هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مادر لالایی برایت خواند تا مگر به حنجره کوچیکت دو دقیقه استراحت دهی،
هر ثانیه که میگذشت...
هر ثانیه که صدای گریه هایت قطع نمیشد،
صدایت ضعیف تر میشد.
انگاری گنجیشکی به له له تشنگی تُکش را از هم میچیند...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مادر دیگر لالایی نمیخواند...
مادر هم همراه تو گریه میکند...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مادر لباست را مرتب میکند،
و راهی میدانت میکند..
مثل ام وهب،
مثل زینب...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
diffrent singerdiffrent-singer-ahang-mokhtarname2.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
مادرت دستانش رو به شکل دعا در اسمان میچرخاند تا دمی در رویایش تو را تکان دهد که بخوابی.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مادرت دستانش رو به شکل دعا در اسمان میچرخاند تا دمی در رویایش تو را تکان دهد که بخوابی.
۱:۴۵
بعضی از حرف ها رو فقط
باید با ساز و سنج و دمام زد...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
رباب را تصور کنید...
چشمی که تار است.
دستانی که خشک و سوخته هست.
صدایی که میلرزد.
چادر که خاکی شد.
قلبی از تپش افتاد.
علی اصغری که همراه شهدای کربلا در آن بالا در حالی که قامتش به عباس رسیده،
دارد مادر را نظاره میکند.
مادر،
عاقبت هم قدِ عباس و
اکبر و حسین تو را دیدم.
الهی شکر...
همین کافی هست...
الهی دورِ قد و بالایت...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
@zenoba_hasani Haj Mahmoud Karimi - Ey Mahe Tabanam.mp3
زمان:
حجم:
4M
خرامان خرامان میروی سوی میدان...
توصیف حاج محمود از رفتن حضرت علی اکبر به میدان ...
من عاشق این جزئیاتِ روضه ام🖤
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
_:[حسین جان،
صدای نفس نفس زدن علی اکبرت را موقع دویدن و بازی با کودکانِ حرم شنیده ای!؟
مثل نسیم اول صبح لا به لای برگ های نخلستون.
رقیه را نگاه!
روی دوشِ برادرش فرمانروایی میکند.
اتفاقی افتاده در آن گوشه، بغل خیمه!؟
فکر کنم سکینه قهر کرده اکبر دارد نازِ دُر و یاقوتت را میکشد.
ماشاءالله اکبر یلی شده با آن شانه های پهن و عریضش سکینه و رقیه را با هم به دوش کشیده.
(نفس عمیق)
با وجود علی چه کسی جرعت دارد نگاه چپ به اهل حرم کند؟!
نه حسین، نه مولای من
نگران نباش.
میوه های عمرت لشکر یزید که سهله، لشکر ایران و روم حریف ندارند.]
دخت حیدر خودش رزم اوری بود برای خودش، راست گفت.
دور تا دورِ محدوده حرم تیرانداز خوابیده بود.
تور هایشان را بر تل های اطراف پهن کرده بودند.
منتظرِ پرنده های مهاجر.
با نامردی علی و عباس و قاسم و جوانان بنی هاشم را زدند.
والا جرعت دارند رخ در رخ رزم اوری طلبند.
حریف نیست.
بنت حیدر میگوید نیست.
نگرد.
نیست.
هرچی بود حیله و نیرنگ و فریب بود.
نیست.
نگرد.
.
#زد_حسنی
#زنوبا
@zenoba_hasani
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
استادعلیصفاییحائریدیدم که جانم میرود... .mp3
زمان:
حجم:
10.3M
🎧 دیدم که جانم میرود...
📻 پادکستهای "هابیلیان"
📜 نگاهی تحلیلی به حماسه حسینی
🏴 همراه با ذکر مصائب اهلبیت"علیهمالسلام" در روز عاشورا
🎙 با بیان شیوای استاد علیصفاییحائری
▪️ #عین_صاد | عضو شوید👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca