#تجربه_نگاری_به_سبک_سین_رستمی
همین اول کار بگویم این یک مطلب آموزشی نیست. صرفاً تجربه بنده در نویسندگی است، البته با تکیه بر نظر اساتید نویسندگی اعم از داستان و ناداستان و چیزی که در کل به آن ادبیات گفته میشود.
این بار از کتاب چگونه بهتر بنویسیم استاد مرحوم بابایی استعانت میطلبیم. بیزحمت یک فاتحه قرائت کنید.
نویسنده کیست؟
نویسنده کسی است که کک نوشتن به تنبان مبارکش افتاده باشد. البته در تعاریف کلاسیک میگویند نویسنده کسی که نوشتن برایش آسان باشد. حالا چرا محمد حسن شهسواری داستان نویس ایرانی، نوشتن را عرق ریزان روح مینامد به خودش مربوط است. مرحوم بابایی با نوشتن کاملا راحت بوده لابد. خلاصه نوشتن برای نویسنده راحت است حتی اگر نتیجه فیفتی فیفتی شود. یعنی امتیاز نوشتهاش اییییی بدی نیست و میانه باشد. به همان راحتی که حرف میزند، مینویسد.
هدف از نوشتن هم به تعبیر استاد بابایی گفتگو و تبادل اندیشه است نه هنرنمایی و فضل فروشی و در آوردن چش و چال همه فک و فامیل سببی و نسبی. فقط بر بنده نگارنده معلوم نیست چرا نوشتن به قصد رزومه داشتن را مسکوت گذاشتهاند اساتید؟
درباره قانون طلایی نوشتن هم سه مرحله وجود دارد:
راحت نوشتن!
بسیار نوشتن!
زیبا و سنجیده نوشتن!؟
که این اواخر مورد سوم زیاد اهمیت ندارد. بعد مسئولان انتظار دارند سرانه مطالعه بیشتر از سرانه مصرف لوازم آرایشی یا عمل زیبایی دماغ و لب و لوچه مردم باشد. البته این سه تا سرانه بهم ربط ندارند. این بنده نگارنده از برآیند گواهی آینه و موجودی جیبش دلش خواسته، لگدی حواله دوتا سرانه آخر داشته باشد.
استاد بابایی ۵عامل را پایه نویسندگی میداند :
۱_ذوق و استعداد درونی؛ الحمدالله به برکت فضای مجازی و کانالها و صفحات، همه نویسنده هستند، فقط کشف نشده بودند.
۲_ تجربه: منظور از تجربه این است که نویسنده باید زیاد و بسیار و خیلی بنویسد. بازنویسی کند و باز بازنویسی و باز...به محض اینکه آن ننه بزرگش که برای خاموش کردن شمعهای تولدش، شلنگ آتش نشانی لازم است و در عنفوان جوانی پیغام و پسغام عاشقانه و زمانِ دیت سر چشمه را با دود به پدربزرگ خبر میداده، گفت: ننه قربونت بره! چقدر خوب مینویسی؟! سیس همینگوی و براتیگان برندارد. مخصوصاً که این اعزه خودکشی کردهاند.
۳_اطلاعات و معلومات متنوع : گلاب به روی همه. اینجا دقیقاً منظور از اطلاعات کتاب خواندن است. کتاب را هم شاید جوانترها یادشان نیاید یک سری کاغذ حاوی مطالب مهم و ارزنده بود، چسب میزدند لای جلدی مقوایی. البته الان هم یک سری کاغذ هست که لای جلد مقوایی میچسبانند؛ اما حاوی مطلب مهم و ارزنده را خدا عالم است.
۴_تخصص علمی : که این مورد زیاد مهم نیست. احتمالاً اساتید این را میگویند که در نویسندگی دست زیاد نشود و بازار دست خودشان باشد.
ولی گذشته از این؛ میزان «انی اعلم ما لاتعلمون» افراد چنان زیاد شده که خود ذات باری تعالی به سختی کنار اینها جا میشود.
۵_مخاطب شناسی: که دیگر گفتن ندارد. اصلاً کی کتاب میخواند که مخاطب محسوب شود و بخواهد شناخته شود. احتمالاً این هم از باب فرستادن پی نخود سیاه بوده.
این #غرولند و تجربه نگاری نوشتن ادامه دارد....
https://eitaa.com/namakdooon
پینوشت: این مطلب هم به سفارش
دانشجوهای دانشگاه صدا و سیما نوشتم.
خوشحال میشم اگر نظری درباره صفحه عمه تراپی دارید بهم بگید🌷
https://eitaa.com/namakdooon
به امید اینکه هر کسی تو سال جدید به موفقیتهای جدیدی دست پیدا کنه!
https://eitaa.com/namakdooon
نمکدون شعبه ایتا
کتابخانه خاموش
سمیه رستمی
شماره اسفند نشریه سلام بچهها
چراغ کتابخانه خاموش شد. کتابها تا آن لحظه مثل سربازانی آمادهباش در قفسهها سفت و محکم ایستاده بودند، شلوول شدند. در قفسه کتاب ادیان، تورات به اَناجیل چهارگانه گفت: بفرمایید! تعارف نکنید! کامل پهن شوید! اینجا منزل خودتان است.
اَناجیل گفتند: پ ن پ! فکر کردی اینجا هم نیل تا فرات است که ادعایش را داشته باشی؟!
تورات گفت: احترام به پیشکسوت را بلد نیستید؟
اناجیل پوزخندی زدند و رو به سایر کتابها که به آنها نگاه میکردند، گفتند: یکجوری میگوید پیشکسوت، انگار عمر نوح علیهالسلام را دارد. در ضمن ما که میدانیم سالها بعد از وفات پیامبرتان به تو اضافه شده. مثلاً همین که حتی درباره وفات ایشان نوشتهاند پس زیاد دور برندار. بلانسبت گاو نیستیم، نفهمیم اصل کتاب دستکاری شده.
وِداها، کتب دینی هندوها که کم هم نبودند از عصبانیت مثل فلفل قرمز شدند و جیغ کشیدند: مگر خودتان مقدسات ندارید، به مقدسات ما توهین میکنید؟ بزنیم شل و پَلتان کنیم؟
تورات گفت: جناب اناجیل جوابشان را بدهید.
اناجیل گفتند: گفتیم بلانسبت گاو. وداها گفتند: آهان! ازآنجهت. بفرمایید ادامه بدهید. تورات گفت: من خام این حرفها نمیشوم بههرحال جمعوجور بنشینید؛ چون ما قوم برتریم.
انجیل مرقس گفت: اوهوک بابا! چه کسی این لاطائلات را گفته؟
تورات با تندی جلدش را باز کرد و گفت: اینجا نوشته!
انجیل مرقس جلوی چشم انجیل یوحنا را که از بقیه انجیلها کمسنتر و دیرتر نوشته شده بود، گرفت. انجیل متا رویش را برگرداند و گفت: ببند! ببند! الان همه ما سوسک پروازی سرویس بهداشتی جاده میشویم. این پرتوپلاها چیست به پیامبران بنیاسرائیل نسبت دادهای؟! تعجب میکنم چرا تا حالا سوسک نشدهاید؟
انجیل لوقا گفت: آدم سوسک بشود؛ اما صهیونیسم نشود. اسم هندوها بد دررفته به گاوپرستی. این قوم یهود که دو روز چشم پیامبرشان را دور دیدند، رفتند سراغ گوسالهپرستی آن هم مجسمهاش.
وِداها این بار از عصبانیت مثل فلفل سیاه شدند. فریاد زدند: التماس مطالعه لطفاً. کجا نوشته ما گاو میپرستیم؟ ما به گاو ارادت ویژهای داریم وگرنه خودمان خدا داریم اسمش کریشناست. خدایی خیلی خداست. فقط گاو اینقدر خیروبرکت دارد ما را یاد خدایمان میاندازد. وجداناً هند .....
ادامه دارد...
https://eitaa.com/namakdooon