eitaa logo
نمکدون شعبه ایتا
265 دنبال‌کننده
230 عکس
37 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شعری در انتظار بارش توپ قل‌قلی سمیه رستمی شکی نیست شادی رسیدن به نتیجه دلخواه آن هم بعد از انتظار طولانی یکی از شیرین‌ترین حس‌های بشر است. انصافاً سختیِ انتظارکشیدن به‌قدری است که کار از گاو نر و مرد کهن گذشته؛ ولی بشر برای بقا نیازمند فراگیری این مهارت است. او هر روز با انتظارات حیاتی دست‌به‌یقه است؛ مثلاً انتظار پشت چراغ‌قرمز، انتظار در صف دستشویی عمومی، انتظار برای دانلود فیلم آن هم با سرعت محیرالعقول نت. پس آموزش انتظار پویا و سازنده باید از سنین کودکی آغاز شود. با توسعه زندگی بشر میزان خواسته‌ها و انتظاراتش هم افزایش داشته و پر تابلوست، شیرینی گرفتن نتیجه، جای‌جای زندگی او را نوچ کرده. طوری که به نظر می‌رسد پدرومادرهای امروزی میزان زمان انتظار وصول خواسته‌های فرزندانشان را به نحو چشمگیری کاهش داده‌اند تا از ابتلا فرزندشان به مرض قند پیشگیری کنند. البته این که چیزی نیست مورد بوده؛ والدین تأمین نیاز کودکانشان را چنان گردن گرفته‌اند که خودشان را در اتاق حبس می‌کنند تا به کارهای بد فرزندشان بیندیشند، مبادا سختی اندیشه‌ورزی بر روحیه حساس غنچه نوشکفته زندگی‌شان خط‌وخش بیندازد این سبک زندگی نُچ‌نُچ قدیمی‌ها را درآورده. چرا که درگذشته مبحث آموزش انتظار بسیار جدی پیگیری می‌شد. حتی در قالب شعر این مهارت را به خورد بچه می‌دادند. مثلاً در شعری باستانی، شاعر بسیار عمیق به تبیین مفهوم انتظار می‌پردازد. او در بیت اول ضمن توصیف خط‌وخال محبوب دل خواسته‌اش، مقدمه‌چینی می‌کند تا مخاطب را منتظر نگه دارد. می‌فرماید: توپ دارم قل‌قلیه سرخ و سفید و آبیه لابد... https://eitaa.com/namakdooon
....آن زمان‌ها رژیم‌ لاغری مد نبوده و شاعر برای شوخی، محبوبش را به توپی قل‌قلی تشبیه می‌کند. وصف سرخ و سفید هم قرینه آورده که یک‌وقت مخاطب فکر نکند شاعر بیکار بوده و برای توپ شعر گفته است. رنگ آبی شاید رنگ تیم محبوبِ محبوبش بوده که قطعاً اشاره به وفاداری محبوبش دارد. او در اوصاف محبوبش سنگ تمام می‌گذارد تا شنونده قانع شود، محبوبش خیلی توپ بوده. در بیت دوم باز هم مقدمه‌چینی می‌کند و تا میوه انتظار در ابیات آتی به دهان مخاطب شیرین باشد می‌گوید: می‌زنم زمین هوا می‌ره نمی‌دونی تا کجا می‌ره؟! شاعر ضمن بیان قوانین آیرودینامیکی به بیان حُسن خُلق محبوبش می‌پردازد و می‌گوید حتی این قابلیت را دارد وی را جوری بزنی زمین که طبق قانون سوم نیوتن به هوا برود و از رادار خارج بشود. شاعر خود و محبوبش را شرحه، شرحه می‌کند تا نشان بدهد علاقه‌اش علاوه بر خصوصیات ظاهری محبوب به دلیل اخلاق نیکویش هم هست. این اولین تلنگر شاعر به مخاطب درباره انتظار است. انتظار باید حساب‌کتاب و برنامه‌ریزی داشته باشد نه اینکه محال باشد. در غیر این صورت انسان منتظر به‌جای علف زیر پایش چنار هم سبز بشود به نتیجه دلخواه نمی‌رسد. مثلاً همین جناب شاعر بنا بر جاذبه زمین و حسن خلق محبوب بوده که با دهان باز، چشم‌انتظار بازگشتش نشسته. در این بیت یک «ای آدمیزاد اگر فقط بنشینی و امواج مثبت فرکانس بالا بفرستی برای کارما و کائنات تا آنها را از شدت ارتعاش مثل منارجنبان بلرزانی، کور خوانده‌ای. کارما و کائنات از بس لرزانده شده‌اند، اعصاب ندارند، خواسته‌های مردم را اشتباه ارسال می‌کنند. لاکردار مرجوعی هم ندارند. مورد بوده توپ سفارش داده‌اند؛ ولی گلوله عمل‌نکرده از جنگ جهانی دوم تحویل گرفته‌اند که گلوله لامصب همان جا عملش گرفته. پس اندکی دست خویش بجنبان، نه کارما را»ی خاصی نهفته است. شاعرکه می‌بیند بعد از چپاندن آن همه مفاهیم در یک بیت، هنوز توپش کامبک نکرده، فلش‌بک می‌زند به گذشته، دریایی از حکمت و معرفت و فکت می‌ریزد به دامان مخاطبش می‌گوید: من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم او دومین رکن انتظار راستین که «اعتراض به وضع موجود» است را در مصرع اول زارپی می‌گذارد کف دست مخاطب. جایی که از دوری توپ یعنی همان محبوب قل‌قلی به تعبیر امروزی چیز ناله می‌زند. رکن سوم هم که «اقدام برای تحقق وضع مطلوب» یعنی نوشتن مشق است را بلافاصله می‌زند تنگش. منظور از مشق انجام تکالیفی لازم برای رسیدن به محبوب است. البته شاعر این‌قدر چشم‌انتظار بوده، یادش نمانده در شعرش رکن اول انتظار واقعی که «امید به ایجاد وضع مطلوب» است را بگنجاند. اگر امید نباشد انتظار، محل داگ هم به منتظران نمی‌دهد چه برسد نتیجه دلخواه. شاعر دیگری نقص این شعر را جبران کرده تا لطمه‌ای به غنای فرهنگی‌مان وارد نشود و گفته: چه خوش باشد که بعد انتظاری به امیدی رسد امیدواری شاعر دیگر برای روکم‌کنی او گفته: ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست. و همین‌طور که شعرا شروع کرده‌اند به روکم‌کنی و موجب افزایش امید در شعر ایرانی شده‌اند، شاعر توپ قل‌قلی که خیلی نگران مراجعت توپش شده؛ افتاده به پاچه‌خواری محبوب و گفته: ای قل‌قلِ محبوب کجایی؟! ادامه اون پایین https://eitaa.com/namakdooon
وی دوری‌ات آشوب کجایی؟! چون این بیت با شعر قبلی‌اش تناسب نداشته، بی‌خیالش شده و بیت آخر را سروده. در این بیت به‌وضوح رگه‌هایی از ترس و نگرانی شاعر را نمی‌توان دید؛ ولی با چشم مسلح آن لالوها می‌توان ردش را جست. مخصوصاً که شاعر به نقش پدرش اشاره می‌کند، می‌سراید: بابام بهم عیدی داد اون توپ قل‌قلی داد عبارت بابام، اشاره به نقش تربیتی و مؤثر کمربند پدری دارد. والدین وقتی مطمئن می‌شدند فرزند از عهده انجام تکالیفش برآمده، اجازه می‌دادند به خواسته‌اش برسد. کلمه «عیدی» در شعر که هم‌خانواده با «وعده» و «وعید» بوده و نشان می‌دهد محبوب قل‌قلی شاعر، وعده‌ای است که فقط با اقدام برای وضع مطلوب به دست می‌آید. آن موقع‌ها مثل الان نبوده پدر و مادرها نقش غول چراغ جادو را ایفا کنند و چنان در نقششان فرورفته باشند که در پس هر خواسته فرزندشان مثل همان چراغ جادو دود از خودشان در بدهند؛ بلکه پاداش فرزند را به پس از کارهایش وعده می‌دادند. وجداناً غول چراغ جادو سه تا آرزو را عملی می‌کرد که عملی‌نکردنش بهتر بود و پشیمانی به بار می‌آورد. اگرچه از سرنوشت شاعر پس از مراجعت محبوبش اطلاعی در دست نیست. اما وقتی محبوبی را آن‌چنان بزنی زمین که برود هوا؛ دور از انتظار نیست، هنگام مراجعت مانند توپ 106 عمل کند. https://eitaa.com/namakdooon
نقطه کانونی و پیام اصلی مطلب طنز فیوزی برای پریدن و شعری در انتظار بارش توپ قلقلی با استفاده از راهنمایی و لطف ویژه استاد اخوی و کانال ایشون https://eitaa.com/eakhavi نوشته شد. https://eitaa.com/namakdooon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همین اول کار بگویم این یک مطلب آموزشی نیست. صرفاً تجربه بنده در نویسندگی است، البته با تکیه بر نظر اساتید نویسندگی اعم از داستان و ناداستان و چیزی که در کل به آن ادبیات گفته می‌شود. این بار از کتاب چگونه بهتر بنویسیم استاد مرحوم بابایی استعانت می‌طلبیم. بی‌زحمت یک فاتحه قرائت کنید. نویسنده کیست؟ نویسنده کسی است که کک نوشتن به تنبان مبارکش افتاده باشد. البته در تعاریف کلاسیک می‌گویند نویسنده کسی که نوشتن برایش آسان باشد. حالا چرا محمد حسن شهسواری داستان نویس ایرانی، نوشتن را عرق ریزان روح می‌نامد به خودش مربوط است. مرحوم بابایی با نوشتن کاملا راحت بوده لابد. خلاصه نوشتن برای نویسنده راحت است حتی اگر نتیجه فیفتی فیفتی شود. یعنی امتیاز نوشته‌اش اییییی بدی نیست و میانه باشد. به همان راحتی که حرف می‌زند، می‌نویسد. هدف از نوشتن هم به تعبیر استاد بابایی گفتگو و تبادل اندیشه است نه هنرنمایی و فضل فروشی و در آوردن چش و چال همه فک و فامیل سببی و نسبی. فقط بر بنده نگارنده معلوم نیست چرا نوشتن به قصد رزومه داشتن را مسکوت گذاشته‌اند اساتید؟ درباره قانون طلایی نوشتن هم سه مرحله وجود دارد: راحت نوشتن! بسیار نوشتن! زیبا و سنجیده نوشتن!؟ که این اواخر مورد سوم زیاد اهمیت ندارد. بعد مسئولان انتظار دارند سرانه مطالعه بیشتر از سرانه مصرف لوازم آرایشی یا عمل زیبایی دماغ و لب و لوچه مردم باشد. البته این سه تا سرانه بهم ربط ندارند. این بنده نگارنده از برآیند گواهی آینه و موجودی جیبش دلش خواسته، لگدی حواله دوتا سرانه آخر داشته باشد. استاد بابایی ۵عامل را پایه نویسندگی می‌داند : ۱_ذوق و استعداد درونی؛ الحمدالله به برکت فضای مجازی و کانالها و صفحات، همه نویسنده هستند، فقط کشف نشده بودند. ۲_ تجربه: منظور از تجربه این است که نویسنده باید زیاد و بسیار و خیلی بنویسد. بازنویسی کند و باز بازنویسی و باز...به محض اینکه آن ننه بزرگش که برای خاموش کردن شمع‌های تولدش، شلنگ آتش نشانی لازم است و در عنفوان جوانی پیغام و پسغام عاشقانه و زمانِ دیت سر چشمه را با دود به پدربزرگ خبر می‌داده، گفت: ننه قربونت بره! چقدر خوب می‌نویسی؟! سیس همینگوی و براتیگان برندارد. مخصوصاً که این اعزه خودکشی کرده‌اند. ۳_اطلاعات و معلومات متنوع : گلاب به روی همه. اینجا دقیقاً منظور از اطلاعات کتاب خواندن است. کتاب را هم شاید جوان‌ترها یادشان نیاید یک سری کاغذ حاوی مطالب مهم و ارزنده بود، چسب می‌زدند لای جلدی مقوایی. البته الان هم یک سری کاغذ هست که لای جلد مقوایی می‌چسبانند؛ اما حاوی مطلب مهم و ارزنده را خدا عالم است. ۴_تخصص علمی : که این مورد زیاد مهم نیست. احتمالاً اساتید این را می‌گویند که در نویسندگی دست زیاد نشود‌ و بازار دست خودشان باشد. ولی گذشته از این؛ میزان «انی اعلم ما لاتعلمون» افراد چنان زیاد شده که خود ذات باری تعالی به سختی کنار اینها جا می‌شود. ۵_مخاطب شناسی: که دیگر گفتن ندارد. اصلاً کی کتاب می‌خواند که مخاطب محسوب شود و بخواهد شناخته شود. احتمالاً این هم از باب فرستادن پی نخود سیاه بوده. این و تجربه نگاری نوشتن ادامه دارد.... https://eitaa.com/namakdooon پی‌نوشت: این مطلب هم به سفارش دانشجوهای دانشگاه صدا و سیما نوشتم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
غیبت کرد، شیطان برایش حاضری زد.
با عمه‌تراپی از مراجعه به هرگونه تراپیست بی‌نیاز باشید
خوشحال میشم اگر نظری درباره صفحه عمه تراپی دارید بهم بگید🌷 https://eitaa.com/namakdooon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا