اویمن;
سؤال سختی بود :)))))))
هم آره، هم نه:)
آره بخاطر اینکه معذبترین جاییکه من رو توش ممکنه ببینید، مدرسهست. راحت نمیتونم باشم و یجورایی انگار از اول تا آخرش تو ژله گذاشتنم. دست و پام چسبناکه و اصن یه حااالی ام.
نه هم بخاطر افراد عزیزی که اونجا هستن. بخاطر اینکه سه سال از پر حس و حالترین روزهام رو توش بودم. بخاطر یسری چیزا که بیرون نیست:)
اویمن;
بچها گوشتونُ بیارید جلو. اگه بگم نمیتونم مجازی دوست بشم خیلی بده؟ =))))))))
اسماعیل من حتی حضوریشم بعدِ دو سال تازه میتونم به این فکر کنم که آیا با طرف صمیمی بشم یا نه:)))))) مجازی چی میگه؟
تنها دوستِ مجازیم رایحهست [ادمین پناه]*
رایحه بهارنارنج.
مهربون و تحت هرشرایط، میشه گفت که هست. احساسات رو میفهمه و قرار نیست پیشش مثل همهی دور و بریهات خیلی تنذ با همچی برخورد کنی. میشه جدی باهاش درباره همهی چیزهای درک نشدنی حرف زد و آخر سر با پلیلیست مشترک گریه کرد-
اویمن;
هدف.. بزرگترین جای خالی زندگیم شاید. برای مدل آدمهایی مثل من واقعاً خالی بودن این جای بزرگ و عمیق،
هیچ چیزی وجود نداره که بنظرم جامع و کامل بیاد و هدف باشه، ولی دلم میخواد آخرش خوب تموم شه. خوب تموم شم.
اویمن;
سختهههه
ولی بیشتر چون هممود هستیم و باهاشون همزاد پنداری دارم
نسک هم بخاطر اینکه با قلمش حال میکنم و جزئیات.
اویمن;
تو ایتا خیلی نیستن راستش، منِمن نسک جنان استاریسم و دو سه تا پرایوت دیگه
همون دیگه، با شخصیت ادمینا حال میکنم، اینکه خودشونن و حق میگن و «عههه، من»
وگرنه که وایب و اینها سرم نمیشه و حس میکنم همهش اداست👩🦯