سوال:
➖چرا رهبر معظم انقلاب از "خطای محاسباتیِ مسئولان کشور" ناشی از یأس و ترس و ... سخن میگویند؟ مگر اصلاحطلب و اصولگرا استدلالشان این نیست که: "تصمیم، تصمیم رهبری است" یا "همه چیز با رهبری هماهنگ است"؟
➖نسبت خطای محاسباتی مسئولان نظام در تصمیمات نهایی نظام در موضوع مذاکرات، جنگ و آتشبس چیست؟ اگر همه چیز با شخص رهبری است، پس نقش و اهمیت مسئولان و خطای محاسباتی آنها چیست؟
______________
ایتا | اینستاگرام :
✅@omid_ramez
سوال:
رهبری معظم انقلاب عطف به سیره امام شهید میفرمایند:
"مردم صاحبان اصلی کشور هستند و منشا قدرتِ آن هستند؛ و اینکه این مردم هر تحول صحیحی را که دنبال کنند میتوانند رقم بزنند"
➖چه کسانی در کشور و با چه عقبه ذهنی، بر خلاف خطمشی رهبری و امام شهید، به دنبال انفعال مردم در کنش سیاسی-اجتماعی هستند و نقش آنها را صرفا به عنوان یک سیاهیلشگرِ بدون تفکر و ضبط صوت تنزّل میدهند!؟
__________
ایتا | اینستاگرام :
✅@omid_ramez
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل میکند؛ چه چیزی؟ به آمریکا باج بدهیم؛ نه یک بار؛ آمریکاییها به یک بار باج هم قانع نیستند؛ امروز باج بدهیم، فردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، [باز باید] باج بدهیم؛ پسفردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، [باز باید] باج بدهیم. امروز میگویند هستهای را تعطیل کنید ــ اوّل میگویند بیست درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند پنج درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند بساط هستهای را برچینید ــ بعد میگویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد میگویند شورای نگهبان را بردارید؛ آمریکاییها باج میگیرند. اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتّب باج بدهید. آمریکا اینها را میخواهد: پشت مرزهای خودتان، خودتان را محبوس کنید، دستتان را خالی کنید، صنایع دفاعیتان را تعطیل کنید. کدام ایرانی باغیرتی حاضر است که یک چنین باجی بدهد؟ من نمیگویم [طرفدار] جمهوری اسلامی؛ ممکن است یکی جمهوری اسلامی را هم قبول نداشته باشد امّا ایرانی باشد، غیرت ایرانی داشته باشد؛ [او هم] حاضر نیست این باجها را بدهد. آمریکا به کمتر از این قانع نیست؛ چرا نمیفهمند؟ مذاکرهی با آمریکا مشکلی را حل نمیکند...مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمیکند...
.
"چرا نمیفهمند" خطاب به کیست؟
______________
ایتا | اینستاگرام :
✅@omid_ramez
هوالحکیم
یک نکته درباره نمایندگان و رسانههای دغدغهمند و حساس به روند مذاکرات که به تندروی متهم میشوند
🔹جان کری در فصل هجدهم کتاب خاطراتش که به موضوع توافق هستهای با ایران مربوط است، مینویسد:
"[پس از امضای توافق]، سناتورهای مردّد برای رأیدهی، متن توافق را زیر ذرهبین گذاشته بودند و به دنبال پاسخ برای تمام سوالهایشان بودند. سناتور "باربارا میکالسکی" که سخت درباره اینکه چه رایی بدهد تلاش میکرد، برای اینکه مستقیما نظر کارشناسان بینالمللی درباره جنبههای شفافیت و راستیآزمایی موجود در توافق را بداند، عازم وین شد."
آنچه اتفاق افتاد این بود که هیچ یک از مقامات آمریکایی در آن ایام خانم "باربارا میکالسکی" را به تندروی یا نقض وحدت آمریکا متهم نکرد؛ بلکه هر شنوندهای که این دغدغه او را مشاهده کرد او را ستود.
🔹در همین دو هفته اخیر وزیر خارجه و وزیر خزانهداری آمریکا به صورت جداگانه برای استنطاق در کنگره حاضر شدهاند و به شدیدترین نحو ممکن زیر بمباران سوالات و بازپرسی نمایندگان آمریکا درباره روند مذاکرات با ایران و داده و ستانده پیشنهادی تیم آمریکایی قرار گرفتهاند.
🔹حالا تعدادی از نمایندگان مجلس و کارگزاران، بعضی از رسانههای مستقل، بخشی از مردم مبعوث درباره روند مذاکرات و محتوای پیشنویسهایی که مرتّبا توسط واسطهها رد و بدل میشود سوالات و دغدغههایی دارند که:
➖چرا مسئولان نظام و افراد مرتبط با تیم مذاکره کننده با مردم سخن نمیگویند و درباره سوالات و ابهامات آنها شفافسازی نمیکنند!؟
➖چرا محتوای پیشنهادی ایران به بهانه محرمانگی با مردم و حتی نمایندگان مردم در مجلس به اشتراک گذاشته نمیشود، اما دشمنان نظام و مردم از ریز جزئیات متون باخبر هستند!؟
➖چرا مردم خبر سفر مقامات و اعضای تیم مذاکره کننده به کشورهای مختلف از جمله قطر را از رسانههای بیگانه مطلع میشوند!؟
➖نگرانی دارند که آیا متون پیشنهادی ایران با خط قرمزها و شروط تعیین شده توسط شعام و رهبری انطباق دارد یا خیر!؟
🔹این در حالی است که حتی اگر این مطالبات و پرسشها واقعا رادیکال باشد که نیست، لااقل دست تیم مذاکرهکننده را در چانهزنی پرتر خواهد کرد و آنها میتوانند مطالبات مردمی-حاکمیتی را اهرم کسب امتیازات بیشتر کنند.
______________
ایتا | اینستاگرام :
✅@omid_ramez
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
ارز ترجیحی؛ اکل میته در عصر تعدیل
از آغاز اجرای سیاست تعدیل ساختاری در اقتصاد ایران، یکی از بنیادیترین و پرهزینهترین تصمیمها، سپردن تعیین نرخ ارز به «بازار آزاد» بوده است؛ تصمیمی که عملاً به این معناست که کشوری در حال توسعه، که هنوز به مرحله ثبات ساختارهای تولیدی، مالی و نهادی نرسیده، ارزش پول ملی خود را به کنشگران صاحب ارز، صادرکنندگان بزرگ و ذینفعان رانتهای ارزی واگذار کرده است. این، نه یک انتخاب تکنیکی، بلکه یک جابهجایی عمیق در فلسفه حکمرانی اقتصادی است: دولت از جایگاه تنظیمگر ارزش پول ملی عقب مینشیند و این وظیفه حاکمیتی را به نیروهایی میسپارد که منافعشان الزاماً با منافع عمومی همراستا نیست(بلکه در تضاد است).
پیامد بدیهی چنین سیاستی، فشار مستقیم بر معیشت مردم بوده است. به همین دلیل، همزمان با پیشروی تعدیل ساختاری، همواره تلاشهایی برای «کنترل عوارض اجتماعی فاجعه» صورت گرفته است. در این چارچوب، سه راهحل بهعنوان مُسکّن مطرح شدهاند: تخصیص ارز ترجیحی برای اقلام مرتبط با سفره مردم، پرداخت کالابرگ و پرداخت یارانه نقدی. اما مسأله اساسی این است که هر سه این سیاستها، نه راهحل، بلکه فرع بر یک خطای مادر هستند. اینها ابزارهای جبرانی سیاست تعدیلاند، نه بدیل آن؛ واکنش به زخمیاند که آزادسازی نرخ ارز ایجاد کرده است.
در اقتصادی مانند ایران، مسأله اصلی نه «نحوه توزیع یارانه»، بلکه «نحوه حاکمیت بر ارز» است. ارز، کالا نیست که بتوان آن را به منطق عرضه و تقاضای بازار سپرد. ارز، شریان حیاتی تولید، واردات ضروری، ثبات قیمتی و امنیت معیشتی است. بنابراین، تأمین و تخصیص دلار به دلار درآمدهای ارزی باید تحت نظارت سختگیرانه، شفاف و پاسخگو انجام شود. تمام ارز حاصل از صادرات ـ بدون استثنا ـ باید در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد و دولت، بهعنوان نماینده منافع عمومی، آن را با نرخی متناسب با الزامات تولید ملی و سطح مصرف مردم ایران تخصیص دهد؛ تخصیصی شفاف، قابل رهگیری، مبتنی بر مناقصه و محدود به نیازهای ضروری و اولویتدار کشور.
آنچه امروز در حال رخ دادن است، ترکیب خطرناک چند سیاست همزمان است: آزادسازی نرخ ارز، جهانیسازی قیمت انرژی و مواد اولیه مانند نفت، گاز، فرآوردههای پالایشی، محصولات پتروشیمی و فلزات. این ترکیب، نهتنها تولید ملی را از رقابتپذیری میاندازد، بلکه توان توسعهای دولت را تحلیل میبرد و قدرت خرید ملت را نیز بهصورت ساختاری فرسایش میدهد. نتیجه، اقتصادی است که در آن نه تولیدکننده قادر به برنامهریزی است، نه دولت قادر به سیاستگذاری توسعهای و نه مردم قادر به حفظ سطح حداقلی زندگی. تنها بازار گرم در این اقتصاد ویران، بازار دلارداران و دلاریفروشان است، یعنی خامفروشان.
با این حال، دولتها بهجای مواجهه با ریشه بحران، همواره نرخ ارز بازار آزاد را «معیار واقعیت» فرض میکنند و هر چند سال یکبار، با وعدههایی مانند کالابرگ یا یارانه نقدی، به حذف ارز ترجیحی و یکسانسازی نرخ ارز با نرخ بازار تن میدهند. در این روایت، ارز ترجیحی بهعنوان منبع رانت معرفی میشود، بیآنکه به این نکته توجه شود که ارز ترجیحی خود محصول آزادسازی نرخ ارز است، نه علت آن. بله، ارز ترجیحی در ذات خود سیاستی معیوب است (چون مولود تعدیل است)؛ اما در شرایطی که نرخ ارز آزاد و شناور شده، ارز ترجیحی مصداق «اکل میته» است: انتخابی اضطراری برای جلوگیری از فروپاشی معیشت، که با همه کاستیهایش، از یارانه نقدی و کالابرگ کارآمدتر و کمهزینهتر است.
اما اصلاحات واقعی، نه در جابهجایی میان این مُسکّنها، بلکه در توقف سیاست ویرانگر «نرخ ارز شناور» نهفته است. تا زمانی که تعیین ارزش پول ملی به بازار سپرده شده و دولت از نقش حاکمیتی خود در مدیریت ارز عقب نشسته است، هر سیاست حمایتی، موقتی، پرهزینه و ناپایدار خواهد بود. بازگشت به حاکمیت فعال دولت بر ارز، پیششرط احیای تولید ملی، بازیابی قدرت خرید مردم و بازسازی ظرفیت توسعهای اقتصاد ایران است.
@syjebraily
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سخنان شنیدنی شیخ اسماعیل رمضانی در مورد نادیده نگرفتن امدادهای الهی در زمان جنگ/ امام شهید: آنچه ما داریم هیچ یک از قدرتهای عظیم جهانی ندارند
🔹جمهوری اسلامی باید مشخص کند که ما به عنوان مسلمان قرار است با قوائد غیبی بجنگد یا محاسبات زمینی؟
🔹در هیچکدام از کدام از جنگهایی که در قرآن کریم آمده است لشگریان اسلام بر اساس محاسبات روی زمین دست برتر نداشتهاند.
🔹فقط در یک جنگ محاسبات مسلمانان با کفار جور در میآمد آن هم غزوه احد بود که در آن جنگ مسلمانان شکست خوردند چون محاسباتشان آنها را دل قرص کرده بود.
✅️ @Rajanews_com
هوالحکیم
✍اقتصادِ بازار محصول خود را میچیند!
(تأمّلی بر رفتارشناسی پیروان جریان مذاکره از منظر اقتصادِ سیاسی و اقتصاد رفتاری)
▪️پس از جنگ جهانی دوم که میلیونها نفر از مردم اروپا کشته شدند و هزاران میلیارد دلار خسارت مالی به کشورهای اروپایی وارد شد، غرب به رهبری آمریکا، برای جلوگیری از جنگهای مجدد، مدل لیبرالیِ نوینی از اقتصاد سیاسی را در پیش گرفتند و با تاسیس نهادهایی همچون صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، به "قفلشدگی اقتصادی" و توسعه تجارت با هدف ادغام در نظم سیاسی آمریکاییِ پساجنگ اندیشیدند.
▪️آنها به آموزههای کلاسیک بازگشتند که ولتر(فیلسوف عصر روشنگری اروپا) پس از جنگهای مذهبی قرن ۱۶ و ۱۷ اروپا ارایه داده بود. ولتر شور و غیرت مذهبی را منشا تزاحم و جنگ میدانست و سعی میکرد جستجوی نفع شخصی در حوزه اقتصاد را ارزشمندتر از غیرت و تعصب دینی جلوه دهد؛ به طوری که علاوه بر منافع اقتصادی، نتایج سیاسی را نیز در بر داشته باشد. او میگفت: "افرادی با اعتقاداتی متفاوت که خصم یکدیگرند، زمانی که با یکدیگر وارد تجارت و بازار میشوند و معامله میکنند، میتوانند در تعامل و صلح با یکدیگر باشند(کتاب ذهن و بازار،جری مولر،نشر چشمه)". از متفکرین متاخر هم میتوان از فرید زکریا نام برد؛ ایده مرکزی او در کتاب "آینده آزادی" استفاده از بازار و اقتصاد برای لیبرال کردن جامعه است؛ این آموزهها از نیمه دوم قرن بیستم برای اتحاد جوامع بر آموزههای لیبرالیسم و پرهیز از تکرار تفکرات فاشیستی و مارکسیستی به کار رفت. در این مدل، کشورها بر اساس الگوی جهانیسازی ، ظاهرا بر اساس مزیت اقتصادی ولی در اصل بر اساس تقسیم مرکز و پیرامونی(قدرتهای اقتصادی موسوم به گروه G8 ، مرکز و سایر کشورها پیرامون) برای تولیدات تقسیم وظیفه میکنند. هیچ کشور پیرامونی نباید به چنان قدرت اقتصادی دست یابد که بتواند استقلال سیاسی خود را حفظ کند تا بتواند از آن برای پیشبرد ارادههای بومیِ فرهنگی و ایدئولوژیک خود به سطح محلی یا جهانی فکر کند. در این مدل ظلم و عدل، کفر و ایمان، و مستکبر و مستضعف با تساهل و تسامح و محوریت کسب سود و منافع ملی باهم کنار میآیند تا بتوانند باهم تجارت کنند. ایده مرکزی امثال محمود سریعالقلم به عنوان اصلیترین متفکر توسعه جریان غربگرای ایرانی نیز دقیقا از همینجا نشئت میگیرد.
▪️تحقق آرمان نیازمند تغییر "شرایط موجود" است که توسط قدرتهای استثماری و سلطهگر غربی تثبیت شده است؛ از شهید بهشتی عبارتی نقل است که گفته بود: "ما آمدهایم واقعیتها را عوض کنیم نه اینکه واقعیتها را هر آنچه هست بپذیریم"؛ تغییر واقعیتهای تثبیتشده برهمزننده ثبات است. اما بازار ثبات میطلبد. تنش و هر آنچه تنشآفرین و ضدثبات باشد، ضدبازار است. اقتصادِ بازار نیازمند محافظهکاری و محافظهکاری نیز مرگ عاملیت انقلابی است. بازار طبقهای از شبهبورژوازی را پدید میآورد که سودگرا، سوداگر، رفاهطلب، آرامشخواه و لذتجو و به قول شروین خواهان "یک زندگی معمولی" است و لذا به دنبال تساهل و تسامح مذهبی، سیاسی، فرهنگی و نظامی و پرهیز از هرگونه تنش یا تقلای آرمانگرایانه و انقلابی است. بیراه نیست اگر شبهبورژوازیِ حاصل از بازار را مصداق "تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا-توبه۲۴" بدانیم. خداوند در این آیه کسانی که از ترس کساد در کار و سرمایهشان از جهاد در راه خدا و پیامبرش فرار میکنند، فاسق مینامد.
▪️میتوان مثال زد؛ بورس و به طور کلی بازارهای مالی، به عنوان یکی از اصلیترین نهادهای مالی-اقتصادی اقتصاد بازار، اصلیترین نماد مدل فرهنگی-سیاسی اقتصاد لیبرال قرن بیستمی هم هست. تعداد کدهای بورسی فعال از دهه هشتاد شمسی مرتبا در حال افزایش است. در سال ۹۹ تعداد کدهای بورسی به حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون رسید. این امر نشان میدهد علاوه بر افراد با گرایشات سیاسی-فرهنگی غیرایدئولوژیک، بخش مهمی از مردم باورمند به ارزشهای انقلابی نیز در نهاد بورس فعال شدهاند و تحت تاثیر نوسانات آن هستند و به نوعی انتفاع مالیِ آنها در ثبات سیاسی و رونق بورس و بازار است. طبیعتا نمیتوان درباره این جمعیتِ چند میلیونی قضاوت کلی داشت، اما نمیتوان انکار کرد که بخش مهمی از آنها به دلیل همین انتفاع مالی، متمایل به توقف مقاومت و همراستا با جریان مذاکره و بدهبستان سیاسی باشند.
________
ایتا | بله | اینستاگرام :
✅@omid_ramez
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🔴 قالیباف: نه دیپلماسی مانع عملیات نظامی است، نه عملیات مانع دیپلماسی
🔹میدان نظامی، میدان دیپلماسی، میدان حضور مردم و میدان خدمت به مردم تار و پود یک پیکره واحد هستند.
@Farsna
جمهوری اسلامی | امید رامِز 🇮🇷
🔴 قالیباف: نه دیپلماسی مانع عملیات نظامی است، نه عملیات مانع دیپلماسی 🔹میدان نظامی، میدان دیپلماس
.
بزرگترین خطای تیم مذاکرات این نیست که خدای ناکرده ایشان خائن یا واداده یا کمکار هستند؛ خیر ابدا
بزرگترین اشتباه آنها این است که سادهلوح هستند و درک فانتزی از مذاکره دارند؛ گمان میکنند امتیازگیری از آمریکا در چارچوب مذاکرات، شدنی و امکانپذیر است ولی قبلیها بلد نبودند و ما بلدیم.
این خطا ناشی از روحیه عملگرایی اعضای ارشد آن و درک تکنیکی مرد تکنوکرات از منازعه و راهحلهاست. اما اساسا سطح منازعه نه تکنیکی و تاکتیکی و حتی راهبردی، بلکه ایدئولوژیک است.
آن پیر حکیم شهید، در خشت خام میدید حقایق را
✅@omid_ramez
صغری ۱: امام بر اساس اقتضائاتِ جامعه تصمیم میگیرد.
صغری ۲: امام کعبه است؛ امت به دور او میچرخند؛ یعنی امت "عاملیت" دارند. به تعبیر فلاسفه، سوژگی دارند نه ابژگی.
صغری ۳: امت دو دسته است: یا تسلیم اقتضائات میشود یا تلاش میکند اقتضائات را تغییر دهد.
کبری: اگر امت اقتضائات را تغییر دهد تصمیم امام هم تغییر میکند.
إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ(رعد-۱۱)
--------------------
ایتا | بله | اینستاگرام :
✅@omid_ramez