سجادیه رو نشر معارف و جمکران و غیره هم چاپ و در قطع‌های مختلف منتشر کرده‌اند. از زبان شیرین ادعیه‌ی صحیفه غافل نشیم!
InShot_۲۰۲۱۰۸۲۷_۰۱۰۲۱۸۲۷۷.m4a
حجم: 780.9K
ای شطّ شیرین پر شوکت من..
خدایا شکرت برای نعمت‌های آسمونیت؛ مثلاً برف✨
« اُوصيكُم بذِكرِ المَوتِ! »+ درود خدا بر او! «یاد مرگ» را می‌گویم. تنها دواء برای جان‌های آفت‌زده به حبّ دنیاست. آن زمان که لذّات و شهوات و خوشی‌ها و تلخی‌ها مزّه‌ی کام‌ها را دگرگون ساخته؛ به یاد آوردن بُرنده‌ی همه‌ی پیوندها با دنیا، مرگ، سیلی محکمی بر گوش غفلت می‌نوازد. درود خدا بر او، که قدم‌آهسته رفتن میان قبور موجب خودنمایی‌اش برای انسان است. یاد مرگ، انفعال‌زا نیست؛ حرکت‌زاست. هدف آدمی را مقابل چشمانش مرور می‌کند، غایت و مقصود را به یاد او می‌آورد و متذکر می‌شود که آن‌جا همه‌چیز را از تو نمی‌خرند! هشیار باش که از پیش برای خود چه می‌فرستی؟ از میان قبور که می‌گذری و برای صاحبان یک‌متر خاک آمرزش می‌‌خواهی، به تاریخ رحلت‌ها بنگر. گویی مردمان در رقابتند که چه کسی دیرتر به صید مرگ می‌افتد. و این برای ما عبرت است که مرگ کهنه نمی‌شود! او را هرروز مسافرانی تازه هست. مرگ پایان نیست، آغاز است. به قول مرحوم صفایی که «تو مرگ را خواهی داشت. ببین برای چه می‌میری؟» « اُذكُروا هادِمَ اللَّذّاتِ ، و مُنَغِّصَ الشَّهَواتِ ، و داعيَ الشَّتاتِ ، اذكُروا مُفَرِّقَ الجَماعاتِ ، و مُباعِدَ الاُمنياتِ ، و مُدنِيَ المَنِيّاتِ ، و المُؤْذِنَ بالبَينِ و الشَّتاتِ..» +
دل می‌خواهد بگوید دوستت دارد و می‌ترسد راست نباشد. می‌خواهد بگوید که در آنْ جای داری و حرفش راست نباشد. دوست دارد صدایت کند و از همان‌جا، از همان دل، صدایت را بشنود اما نمی‌شنود. دوست دارد بگوید می‌خواهد با تو باشد اما می‌ترسد به او نشان بدهی که حرف‌هایش دروغ است. به طلوع جاده و به غروب آن، به مسیری که مدام در رفت و آمدِ آنیم، به خستگی این روزها که دیگر راحتی و خوشی ندارد، حرف دل‌ها را قبول کن. اصلاً حتی اگر به زبان می‌گویند، تو قبول کن. ما و دل‌هایمان تیره؛ همان که خودت خبر داری، اما قبول کن و بیا..
راه، یکی بیش نیست.
عزیزترین عزیز من؛ هرچه سر به سجده بگذاریم و برای خون دل‌هایت بگرییم کم است. تویی و چند یار که بوی حاج‌قاسم بدهند و یادگار خمینی رحمه‌الله باشند. تویی با یارانی که هیچ‌کس نمی‌داند تا کِی و تا کجا با تو و درکنار تو هستند. چه سردارانت، و چه ما که ادعای سربازی داریم و خدا داند که.... عزیزترین عزیز من؛ دعا می‌کنم روزی نرسد که تو را و اندیشه‌ی تو را و اقتداء به تو را از من ستانده باشند؛ مگر آن‌که جان داده باشم. هیهات که این حرف‌ها از فکر و دلم بیرون رود. خدا نرسانَد آن روز را.