eitaa logo
نهج البلاغه
404 دنبال‌کننده
170 عکس
217 ویدیو
24 فایل
گام دوم انقلاب...سبک درست نگرش به زندگی انسان در بیان امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام. ارتباط با ما @mohsenehabibi ابراهیم لشنی زند
مشاهده در ایتا
دانلود
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 حساب و کتاب عجیب امام علیه السلام!!! 🔴 عارف بالله آیت الله قائنی رحمه الله 👇👇👇👇👇👇 ┏━━🍃🌺🍃━┓ @baradaraneemamali @nahjolbalaghealiali @madrese_velayat @rayatalhedayat @sajjadiyeh ┗━━━🍂━
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و دوازدهم موضوع: مَثل کسی که دنیا را آزمود «...إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ الدُّنْیَا کَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ، فَأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً وَ جَنَاباً مَرِیعاً، فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّرِیقِ، وَ فِرَاقَ الصَّدِیقِ، خُشُونَةَ السَّفَرِ، وَ جُشُوبَةَ المَطْعَمِ، لِیَأْتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ، وَ مَنْزِلَ قَرَارِهِمْ، فَلَیْسَ یَجِدُونَ لِشَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ أَلَماً، وَ لَا یَرَوْنَ نَفَقَةً فِیهِ مَغْرَماً. وَ لَا شَیْءَ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ، وَ أَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلَّتِهِمْ...» ...بی تردید مَثَل کسی که دنیا را آزمایش کرده است مانند مَثَل گروه مسافری است که منزل قحطی زده آنان را به حرکت وا می دارد پس منزل سر سبز و مکان پر گیاهی را قصد کردند پس سختی راه و جدا شدن از دوست و خشونت سفر و ناسازگاری غذا را به دوش کشیدند (و به جان خریدند) تا به سرزمین وسیعشان و جایگاه استقرارشان برسند پس برای هیچ چیز از آن (به دوش کشیدن سختی راه و جدایی از دوست و خشونت سفر و ناسازگاری غذا)، هیچگونه دردی نمی یابند و آنچه را که در سفر خرج کرده‌اند زیان نمی بینند و در نزد آن‌ها هیچ چیزی دوست داشتنی تر از آنچه که آنان را به منزلشان و به جایگاه فرودشان نزدیک کند نیست... توضیح کوتاه: این یک مورد از آن مَثل هایی است که حضرت قبلاً فرمود: در مورد دنیا و آخرت برای تو مَثل هایی زدم «ضَرَبْتُ لَکَ فِیهِمَا الْأَمْثَالَ». اهل دنیا مثل کسانی هستند که در یک فضای قحطی زده و خشکسالی گرفتار هستند قصد می‌کنند همه با هم حرکت کنند و به یک جای گسترده سرسبز خرمی بروند که همان آخرت باشد و برای رسیدن به آن سرزمین هرچه زحمت بکشند و هرچه پول خرج کنند این را به ضرر حساب نمی‌کنند و هرچه سختی راه دیده باشند هیچ دردی برای آن‌ نمی‌یابند. حضرت می‌فرماید شما مثل همان عده‌ای هستید که می‌خواهید بروید در یک جای سرسبز پیدا کنید هرچه خرج کنید و هرچه زحمت بکشید ضرر نکرده‌اید. وقتی انسان حس کند در یک جای قحطی‌زده‌ای است مجبور به حرکت می‌شود که برود و یک جای دیگری پیدا کند و این حرکت مشروط بر این است که آدم حس کند در جایی در حال زندگی کردن است که آنجا قحطی زده است. حس کند که این دنیا جایگاه ابدی نیست. وقتی فهمیدی اینجا سرزمین تو نیست قصد حرکت می‌کنی وگرنه اگر دل خوش کردی به این چند صباح، حرکت نمی‌کنی. ما مکلف هستیم. انسان مکلف باید سختی تکلیف را به جان بخرد وگرنه به مقصد خوب نمی‌رسد. کسی که زحمت نکشیده نباید انتظار داشته باشد به منزلی برود که سرسبز و خوش آب و هوا باشد و نباید انتظار داشته باشد که در کنار سلمان فارسی رضوان الله علیه زندگی کند. خشونت سفر کنایه از تکالیف است. کلمه ی تکلیف از کلمه ی کُلفت یعنی سختی است. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
توضیح بیشتر: باید در این مسیر زحمت کشید. گذر زمان یک امر قهری و اجباری است و چه بخواهی و چه نخواهی می‌گذرد بعد معلوم می‌شود نتیجه این بیست سال چه بوده است. برخی آنقدر خام هستند اگر دستشان برسد خودکشی می‌کنند. امور تکوینی قابل جبران نیست. امور اعتباری قابل جبران هستند. اگر روزی امروز از دستت رفت روزی فردا آن را جبران می‌کند اما آنچه که از عمره کم شد و رفت تا ابد قابل جبران نیست. زمین یک دور به دور خورشید چرخیده است آیا می‌خواهی آن را برگردانی؟ نمی شود! خشونت سفر را باید تحمل کنی منزل خوش آب و هوا و سرسبز و آینده خرم می‌خواهی باید تحمل کنی. ناسازگار بودن غذا و غذاهایی که با طبع تو ناسازگار است را باید تحمل کنی. در سفر همه اش غذای خوب که نمی دهند و گاهی ممکن است گرسنه بمانی و گاهی نان خالی و یا غذای نا مناسب باشد. به آن سرزمین وسیع و جای استراحت که رسیدی آنجا جای خوردن و خوابیدن است. در آنجا دیگر تکالیفی نیست تو قبلاً تکالیف را انجام داده‌ای. آن مسافران برای چیزی از این سختی‌های بین راه، دردی نمی یابند و می‌گویند رسیدیم به جایی که باید می‌رسیدیم خرج کردیم زمان گذاشتیم سختی کشیدیم عمر را صرف کردیم تا برسیم اینجا و رسیدیم و دردی را حس نمی‌کنند و هرچه در این راه خرج کرده‌اند زیان به حساب نمی‌آورند ولی عده‌ای به خاطر کم کاری در آینده زیان می‌بینند. بلکه نه تنها حس درد نمی‌کنند و حس زیان نمی‌کنند و نمی‌گویند چه مسافرت بدی بود و چقدر دردناک بود و چقدر خرج کردیم بلکه محبوب‌تر و دوست داشتنی‌تر از این خرج‌ها و زحمت‌ها پیش آنها چیز دیگری نیست و صرف عمر برای نزدیک شدن به آن منزلگاه برای آن‌ها محبوب ترین چیز است. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
💔 آه ستمدیدگان سرزمین خدا، دامن ستمگران را می سوزاند و ریشه درخت ناپاک را می خشکاند. 🟢 مسئله ی اول جهان اسلام است (امام خامنه ای حفظه الله تعالی) 🖤............... 🖤................ 👇👇👇👇👇👇 ┏━━🍃🌺🍃━┓ @madrese_velayat @rayatalhedayat @sajjadiyeh ┗━━━🍂━
نکته اول: قرآن می‌فرماید: «هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّهِ»؛ آن‌ها نزد خدا درجات هستند (سوره آل عمران، آیه ۱۶۳) و نفرمود: «لَهُم درجاتٌ عندالله»؛ برای آن‌ها نزد خدا درجات است بله فرمود: «هُمْ دَرَجَاتٌ»؛ خود آن‌ها درجات هستند. از این عبارت این مطلب استخراج می شود که حالّ و محلّ در بهشت اتحاد دارند و یکی هستند. در قرآن عباراتی هست که دلالت می‌کند که شخص عامل عین عمل خود است مثل آنجایی که حضرت نوح علیه السلام زمانی که پسرش در حال غرق شدن بود پدر به رسم پدر بودن پروردگار خودش را خواند که «...رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ»؛ پروردگار من! بی تردید پسر من از اهل من است و همانا وعده ی تو حق است و تو حکم کننده ترین حکم کنندگانی. خداوند در جواب فرمود: «...یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ»؛ ای نوح! بی گمان او از اهل تو نیست همانا او عملی غیر صالح است (سوره هود، آیه ۴۵ و ۴۶). خداوند می‌فرماید: او عمل غیر صالح است و نفرمود: عامل غیر صالح است. از این عبارت ی‌شود فهمید که بین عمل و عامل انفکاک نیست و گرنه جزا اتفاق نمی‌افتاد آن هم «...جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ (سوره سجده، آیه ۱۷) و اصلاً معنا نداشت جزای موافق با اعمال اتفاق بیفتد (سوره نبأ، آیه ۲۶). خود ما هستیم که درجات بهشت و درکات جهنم را العیاذ بالله تشکیل می‌دهیم. اهل بهشت درجات بهشت هستند. محل و جایگاه خودشان هستند. بنابراین بین منزل و نازل فاصله‌ای نیست بلکه بین آن‌ها اتحاد است و بین محلّ و حالّ اتحاد است «هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّهِ». 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
نکته دوم: محلّه های بهشت طبقات اسماء الله هستند که در آنجا هر کسی جایگاهی دارد. یکی اسم اعظم است مثل وجود مبارک نبی اکرم صلی الله علیه و آله که محله ی زندگی ایشان است، نه به این معنا که خیابانی است پیامبر صلی الله علیه و آله در آنجا زندگی می‌کند، اگر اینگونه باشد پس خیابان ایشان چه فرقی با خیابان ما دارد!؟ مثلاً چند درخت بیشتر دارد آیا این «جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» است!؟ یا مثلاً بگوییم: محله ی ایشان بالا شهر است یا بگوییم: نوک آن کوه است بر اساس درجه ای که دارد و ما هم پایین شهر و پایین کوه بر اساس رتبه ای که داریم. آیا این «جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» است!؟ آیا جزا اینگونه است و درجات به این شکل هستند مثلاً اینکه می‌گویند: مقاماتش بالاتر است یعنی درخت‌هایش بیشتر است!؟ این چه فرقی دارد زمانی که شما یک درخت داشته باشی و تا ابد آن درخت باشد و به همان تک درخت اکتفا کنی و دیگران که مقاماتشان از شما بیشتر است چند درخت داشته باشند. صد درخت با یک درخت چه فرقی می‌کند!؟ بنابراین باید به این قائل شویم که هر کسی درجاتش با خودش است و با او اتحاد دارند و از او جدا نیستند. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و سیزدهم موضوع: مثل کسی که به واسطه ی دنیا فریب بخورد «...وَ مَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِهَا کَمَثَلِ قَوْمٍ کَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِیبٍ، فَنَبَا بِهِمْ إِلَی مَنْزِلٍ جَدِیبٍ، فَلَیْسَ شَیْءٌ أَکْرَهَ إِلَیْهِمْ وَ لَا أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا کَانُوا فِیهِ، إِلَی مَا یَهْجُمُونَ عَلَیْهِ، یَصِیرُونَ إِلَیْهِ...» ...و مَثل کسی که به واسطه ی دنیا فریب بخورد مانند مَثل گروهی است که در جایگاه سر سبزی باشند پس آن جایگاه سر سبز آنان را به سمت جایگاه بی آب و علف می‌کشاند، پس هیچ چیزی نزد آنان ناخوشایندتر و زشت تر از جدا شدن آن جایگاهی که در آن بودند به سمت جایگاهی که ناگهان بر آن هجوم می آورند و به سمت آن دگرگون می شوند نیست... توضیح کوتاه: دنیا مثل سکه ی دورویی است که یک روی آن را حضرت در جملات قبل مطرح فرمود و روی دیگر آن را در این عبارات به ما گوشزد می کنند. یک روی آن برای کسی است که بخواهد از دنیا خبر بگیرد و شناخت پیدا کند اما یک روی دیگر آن برای کسی است که مغرور به دنیا می‌شود و به واسطه ی دنیا فریب می‌خورد. بین غرور و تکبر فرق است. غرور در جایی است که هیچ چیز نیست و به هیچ، دل خوش کنی مثلاً در فلان مسئله هیچگونه علمی نداری و توهّم می کنی که علم داری. به بیان دیگر: حالتی که شخص در مقابل نداشته هایش پیدا می‌کند غرور است، اما تکبر در جایی است که چیزی هست و تو آن را بزرگ ببینی مثلاً ذره ای علم داری ولی آن را بزرگ می بینی. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
توضیح بیشتر: آنهایی که مغرور به دنیا هستند گویا در یک سرزمین سرسبز هستند که می‌خواهند آنها را به سمت یک سرزمین خشک و بی آب و علف حرکت بدهند، آنان چقدر اذیت می‌شوند!؟ و چه حسی پیدا می‌کنند!؟ شخصی را از یک منزل خوش آب و هوایی بلند کنند و آن را در صحرایی خشک و بی‌آب و علف بیندازند، چه حالتی پیدا می‌کند!؟ کسانی که مغرور به دنیا هستند همین حس را پیدا می‌کنند فکر می‌کنند همین جا منزل است. اهل دنیا خیال می‌کنند که همین جا برایشان سرزمین خوبی است ولی غافل از این که بدترین چیز برایشان همین دنیا است، به همین دلیل است که برخی دم مرگ با خدای متعال به ستیز و دعوا بر می آیند و سر جنگ پیدا می کنند و حاضر نیستند لا اله الا الله بگویند، چون حس می‌کنند به یک جای خشک و بی‌آب و علف و غیرآباد می‌روند در نتیجه در مقابل خداوند تبارک و تعالی می‌مانند. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از