eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
: نمی‌شود که ما در بزنگاه‌ها دست به دامن مردم بشویم و وقتی که آب‌ها از آسیاب افتاد بگوییم این‌ها و هستند! نخیر... این‌ها همان‌هایی بودند که کشور شما و ناموس شما را حفظ کردند! این ملت بودند که تمام آرزوهای کج‌اندیشان را باطل کردند... پ.ن: منتظر بودم مثل پدربزرگش خمینی کبیر ادامه دهد: اگر این مردم نبودند یا در حبس‌ها بودید یا در قبرستان‌ها... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
انتقام برای زندگی «انتقام» شاید مهم‌ترین پیام تشییع رهبر شهید انقلاب بود که حتی بیش از مشایعت و وداع و عزاداری، خود را در پرچم‌های سرخ و شعارهای آتشین و چهره‌های خشم‌آلود مردم داغ‌دار نشان می‌داد. تأکید چندباره رهبر انقلاب هم تأییدی بود بر منطق مردمی که بیش از سه ماه این مطالبه را فریاد زدند و خط خون‌خواهی را هم‌چنان زنده نگاه داشتند. اما این موضوع صرفا یک خون‌خواهی مبتنی بر احساسات نیست که به زعم برخی، در تعارض با مصالح کشور و امنیت ملی قابل چشم‌پوشی باشد؛ بلکه منطق مستحکمی را نمایندگی می‌کند که اتفاقا مصالح و منافع ملی وابسته به تحقق آن است. گرچه پیشران اجرای انتقام، خشم مقدسی است که در برابر جنایت به وجود می‌آید، اما هدف اصلی‌اش همان فلسفه قصاص است که فراتر از تشفی قلوب و فرونشاندن خشم، حفظ حیات جامعه را پی می‌گیرد. آیه قرآنی «و لکم فی القصاص حیاة» معادله ساده‌ای را مبتنی بر بازدارندگی بیان می‌کند؛ مجازات عادلانه، هزینه جنایت را افزایش می‌دهد که همین هزینه باعث کاهش احتمال تکرار شده و حفظ جان انسان‌ها و امنیت عمومی و در یک کلام، حفظ حیات اجتماعی را در پی خواهد داشت. ترور کم‌هزینه برگزیدگان ملت، این ابزار را به گزینه‌ای قابل تکرار در محاسبات دشمن تبدیل خواهد کرد. ادامه روند فعلی به معنای آن است که سیزدهم دی، بیست‌وسوم خرداد و نهم اسفند، تاریخ‌هایی هستند که هر لحظه و در هر نقطه از ایران و جهان امکان تکرار دارند و هر ایرانی و به‌ویژه رهبران و نخبگان ایرانی در معرض حملات غافلگیرانه دشمن هستند. زندگی مخفیانه رهبران و مسئولان ارشد کشور، کم‌ترین اثر این وضعیت است که ممکن است منجر به تعطیلی نهادهای حساسی مثل مجلس شورای اسلامی بشود و نهادهایی مثل مجلس خبرگان، شوراهای عالی، وزارتخانه‌ها، نهادهای نظامی و... را با محدودیت مواجه کند که نتیجه‌اش ناکارآمدی بیشتر خواهد بود. مضاف بر این‌که چنین وضعیتی مردم عادی را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد و افزایش سازوکارها و هزینه‌های امنیتی، به امنیتی شدن کشور می‌انجامد و تبعاتش دامن‌گیر همه مردم خواهد شد. باید گفت که بدون انتقام، ایران دیگر جای امنی نیست! و علاوه بر امنیت، رشد علمی و اقتصادی کشور نیز که در بستر امنیت اتفاق می‌افتد، به محاق خواهد رفت. بنابراین زندگی ما و حیات اجتماعی ما در گرو این انتقام است. از این منظر پاسخ به تجاوز را نمی‌توان به ماندن در گذشته تعبیر کرد؛ بلکه قرار است مناسبات و محاسبات آینده را بسازد. به‌ویژه این‌که مصونیت سران و ساختار سیاسی کشورها تاکنون یکی از هنجارهای نظام بین‌الملل بوده است. البته نه از باب اخلاق؛ بلکه با اهداف کارکردی مثل ثبات نظام بین‌الملل، حفظ دیپلماسی، جلوگیری از جنگ‌های تلافی‌جویانه و... در سال ۱۹۱۴ ترور ولیعهد اتریش‌مجارستان جرقه آغاز جنگ جهانی اول را زد که به فعال شدن زنجیره‌ای از اتحادهای نظامی و کشته شدن پانزده تا بیست میلیون نفر در جهان منجر شد. تبعات این ترور به‌قدری بحران‌آفرین بود که تابوی ترور سران کشورها به یکی از هنجارهای نانوشته نظام بین‌الملل در قرن اخیر تبدیل شد. بر این اساس سران کشورها علاوه بر مصونیت دیپلماتیک در هنگام سفر به سایر کشورها، حتی در اوج جنگ نیز بارها در عرصه عمومی ظاهر می‌شوند و عموما خطر مستقیمی آن‌ها را تهدید نمی‌کرده است. تلاش‌های امنیتی برای ترور نیز معمولا بدون اعلام رسمی دولت‌ها انجام می‌شود. بنابراین عادی‌شدن چنین رفتاری تنها به یک کشور یا یک رهبر محدود نمی‌شود و قواعد حاکم بر روابط بین‌الملل را بیش از پیش متزلزل می‌کند. اما اصرار بر انتقام و تدوین فرایندهای قانونی و حقوقی آن می‌تواند این معادله را در سطح بین‌الملل نیز احیا کند. بیشتر بخوانید: یا لثارات الامام خسارت کافی نیست! غرامت برای بازدارندگی داغی که سرد نمی‌شود ما و خجلت «خونی که در رگ ماست» تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تله تطبیع و جنگ دوباره نقض مکرر و بدون هزینه آتش‌بس و تفاهم، مفهومی جز نقض غرض ندارد و طبیعی است که ملاحظات سیاسی برای حفظ تفاهم، با ایجاد تصور ترس و ضعف مهم‌ترین محرک برای شروع دوباره جنگ است. این یک قاعده کلی بود در بیان رهبر شهید انقلاب که «احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله به شماست؛ این یک قاعده کلی است». این نقض آتش‌بس‌ها و تفاهمات و معاهدات البته امر غریبی از سوی توسط آمریکا و اسرائیل نیست و توقع اعتماد و تعهد چنین دشمنی منطقی به‌نظر نمی‌رسد؛ اما این واقعیت را نشان می‌دهد که در تفاهمات فیمابین، ضمانت عینی و کافی برای اجرا دیده نشده و یا از آن ضمانت‌ها به‌درستی استفاده نشده است. علاوه بر لبنان، جنوب ایران هم شاهد نقض‌های مکرر آتش‌بس بود و این روزها عملا وارد وضعیت جنگی شده است. وقتی چنین تحرکاتی با هزینه کافی مواجه نشود و پاسخ متوازنی دریافت نکند، به تدریج به «وضعیت عادی» تبدیل می‌شود. در این حالت، آتش‌بس دیگر به معنای توقف جنگ نیست، بلکه وضعیتی است که در آن درگیری‌های محدود و عمدتا نامتوازن به‌طور مستمر ادامه خواهد داشت. دشمن ابتدا با اقدامات کوچک، میزان اراده و آستانه واکنش طرف مقابل را به آزمایش می‌گذارد و در صورت دریافت پاسخ قابل پیش‌بینی یا ضعیف، اقدامات جدی‌تری را انجام می‌دهد و وارد فازهای بعدی می‌شود. در صورت افزایش تدریجی تهدیدها و تعرض‌ها، ممکن است تصمیم‌گیران به آن عادت کنند و زمانی متوجه خطر شوند که فرصت واکنش مؤثر از دست رفته باشد. این شاید روشن‌ترین توصیف از عادی‌سازی یا تطبیع نسبت به تهدید و نقض آتش‌بس است. تنها پاسخ به‌موقع، متناسب و مؤثر است که می‌تواند جلوی این رویه را بگیرد تا به یک رفتار عادی تبدیل نشود. این موضوع در نظریه بازی‌ها با استراتژی «آب‌پز کردن قورباغه» شناخته می‌شود. یعنی افزایش تدریجی و نامحسوس دمای آب تا آستانه جوش، ممکن است موجود زنده را از درک محیطش غافل کند. مثال دیگر در این زمینه برش‌های کالباس است؛ یعنی مجموعه‌ای از اقدامات کوچک و تدریجی، مثل برش‌های نازک متوالی روی کالباس، بدون عبور از آستانه تحریک، ممکن است وضعیت را به‌تدریج به نفع طرف مقابل تغییر دهد. تکرار این اقدامات به‌معنای پذیرفته شدن وضع موجود و تبدیل آن به هنجاری جدید و معتبر است که حالا تغییر آن هنجار، مستلزم هزینه‌های زیادی خواهد بود. موضوعی که در پذیرش عملی اشغال جنوب لبنان در مقابل کاهش حجم آتش دشمن نیز شاهدش بودیم. باید دانست که دشمن لزوما راهبرد شکست فوری را برای رسیدن به اهدافش پیگیری نمی‌کند؛ بلکه ممکن است در پی فرسایش و تحلیل بردن تدریجی توان، منابع، روحیه یا اراده ما باشد. راهبردی که رژیم صهیونیستی پیش از این با عنوان «کشتن با هزار ضربه چاقو» برای تعریف نوع مواجهه خود با ایران تعریف کرده بود. بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ در انتظار غافل‌گیری خسارت کافی نیست! «تله صلح» برای جنگ فراتر از جنگ منطقه‌ای روایی نقد در سایه روایت فتح دوربرگردان ترامپ روی بند لبنان! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پس از این همه سکوت، منتظر موضعی جدی بودیم در برابر نقض تفاهم و تجاوزات آمریکا و امیدوار به تغییر روند و اولویت گرفتن مطالبات مردم و رهبری. اما متأسفانه... باز هم ادامه مذاکره‌تراپی، آن هم درست وسط تشدید ! و فرافکنی نسبت به مسئولیت مذاکرات و آپدیت توجیهات... کاش ها از تجربه گذشته درس بگیرند و از آزمودن چندباره این راه به خرج مردم دست بردارند... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
موشک و زبان گفتگو با امت سپاه پاسداران در اقدامی جالب توجه، بیانیه‌های جدیدش را خطاب به مردم کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی می‌نویسد و جزئیات حملات موشکی و پهپادی کشورمان را خطاب به آن‌ها شرح می‌دهد. ابتکاری که پس از نوشته‌های روی موشک، عرصه مردمی‌سازی جنگ را به کشورهای هدف گسترش می‌دهد. در اطلاعیه شماره ۱۳ و ۱۴ سپاه پاسداران، خطاب به مردم شریف اردن و مردم کریم کویت، ضمن تبیین جنایات آمریکایی‌ها و برشمردن اهداف حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در این کشور آمده است: این حملات در پاسخ به جنایت‌های شیطان بزرگ است که بخش عمده آن با استفاده از پایگاه‌های آمریکایی در خاک اردن و کویت صورت می گیرد. در این پیام نظامی-هویتی سرزمین مقدس اردن، قدم‌گاه انبیاء و کشور کویت، خاک پاک و مقدس مسلمین خوانده شده که جای اشغالگران و جنایتکاران بین‌المللی نیست و با یادآوری آیه «إن الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» مردم این کشورها به تلاش برای اخراج ارتش اشغالگر آمریکا دعوت شده‌اند. سپاه پاسداران با این ابتکار، هم پیام اقتدار نیروهای مسلح کشورمان را منتقل کرده و هم پیام تکریم مردم کشورهای اسلامی و مودت با آن‌ها را و با بیان علت حملات به این کشورها، مردم را به تلاش برای ضربه زدن به منافع آمریکا و اخراج آن‌ها از کشورهای اسلامی دعوت می‌کند. این خط رسانه‌ای که در چارچوب دیپلماسی عمومی تعریف می‌شود، لازم است در بقیه ارکان کشور، به ویژه دستگاه سیاست خارجی، رسانه‌های برون‌مرزی و فعالان بین‌المللی نیز دنبال شده و از این ظرفیت به‌عنوان پیوست مردمی عملیات‌های نظامی برای اثربخشی بیشتر و کاهش تبعات ناخواسته‌اش استفاده شود. برای این منظور لازم است زمینه‌های متنوعی برای مشارکت مردم منطقه در جنگ تعریف شود تا امکان نقش‌آفرینی در فضای عمومی، رسانه‌ای و مجازی را داشته باشند. البته شکی نیست که در این ارتباطات درنظر گرفتن ظرافت‌ها و حساسیت‌های ملی، مذهبی و قومیتی نیز ضرورتی مضاعف دارد. گفتگو با مردم کشورهای اسلامی می‌تواند به سایر عرصه‌ها نیز گسترش یابد؛ از جمله توضیح حملات آمریکا به زیرساخت‌های کشورمان که چاره‌ای جز هدف گرفتن زیرساخت‌های کشورهای عربی باقی نمی‌گذارد، می‌تواند باعث فشار افکار عمومی این کشورها به حاکمان عرب منطقه شود و در صورت وقوع حملات نیز مقصر واقعی را به آن‌ها معرفی خواهد کرد. علاوه بر این ارتباط مستقیم با این مردم با استفاده از شکاف حاکم-ملت می‌تواند زمینه‌ساز تحولات سیاسی در کشورهای هدف شده یا دست‌کم خطر آن را برای حاکمان عرب منطقه گوشزد کند. حاکمانی که تاکنون هزینه واقعی میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی در کشورشان را پرداخت نکرده‌اند و باید بدانند که همراهی در تجاوزات نظامی به ایران ممکن است مشروعیت و موجودیت سیاسی آن‌ها را متزلزل کند. پس از تشییع رهبر انقلاب در عراق و نمایش باشکوه محبوبیت انقلاب اسلامی در جهان اسلام، زمان بهره گرفتن از این سرمایه است و راهبرد مردمی‌سازی جنگ، این‌بار با مشارکت مردم کشورهای هدف، ظرفیت‌های امت واحده را پای کار این جنگ وجودی خواهد آورد. بساری از مردم مسلمان منطقه خود را در کنار ما و در سنگر مبارزه با آمریکا و اسرائیل می‌بینند و با هر ضربه‌ای که به ایران ما می‌خورد، به درد می‌آیند. این فرصتی است که در دل تهدید جنگ به وجود آمده و برند «ایران» را در جایگاه خط مقدم مبارزه با استکبار تعریف کرده است. بیشتر بخوانید: شبه‌جزیره ثبات! پیام ایرانی در سفر عربی عراق همدل؛ پای کار ایران پنجره‌ای به سوریه جولانی تشییع تمدنی در گهواره تمدن فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
یا همه یا هیچ‌کس! وقتی های ما را می‌زنند و ما ناامن و تقریبا بسته است، چرا فرودگا‌ه‌های کشورهای عربی باید فعال باشد؟ آن هم با چنین حجمی از ؟! دلاوران یمن برای شکست محاصره هوایی ۱۰ساله فقط با چند فروند موشک و تهدید جدی، حریم هوایی جنوب عربستان را مختل کردند و قرار است این تهدید را تا خود ریاض هم امتداد دهند! معادله تنگه و صدور نفت، برای ترافیک هوایی منطقه هم باید برقرار شود؛ واضح است: یا همه یا هیچ‌کس! در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین رهبر شهید انقلاب چه بود؟ «خواهش می‌کنم مسئولان سیاسی و فعالان سیاسی قدری تأمل کنند... فکر کنند...» این‌جا درباره‌اش بخوانید: مغزهای نازک استعمارزده! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
بزرگوارانه از کنار مطالبه شروط عبور کردند؛ تفاهمی که متلاشی شده، ولی هنوز از آن خارج نشده‌ایم! و همچنان سودای احیای این و ش را داریم! کاش مسئولانش قدردان این بزرگواری باشند و جبران کنند... در ویراستی ببینید و نظر دهید: virasty.com/valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
برای صلح، جنگ‌طلب باش! در فضای سیاسی و رسانه‌ای، واژه‌ها بیش از آن‌که واقعیت را توصیف کنند، به برچسب‌هایی تبدیل می‌شوند برای داوری و به حاشیه راندن منطق. از جمله بحث‌هایی که این روزها درباره جنگ‌طلبی و صلح‌طلبی که معنای جنگ و صلح را به ضد خودش تبدیل می‌کند. اگر از برچسب‌ها عبور کنیم، سؤال این است که آیا کسی که از جنگ استقبال می‌کند و از درگیری نظامی سخن می‌گوید، لزوما جنگ‌طلب است؟ و هرکه چاره کار را در سازش و تنش‌زدایی می‌بیند، لزوما صلح‌طلب است؟ و آیا این خط‌کشی‌ها دائمی هستند؟ به‌نظر می‌رسد امنیت ملی را نباید در پای دوگانه‌های جعلی جنگ یا صلح، مقاومت یا مذاکره و از این دست قربانی کرد. این‌ها مفاهیمی نیستند که صرفا وابسته به ادعا و شعار یا حتی صورت ظاهری یک رفتار باشند؛ بلکه فراتر از نیات و ادعاها، نتایج و آثاری دارند که قضاوت نهایی بر پایه آن شکل می‌گیرد. بر این اساس هر رفتاری که به تداوم تهدید و جنگ دوباره بینجامد، جنگ‌طلبانه است؛ اگرچه با شعار صلح‌طلبی باشد. و هر رفتاری که به صلح پایدار بینجامد، صلح‌طلبانه است؛ اگرچه در قامت جنگ‌طلبی باشد. سیاستی که تجاوز دشمن را پرهزینه‌تر و امنیت ملی را مستحکم‌تر می‌کند، در خدمت صلح پایدار است؛ حتی اگر در چهره جنگ و مقاومت و نظامی‌سازی باشد. و در مقابل، سیاستی که متجاوز را جسورتر، امنیت ملی را سست‌تر و جنگ را محتمل‌تر می‌کند، در عمل، به جنگ و تجاوز کمک کرده است؛ هرچند با شعار صلح و تنش‌زدایی عرضه شده باشد. هر صلح و آتش‌بسی را نمی‌توان مطلوب و نشانه ثبات تلقی کرد. «صلح تحمیلی» مفهومی جز تعویق جنگ برای تجاوز مجدد و شروع جنگی ویرانگرتر از قبل ندارد. چنین صلح موقت و شکننده‌ای تنها تا زمانی دوام دارد که طرف قوی‌تر اراده کند آن را بر هم بزند. این تسلیم در برابر جنگ‌طلبی دشمن، روند جنگ و صلح تا زمانی ادامه خواهد داد که به تسلیم مطلق بینجامد. اما صلح ناشی از موازنه قدرت، صلحی پایدار خواهد بود؛ چراکه دشمن به درک راهبردی از هزینه سنگین تجاوز و جنگ رسیده است و در معادله هزینه و فایده، تا زمانی که این موازنه قدرت وجود دارد، مرتکب چنین حماقتی نخواهد شد. به همین دلیل گفته‌اند که «اگر صلح می‌خواهی، برای جنگ آماده باش». جمله مشهوری که نه تجویز جنگ، بلکه راه جلوگیری از آن را نشان می‌دهد. آمادگی دفاعی، تمهید قوا و سلاح‌های نظامی و شعارهای مقتدرانه با وجود ظاهر سخت و نظامی‌اش، صلح‌طلبانه‌ترین کار ممکن برای یک سیستم دفاعی است. چراکه دشمن در برابر چنین اقتداری اساسا جرئت آغاز جنگ را پیدا نخواهد کرد. این همان مفهوم «بازدارندگی» است؛ یعنی افزایش هزینه تجاوز برای جلوگیری از وقوع جنگ. چه‌بسا یک رجزخوانی قهرمانانه و به‌ظاهر جنگ‌طلبانه، صلح‌طلبانه‌ترین کار در میانه یک جنگ باشد؛ چراکه ممکن است ترسی بازدارنده در برابر جنگ‌طلبی دشمن ایجاد کند. و به‌عکس، چه‌بسا شعارهای به‌ظاهر مسالمت‌جویانه و صلح‌طلبانه، به ترس و عقب‌نشینی تعبیر شود، دشمن را به پیروزی امیدوار کند، بازدارندگی را زائل سازد و ناخواسته جنگ و تجاوزی را زمینه‌سازی کند. قرآن هم اگر حکم بر «قاتلوهم» می‌دهد، هدفش جنگ و کشتار نیست؛ جنگ را تجویز می‌کند برای رفع فته و آتش‌افروزی: «حتی لاتکون فتنه». و اگر دشمن واقعا، نه از روی مکر و موقتا، دست از فتنه‌گری برداشت، دشمنی هم تمام می‌شود: «فإن انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین». چنین است که به‌تعبیر سعدی شیرازی «رحم آوردن بر بدان، ستم است بر نیکان» و «ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستم‌کاری بود بر گوسپندان» و کسی که چنین اشتباهی را مرتکب می‌شود، نه‌تنها صلح‌طلب نیست، بلکه در ستم دشمن شریک است و در واقع با خودش دشمنی کرده است؛ «هر که را دشمن پیش است، اگر نکشد دشمن خویش است». بیشتر بخوانید: در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید «تله صلح» برای جنگ پایان انفعال استراتژیک؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟ آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
حفره امنیتی در سیستم نفوذناپذیر! عباس عراقچی، وزیر خارجه در برنامه ماجرای جنگ گفته است: «بمباران بیت رهبری از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این حفره امنیتی در جهت‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها هم اثرگذار است!» درست یک‌سال پیش و پس از روشن شدن ابعاد حمله اسرائیل به جلسه شعام در جنگ دوازده روزه، مطلبی نوشتم درباره «نفوذ در سیستم نفوذناپذیر!». متأسفانه و پس از این همه خسارت، حرف‌ها همان است؛ فعلا نکته جدیدی نیست... نفوذ در سیستم نفوذناپذیر! طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی و با وجود نبرد سنگین دستگاه‌های اطلاعاتی قدرت‌های جهانی علیه کشورمان و وارد شدن ضربات سنگین امنیتی، مسئله نفوذ چندان جدی گرفته نشده و نشانه‌های زیادی از کشف عوامل مؤثر نفوذی به چشم نمی‌خورد. در دهه‌های اخیر تقریبا هیچ مورد نفوذی در سطوح بالا و حتی میانی کشور کشف یا دست‌کم رسانه‌ای نشده و تنها مورد ثبت‌شده، علیرضا اکبری با سابقه معاونت وزیر بوده است که سال‌ها پس از بازنشستگی، به جرم همکاری با دستگاه جاسوسی بریتانیا طی سفر به آن کشور، دستگیر و اعدام شد. چنین کارنامه‌ای ممکن است نشانه پاک بودن و نفوذناپذیری سیستم امنیتی و مراتب مدیریت کلان در کشور باشد؛ ولی وقوع حفره‌های امنیتی و ضربات اطلاعاتی و حتی برخی سوءمدیریت‌ها در کشور جای خوش‌بینی زیادی برای سیستم نفوذناپذیر باقی نمی‌گذارد! این مسئله در جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی بیشتر خودش را نشان داد و اطلاعات دقیق دشمن از زمان و مکان حضور سران کشور و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، تردیدهای جدی درباره نفوذ در سطوح بالای دست‌رسی اطلاعاتی ایجاد کرده است. موضوعی که هرگونه اهمال و ساده‌انگاری بیشتر در آن به خسارات جبران‌ناپذیرتری خواهد انجامید. متن کامل را این‌جا بخوانید: نفوذ در سیستم نفوذناپذیر! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
هندسه رابطه ایران و عراق در پیام قدردانی رهبر انقلاب از ملت عراق به‌پاس حماسه تشییع امام شهید که از مرجعیت دینی و نخبگان فکری تا سران قبایل و شیوخ عشایر و نهایتا عموم مردم را مخاطب قرار می‌دهد، حرفی از دولت عراق نیست! و هندسه رابطه ایران و عراق در چارچوب نظریه «امت» تعریف می‌شود. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای همان ابتدا واقعه عظیم تشییع را به گذشته عراق و هزار و چهارصد سال تاریخ ولایت‌پذیری‌اش گره می‌زند؛ از حضور امیرالمؤمنین در این سرزمین و تثبیت ولایتی که هیچ حکومتی نتوانست آن‌را از دل مردم بزداید و پس از چهارده قرن هم‌چنان در معجزه اربعین رخ نشان می‌دهد. بدرقه رهبر شهید انقلاب در عراق، همان‌گونه که ظهور و بروز عراقی‌ها نیز نشان می‌داد، جدا از حرکت تمدنی اربعین قابل هضم نیست. مردمی که هرساله بزرگ‌ترین اجتماع مذهبی جهان را شکل می‌دهند، همان ظرفیت را در بدرقه «امام مجاهد شهید» آشکار کردند. اربعین، خواه ناخواه به حلقه مهمی از زنجیره امت‌سازی و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی تبدیل شده و این تشییع تاریخی نیز می‌تواند مقوم همین مسیر باشد. مسیری که چند روز پس از تشییع رهبر شهید انقلاب، در آغاز اربعین امسال نیز استمرار می‌یابد و میلیون‌ها زائر، یاد رهبر شهید را در راه شهید کربلا زنده نگه می‌دارند. این پیام البته در بستر تحولات سیاسی عراق هم مفهوم ویژه‌ای دارد. عراق امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های هویتی خود را پشت سر می‌گذارد تا بتواند بین دولت‌ملت عراق و رابطه‌اش با امت اسلامی تعادلی برقرار کند. چالش‌هایی که البته زیر بمباران سیاسی و تبلیغاتی بازیگران غربی و عربی برای انکار هویت امت‌گراست و اتفاقا ایران را به عنوان معارض هویت عربی معرفی می‌کنند. اما حالا میلیون‌ها عراقی رهبر کشوری را بر دوش می‌کشند که هشت سال جنگی ساختگی را با آن کشور تجربه کرده‌اند و بیش از دو دهه نیز تحت تسلط کشوری هستند که هم‌زمان با مراسم تشییع، در حال جنگ با ایران بوده است! این واقعیت جامعه عراق است که ورای پروژه‌های ساختگی ملی‌گرایی و عربیت رخ نشان می‌دهد تا پیوندهای فرامرزی فراتر از رقابت‌های سیاسی «فصل جدیدی از بیداری و نقش‌آفرینی برای تغییر معادلات پیش‌ساخته‌ مستکبران» بگشاید. با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان برای تخریب رابطه دو ملت، وحدتی شکل گرفته که نه بر پایه قومیت، نه زبان، نه مرزهای سیاسی و نه حتی صرفا منافع مشترک، بلکه بر محور «حب الحسین» تعریف می‌شود. محبتی که هم‌چون داغ ابدی و سردناشدنی عزای حسین(ع) در قلوب مؤمنین، می‌تواند ارتباطی ناگسستنی را رقم بزند. آینده روابط ایران و عراق بر پایه رابطه‌ای است که ریشه تاریخی‌اش در ولایت علوی و بستر اجتماعی‌اش در اربعین حسینی است و راهبرد سیاسی‌اش هم چیزی جز مقاومت نمی‌تواند باشد. و همین آینده گروه‌های مقاومت است که امروز تحت شدیدترین فشارهای آمریکا برای مهار مقاومت، کاهش نفوذ ایران و بازآرایی نظم امنیتی منطقه قرار دارد. قرار دادن تشییع رهبر شهید انقلاب در کنار «عملکرد مجاهدانه در جبهه مقاومت»، مفهوم دیگری می‌یابد که مقاومت را نه فقط در ابعاد نظامی، بلکه در عرصه اجتماعی و مردمی نیز نمودار می‌کند. توسعه مقاومت بر پایه چنین سرمایه اجتماعی عظیمی می‌تواند کلید اصلی تحولات آتی عراق کشور باشد. حقیقت آن است که مقاومت عراق، زائده‌ای تحمیلی نیست و تدوام طبیعی سابقه تاریخی مردم این کشور است که با قرار گرفتن در راستای ولایت و فرهنگ اربعین، جزئی از هویت عراق را تشکیل می‌دهد. بنابراین این ضلع جبهه مقاومت صرفا یک جریان سیاسی یا نظامی نیست که با انحلال و خلع سلاح تهدید شود؛ بلکه مستظهر به سرمایه اجتماعی و عقیدتی عظیمی است که امواجش در تشییع میلیونی «علمدار مقاومت» به خروش آمد. بیشتر بخوانید: از کربلا نباید گذشت! اربعین و معجزه خدمت عراق همدل؛ پای کار ایران نفوذ از غرب یا شمال‌غربی؟ تشییع تمدنی در گهواره تمدن فرصت مقاومت در دل تهدید جنگ وقتی نیروهای مقاومت درگیر اقتصاد می‌شوند تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour