قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝 شرح خطبه ۱۰۹ بخش چهارم 🔺مراحل تکان دهنده مرگ ↩️ آرى! اعضاى اصلى او يکى بعد ازديگرى از کار مى افت
📝 ترجمه و شرح خطبه ۱۰۹ بخش پنجم:
⚖ قیامت و جزای اعمال
💫 رستاخيز انسانها
با توجّه به بحث هايى که امام(عليه السلام) در قسمت هاى پيشين خطبه، در مورد زندگى پرغوغاى دنيا پرستان و سپس لحظات پايانى عمر انسان با تمام مشکلات طاقت فرسا و حوادث دردناکش کرد، در اين بخش از خطبه به بحث از مرحله ديگرى مى پردازد و آن قيامت، رستاخيز و حساب و کتاب است و با اين بخش، بحث را درباره سرنوشت انسان، کامل مى سازد و دورنماى گويا و آموزنده اى در پيش روى انسان ها مى گذارد; به اين منظور که تا فرصتى باقى است، بيدار شوند و صراط مستقيم را از جاده هاى انحرافى بشناسند.
مى فرمايد: «اين وضع همچنان ادامه مى يابد، تا عمر جهان پايان گيرد و مقدّرات به انتها برسد و آخرين مخلوقات، به نخستين آنها، ملحق گردد (همه بميرند) و فرمان خدا براى تجديد خلقت که اراده کرده است، صادر گردد». (حَتَّى إِذَا بَلَغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ، وَ الاَْمْرُ مَقَادِيرَهُ، وَ أُلْحِقَ آخِرُ الْخَلْقِ بِأَوَّلِهِ، وَ جَاءَ مِنْ أَمْرِ اللهِ مَا يُرِيدُهُ مِنْ تَجْدِيدِ خَلْقِهِ).
آرى! زندگى انسان در اين دنيا هدف نهايى نيست، بلکه مقدّمه اى است براى زندگى در جهان ديگر، که جاودانى و مقصد نهايى خلقت است.
«در اين هنگام آسمان (کرات آسمانى) را به حرکت در مى آورد و از هم مى شکافد; زمين را به لرزه درآورده، به سختى تکان مى دهد; کوهها را از جا کنده و به هر سو پرتاب مى کند، و آنها از هيبت جلال و خوف سطوتش به يکديگر کوبيده شده، و متلاشى مى گردد!» (أَمَادَ(1) السَّمَاءَ وَ فَطَرَهَا، وَ أَرَجَّ(2) الاَْرْضَ وَ أَرْجَفَهَا(3)، وَ قَلَعَ جِبَالَهَا وَ نَسَفَهَا(4)، وَ دَکَّ(5) بَعْضُهَا بَعْضاً مِنْ هَيْبَةِ جَلاَلَتِهِ وَ مَخُوفِ سَطْوَتِهِ).
به اين ترتيب، انفجار عظيمى در آسمان ها و زمين به وقوع مى پيوندد و جهان مادّه به طور کامل ويران مى شود و همانگونه که قرآن مى گويد، بر ويرانه هاى آن جهان نوينى ايجاد مى شود که رستاخيز در آن واقع خواهد شد: «يَوْمَ تَبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَ السَّمواتُ وَ بَرَزُوا للهِِ الْوَاحِدِ القَهَّارِ; در آن روز که اين زمين به زمينى ديگر و آسمان ها به آسمان هاى ديگرى مبدّل مى شود و آنها (انسان ها) در پيشگاه خداوند واحد قهّار ظاهر مى شوند».
در واقع سخنان امام(عليه السلام) در اين جمله هاى کوتاه و پرمعنا برگرفته از قرآن مجيد است و عصاره چيزى است که در قرآن به صورت گسترده آمده است.
و درباره آسمان مى فرمايد: «إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ * وَ إِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ; هنگامى که آسمان از هم شکافته شود و ستارگان پراکنده شوند و فرود ريزند».
و نيز در مورد زمين مى فرمايد: «إِذَا رُجَّتِ الاَْرْضُ رَجّاً * وَ بُسَّتِ الْجِبَالُ بَسّاً * فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثّاً; هنگامى که زمين به شدّت به لرزه درمى آيد و کوهها درهم کوبيده مى شود و به صورت غبار پراکنده اى در مى آيد».
و نيز مى فرمايد: «يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ; آن روز که زلزله هاى هولناک همه چيز را مى لرزاند و به دنبال آن دوّمين حادثه (صيحه عظيم محشر) رخ مى دهد».
در ادامه اين سخن مى فرمايد: «بعد از اين انقلاب هاى عظيم و حوادث کوبنده و هولناک، خداوند تمام کسانى را که در دل خاک آرميده اند، بيرون مى آورد و پس از فرسودگى نوسازى مى کند و بعد از پراکندگى آنها را جمع مى نمايد». (وَ أَخْرَجَ مَنْ فِيهَا، فَجَدَّدَهُمْ بَعْدَ إِخْلاَقِهمْ(10)، وَ جَمَعَهُمْ بَعْدَ تَفَرُّقِهِمْ).
و اين آغاز رستاخيز انسان هاست که همگى به حيات نوين باز مى گردند و وارد صحنه محشر مى شوند.
تعبير به «جَدَّدَهُمْ» اشاره روشنى به معاد جسمانى و نوسازى انسان ها و تکامل جسمى آنان در عرصه محشر است.
جمله «وَ جَمَعَهُمْ بَعْدَ تَفَرُّقِهِمْ» ممکن است اشاره به اجتماع انسان ها در صحنه محشر باشد و يا اشاره به جمع شدن ذرّات پراکنده هر انسانى براى تجديد حيات و مانعى ندارد که عبارت مذکور اشاره به هردو معنا باشد.
✍ پی نوشت:
1. «أماد» از مادّه «ميد» به معناى تحرّک و اضطراب است; بنابراين «أماد» به معناى به حرکت درآوردن، توأم با تکان دادن است.
2. «أرجّ»به معناى حرکت دادن شديد است.
3. «أرجف» از مادّه «رجف» به معناى اضطراب و لرزه شديد است و اخبار فتنه انگيز را از آن جهت «اراجيف» گويند که مايه اضطراب جامعه است.
4. «نسف» از مادّه «نسف» در اصل به معناى ريختن دانه هاى غذايى در غربال و تکان دادن و باد دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود. در اينجا به معناى متلاشى و خرد کردن کوههاست.
5. «دکّ» در اصل به معناى زمين صاف وهموار است و از آنجا که براى صاف کردن زمين ناهموار بايد آن را درهم کوبيد، اين واژه در بسيارى از موارد به معناى کوبيدن شديد به کار مى رود.
10. «إخلاق» از ريشه «خلق» به معناى کهنه شدن است.
↩️ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
#در_محضر_اهل_بیت
💫 حـاضـر و آمـاده بـاشيـد!
☀️ پیامبر اکرم (ﷺ) :
✓ «با عبرتها بيدار شويد و براى سفر آماده گرديد و به اندك قناعت ورزيد و براى حركت حاضر باشيد».
⁙ «تَيَقَّظُوا بِالعِبَرِ، و تأهَّبُوا لِلسَّفَرِ، و تَقَنَّعُوا بِاليَسيرِ، و تأهَّبُوا لِلمَسيرِ».
📚 تنبيه الخواطر : ج۲ ص۱۲۰
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
⚔ جهاد با نفس 🗣جلسه بیست و شش 🎙استاد امینی خواه #موعظه @Nahjolbalaghe2
679279e3fa5b97c49ebf2871_5748996154465350257.mp3
4M
⚔ جهاد با نفس
🗣جلسه بیست و هفتم
🎙استاد امینی خواه
#موعظه
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد چهارم ✅ قسمت: ششصد و هشتاد و هفت 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامینی 🔸نقدی
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد چهارم
✅ قسمت: ششصد و هشتاد و هفت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ کسانی که درباره مختار کتاب نوشته اند
و کار بزرگداشت گذشتگان از او بانجا رسیده است که شیخ شهید اول در کتاب مزار خود زیارت مخصوصی برای او یاد کرده و در آن گواه راستینی است بر شایستگی و درستی او در کار ولایت و اخلاص وی در طاعت خداوند و محبت نسبت به امام زین العابدین و خشنودی رسول خدا و امیر مومنان از او و نیز حکایت دارد از اینکه وی در راه رضای پیشوایان دین و نصرت خاندان پاک پیغمبر و خون خواهی آنان، فدا کار و جانباز بوده است.
این زیارت در کتاب " مراد المرید " که ترجمه مزار الشهید و از علی بن حسین حائری میباشد، هست و شیخ نظام الدین ساوجی مولف " نظام الاقوال " آن را تصحیح کرده است.
از آن کتاب چنین بر میآید که قبر مختار در روزگاران گذشته از مزارهای مشهور در نزد شیعه بوده و بنابر آنچه در ص ۱۳۸ ج ۱ رحله " ابن بطوطه " آمده، گنبد معروفی هم داشته است و در فراهم آوردن اخبار مختار و سیرت او و پیروزیها و معتقدات و اعمالش گروهی از اعلام همت گمارده اند که از آن جمله اند:
۱- ابو مخنف لوط بن یحیی ازدی در گذشته به سال ۱۵۷ که کتابی بنام (اخذ الثار فی المختار) دارد.
۲- ابو الفضل نصر بن مزاحم منقری کوفی عطار متوفی ۲۱۲ وی را کتابی بنام (اخبار المختار) است.
۳- ابو الحسن علی بن عبد الله ابی سیف مدائنی متوفی ۲۵ - ۲۱۵ که او را نیز (اخبار المختار) است.
۴- ابو اسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی متوفی ۲۸۳ که او را نیز (اخبار المختار) است.
۵- ابو احمد عبد العزیز بن یحیی جلودی متوفی ۳۰۲ که کتاب (اخبار المختار) دارد.
۶- ابو جعفر محمد بن علی بابویه قمی صدوق متوفی بسال ۳۸۱ که " کتاب المختار) دارد.
۷- ابو جعفر محمد بن طوسی در گذشتهالمختار) است.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۳ الی ۴۵ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی ↩️ ولى نا گفته
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۳ الی ۴۵
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ ۲ ـ دیگر این که: منظور پیدایش نخستین موجود است; زیرا هم طبق بعضى از روایات اسلامى اولین موجودى را که خدا آفریده آب بوده و انسان ها را بعداً از آن آب آفرید، و هم طبق فرضیه هاى علمى جدید، نخستین جوانه حیات در دریاها ظاهر شده، و این پدیده، قبل از همه جا بر اعماق، یا کنار دریاها حاکم شده است.
(البته آن نیروئى که موجود زنده را با آن همه پیچیدگى در نخستین مرحله به وجود آورد، و در مراحل بعد هدایت کرد، یک نیروى ما فوق طبیعى یعنى اراده پروردگار بوده است).
۳ ـ آخرین تفسیر، این است که: منظور از خلقت موجودات زنده از آب، این است که در حال حاضر، آب ماده اصلى آنها را تشکیل مى دهد و قسمت عمده ساختمان آنها آب است، و بدون آب هیچ موجود زنده اى نمى تواند به حیات خود ادامه دهد.
البته این تفسیرها با هم منافاتى ندارند اما در عین حال، تفسیر اول و دوم صحیح تر به نظر مى رسد.(۷)
* * *
۲ ـ پاسخ به یک سؤال
در اینجا سؤالى پیش مى آید که: حیوانات منحصر به این سه گروه نیستند (خزندگان، دو پایان و چهارپایان) بلکه، جنبندگان زیادى هستند که بیش از چهار پا دارند؟
پاسخ این سؤال در خود آیه نهفته است; زیرا در جمله بعد مى فرماید: یَخْلُقُ اللّهُ ما یَشاءُ: خدا هر چه را بخواهد مى آفریند .
به علاوه مهمترین حیواناتى که انسان با آن سر و کار دارد، همین سه گروه است، از این گذشته، بعضى معتقدند: حتى حیواناتى که بیش از چهار پا دارند، تکیه گاه اصلى آنها تنها بر چهار پا است و بقیه بازوهاى کمکى آن محسوب مى شود.(۸)-(۹)
* * *
۳ ـ چهره هاى متنوع حیات
بدون شک عجیب ترین پدیده این جهان، پدیده حیات است، همان مسأله اى که هنوز معماى آن براى دانشمندان گشوده نشده، همه، مى گویند: موجودات زنده از مواد بى جان این عالم به وجود آمده. اما هیچ کس نمى تواند دقیقاً تحت چه شرائطى، چنین جهشى صورت گرفته; زیرا در هیچ آزمایشگاهى، تبدیل موجودات بیجان به موجودات زنده، هنوز مشاهده نشده است، هر چند هزاران هزار دانشمند در طول سالیان دراز در این باره اندیشیده و آزمایش کرده اند.
البته شبحى از دور در این زمینه در برابر چشم دانشمندان نمایان است، اما تنها شبحى است، آنچه مسلّم است، اسرار حیات و زندگى آن قدر پیچیده است که علوم و دانش هاى بشرى با تمام گستردگیش از کشف و درک آن هنوز عاجز است.
در شرائط فعلى جهان، موجودات زنده تنها از موجودات زنده به وجود مى آیند، و هیچ موجود زنده اى از موجودى بى جان پا نمى گیرد، ولى مسلماً در گذشته هاى دور چنین نبوده، و به تعبیر دیگر، حیات در کره زمین تاریخچه پیدایشى دارد، اما چگونه و با چه شرائطى؟ معمائى است که بر هیچ کس روشن نیست.
و از آن عجیب تر تنوع حیات است، در این همه چهره هاى کاملاً متفاوت، از موجودات زنده تک سلولى که تنها زیر میکروسکوب پیدا مى شوند، گرفته، تا وال هاى دریائى کوه پیکر که طول قامتشان از سى متر تجاوز مى کند، و کوهى است از گوشت شناور!.
از حشرات، که صدها هزار نوع در آنها مشاهده شده، گرفته، تا پرندگانى که در هزاران هزار، چهره ظاهر مى شوند، و هر کدام براى خود عالمى و جهانى پر اسرار دارند.
کتاب هاى حیوان شناسى که امروز، بخش عظیمى از کتابخانه هاى بزرگ جهان را تشکیل مى دهند تنها گوشه اى از این اسرار را براى ما بازگو مى کنند، مخصوصاً حیوانات دریائى ـ که همیشه دریا دیار عجائب بوده ـ و با تمام اطلاعاتى که اخیراً از آن داریم معلوماتمان در این زمینه بسیار ناچیز است.
به راستى چه بزرگ است خدائى که این همه موجودات زنده را با این تنوع وسیع آفریده، و به هر کدام آنچه را نیاز داشتند بخشیده!.
و چه عظیم است قدرت و علمش که براى هر کدام متناسب با شرائط و نیازهایش آنچه را لازم بوده قرار داده است!.
و عجب این که: همه آنها در آغاز، از یک آب و کمى از مواد ساده زمین آفریده شده اند.
✍ پی نوشت:
۷ ـ بعضى از طرفداران تکامل انواع، براى اثبات فرضیه خود، روى این آیه تکیه کرده اند ولى ما ثابت نبودن این فرضیه را در جلد ۱۱، از صفحه ۸۱ به بعد، ذیل آیه ۲۶ سوره حجر شرح داده ایم.
این نکته نیز قابل توجه است که: اصولاً نباید آیات قرآن را با فرضیه ها تطبیق کرد; چرا که آیات قرآن حقیقت ثابتى دارند و فرضیه هاى علمى، متغیرند.
۸ ـ تفسیر قرطبى ، و تفسیر فخر رازى ، جلد ۲۴، صفحه ۱۶، ذیل آیه مورد بحث.
۹ ـ توجه به این نکته نیز از نظر ادبى لازم است که ضمیر مِنْهُم با این که معمولاً براى جمع عاقل است در آیه فوق، به غیر عاقل نیز بازگشته، همچنین کلمه مَن و این به خاطر آن است که این کلمات، گاهى در غیر موجودات عاقل نیز به کار مى رود.
✔️ پایان
@Nahjolbalaghe2