قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۳ الی ۴۵ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️ ولى نا گفته
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۳ الی ۴۵
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ ۲ ـ دیگر این که: منظور پیدایش نخستین موجود است; زیرا هم طبق بعضى از روایات اسلامى اولین موجودى را که خدا آفریده آب بوده و انسان ها را بعداً از آن آب آفرید، و هم طبق فرضیه هاى علمى جدید، نخستین جوانه حیات در دریاها ظاهر شده، و این پدیده، قبل از همه جا بر اعماق، یا کنار دریاها حاکم شده است.
(البته آن نیروئى که موجود زنده را با آن همه پیچیدگى در نخستین مرحله به وجود آورد، و در مراحل بعد هدایت کرد، یک نیروى ما فوق طبیعى یعنى اراده پروردگار بوده است).
۳ ـ آخرین تفسیر، این است که: منظور از خلقت موجودات زنده از آب، این است که در حال حاضر، آب ماده اصلى آنها را تشکیل مى دهد و قسمت عمده ساختمان آنها آب است، و بدون آب هیچ موجود زنده اى نمى تواند به حیات خود ادامه دهد.
البته این تفسیرها با هم منافاتى ندارند اما در عین حال، تفسیر اول و دوم صحیح تر به نظر مى رسد.(۷)
* * *
۲ ـ پاسخ به یک سؤال
در اینجا سؤالى پیش مى آید که: حیوانات منحصر به این سه گروه نیستند (خزندگان، دو پایان و چهارپایان) بلکه، جنبندگان زیادى هستند که بیش از چهار پا دارند؟
پاسخ این سؤال در خود آیه نهفته است; زیرا در جمله بعد مى فرماید: یَخْلُقُ اللّهُ ما یَشاءُ: خدا هر چه را بخواهد مى آفریند .
به علاوه مهمترین حیواناتى که انسان با آن سر و کار دارد، همین سه گروه است، از این گذشته، بعضى معتقدند: حتى حیواناتى که بیش از چهار پا دارند، تکیه گاه اصلى آنها تنها بر چهار پا است و بقیه بازوهاى کمکى آن محسوب مى شود.(۸)-(۹)
* * *
۳ ـ چهره هاى متنوع حیات
بدون شک عجیب ترین پدیده این جهان، پدیده حیات است، همان مسأله اى که هنوز معماى آن براى دانشمندان گشوده نشده، همه، مى گویند: موجودات زنده از مواد بى جان این عالم به وجود آمده. اما هیچ کس نمى تواند دقیقاً تحت چه شرائطى، چنین جهشى صورت گرفته; زیرا در هیچ آزمایشگاهى، تبدیل موجودات بیجان به موجودات زنده، هنوز مشاهده نشده است، هر چند هزاران هزار دانشمند در طول سالیان دراز در این باره اندیشیده و آزمایش کرده اند.
البته شبحى از دور در این زمینه در برابر چشم دانشمندان نمایان است، اما تنها شبحى است، آنچه مسلّم است، اسرار حیات و زندگى آن قدر پیچیده است که علوم و دانش هاى بشرى با تمام گستردگیش از کشف و درک آن هنوز عاجز است.
در شرائط فعلى جهان، موجودات زنده تنها از موجودات زنده به وجود مى آیند، و هیچ موجود زنده اى از موجودى بى جان پا نمى گیرد، ولى مسلماً در گذشته هاى دور چنین نبوده، و به تعبیر دیگر، حیات در کره زمین تاریخچه پیدایشى دارد، اما چگونه و با چه شرائطى؟ معمائى است که بر هیچ کس روشن نیست.
و از آن عجیب تر تنوع حیات است، در این همه چهره هاى کاملاً متفاوت، از موجودات زنده تک سلولى که تنها زیر میکروسکوب پیدا مى شوند، گرفته، تا وال هاى دریائى کوه پیکر که طول قامتشان از سى متر تجاوز مى کند، و کوهى است از گوشت شناور!.
از حشرات، که صدها هزار نوع در آنها مشاهده شده، گرفته، تا پرندگانى که در هزاران هزار، چهره ظاهر مى شوند، و هر کدام براى خود عالمى و جهانى پر اسرار دارند.
کتاب هاى حیوان شناسى که امروز، بخش عظیمى از کتابخانه هاى بزرگ جهان را تشکیل مى دهند تنها گوشه اى از این اسرار را براى ما بازگو مى کنند، مخصوصاً حیوانات دریائى ـ که همیشه دریا دیار عجائب بوده ـ و با تمام اطلاعاتى که اخیراً از آن داریم معلوماتمان در این زمینه بسیار ناچیز است.
به راستى چه بزرگ است خدائى که این همه موجودات زنده را با این تنوع وسیع آفریده، و به هر کدام آنچه را نیاز داشتند بخشیده!.
و چه عظیم است قدرت و علمش که براى هر کدام متناسب با شرائط و نیازهایش آنچه را لازم بوده قرار داده است!.
و عجب این که: همه آنها در آغاز، از یک آب و کمى از مواد ساده زمین آفریده شده اند.
✍ پی نوشت:
۷ ـ بعضى از طرفداران تکامل انواع، براى اثبات فرضیه خود، روى این آیه تکیه کرده اند ولى ما ثابت نبودن این فرضیه را در جلد ۱۱، از صفحه ۸۱ به بعد، ذیل آیه ۲۶ سوره حجر شرح داده ایم.
این نکته نیز قابل توجه است که: اصولاً نباید آیات قرآن را با فرضیه ها تطبیق کرد; چرا که آیات قرآن حقیقت ثابتى دارند و فرضیه هاى علمى، متغیرند.
۸ ـ تفسیر قرطبى ، و تفسیر فخر رازى ، جلد ۲۴، صفحه ۱۶، ذیل آیه مورد بحث.
۹ ـ توجه به این نکته نیز از نظر ادبى لازم است که ضمیر مِنْهُم با این که معمولاً براى جمع عاقل است در آیه فوق، به غیر عاقل نیز بازگشته، همچنین کلمه مَن و این به خاطر آن است که این کلمات، گاهى در غیر موجودات عاقل نیز به کار مى رود.
✔️ پایان
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝ترجمه و شرح حکمت ۴۳۸ نهج البلاغه: 🔸 جهل و ناآگاهی، عامل انکار و دشمنی 🔸مردم دشمن چه چيزند؟ امام(ع
📝 ترجمه و شرح حکمت ۴۳۹
🔸 بیاعتنایی به داشتهها و نداشتهها
🌾 عصاره مفهوم زهد:
مى دانيم زهد از امورى است كه در آيات و روايات درباره اهميت و فضيلت آن سخن بسيار آمده است ولى ماهيت و حقيقت آن براى گروهى ناشناخته است تا آن جا كه گاه كارهاى رياكارانه و گاهى ابلهانه را به حساب زهد مى گذارند. امام(عليه السلام) در اين كلام حكيمانه زهد را به عالى ترين صورت توصيف كرده و از آيه اى از قرآن براى اين تفسير كمك گرفته است، مى فرمايد: «تمام زهد در دو جمله از قرآن مجيد آمده است. خداوند سبحان مى فرمايد: «تا بر گذشته تأسف مخوريد و به آنچه در دست داريد دلبسته و شادمان نباشيد»; (الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ: قَالَ اللّهُ سُبْحَانَهُ: (لِكَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ، وَ لاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ)).
سپس امام(عليه السلام) چنين نتيجه مى گيرد: «بنابراين آن كس كه بر گذشته تأسف نمى خورد و به آينده (و آنچه در دست دارد) دلبستگى ندارد هر دو طرف زهد (از آغاز تا پايان آن) را در اختيار گرفته است»; (وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي، وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالاْتِي فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ).
اين گفتار حكيمانه كه برگرفته از قرآن مجيد است حقيقت زهد را ازنظر اسلام تبيين مى كند زيرا حقيقت زهد، وارستگى و آزادگى از زرق و برق دنيا و بى اعتنايى به آن است و نشانه اين وارستگى و بى اعتنايى در دو چيز آشكار مى شود: نخست اين كه اگر انسان مواهبى از دنيا را در اختيار دارد و از دستش رفت ناراحت نشود و ناله سر ندهد و پيوسته اظهار تأسف نكند و نشانه ديگر اين كه به آنچه دارد دلبسته نباشد. به اين معنا كه پيوسته به دليل اين كه مبادا از دست برود نگران و دلمشغول نباشد. و يا به تعبير ديگر به دليل داشتن امكانات مادى و مال و ثروت و مقام، اظهار خوشحالى و افتخار و بزرگى نكند و آن ها را امانتى الهى بداند كه روزى بر اساس حكمتش ارزانى مى دارد و روز ديگرى به حكم عدالتش بازمى ستاند. مناسب است در اين جا به قسمتى از اشعار شيخ بهايى كه در اين زمينه سروده است اشاره كنيم، او مى گويد:
زهد چه؟ تجريد قلب از حب غير * تا تعلق نايدت مانع ز سير
گر رسد مالى نگردى شادمان * ور رود آن نبودت باكى از آن
لطف دانى آنچه آيد از خدا * خواه ذل و فقر خواه عز و غنا
هركه او را اين صفت حالى نشد * دل ز حب ماسوا خالى نشد
نفى لا تأسوا على ما فاتكم *** يأس آوردش شده از راه گم
ولى اشتباه نشود مفهوم اين گفتار آن نيست كه انسان دست از تلاش براى تأمين معاش و پيشرفت جامعه اسلامى بردارد بلكه هدف، نفى وابستگى ها و اسارت هاى مادى است كه سرچشمه انواع حسادت ها و جنگ و نزاع ها مى باشد. در صدر اسلام افرادى بودند كه زهد را به معناى غلط آن تفسير كرده و عملاً خود را به انزوا كشانده و تن به تنبلى و بى كارى داده بودند. هنگامى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از وضع آن ها باخبر شد آن ها را سخت نكوهش كرد و كار آن ها را بيگانه از تعليمات اسلام دانست. ازاين رو در روايات اسلامى زهد در نقطه مقابل حرص قرار داده شده است.
اين سخن را با حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) كه مرحوم كلينى در جلد دوم كتاب شريف كافى آورده است پايان مى دهيم: «إِنَّ عَلاَمَةَ الرَّاغِبِ فِى ثَوَابِ الاْخِرَةِ زُهْدُهُ فِى عَاجِلِ زَهْرَةِ الدُّنْيا أَمَا إِنَّ زُهْدَ الزَّاهِدِ فِى هَذِهِ الدُّنْيا لاَ ينْقُصُهُ مِمَّا قَسَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِيهَا وَ إِنْ زَهِدَ وَ إِنَّ حِرْصَ الْحَرِيصِ عَلَى عَاجِلِ زَهْرَةِ الْحَياةِ الدُّنْيا لاَ يزِيدُهُ فِيهَا وَ إِنْ حَرَصَ فَالْمَغْبُونُ مَنْ حُرِمَ حَظَّهُ مِنَ الاْخِرَةِ; نشانه علاقه مندان به ثواب آخرت زهد در زندگى زيبا و زودگذر دنياست. بدانيد زهد زاهدان در دنيا چيزى از قسمت الهى درباره آنها نمى كاهد هر چند راه زهد را پيش گيرند همان گونه كه حرص حريصان به دنياى زيباى زودگذر چيزى بر آنها نمى افزايد هر چند حرص داشته باشند پس مغبون كسى است كه از بهره اش در آخرت محروم گردد»
✔️ پایان
@Nahjolbalaghe2
.#در_محضر_اهل_بیت
🔸 اگـر مـا را نیـامـرزیـدهاے...!
☀️ ۸ توصیه امام رضا علیه السلام برای روزهای آخر ماه شعبان :
※ عبد السلام بن صالح هروى:
در آخرين جمعه ماه شعبان، خدمت ابو الحسن علىبنموسى الرضا عليهالسلام رسيدم. به من فرمود:
✧ «اى ابو صَلت! بيشترِ شعبان گذشته است و اين، آخرين جمعه آن است.
️ پس در آنچه از آن مانده، كوتاهىهايت را در آنچه گذشته است، جبران كن.
⩴ به كارى روى آور كه برايت مفيد باشد و آنچه را بيهوده است و به تو مربوط نيست، وا گذار.
⩴ زياد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش
⩴ و از گناهانت به درگاه خدا توبه كن، تا در حالى ماه خدا به سوى تو آيد كه براى خدا خالص شده باشى.
⩴ هر امانتى را بر عهده دارى، ادا كن،
⩴ و هر كينهاى در دلت نسبت به مؤمنى دارى، از دل برون كن،
⩴ و هر گناهى مرتكب شدهاى، از آن، دست بردار.
⩴ از خدا پروا كن و در نهان و آشكار كارت، بر او توكّل كن «و هر كس بر خدا توكّل كند، او برايش بس است.
خداوند، فرمان خويش را پيش خواهد برد. به يقين، خداوند براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است».
▫️ و در باقى مانده اين ماه، زياد بگو:
اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ...
"خدايا! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نيامرزيدهاى، در باقىمانده آن بيامرزمان"؛
زيرا خداوند متعال، در اين ماه، به احترام ماه رمضان، بسيارى را [از آتش] آزاد مىكند».
📚 عيون أخبار الرضا(ع)ج۲ ص۵۱ ح ۱۹۸
#ماه_شعبان
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
⚔ جهاد با نفس 🗣جلسه بیست و هفتم 🎙استاد امینی خواه #موعظه @Nahjolbalaghe2
679279e3fa5b97c49ebf2871_7992353090443100920.mp3
6.92M
⚔ جهاد با نفس
🗣جلسه بیست و هشتم
🎙استاد امینی خواه
#موعظه
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد چهارم ✅ قسمت: ششصد و هشتاد و هفت 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامینی ↩️ کسا
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد چهارم
✅ قسمت: ششصد و هشتاد و هشت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ ۸- ابو یعلی محمد بن حسن بن حمزه جعفری طالبی، خلیفه شیخ ما مفید که کتاب " اخبار المختار " دارد.
۹- شیخ احمد بن متوج که کتاب (الثارات) یا (قصص الثار) منظوم دارد.
۱۰- فقیه، نجم الدین جعفر که به ابن نما مشهور است و در سال ۶۴۵ در گذشته است وی را کتاب (ذوب النضار فی شرح الثار) است که تمام آن در جلد دهم بحار چاپ شده است.
۱۱- شیخ علی بن حسن عاملی مروزی که کتاب (قره العین فی شرح ثارات الحسین) دارد که در ۲۰ رجب ۱۱۲۷از نگارش آن فراغت یافته است.
۱۲- شیخ ابو عبد الله عبد بن محمد که کتابش بنام (قره العین فی شرح ثار الحسین است و یا کتاب (نور العین و مثیر الاحزان) چاپ شده است.
۱۳- سید ابراهیم بن محمد تقی حفید علامه کبیر سید دلدار علی نقوی نصیر آبادی که کتاب (نور الابصار فی اخذ الثار) دارد.
۱۴- مولی عطاء الله بن حسام هروی که (روضه المجاهدین) دارد و در سال ۱۳۰۳ چاپ شده است.
۱۵- مولی محمد حسین بن مولی عبد الله ارجستانی که (حمله ی مختاریه) دارد.
۱۶- نویسنده هندی نواب علی ساکن " لکهنو " که کتاب (نظاره انتقام)
دارد و در دو جزء چاپ شده است.
۱۷- حاج غلام علی بن اسماعیل هندی که " مختار نامه " دارد.
۱۸- سید ما، سید محسن امین عاملی که کتاب (اصدق الاخبار فی قصه الاخذ بالثار) دارد.
۱۹- سید حسین حکیم هندی که ترجمه (ذوب النضار) ابن نما، دارد.
۲۰- سید محمد حسین بن سید حسین بخش هندیزاده ۱۲۹۰ که کتاب (تحفه الاخیار فی اثبات نجاه المختار) دارد.
۲۱ - شیخ میرزا محمدعلی اوردبادی که کتاب [سبیک النضار او: شرح حال شیخ الثار] در ۲۵۰ صفحه دارد و در آن حق سخن را اداء کرده و کمان تحقیق را کشیده و تیری در ترکش نگذاشته است من مقدار زیادی از این اثر را خوانده و آنرا کتابی دیدم که در این باب منحصر است و مانندش تالیف نشده.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2