تبیین نیمه خالی لیوان!
در تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی و تحلیل میدان و صحنه مبارزه با دشمن، آسیبشناسی و توجه به اقتضائات بلندمدت افکار عمومی نیز ضرورت دارد تا این میدان درگیری وسیع و مستمر با روشهای زودبازده و کماثری که تنها کارکرد لحظهای دارد، نادیده گرفته نشود. روشهایی که نهتنها ریشه در فرهنگ و مبانی ما ندارند، بلکه در عمل نیز آورده بلندمدتی برای این جبهه نخواهد داشت و چهبسا ادامه روند مبارزه را دچار مشکل کند.
آسیبهای مختلفی را در راه جهاد تبیین میتوان برشمرد؛ از ادبیات نامناسب و کنشگری عصبی و تقابلآفرینی با بخشی از جامعه تا اغراق، سادهسازی، توجیهگری، نقدناپذیری و حتی استفاده ابزاری از برخی مفاهیم والا برای توجیه امور دمدستی. پرهیز از دروغ و دستاوردسازی نیز امر واضحی است و نیاز به توضیح ندارد که چنین رویهای جدای از آثار شرعی و معنوی، اثر عینی مثبتی نیز نخواهد داشت و به زوال اعتماد عمومی میانجامد.
اما هدف از این نوشتار تمرکز بر یکی از آسیبهای شایع در تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی و مواجهه با جنگ رسانهای دشمن است. آسیب پنهانی که ممکن است در لوای مثبتنگری و امیدآفرینی، پایههای عقلانیت انقلابی و اعتماد عمومی را سست کند.
در اهمیت مثبتنگری و امیدآفرینی تردیدی وجود ندارد؛ ولی این مهم نباید به معنای چشم بستن بر واقعیتها و فراموشاندن ضعفها و کاستیها تلقی شود. بر این اساس، تبیین صرفا به معنای دفاع از موضع خودی و نادیده گرفتن ضعفها نخواهد بود؛ چراکه تبیین یکسویه در خوشبینانهترین حالت، درکی ناقص از محیط میآفریند و موجب نادیده انگاشتن ضعفها و تضعیف تلاش برای حرکت و سازندگی خواهد شد.
این روش گرچه ممکن است در کوتاهمدت و نسبت به بخشی از جامعه نتایجی داشته باشد، اما بهتدریج و با فروکش کردن هیجانات و روشن شدن واقعیتها، اعتماد را خدشهدار کرده و مخاطب را به کل فرآیند بدبین میکند. چنین تبیینی منطق تبیینگر را هم زیر سؤال میبرد و او را به جانبداری غیرعقلانی متهم میکند و با این نگاه، حتی پذیرش واضحات هم با چالش مواجه خواهد شد.
روایت یکطرفه و تبیین بخشی از واقعیت، مرجعیت جامع خبری و تحلیلی را نیز از جبهه انقلاب خواهد گرفت و مخاطب را به دامن رسانههای دشمن سوق خواهد داد؛ چراکه مخاطب تشنه اطلاع از همه ابعاد ماجرا تنها بخشی از واقعیت را در این فرایند مییابد و راهی جز رجوع به رسانههای طرف مقابل ندارد. گویی به مخاطب گفته میشود نیمه پر لیوان را با من ببین و نیمه خالی را از طریق دشمن!
تبیین بهمعنای روشن کردن و بیان واضح یک موضوع است و در نسبت با موضوعی که کلیاتش قابل دفاع است، نیازی به دست کشیدن از منطق و انکار و لاپوشانی جزئیات منفی نیست. تبیین منطقی و واقعگرایانه از چنین موضوعی، علاوه بر دفاع از کلیات و برجسته کردن نقاط قوت مغفول، شامل پذیرش ضعفها و تبیین علل آن و حتی بیان نقدها و راهکارها و بهویژه دعوت به تلاش همگانی برای رفع مشکلات است.
با این تفصیل باید گفت که حتی بیان اشکالات در چارچوب تفکر انقلاب و صورتبندی نقد و مطالبهگری درونی هم بخشی از جهاد تبیین است و نباید اجازه داد کاستیها و اشکالات داخلی از زاویه نگاه آلوده دشمن و با انگیزهها، اهداف و تجویزهای آنها تبیین شود و دیگران زمام نقادی و اصلاح را در دست گیرند و مسائل را در دستگاه فکری خود تبیین کنند.
درست است که برجسته کردن نقاط قوت، دلگرمی و امید میآفریند؛ اما چنین امیدی نباید موجب خوشخیالی، تخدیر و سکون شود. «امید» مبدأ حرکتی میتواند باشد به سمت رفع کاستیها و ضعفهایی که بیان آنها هم جایی در تبیین داشته و با غفلت از روی آنها عبور نشده است.
#رسانه #تبیین #نقد
بیشتر بخوانید:
روایی نقد در سایه روایت فتح
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
چرا ماستها کیسه نمیشود؟
روز گذشته رئیس قوه قضائیه در نشست هماندیشی با یکی از فراکسیونهای مجلس شورای اسلامی از قاطعیت در برخورد با مفاسد و ایجاد بازدارندگی خبر داد.
حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای گفت: «سیاست و راهبردی که در این دوره در پیش گرفتهام این است که اولا متمرکز شوم بر زمینهها و ریشههای فساد و ثانیا بهگونهای با فساد برخورد کنم که دهها مورد دیگر خودشان ماستهایشان را کیسه کنند.»
رئیس دستگاه قضا در تبیین این راهبرد جدید تصریح کرده است که «چند هفته است متمرکز بر بانک مرکزی شدهام؛ چون عمده مسائل اقتصادی ما در بانک مرکزی و چند وزارتخانه از جمله وزارتخانههای نفت، صنعت، کشاورزی و اقتصاد است.»
راهبردهای رئیس عدلیه البته چیز جدیدی نیست و در چارچوب وظیفه پیشگیری از وقوع جرم و بازدارندگی تعریف میشود. یعنی وظیفه ذاتی قوه قضائیه که در اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی و در شرح وظایف دستگاه قضائیه نیز به آن تصریح شده است. و مگر قوه قضائیه تاکنون جز این عمل کرده است؟
اژهای که پیش از آن این هم سالها در مراتب بالای دستگاه قضا، از دادستانی کل تا معاون اولی قوه حضور داشته، طبیعتا با وظایف ذاتی قوه قضائیه آشنایی کامل دارد؛ ولی اعلام رهبرد و سیاست دستگاه قضایی، چهار سالونیم پس از ریاست بر قوه قضائیه و ششماه مانده به پایان دوره، آن هم در کوران مشکلات ناشی از بیتدبیریهای دولتی، ممکن است شعاری بهنظر برسد و ماستی را کیسه نکند.
برای نمونه در پرونده بانک سرمایه که رئیس عدلیه بر روی نهاد بالادستی آن، یعنی بانک مرکزی متمرکز شده است، هنوز روند قضایی شکل نگرفته و شواهدی از برخورد به چشم نمیخورد. بانکی که ناترازیاش بیش از یک دهه بر اقتصاد کشور سایه انداخته بود و در بخشی از تورم تحمیلشده بر مردم شریک بوده است، تا اینجای کار صرفا ادغام شده و ناترازیاش را در بانکی دولتی حل کرده است.
به گفته میثم ظهوریان، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه نهتنها به تکالیف قانونی خود درباره سهامداران و مدیران مقصر در پرونده بانک آینده عمل نکرده و قاطعیتی در اینباره نداشته، بلکه برای کسانی که تخلفها و زیانهای پنهان بانک آینده را شفافسازی کردند، به بهانههای مختلف پروندهسازی شده است!
البته قصد دست گذاشتن روی مصداق خاصی که ممکن است ابعاد مختلف و اقتضائات پنهانی داشته باشد یا روند حل آن به زمان نیاز داشته باشد نداریم؛ بلکه از مجموع برخوردهای پراکنده و موردی چنین برداشت میشود که وحدت رویهای در ضریب گرفتن و به جریان افتادن پروندههای فساد و ترکفعل وجود ندارد و این تأخیر و تبعیض، غرض بازدارندگی را تأمین نخواهد کرد.
البته میتوان امیدوار بود که اعلام سیاستهای رئیس قوه از باب تعیین اولویتها و ایجاد پیوست رسانهای برای انجام اقدامات جدیتر انجام شده و باید در انتظار برخوردهای بازدارنده و جامع بود.
محسنی اژهای که در دهه هفتاد با نشستن بر کرسی قضاوت پرونده فساد غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران و دادگاه علنی آن که از تلویزیون پخش شد به شهرت رسید، از محدودیتها در شفاف شدن گزارشات قضایی و دادگاهها هم گفت که مانع از علنی شدن عمده دادگاهها شده است.
وی به استدلالهایی اشاره کرد که مضار برپایی دادگاههای علنی را از منافعش بیشتر میداند؛ مثل امکان ظلم به متهمین قبل از اثبات اتهام یا امکان ایجاد فضاسازیها و تأثیر بر تصمیم دادگاه. دلایلی که همگی ناظر به فضای داخلی قوه قضائیه است و مصلحت عامه و فضای عمومی جامعه را درنظر نمیگیرد.
این در حالیست که مصلحت شفافیت و برقراری اعتماد عمومی آنقدر اهمیت دارد که قانون اساسی جز در موارد خاص، اصل را بر علنی بودن دادگاهها قرار داده و مصلحتسنجیها و تبصرههای پیدرپی نباید مانع از تحقق روح قانون اساسی شود. شفافیتی که خود بازدارنده است و به کیسه شدن ماستها کمک میکند.
#قضایی #فساد #بانک_آینده
بیشتر بخوانید:
تساهل علیه «آینده»
کنسرت سکوت در تاراج کرسنت
ما و مسائلی که حل نمیشوند!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
میلانیها را سانسور نکنیم!
دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت آیتالله العظمی میلانی با رهبر انقلاب، علاوه بر اشاره به جایگاه علمی، اخلاقی، معنوی، سیاسی و اجتماعی آن عالم بزرگ و جامعالاطراف و تشکر از این اقدام، گلایه پنهانی هم از کمکاری نسبت به چنین بزرگانی داشت:
«ایشان با اینکه بیست سال در مشهد به کار علمی و اجتماعی و سیاسی و همهجور کاری مشغول بودند، بعد از وفاتشان خیلی نشانهای از ایشان در مشهد محسوس نبود. بنده گاهی که برخورد داشتم با مسائل مشهد، این را میدیدم. خب ایشان یک وقتی محور بودند در مشهد و قله حوزه علمیه محسوب میشدند، ولی بعد از وفاتشان یاد ایشان و نام ایشان کمتر برده میشد!»
این واقعیت را کسانی که با مشهد و حوزه علمیهاش ارتباطی دارند حتما تأیید میکنند؛ همین که چنین بزرگداشتی نیمقرن پس از درگذشت احیاگر حوزه علمیه فعلی خراسان برگزار میشود و نشانی از آیتالله میلانی نه در خیابانهای شهر و نه حتی در نهادهای حوزوی و مذهبی نیست، بهقدر کافی گویاست.
اما در کنار همه کمکاریها نسبت به میراث فکری و معنوی، بهنظر میرسد آنچه باعث این نادیدهانگاری طولانیمدت شده است، نه فراموشی، بلکه اختلافات نظری و مشرب مبارزاتی متفاوت سالهای پایانی عمر آیتالله میلانی با جریان اصلی نهضت اسلامی باشد. فرهنگ سیاسی دوگانهسازی که افراد را به محض کوچکترین تفاوت به «دیگری» تبدیل میکند و با افزایش زاویهها به حذف و ریزش آنها میانجامد.
افرادی که میتوانستند در چارچوب یک طیف تعریف شوند، حالا با نگاه سیاه و سفید، دستهبندی و حذف میشوند. ولی آیا اختلافنظر یا حتی وجود خللهایی در یک شخصیت بزرگ و تأثیرگذار میتواند مجوزی برای نادیده گرفتن میراث او باشد؟
سیره و گفتار رهبر انقلاب نشان میدهد این اختلافنظرها نباید باعث سانسور این شخصیتها شود؛ همانطور که تجلیل از این بزرگان نباید به سانسور کاستیها و اختلافنظرها منجر شود و به تعریف و تمجید یکطرفه و قدیسسازی از شخصیتها بگذرد.
همچنان که چنین اختلافهایی مانع از آن نشده که رهبر انقلاب بارها در خاطرات و بیاناتشان جایگاه آیتالله میلانی را تبیین نکنند و در عین حال این نگاه تجلیلآمیز مانع از آن نشده که به اختلافنظرها و حتی مشاجرات تلخشان با ایشان نپردازند. اختلافاتی که لزوما نشانه حقگریزی نیست و ممکن است ناشی از زمینههای اجتماعی یا تفاوت تحلیلها و روشها باشد و بهجای حذف، باید فهم شود.
برای استفاده از این تجربه تاریخی در کنار پرداختن به فرازهای زندگی ایشان، تحلیل فرودها و زمینههای تاریخی اختلافات نیز ضرورت دارد. شرایط پیچیده سیاسی دهه چهل و پنجاه، فشارهای امنیتی و تلخیهای آن، اختلافات گفتمانی، تفاوت نگاهها به شیوه مبارزه و نگرانی برخی بزرگان از هزینه حرکتهای انقلابی، کارآیی حربه نفوذ در بیوت برخی مراجع و... مسائلی است که هیچگاه بهطور عینی مورد بررسی قرار نگرفته و به تجربه تبدیل نشدهاند.
اما این گلایه پنهان، باید زنگ خطری را برای همه ما و نهادهای مسئول به صدا دربیاورد. وقتی چهره شخصیتی مثل آیتالله میلانی با آن جایگاه استثنائی در تاریخ و هویت مشهد با غبار غفلت به فراموشی سپرده میشود، حساب سایر سرمایههای علمی، فرهنگی و معنوی شهر و کشور نیز مشخص است.
حذف شخصیتهای بزرگ از تاریخ و حافظه جمعی به دلیل اختلافنظر یا حتی کاستیهایی که در مقاطعی از زندگی داشتهاند، در واقع حذف بخشی از میراث و تجربه تاریخی و کوچکسازی جامعه است که سنت فکری پایداری که قرار است چراغ راه آینده باشد را دچار نقصان خواهد کرد. چراکه اختلافات و روش مواجهه با آنها نیز بخشی از مسیر رشد است که اگر حذف شود، دست جامعه را از مدیریت اختلافات آتی خالی خواهد کرد.
همانطور که یک شخصیت بزرگ را نمیتوان به مقطع کوتاهی از زندگیاش تقلیل داد، تفکیک افراد از مواضع مقطعی و مثلا جداسازی میراث علمی و اخلاقی آنها از مواضع سیاسیشان هم صحیح نیست. برای ترمیم حافظه تاریخی، این بزرگان را باید با همه ابعادشان تحلیل کرد تا بهجای شخصیتهایی آرمانی، ماورائی و دستنیافتنی، الگوهایی در عینیت جامعه به دست آورد که با همه فراز و فرودهایشان، آئینه فراز و فرودهای زندگی امروز باشند.
#حوزه_علمیه #میراث_معنوی #میلانی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تحمل ریاضت با طعم عدالت
نوسانات اقتصادی دیگر به دغدغه اول مردم تبدیل شده است. نوساناتی که دولت با لایحه بودجهاش مدعیست که قدری آرام میگیرد. برای همین انقباضیترین بودجه را تقدیم مجلس کرده تا بتواند کسری بودجهای که عامل تورم و کاهش ارزش پول ملی میداندش را کنترل کند.
گرچه دولت مدعیست که تمهیداتی برای تأمین کالاهای اساسی و معیشت مردم در قالب یارانه مستقیم و کالابرگ اندیشیده، ولی کلیت چنین بودجهای نشان از آن دارد که در بهترین حالت، سالی همراه با رکود و ریاضت اقتصادی در پیش خواهیم داشت.
فارغ از نقد و بررسی بودجه و رویکرد دولت، طبیعیست که حل مسائل و مشکلات بنیادینی مثل تورم مزمن که نیم قرن است کشور را درگیر خود کرده، جز با تلاش مضاعف و تحمل سختیهایی دستکم در کوتاهمدت میسر نیست و چهبسا بخیه زدن این زخم بهتعبیر رئیسجمهور دردآور هم باشد. برای همین مسعود پزشکیان همه را به همراهی با دولت دعوت کرده و طبیعتا اگر این لایحه مراحل تصویب را طی کند، به قانونی تبدیل میشود که لازمالاتباع است.
اما مردمی که سالهاست امتحانشان را پس دادهاند، از مبارزات انقلاب گرفته تا جنگ تحمیلی و تحمل سالها توطئه، مگر میشود که همراه نباشند؟ آخرینش پایمردی و معجزه اتحادی بود که با وجود چهار دهه تحریم، در مقابل ابرقدرت جهان و نوچه تا دندان مسلحش در منطقه، سربلند بیرون آمدند. این همان مردمی هستند که امامشان در وصیتنامهاش شهادت داد که شرف دارند بر مردم عهد رسولا... .
حالا مردم باید با بیست درصد افزایش دستمزد، تاب تورم بالای چهل درصدی و تورم هفتاد درصدی مواد غذایی را بیاورند. نهایتش را نخستوزیر شهیدشان، چهل و پنج سال پیش در برابر محاصره اقتصادی دشمن گفته بود که یک نان را سیوشش میلیون نفری، یعنی با کل جمعیت ایران، تقسیم میکنیم، ولی زیر باز ذلت نمیرویم.
مردمی که به تعبیر برخی بزرگان، سالهاست جلوی براندازی نظام توسط مسئولان ناکارآمد و نفوذی را گرفتهاند، اگر مطالبهای هم دارند، به حکم امامشان است که متواضعانه میفرمود «همه ملت موظفند که نظارت کنند و اگر من پایم را کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند... اعتراض کنند تا این کج را راست کنند».
اما تحمل تلخی ریاضت به سختی تحمل بیعدالتی و فساد نیست. مردم توقع ندارند در چنین وضعیتی حقوقهای نجومی، ویژهخواریهای شرکتهای دولتی و رانتهای بخش خصوصی را بشنوند و مانور اشرافیت و شکافهای طبقاتی و سفرهای خارجی و پرهزینه وابستگان دولت را ببینند. در چنین فضایی که حتی عرضه بنزین هشتاد هزار تومانی هم که قطعا تدبیر درستی بوده، به صف تفاخر تبدیل میشود تا عدهای نوکیسه با قیمت پنجاه برابریاش مانور اشرافیت بدهند.
دیگر انتظار نمیرود که کارگزاران حکومت، مشکلات داخلی و تنگی معیشت مردم را که به تصریح وزیر خارجه از ناکارآمدیها و تحریمهای داخلی است، پای تحریم خارجی بنویسند و افسار اقتصاد را رها کرده و به مسائل فرعی سرگرمشان کنند و چنین تصور شود که عدهای قصد ناراضیتراشی و رساندن جامعه به نقطه جوش را دارند...
این را رئیسجمهور هم در آخرین مصاحبهاش گفت که «اگر عدالت و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیمگیریها و سیاستها مشارکت بدهیم، خودشان کمک میکنند و مشکلات را حل میکنند».
آقای رئیسجمهور! امروز هم حاضریم یک نان را ۹۰ میلیون نفری بخوریم؛ اما نگذارید زیر بار تحریم داخلی و ناکارآمدیها بمانیم! تحمل تلخی ریاضت را با طعم شیرین عدالت ممکن کنید...
#بودجه #تورم #عدالت
بیشتر بخوانید:
سقوط ریال در وفاق سکوت
تضییع اصول با فروع رسانهای
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
اعتذار؛ پیش از اعتراض
طی دو روز گذشته جمعی از کسبه تهران و بهطور مشخص فعالان صنفی بازارهای موبایل و لوازم صوتیتصویری در برخی خیابانهای تهران در واکنش به نوسانات بازار دست به اعتراض و تعطیلی موقت واحدهای صنفی خود زدند؛ اقدامی که نشانه فشار فزاینده اقتصادی بر بدنه اصناف و بازار است.
معترضان میگویند در شرایطی که قیمتها به تبع قیمت ارز بهصورت روزانه و حتی ساعتی تغییر میکند، امکان قیمتگذاری و فروش وجود ندارد؛ چراکه ناچارند کالای جایگزین را با قیمت بالاتر تأمین کنند و چنین رویهای حفظ سرمایه را با چالش مواجه میکند و برای پیشگیری از زیانهای غیرقابل پیشبینی، چارهای جز تعطیلی ندارند.
چنین اعتراضاتی البته قابل پیشبینی بود و رشد فزاینده قیمتها و فشارهای حاصل از آن طی ماههای اخیر در کنار سکوت مسئولان ذیربط و مشاهده نشدن چشمانداز روشنی از حل مشکلات اقتصادی، بهتدریج آستانه تحمل بخشهایی از جامعه را درمینوردد و اگر عرصهای برای ظهور و بروز نیابد، خود را در خیابان نشان میدهد.
حق اعتراض و تجمع، از حقوق مصرح مردم در قانون اساسی هستند و حاکمیت وظیفه دارد بسترهای آن را فراهم کند. گرچه فقدان ساختار قانونی برای برقراری آن، زمینه اعمال سلیقه را فراهم کرده و تجمعات و راهپیماییها در موقعیتهای حساس فتنهانگیز، در معرض سوءاستفاده و هرج و مرج و آشفتگی قرار گرفته است.
با اینحال تجمعات اخیر تا این لحظه عمدتا ماهیتی صنفی و اقتصادی داشته و با وجود فضاسازی عدیده دشمن در فضای مجازی و حتی تحریکات مشکوک عدهای در میان مردم، هوشمندی حاضران در تجمع و عدم همراهی با شعارهای سیاسی و رادیکال در کنار مدیریت صحیح امنیتی، مانع از انحراف و زمینهسازی برای سوءاستفاده دشمن شده است.
امری که نشان میدهد عموم مردم از اهمیت اتحاد ملی در برابر دشمن و حل مسائل در چارچوب نظام سیاسی، بهویژه پس از جنگ تحمیلی اخیر، درک روشنی دارند. اما باید دانست همانگونه که حفظ وفاق و انسجام اجتماعی ضرورتی حیاتی دارد، بیتوجهی به مطالبات و معیشت مردم نیز میتواند به تضعیف این سرمایه اجتماعی منجر شود.
مردم انتظار دارند در برابر چنین هجمهای به معیشتشان، تمهیدات و اقدامات قاطع و مؤثری را ببینند و توضیحات قانعکنندهای از سوی مسئولان بشنوند تا نسبت به آیندهشان اطمینان یابند. حتی اگر چنین دردهایی در کوتاهمدت علاجناپذیر است، گفتگو با مردم و تشریح اقدامات کارگزاران نظام میتواند دستکم این اطمینان را بدهد که درد مردم را میفهمند و در پی چارهجویی هستند.
با این وجود باید گفت تیم اقتصادی دولت کمتر از این ظرفیت استفاده کرده و گفتگوی مستقیمی با مردم شکل نداده است. آخرین گفتگوی رئیسجمهور با مردم نیز به چهار ماه پیش برمیگردد که به مناسبت هفته دولت و در گفتگو با سه تن از چهرههای رسانهای، درباره مسائل فرهنگی و اجتماعی نظیر موضوع حجاب و فیلترینگ به گفتگو نشست.
همان زمان رسانههای دولت وعده دادند که مصاحبه دیگری با موضوعات اصلی اقتصادی در پیش خواهد بود؛ وعدهای که محقق نشد تا تنها چند روز پیش گفتگویی از پزشکیان در رسانه دفتر رهبر انقلاب منتشر شود. اما این مصاحبه انتظارات را برآورده نکرد و جای گفتگوی مستقیم با مردم را نگرفت.
اصل مسائل و مشکلات کشور، چه مسائل ناشی از تحریم خارجی و فشار بیگانگان و چه مسائل حاصل از تحریم داخلی و ناکارآمدیها بر کسی پوشیده نیست و مسئولان کشور، از رهبر انقلاب تا مدیران اجرایی، تقنینی و قضایی جملگی به این مشکلات اذعان دارند. مردم نیز فشارهای ناعادلانه خارجی و اقتضائات حکمرانی را درک میکنند و انتظار معجزه ندارند. اما این مهم است که نسبت به تلاش کارگزاران حکومت برای بهبود وضعیت اطمینان پیدا کنند، چشماندازی برای آینده بیایند و دستکم دلیل مشکلات را بشنوند.
این را از عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) خطاب به مالکاشتر میشود فهمید که قبل از اظهار اعتراض مردم، حتی اگر احساس نارضایتی و بدگمانی در جامعه به مشام رسید، حاکمان باید با مردم سخن بگویند و عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذارند: «وإن ظنت الرعیة بک حیفا فأصحر لهم بعذرک».
#اقتصاد #اعتراضات #حکمرانی
بیشتر بخوانید:
تجمعات اعتراضی؛ فرصت یا تهدید؟
وحدتها و کثرتهای ۲۲ بهمن
سقوط ریال در وفاق سکوت
تضییع اصول با فروع رسانهای
تحمل ریاضت با طعم عدالت
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
جهاد تبیین با عهد مالکاشتر
سخنان سالانه رهبر انقلاب در سیزده رجب، همزمان بود با سیزده دیماه و در تقارن سالروز ولادت مولای متقیان با ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، خانواده شهدای اقتدار به دیدار رهبر انقلاب شتافتند تا در اوج تهدیدات خارجی و اغتشاشات دنبالههای داخلیشان، از قلههای عدالت و تقوای علوی برای اداره جامعه بشنوند.
عدالتی که امیرمؤمنان گاه با «عطوفت و خدمت به ضعیفان و خانوادههای بیسرپرست» جاری میکرد و گاه با «ذوالفقار و خشونت الهی» و گاهی هم با «زبان رسا و حکمت و تبیین». اما نکته جالب در بیانات ایشان، تکیه بر سنت و سیره امیرالمؤمنین به عنوان «مصدر جهاد تبیین» و بهطور مشخص فرمان حکومتی ایشان به مالکاشتر و مفاهیم عدالتخواهانه آن است.
فرماننامه جامعی که هم متضمن امنیت و برخورد با عوامل داخلی و خارجی ناامنی است، هم برپایی عدالت اجتماعی و اقتصادی را از او میخواهد، هم به مسئولیت تربیت معنوی و اخلاقی و رشد فضیلتهای اخلاقی توجه دارد و هم رفاه مردم و آبادی بلاد اسلامی را تضمین کرده است.
شاید بتوان گفت صورتبندی رهبر انقلاب از اعتراضات اخیر، نمونه روشنی از این تبیین علوی بود. آنجا که بر اجتماعات اعتراضی صحه گذاشتند و حرف معترضان را حرف درستی خواندند که بهجاست و باید پاسخ داده شود؛ اما مرز اعتراض و اغتشاش و روش برخورد با این دو را روشن کردند.
اعتراض به کاهش ارزش پول کشور و عدم ثبات قیمتها که ثبات محیط کسبوکار را سلب کرده است، اعتراض برای اجرا نشدن عدالتی است که به تعبیر رهبر انقلاب «واجبترین و جدیترین نیاز کشور است و امروز هیچ عذر و بهانهای برای پیگیری نکردن و اجرا نشدن عدالت نداریم؛ چرا که حکومت، جمهوری اسلامی و نظام علوی است.»
اما طبیعتا سوءاستفاده از چنین اعتراض بهجایی و برپایی آشوب و اغتشاش و شعار دادن ضد اسلام و ایران و جمهوری اسلامی امر دیگری جز اعتراض است که پاسخش هم متفاوت خواهد بود و چنین افرادی را باید به جای خودش نشاند. در این میان سوءاستفاده و «فرصتطلبی کار همیشگی دشمن است» و نمیتوان به این بهانه از پذیرش نقد و اعتراض بهحق، شانه خالی کرد.
تجربه نزدیک نیمقرن تحمیل توطئه و تحریم و دو جنگ تحمیلی نشان داد جمهوری اسلامی نصابهای مردمی و نظامی برای بقا را دارد و بیدی نیست که با این بادهای خارجی بلرزد. همانطور که «مولای متقیان در همه درگیریهای نظامی در دوران پیامبر و سالهای حکومتشان فاتح و پیروز بود.»
اما باید مراقب ساخت درونی و پشتوانه مردمی نظام اسلامی بود! چون «براساس سنت الهی، کار دست مردم است و به دست آنها انجام میشود.» جایی که درگیر «جنگ نرم» است و دشمن با استفاده از فریب و نفوذ، عزم و اعتماد را هدف گرفته تا ما را از رسیدن به اهدافمان دور کند؛ همانطور که «روشهای مختلف دشمنانِ شکستخورده برای فریب و سستکردن مردم، در موارد زیادی مانع تحقق اهداف امام علی(ع) شد.»
حالا هم بهانههای محافظهکارانهای مثل «ترس، تردید، ملاحظه رفاقتها و ملاحظه دشمن» است که به بیان رهبر انقلاب جلوی برپایی عدالت، یعنی «واجبترین و اولیٰترین خصوصیت برای اداره جامعه» را گرفته است، ولی «بدون ملاحظه بیمورد باید به سمت توسعه عدالت و تقوا حرکت کرد». همین پذیرش نقد و اعتراض به کاستیها در عین حمایت و تبیین پیشرفتهاست که میتواند نظام اسلامی را در تحقق اهداف عدالتخواهانهاش کمک کند.
#تبیین #اعتراضات #عدالت
بیشتر بخوانید:
اعتذار؛ پیش از اعتراض
تبیین نیمه خالی لیوان!
تحمل ریاضت با طعم عدالت
تجمعات اعتراضی؛ فرصت یا تهدید؟
از انسداد نقد تا آزاداندیشی در مبانی نظام
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
قمار وندالیسم برسر براندازی
نارضایتیها از وضعیت معیشتی و نوسانات اقتصادی گرچه ابتدا خود را در اعتراضات پراکنده بازار و مردم برخی نقاط کشور نشان داد، اما به مرز اجتماعی شدن نرسید و خیلی زود به اغتشاش و آشوب منجر شد.
هر چند قانون اساسی حق اعتراض و تشکیل اجتماعات را برای همه به رسمیت شناخته که پایه مشارکت سیاسی و مردمسالاری دینی است و باید محترم شمرده شود، اما همان اصل قانونی با عدم خشونت و حمل سلاح مقید شده و هر گونه رفتار خشونتآمیز که امنیت عمومی را تهدید کند نیز در تضاد با روح قانون و مستحق برخورد سخت است.
علت این انحراف زودهنگام در ابراز اعتراضات را باید در فقر ساختاری و معطل ماندن قانون اجتماعات جستوجو کرد که موجب سوءاستفاده دشمن از هر گونه اعتراض مدنی میشود. دشمنی که مترصد است مطالبات برحق مردم را به نام خود مصادره کند و از این آب گلآلود ماهی بگیرد.
اما عموم مردمی که به وضعیت معیشتی خود اعتراض دارند، نسبتی با اهداف و شعارهای دشمنساخته پیدا نکردند و همراهی چندانی با جریان برانداز نشان ندادند. ناامیدی از به صحنه کشاندن مردم، این جریان را خیلی زود به مرحله آخر، یعنی درگیریهای خشن و تخریب و کشتار رسانده است. قماری بر سر براندازی سریع که اتفاقا پایان سریع توهم براندازی را نوید میدهد.
تخریبها قرار است تعداد پایین جمعیت در خیابان را جبران کند و به جای به عرصه آوردن مردم و نمایش کثرت، رعب خشونت را به نمایش بگذارد. چنین وقایعی گرچه در کشور ما نامأنوس است، ولی در بسیاری از کشورها امری مستمر تلقی میشود. تا جاییکه حتی در پوشش تماشاگران محدود یک مسابقه فوتبال هم با وجود پیشبینیهای سنگین امنیتی، خیابانها و خودروها به آتشکشیده میشوند و خساراتی به اموال عمومی وارد میشود.
البته این اتفاق در گستره وسیعتری رخ داده تا تجمعات هرچند محدود مردم ناراضی و معترض در سراسر کشور، بستر سوءاستفاده وندالها بشود. وندالیسمی که از ترکیب تینایجرها با مواد روانگردان میجوشد تا خشونتی افراطی را در قالب شجاعت کاذب نشان دهد و با هدایت نیروهای گروهکی و سازماندهی شده و همراهی اراذل و اوباش و نهایتا تعدادی از افراد هیجانزده، آشوب بیافریند.
با این حال این تعداد آشوبگر با هیچ برآوردی نمیتواند نشانگر خواست و اراده جامعه باشد و گروهکهای آشوبگر دهها یا حتی صدها و هزاران نفره، قاصرتر از آن است که خواست جمعیت یک کشور ۹۰میلیونی را روایت کند. ترکیبی که اسمش را هر چه بشود گذاشت، «مردم» نیستند. گرچه ممکن است گاهی در بعضی سطوح، همراهی هیجانی برخی اقشار مردم معترض و عصبانی را هم داشته باشند.
حالا حتی همان مردم معترض هم به این آشوبها معترضاند و نمیتوانند تحمل کنند امنیت و اموالشان بازیچه هیجانات کور آشوبگران و توهمات اپوزیسیون خارجنشین و خطای محاسباتی دشمنان شود تا بلکه با این دستفرمان خشونتبار در بهترین حالت سرنوشتی همانند سوریه و لیبی را برای خود و فرزندانشان رقم بزنند.
در چند روز گذشته سیاست کشتهسازی دشمن و همراهی برخی افراد هیجانزده، مستلزم خویشتنداری مردم و نیروهای امنیتی بود که حتی با وجود جمعیت کمتر نسبت به آشوبهای قبلی، عرصه را برای تخریب و خشونت بیشتر مساعد میدیدند.
اما باید گفت این خویشتنداری دائمی نیست و با آشکار شدن چهره اغتشاش و فاصلهگیری بدنه مردمی آن، با برخورد سخت قوای امنیتی مواجه میشوند. و البته چهبسا همین حضور خودجوش مردم غیرتمند در خیابانها برای مقابله با اغتشاشگران طی دو شب گذشته که به کاهش شدید آشوب و تخریب منجر شد برای جمع کردن فتنه کافی باشد!
تجربههای متعدد در این کشور نشان داده با اتکا به پشتوانه مستحکم مردمی، چنین آشوبهایی نمیتواند خطری را متوجه ساختار سیاسی کشور کند. به ویژه اینکه چنین آشوبها و تخریبهایی با هدایت بیگانگان روی دهد و به تعبیر رهبر انقلاب ملت ایران مزدور بیگانه را مردود میداند و در مقابل افراد بیفکر و اغتشاشگر که دست به تخریب میزنند، کوتاه نخواهد آمد.
[تاریخ انتشار: 21 دی 1404]
#اعتراضات #اغتشاش #براندازی
بیشتر بخوانید:
اعتذار؛ پیش از اعتراض
سقوط ریال در وفاق سکوت
تجمعات اعتراضی؛ فرصت یا تهدید؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تغییر معادله با انتخابات شورا
ثبتنام نامزدهای عضویت در شوراها چند روزیست که آغاز شده و انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نخستین گام اجرایی را برداشته است تا گزینههایش را برای رقابت در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ سرخط کند.
اما انتخاباتی که افراد و سلیقههای زیادی خود را برای پارلمان شهری در معرض رأی مردم قرار میدهند، چقدر اهمیت دارد و چه جایگاهی برای نخبگان شهری و روستایی خواهد داشت؟
متأسفانه عملکرد و برونداد دورههای مختلف شورای شهر، عموما بازنمایی مثبتی در میان نخبگان نداشته و جذابیتی برای مشارکت این طیف باقی نگذاشته است. پایین آمدن سطح شوراها موجب شده این نهاد خدماتی و تخصصی به آوردگاه جناحهای سیاسی تبدیل شود و مدیریت شهری با لابیها و زدوبندهای اهالی سیاست پیوند بخورد.
نتیجه چنین فرایندی را در مدیریت شهری ضعیف و فسادآمیز برخی شهرها میتوان دید که اخبار آن به تناوب به گوش میرسد و شورای شهر نیز گاه به عرصه کشمکشهای جناحی، بیهوده و بعضا بچهگانه تبدیل میشود.
شهرداریها نقطه تماس مردم با ساختار حاکمیت هستند و گستردهترین ارتباط را با زندگی مردم دارند. در واقع بخش بزرگی از تصویر حکمرانی، درست یا غلط، محصول بروکراسی و عملکرد شهرداریهاست و رضایت و عدم رضایت حاصل از آن، به سایر ارکان نظام تعمیم مییابد.
نگاهی به ظرفیتهای شوراها و مقایسه بودجه مصوب آنها با بودجههای عمرانی کشور و حتی بودجه برخی وزارتخانهها نیز نشان از دایره تأثیر و اهمیت انتخابات شورای اسلامی شهر دارد. فقط بودجه شهرداری کلانشهرها، یعنی نوزده شهر بزرگ در سال جاری، بیش از بودجه عمرانی کل کشور در همین سال بوده است.
برای مثال بودجه شهرداری کلانشهری مثل مشهد، چند برابر برخی وزارتخانهها و نزدیک به بودجه وزارتخانه بزرگ نیرو است و سرانه هر شهروند مشهدی از این بودجه به حدود ۲۰میلیون تومان میرسد. عددی که در دوره چهار ساله شورای شهر رو به تصاعد میگذارد.
هر تصمیم و انتخاب برای شورای شهر و شهرداری، در واقع سرنوشت این اعداد را رقم میزند و گرچه محل هزینهکرد عمده آن مشخص است، اما نوع مدیریت و تخصیص آن و تغییراتی هر چند کوچک در بخشی از این بودجه و عملکرد، تأثیرات ملموسی بر زیست شهری و زندگی روزمره همه مردم خواهد داشت.
گذشته از اینکه تزریق ابتکار عمل به شورای شهر و مدیریت شهریِ تحولآفرین و جهادی در کنار تعامل مثبت با ساختارها و نظارت مؤثر و قاطع میتواند ظرفیتهای بزرگتری را بیافریند.
این قدرت گسترده مالی طبیعتا طمع اصحاب قدرت را برمیانگیزد و غیبت کارشناسان و نخبگان مدیریت شهری در این عرصه، مانع حضور حرفهایهای عرصه سیاسی و تداوم ناکارآمدیها نخواهد بود.
اما نقشآفرینی مردم و تشکلهای اصیل مردمی، منحصر در انتخاب گزینههای موجود نیست و در نخستین گام باید تلاش کرد نیروهای شایسته مردمی در معرض انتخاب مردم قرار گیرند و نصاب شورای شهر به سطح بالاتری ارتقا یابد.
ارتقای مدیریت شهری و انتخابات شورای شهر به جایگاه واقعی خود توان احیای این ظرفیت متعالی قانون اساسی را دارد تا با وجود سیاستهای تمرکزگرایانه حاکم بر ساختار مدیریت کشور که جای زیادی برای مشارکت مردم در عرصههای حکمرانی نگذاشته، دریچهای به حکمرانی مردمی باشد.
«انتخابات» مهمترین و کمهزینهترین سازوکار اصلاح و تغییرات کلان در جامعه است. شوراها در دورهای که عملکرد قوای سهگاه دچار رکود شده و در روزهایی که اعتراضات بهحق مردم در عرصه اقتصاد و معیشت جریان دارد و از سوی دشمنان ایران به آشوب و اغتشاش کشیده شده است، توان آن را دارد که معادلات را تغییر دهد.
تزریق خونی تازه به مدیریت شهری میتواند روزنههای امید را در پیگیری مطالبات مردم به ویژه در زندگی روزمره و خدمات شهری و روستایی بگشاید. به ویژه آنکه شوراها با امکان تسهیلگری نسبت به مشاغل شهری و روستایی یا ساختوسازها در حیطه شهر یا روستا، قدرت اثرگذاری بر شاخصهای کلانی مثل مسکن و اشتغال را هم خواهند داشت.
[تاریخ انتشار: 24 دی 1404]
#انتخابات #شورای_شهر #مدیریت_شهری
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
هدایت شده از تأملات | محمد ولیانپور
کاریکاتور مشوش از یک انقلاب!
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، تعدادی از رسانهها تلاش میکنند ناآرامیهای اخیر در دیماه 1404 را مشابه نهضت اسلامی و انقلاب مردمی در سال 1357 به تصویر بکشند. اما پیدا کردن کمترین وجه شباهتی میان آشوبها و فجایع روزهای اخیر با یک انقلاب مردمی کار سختیست!
برشمردن تفاوتهای انقلاب با چنین شورشی مجال وسیعی را میطلبد و اساسا مقایسه این دو، کار عاقلانهای به نظر نمیرسد! ولی شاید توجه به وجه غالب ناآرامیهای اخیر، یعنی آشوب و تخریب و کشتار و حاکمیت بینظمی، برای درک مفهوم این تفاوت کافی باشد.
شورش کوری که بهجای بهصحنه آوردن روزانه جمعیت، به تخریب شبانه بسترهای خدمات عمومی، مثل بانکها، مساجد، اتوبوسها، ایستگاهها، چراغهای راهنمایی، خودروهای آتشنشانی، آمبولانسها و... میپردازد و فعالان خدماتی مثل رانندگان و پلیس راهور را تکهتکه میکند، نمیتواند نسبتی با انقلاب مردمی داشته باشد. مضاف بر کارهای احمقانهای مثل مصرف بیرویه آب و برق و گاز برای اختلال در شبکه توزیع هم در ناآرامیهای قبلی بهعنوان راهکارهای مبارزه مدنی تجویز میشد!
«انقلاب» صرفا بهمعنای شکستن نظم موجود نیست، بلکه بهمعنای جایگزینی نظمی دیگر بهجای نظم فعلی است. در انقلاب اسلامی کمیتههای مردمی و هستههای محلی در مساجد، ماهها پیش از پیروزی انقلاب و ورود امام شکل گرفتند و تا حد زیادی به برقراری نظامات اجتماعی کمک میکردند.
هرچند بروز برخی خشونتها در جریان انقلاب اسلامی سال 57 هم قابل کتمان نیست، ولی یقینا چنین رخدادهایی در گستره وسیع کنشهای انقلابی استثنا بوده و با توجه به جمعیت انبوه و میدانداری گروهها و سلایق مختلف و حاکم نشدن کامل ساختارهای انقلابی، امری ناگزیر تلقی میشده است.
قصد مقایسه چنین آشوبهایی را با انقلاب اسلامی نداریم، ولی بد نیست در این ایام گوشههایی از لطایف انقلاب را برای کسانی که سعی دارند چنین حرکاتی را به انقلاب تعبیر کنند، مرور کنیم. پیامی که امام خمینی(ره) چهلوهفت سال پیش، یعنی در بیست و پنجم دیماه 1357، یعنی پیش از فرار محمدرضا پهلوی و در دوران حاکمیت شاه، خطاب به مردم ایران صادر کرده بود، نمونه زیبایی از نظاممندی انقلاب و سطح دغدغه رهبر عالیاش بوده که بازخوانی آن خالی از لطف نیست.
در این پیام 9 مادهای طبق معمول از مردم و اقشار گوناگون برای شرکت گسترده در راهپیمایی و تظاهرات دعوت شده است؛ اما بیش از نیمی از پیام به تدبیر امور اقتصادی، معیشتی و حتی دفاعی کشور مربوط میشود.
امام در بند اول پیام از مردم خواسته است که مراقب ایجاد قحطی مصنوعی باشند و برای پیشگیری از آن «عدهای از معتمدین را به نظارت بگمارند» و تصریح کردهاند که «غفلت از این امر مسئولیت شرعی دارد». در بند دیگری از کشاورزان خواسته شده در جریان انقلاب از کشتوکار خود غافل نشوند و «خصوصا از کشت دیمی غفلت نکنند» چون «ممکن است مفسدین قحطی مصنوعی ایجاد کرده و کشور را در مضیقه قرار دهند.» و در بندی دیگر: «بانکهای اسلامی به کشاورزان به منظور ادامه کشاورزی قرضالحسنه بدهند و مسلمانان در این امر حیاتی با این بانکها تشریک مساعی نمایند.»
رهبر انقلاب ایران حتی از ارتش و تسلیحات نظامیای که در اختیار شاه و ارتش شاهنشاهی بوده است نیز غافل نبود و از افسران ارتشی خواسته بود جلوی غارت تجهیزات نظامی توسط آمریکاییها را بگیرند و «بر ملت است که با ارتش در این امر همکاری کنند و نگذارند بیش از این مال ملت را نابود و یا چپاول کنند. افسران محترم بدانند که مسامحه در این امر خیانت به کشور و اسلام است.»
امام از مردم میخواهد برای حفظ ادوات نظامی به ارتشی که همان روزها در مقابل مردم ایستاده بود، کمک کنند! و در پیام دیگری گفته بود: «عموم مردم موظفند نسبت به نیروهای انتظامی و ارتش، برادری و مهربانی نشان دهند»؛ مردمی که در نهایت با نثار گل به سربازان، ارتش را خلع سلاح و با انقلاب اسلامی همراه کردند.
[تاریخ انتشار: 29 دی 1404]
#انقلاب #اغتشاش #امام_خمینی
بیشتر بخوانید:
قمار وندالیسم برسر براندازی
بیمه جمهوری با پیروزی جمهور
طوفانالانقلاب و فرجام مقاومت
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تبیین با کدام اعتبار؟
تصاویر و مصاحبههای برخی نوجوانان و جوانان دستگیرشده در اغتشاشات اخیر در عین تأسف، تأملبرانگیز است. نوجوانانی که حتی اسم پهلوی را نمیدانند، اما چشماندازشان رسیدن به شیروکیک مدرسه پهلویست و جوانانی که با سطحیترین اطلاعات تاریخی و سیاسی، تحت تأثیر جعلیات شبکههای اجتماعی و رسانههای بیگانه به حدی از نفرت نسبت به نظام سیاسی رسیدهاند که برای حسرت دوران نادیده پهلوی حاضرند شهر را به آتش بکشند.
این واقعیت البته پیش از این هم در گفتگو با طیفی از نوجوانان قابل درک بود و در برخی تولیدات رسانهای هم دیده میشد؛ ولی هیچگاه تأثیر خود را در عرصه واقعی با این وضوح نشان نداده بود.
چاره کار طبیعتا در جهاد تبیینی است که رهبر انقلاب هم بارها بر آن تأکید کردهاند و تردیدی هم در لزوم تولید و توزیع محتوای تبیینی و پاسخ به شبهات نیست؛ اما چنین محتوایی صرفا برای آن دسته از مخاطبانی کارساز است که چارچوب اعتباری ما را پذیرفتهاند و حاضر به شنیدن چنین سخنانی هستند.
گرچه حفظ همین قشر هم ضروری است، اما همین هدف هم با توقف در این مرحله ممکن نیست و همین قشر هم در معرض طوفان اعتبارزدایی و ارتباطناپذیری هستند. نشانهاش را در شبهای آشوب و در خیابانها میشد دید که گاهی حتی پدر را در مقابل فرزند و برادر را در مقابل برادر قرار میداد و گرهی که قرار بود با گفتگو باز شود، با صفآرایی و درگیری، بستهتر و کورتر میشود.
اما مخاطبی که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن ندارد و اعتبار و اعتمادی برای گوینده قائل نیست، نهتنها با محتوای تبیینی قانع نمیشود، بلکه در برابر بدیهیات هم مقاومت خواهد کرد و واضحات را هم به چالش خواهد کشید و نتیجه چنین گفتگویی چیزی جز جدال و نقار نیست.
باید گفت جهاد تبیین هم مثل هر جهاد دیگری مقدمات و ملازماتی دارد که اولینش ارتباط، دسترسی و تسلط بر طرف مقابل است. یعنی جلب اعتماد و توان اقناع مخاطب. تولید و توزیع محتوا صرفا حلقه آخر جهاد تبیین است و وجود بسترهای ارتباطی، اقناعی و احساسی، پیشنیاز این مرحله است.
بخش عمده مسائل این قشر از جنس دانش نیست که با یاد دادن و فهماندن و رفع شبهه حل شود؛ که اگر چنین بود با متون آموزشی رسمی در مدارسی که همه دانشآموزان ملزم به گذراندنش هستند رفع و رجوع میشد.
پیشنیاز اصلی، اعتبار دستگاه رسانهای و اعتماد به منشأ محتواست که پیشنیاز شنیدن و گفتگوست. اعتبار و اعتمادی که به دلایل مختلف، از نشناختن اقتضائات رسانه و بیگانگی با زیستبوم مجازی تا برخی خلافگوییها و سانسورهای خبری یا ضریب ندادن به مسائل مهم و عدم توجه به دغدغهها و مشکلات مردم، آسیب دیده است.
بهویژه اینکه قرار است در زمین فضای مجازی بازی کنیم که حکمرانی بر آن را رها کردهایم. عرصهای که برخلاف رسانههای سنتی، صرفا ابزار اطلاعرسانی نیست. اگر تا دیروز بیطرفی ابزارهای رسانهای محل بحث بود، امروز با حاکمیت الگوریتمها و هوش مصنوعی بر جهتدهی جوامع، تردیدی باقی نمیماند.
فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نه صرفا ابزار رسانهای و اطلاعرسانی، بلکه نوعی زیستبوم هستند که زندگی واقعی انسانها را میسازند؛ بهویژه نسل جدیدی که پیش از ورود به فضای واقعی جامعه، از همان محیط بسته خانه وارد دنیای مجازی میشوند و کوچه پسکوچههای مجازی را واقعیتر از دنیای مجازی میبینند و میشناسند.
در خیابانهای مجازی راه میروند، پرسه میزنند، خرید و فروش میکنند، دوست و دشمنشان را پیدا میکنند، عاشق میشوند، میخندند، میگریند و هویت واقعیشان را میسازند. رفتارهایشان هم نه تابع هنجارهای اجتماعی و قوانین حاکمیت، بلکه محکوم هنجارهای مجازی و حاکمیت الگوریتمهاست.
اگر قرار است تیر جهاد تبیین به هدف بنشیند، باید برای این مقدمات هم فکری کرد؛ از حکمرانی فضای مجازی تا اعتباربخشی به ساختار رسانهای کشور و اعتمادسازی برای طیفی از عوامل فتنه که به تعبیر رهبر انقلاب برپایه هیجاناتشان به پیادهنظام دشمن تبدیل شدند.
#اغتشاش #تبیین #جوان
بیشتر بخوانید:
کاریکاتور مشوش از یک انقلاب!
قمار وندالیسم برسر براندازی
جهاد تبیین با عهد مالکاشتر
تبیین نیمه خالی لیوان!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
تحصن حوزه در دانشگاه!
تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه تهران، از مهمترین رویدادهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است که در کوران اتفاقات آن دوره، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
تحصنی که هشتم بهمنماه در اعتراض به ممانعت از بازگشت امام به میهن انجام شد و نقش مؤثری در عقبنشینی بختیار در برابر اراده مردم داشت. حرکتی که اگر در زمان و مکان مناسب انجام نمیشد، ممکن بود سرنوشت دیگری برای انقلاب مردم ایران رقم بخورد...
بخوانید:
🔸 کارشکنی در بازگشت امام
🔸 تحصن آغاز میشود
🔸 خلبانان اعتصابکننده در جمع متحصنین
🔸 تکرار تجربه موفق تحصن بیمارستان مشهد
🔸 پیوند حوزه و دانشگاه
🔸 روزنامه تحصن به سردبیری سیدعلی خامنهای
🔸 خیرمقدم زیباکلام به روحانیون متحصن
🔸 سرود اتحاد، زیر باران
🔸 هزینههای تحصن و مردم پایکار
🔸 بازاریانی که خانهشان را برای انقلاب فروختند!
🔸 مذاکره غیرمستقیم با بختیار
🔸 پایان تحصن با پرواز انقلاب
متن کامل در خبرگزاری فارس و روزنامه قدس:
qudsonline.ir/xcBcH
fna.ir/pBsZz
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
پایان انفعال استراتژیک؟
برخورد نظامی میان ایران و آمریکا، گرچه فینفسه و در نهایت ناگزیر مینماید، اما پس از سه هفته تهدید پنهان و آشکار، همچنان در حد گمانهزنی باقی مانده و این فرضیه را تأیید میکند که هیاهوی اعزام ناوها و جنگندههای آمریکایی و نمایش قدرتش در محیط پیرامونی کشور، بیش از آنکه نشانه جنگی فراگیر و قریبالوقوع باشد، نشانه ارعاب و تصمیمسازی برای تسلیم است.
البته حملات مقطعی و دستاوردسازی از آن بهشرط مدیریت ریسک و محدود بودن پاسخ و هزینه آن در چنین موقعیتهایی دور از ذهن نیست؛ کمااینکه یکشنبه گذشته فاش شد واشنگتن از طریق یک واسطه به تهران اطلاع داده است که حملاتی در ایران انجام خواهد داد و تهران باید این حملات را تحمل کند و پاسخ شدیدی ندهد.
این پیام، دقیقا مشابه همان پیامی است که به گفته برخی منابع، پیش از حمله به تأسیسات هستهای در یازدهمین روز جنگ دوازده روزه داده شده بود و پس از ترور سردار سلیمانی نیز پیام مشابهی به ایران رسیده بود؛ جایی که آمریکا توانست پاسخ ایران را به موشکباران پایگاههای آمریکایی عینالاسد در عراق و العدید در قطر محدود کند و با اطلاع قبلی تا حد امکان از تلفات و خسارات خود بکاهد.
چنین پیامهایی در ادبیات بینالملل، نشانه پرهیز از جنگ تمامعیار و کنترل تبعات حمله و محدود کردن پاسخ طرف مقابل تلقی میشود. اما وجه دیگر آن در بلندمدت، نمایش قدرت و بازیگری ایالات متحده در منطقه و تثبیت هژمونی او بر کشوری مثل ایران است. اینکه آمریکا هر وقت اراده کند میتواند حملاتی را انجام دهد و در قبالش توقع پاسخی محدود و کنترلشده داشته باشد.
اما گویا پاسخی که تاکنون به این پیام داده شده، متفاوت از پاسخهای پیشین است؛ هرگونه حمله به ایران، «اقدام جنگی» تلقی شده و در همان مراحل ابتدایی از کنترل طراحانش خارج خواهد شد. مفهومش این است که اینبار تفاوتی میان حمله محدود و گسترده قائل نیستیم و پاسخ نظامی بر اساس ماهیت اقدام تنظیم خواهد شد، نه صرفا ابعاد آن.
پیامی که اگر جدی گرفته شود میتواند هزینه هرگونه اقدام نظامی را بالا برده و تهدیدکننده را وارد محاسبات پیچیدهتری کند. گرچه چنین جدیتی تاکنون در عمل به نمایش گذاشته نشده و مناقشات قبلی مبتنی بر «صبر استراتژیک» مدیریت شده است، اما پیامهای قاطع اضلاع جبهه مقاومت، از انصارالله یمن تا حزبالله لبنان و بهویژه پیام کمسابقه مقاومت عراق، نشان از جدیت جبهه مقاومت در برابر چنین تعرضی دارد.
تثبیت هژمونی نظامی آمریکا و انتظار حملات به ایران با پاسخ محدود، کشور را علاوه بر سایه جنگ، درگیر جنگی فرسایشی و حملاتی مداوم خواهد کرد که به تدریج تهدیدها را متوجه هسته وجودی نظام سیاسی کرده و موجودیت ایران را تهدید میکند. اگر تاکنون تردیدی در ناکارآمدی این راهبرد در تحقق بازدارندگی وجود داشت، حالا دیگر با قاطعیت میتوان گفت انفعال و صبر استراتژیک نمیتواند اهداف ما را در این معارضه محقق کند.
چه حمله و جنگی در کار باشد و چه نباشد، نفس این تغییر راهبرد است که میتواند آینده امنیتی کشور را رقم بزند و بازدارندگی و اقتدار را جایگزین سایه جنگ کند. سایهای که آرامش روانی مردم و اقتصاد کشور را هدف گرفته و از خود جنگ مخربتر و کشندهتر است؛ چون بخشی از ساز جنگ فراگیر شناختی و اقتصادی را تشکیل میدهد که صدایش را در تلاطمات اقتصادی و فتنههای داخلی میتوان شنید.
این رویکرد البته بدون هزینه نیست و برای پایان یافتن سایه جنگ، باید آمادگی جنگ و حتی حملات پیشدستانه را داشت. رویکردی که حتی در صورت وقوع جنگ، خطای محاسباتی دشمن را به هم خواهد زد و هزینه تجاوز مجدد را افزایش میدهد و سایه جنگ را سالها از روی کشور دور خواهد کرد.
#جنگ #صبر_استراتژیک #خطای_محاسباتی
بیشتر بخوانید:
برای صلح باید جنگید
در انتظار غافلگیری؟
«تله صلح» برای جنگ
ترامپ و صلحتراپی با جنگ
روایی نقد در سایه روایت فتح
دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟
تنشزدایی از یک جنگ «باحال»
چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour