همیشه فکر میکردم برای کسی که چندبار اربعین پیادهروی رو گذرونده باشه، دیگه ابداً هیچ شرایطِ سخت جسمی وجود نخواهد داشت؛ اما امروز فهمیدم نه عزیزم. هنوز جای اضافه کردن ترکیب روزه و سردرد سگی و تشنگی کنارِ اون گرما و دردِپا و کفش بد و سرماخوردگی توی اربعین عزیز خالی بوده. و همچنان از اون بدتر هم ممکنه.
اویمن;
همیشه فکر میکردم برای کسی که چندبار اربعین پیادهروی رو گذرونده باشه، دیگه ابداً هیچ شرایطِ سخت جسم
و همچنان نبابا، آدمیزاد به سادگی این سختیها از پا در نمیآد.
نخنخ کردن کلافِ افکار و بررسی تک به تکشون، با کسی که میدونی اِسپری بازکننده گرههاشه، همون نرمکننده بعدِ حمومه.
اینکه چطور نشه وسطِ حرفهاش بره توی فکر و دیگه بیرون نیاد. چطور تو یه ویدیوی توضیح ریاضی ساده گم نشه.