eitaa logo
افق معرفت
120 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
184 فایل
ارائه معارف دینی و مطالب اخلاقی و حدیث و احکام و مطالب تفسیری و اطلاعات مفید روز
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20200216-WA0007.mp3
783.8K
💢 ♦️دوستان عزیز به نیت انتخابات خوب و حفظ نظام و نجات کشور از چنگ لیبرال‌ها و غربزده‌ها بخوانید! [کانال منبرهای عالی] @eitaa_Ostadaali
هدایت شده از ایران سیاست
🔰سخنرانی زنده تلویزیونی رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت سی و دومین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (ره) 🔹این سخنرانی، جمعه چهاردهم خرداد، ساعت ۱۱ زنده از شبکه خبر پخش خواهد شد ✅ @iransiasat_ir👈
صفحه ۲۲۹
خدا عقلش را نمی گیرد 🖌 حضرت (ع) فرمود: خداى عزوجل مؤمن را به هر بلایی ممکن است بیازماید یا به هر مرگی بمیراند. ولی به رفتن عقلش مبتلا نکند. 🖌 عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْتَلِى الْمُؤْمِنَ بِكُلِّ بَلِيَّةٍ وَ يُمِیتُهُ بِكُلِّ مِیتَةٍ وَ لَا يَبْتَلِیهِ بِذَهَابِ عَقْلِه. 📚 اصول کافى جلد3 صفحه: 356 روایة:22
📚 تجافی در تشهد آخر نماز 💠 سؤال: اگرهنگام آخر امام جماعت رکعت اول یا سوم ماموم باشد، آیا واجب است؟ در حال تجافی چه ذکری باید بگوئیم؟ ✅ جواب: تجافی در تشهد آخر امام جماعت واجب نیست، بلکه ماموم می تواند برای رکعت بعد برخیزد و نماز را ادامه دهد، اما مستحب است در این حال به صورت تجافی بنشیند تا امام سلام نماز را بگوید، در این حال مستحب است فقط تشهد را بخواند. 🆔 @leader_ahkam
5.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 انتخاب اصلح ✔️ دکتر [کانال منبرهای عالی] @eitaa_Ostadaali
💠یک نفر اسلامی و مکتبی در خط اسلام برای ریاست جمهور انتخاب کنید 🔺چنانچه بُکنید، کسانی که می‌خواهند این کشور را به بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان‌طور که باید نماز بخواند، همان‌طور باید خودش را تعیین کند. 🔺 ما یک خوردیم از اشتباه، ما همه این که الآن داریم برای اینکه کردیم، نباید اشتباه تکرار بشود. دنبال این باشید که یک نفر صد در صد مکتبی، اسلامی، در خط اسلام، برای ریاست جمهور انتخاب کنید. 📚صحیفه نور،جلد ١۵ ،صفحه ۶٧ 👥کانال صحیفه نور امام خمینی(ره) @Sahifeh_noor 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷
⭕️ رجل سیاسی و ضد مذهبی ✳️ قانون اساسی : رئيس جمهور باید از بین رجال سیاسی- مذهبی و باتقوا انتخاب شود. 🔹فقهای عظام شورای نگهبان باید توضیح دهند چگونه می توان کسی مانند « همتی» که رسما و علنا از بی حجابی حمایت می کند را به عنوان «رجل مذهبی و باتقوا» انتخاب کرد؟ یعنی در نظام جمهوری اسلامی،«فقه شیعه» این قدر بی ارزش شده که نامزد ریاست جمهوری به خود اجازه می دهد رسما و در رسانه ملی آن را زیر پا بگذارد؟ اگر این شخص در رسانه ملی حرفش را پس نگیرد و به خطای خود اقرار نکند، شما بزرگواران شریک او نخواهید بود؟ ▪️حقوق دانان محترم شورای نگهبان باید بفرمایند چگونه فردی مانند همتی که حتی با تذکر نیروی انتظامی به فرد متخلف مخالفت می کند، می تواند به عنوان رئیس جمهور، برای پاسداری از دین و قانون، سوگند یاد کند و مجری قانون اساسی باشد؟ آیا جایی در جهان می شناسید که فردی علیرغم مخالفت رسمی و علنی با اجرای قانون و مذهب رسمی، برای نامزدی ریاست جمهوری تایید شود؟ ✳️ مگر فلسفه وجودی فقهای شورای نگهبان پاسداری از شریعت نیست؟ اگر هست چگونه فردی به خود اجازه می دهد با تایید فقهای شورای نگهبان به عنوان رجل مذهبی و باتقوا معرفی شود و در رسانه ملی و برای جمع کردن چند رای، حکم مسلم الهی را زیر سوال ببرد؟ ✳️ مراجع عظام و حوزه های معزز علمیه! اگر چنین فردی، امروز تأدیب و تنبیه نشود فردا باید آماده جمع کردن بساط دیانت از مملکت باشیم! وما علینا الا البلاغ المبین والامر الیکم. @pas_kouchehaie_enghelab
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ مگر آقای خامنه ای کیه که امام 7 دقیقه برای ایشان همه را سرپا نگه داشت تا آقای خامنه ای بیایند و حضرت امام ایشان را کنار خود جای دادند. ━━━━━‏━━━━━━━━━━━━━ 🌹دولت جوان حزب‌اللهی، علاج مشکلات کشور است. 💠مردم با توکل به خدا و با قصد تقرب الی‌الله وارد میدان انتخابات شوند⁦◕ 👈امام خامنه‌ای⁦⁦⁦⁦ 🇮🇷 @SANGAR_1🇮🇷 🇮🇷مجموعه فرهنگی سنگر🇮🇷
ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی روایت سرهنگ قمری در این زمینه را در ادامه می‌خوانید: بهنام محمدی نوجوان ۱۳ ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و به‌عنوان اطلاعات‌چی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم «برو پیش عراقی‌ها و بگو صدام کِی به خرمشهر می‌آید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آن‌ها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال حرکتند و دارند به سمت شما می‌آیند»؛ می‌خواستم با استفاده از این ترفند جلوی پیشروی دشمن گرفته شود، تا نیروی کمکی برسد؛ که البته جلوی پیشروی دشمن گرفته شد، اما نیروی کمکی هیچ وقت نرسید. همچنین در برخی اوقات که درگیر جنگ و دفاع بودیم، بهنام محمدی را می‌دیدم که دوان دوان جلو آمده و اطلاعاتی از آرایش نظامی دشمن به ما می‌داد، یا مثلا می‌گفت «تیمسار! به جان مادرم از فلان کوچه پنج تانک دارند به طرف ما می‌آیند»؛ که من فورا آرپی جی زن ها را به آن محور می‌فرستادم. خدا رحمتش کند. * شجاعت بهنام در تعویض پرچم‌ها یک روز بهنام وقتی که پرچم عراق را بالای یکی از ساختمان‌های بلند خرمشهر می‌بیند، به‌طور نامحسوسی خود را به ساختمان رسانده و به دور از چشم بعثی‌ها پرچم ایران را جایگزین پرچم عراق می‌کند؛ واقعا دیدن پرچم ایران بر فراز آن قسمت اشغال شده‌ خرمشهر روحیه مضاعفی را در بچه‌ها ایجاد کرده بود، و جالب‌تر اینکه عراقی‌ها تا ۱۸ آبان متوجه این موضوع نشده بودند. بهنام بعد از تعویض پرچم نزد ما آمده بود؛ دست او هنگام تعویض پرچم به دلیل ضخامت طناب، و سرعتی که در پایین کشیدن پرچم عراق و بالا بردن پرچم کشورمان داشت، مجروح شده بود. به گروهبان مقدم گفتم باند بیاورد و دست بهنام را پانسمان کند، مقدم باند را از کوله‌اش بیرون آورد، اما بهنام اجازه پانسمان دستش را نمی‌داد و با دویدن به دور من، مقدم را به دنبال خود می‌کشاند؛ به بهنام گفتم «چرا نمی‌ایستی؟! می‌خواهد پانسمانت کند تا زخمت چرک نکند»؛ بهنام رو کرد به من و گفت «باند را بگذارید برای سربازانی که مادر ندارند و تیر می‌خورند.» هرچه سعی کردیم این نوجوان ۱۳ ساله اجازه نداد دستش را ببندیم؛ او یک مشت خاک روی دستش ریخت و رفت. * چگونگی شهادت نوجوان دلاور حدود ساعت ۹ صبح روز ۲۴ مهر، بهنام در «بازار نقدی» مورد اصابت ترکش «خمسه خمسه» قرار گرفت، و در پیاده‌رو به زمین افتاد؛ سپس تانک از روی زانوانش عبور کرد، که در اثر آن پایش از زانو به پایین قطع شد، و ایشان به این ترتیب به شهادت رسید. ** ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی/ جسدی که بعد از ۳۱ سال سالم بود مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید»؛ به اصرار مادر شهید، ایشان را سال ۹۰ نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند. آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند و گفتند شما هم برای مراسم بیایید. بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش روبروی من قرار داشتند خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم». آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از ۳۱ سال هنوز زانویش خون می‌چکید. مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند؛ او می‌گفت «مردم! این بچه بوی گلاب می‌دهد؛ چرا می‌خواهید از من جدایش کنید؟ مگر نمی‌بینید که تمامی اعضایش سالم است؟ پس چرا می‌خواهید او را دفن کنید؟ مگر شما از دست بچه من سیر شده‌اید»؛ واقعا صحنه‌ی عجیبی بود. من سال گذشته مادر بهنام را دیدم؛ به من گفت «جناب سرهنگ! عجب اشتباهی کردم؛ این بچه قبل از اینکه جایش را عوض کنیم هرشب به خوابم می‌آمد و با من حرف می‌زد، و می‌گفت "جایم را عوض کنید، من از دوستانم دور افتادم"، اما از وقتی که جایش را تغییر دادیم، دیگر مثل قبل به خوابم نمی‌آید»؛ من به ایشان گفتم «آیا شما ناراحتی که او خوشحال است»؛ گفت «خوشحالم از اینکه که او خوشحال است، اما ناراحتم که چرا هر شب نمی‌بینمش». @alamdarkomeil