خارج اصول...برائت جلسه105.mp3
7.32M
خارج اصول برائت جلسه105 دوشنبه 26 فروردین
خارج فقه...مسکر جلسه101.mp3
7.2M
خارج فقه عصیر زبیبی دوشنبه26 فروردین جلسه101
خارج فقه...مسکر جلسه102.mp3
6.08M
خارج فقه جلسه102...سه شنبه
خارج اصول...برائت جلسه106.mp3
6.49M
خارج اصول برائت جلسه106...سه شنبه
اهمیت و جایگاه جوانان از نظر اسلام
🌴رسول اكرم صلي الله عليه و آله مى فرمايد:🌴
برترى جوانى كه در جوانى خدا را عبادت مى كند بر پيرى كه پس از پير شدن به عبادت مى پردازد، مانند برترى پيامبران الهى نسبت به ديگران است.
🌺🌺🌺
🌴حضرت علی علیه السلام:🌴
هنگامى كه در پيشامدى احتياج به مشورت داشتى ابتدا به جوانان مراجعه نما زيرا كه آنان ذهنى تيزتر و حدسى سريع تر دارند، سپس (نتيجه) آن را به نظر بزرگسالان و پيران برسان تا پيگيرى نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند زيرا تجربه آنان بيشتر است.
🌺🌺🌺
🌴رسول اكرم صلى الله عليه وآله:🌴
هر كس در جوانى اش بياموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس در بزرگ سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است.
🌺🌺🌺
🌴امام صادق عليه السلام :🌴
بِدان كه جوانِ خوش اخلاق، كليد خوبى ها و قفل بدى هاست و جوانِ بداخلاق، قفل خوبى ها و كليد بدى هاست.
🌺🌺🌺
🌴امام صادق عليه السلام:🌴
هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيك قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قيامت، خواهد بود.
🌺🌺🌺
🌴پیامبر صلی الله علیه وآله: 🌴
هر که در راه اسلام مویی سفید کند، روز قیامت برای وی نوری خواهد بود. نوجوانان را دریاب زیرا که آنان سریع تر به کارهاى خیر روى مى آورند.
🌺🌺🌺
🌴پیامبر صلی الله علیه و آله:🌴
به شما درباره جوانان به نیکى سفارش مى کنم چرا که آنان نازکدل ترند، خداوند مرا امید دهنده و بیم دهنده مبعوث کرد جوانان با من هم پیمان شدند و پیر مردان به مخالفت با من برخاستند.
🌺🌺🌺
🌴رسول اکرم صلى الله علیه و آله:🌴
هر کس که در جوانى خوب بندگى خدا کند ، خداوند در پیرى به او حکمت مى آموزد . خداى متعال مى فرماید : «و چون به رشد و کمال خویش رسید ، به او حکمت و دانش عطا کردیم» و در ادامه آیه مى فرماید : «و نیکوکاران را چنین پاداش مى دهیم».
🌺🌺🌺
🌴رسول اكرم صلى الله عليه و آله :🌴
بهترين جوانانِ شما آنان اند كه خود را به سبك بزرگسالان بيارايند و بدترين بزرگسالان ، كسانى اند كه خود را شبيه جوانان كنند
📚 ارشاد القلوب الی الصواب (دیلمی) ج ۱ ص ۴۱📚قصص، آیه ۱۴ أعلام الدین ص ۲۹۶ 📚کافى، ج ۸ ص ۹۳ ح ۶۶ 📚سفینة البحار، ج ۲ ص ۱۷۶ 📚كافى(ط-الاسلامیه) ج ۲ ص ۶۰۳ ح ۴ 📚امالى (طوسى) ص ۳۰۲ ح ۵۹۸ 📚نوادر راوند ص ۱۸ 📚شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲۰ ص ۳۳۷ ح ۸۶۶
❤️ میلاد #علی_اکبر علیه السلام
❤️ #روز_جوان #صلوات
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خلاصه_اصول_سه_شنبه_98/1/20
#جلسه_101
#برائت_
#ادله_برائت__
@ostadahadi
درباره فعلیت حکم سه نظراست:
1- مرحوم آخوند و من تبع: 4 مرتبه برای احکام شرعیه قائل اند.
اما بسیاری از علما اصول بعد ایشان مرتبه 1و 2 را خارج از احکام گرفتند و دو مرتبه انشاء و فعلیت را داخل کردند لذا بعد ایشان مرحوم نائینی و آقاضیا و امام خمینی و... مرتبه 2و 3 را قبول دارند دلیلشان این است که مرتبه اقتضا و ملاک قبل از انشاءحکم است و مرتبه وصول و تنجز هم بعد انشاء و فعلیت حکم است لذا چیزی که قبل و بعد از حکم است نمیتواند داخل در حکم شود. چرا؟
چون آنکه قبل حکم شرعی است علت حکم است و آنکه بعد فعلیت است نمیتواند حکم شرعی باشد چون مربوط به اثر حکم است اثر فعلی شدن این است که بنده با تنجز و عمل به حکم در محضر خدا معذور است. استحقاق عقاب و یا معذوریت از مراتب حکم نیست.
2- نظر مرحوم نایینی:
ایشان قائل به دو مرتبه انشا و فعلیت است. تعریفشان از انشائات شرعیه؛ قضئیه حقیقیه است و قضئیه خارجیه و ذهنیه نیست قضئیه حقیقیه را هم موضوع هم قیود و شرایط موضوع را ملاحظه میکند آنگاه حکم را بر روی موضوع مفروض الوجود تشریع میکند مثل آیه وجوب حج یا کل نار سوزان است منظور مفروض الوجود است بر این اساس فعلیت حکم به محقق الوجود بودن موضوع است پس فعلیت حکم به وصول نیست بلکه به محقق الوجود بودن است یعنی از مفروض الوجود دراید و محققالوجود شود.
3- نظر مرحوم اصفهانی در نهایة الدرایة:
ایشان فعلیت حکم را به وصول حکم میداند لذا ایشان فعلیت را تنجیز گرفت.دلیلشان این است که حقیقت حکم جعل داعی به داعی است یعنی حقیقت حکم امکان داعویت و زاجریت (اصطلاح اصولی) است داعی یعنی انگیزه و حقیقت حکم یعنی انسان را هل میدهد به سمت هل دیگری آن هل دیگر یا وجوب است یا حرمت لذا براساس این مبنا حقیقت فعلیت حکم به همان وصول است.
استاد موافق نظر نائینی است برای فهم مبنا سه مقدمه لازم است:
أ- نسبت موضوع به حکم بمنزله نسبت علل به معلول است یعنی منشا حکم شرعی وجود موضوع و شرایطش است نه وصول حکم.
ب- فعلیت در مقابل قوه است هرگز قوه شیئ شیئ نیست یعنی مثلا نطفه، انسان نیست لذا احکام بر روی قوه نیست بلکه بر روی فعلیت است. مثلا نماز بر روی مکلف بالغ و عاقلی است در خارج موجود است.
ج- حقیقت حکم اعتباری است
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خلاصه_اهم_اصول_چهار_شنبه_98/1/21
#جلسه_102
#برائت_
#ادله_برائت__
@ostadahadi
مرحوم آقاضیا عراقی در نهایة الافکار ج3 میفرماید مرفوع در در مالایعلمون در حدیث رفع وجوب احتیاط است و فعلیت نیست و 5 مقدمه ارائه داده که عمده اش 3 دلیل است:
أ. دلیل اول: حدیث رفع امتنانی است و تکالیف ادیان گذشته را برداشته و هر حکمی برخلاف امتنان باشد آنرا برمیدارد براین اساس مرفوع فعلیت حکم واقعی نیست چون مکلف جاهل به حکم واقعی است اما اثر حکم واقعی باقی است اثرش وجوب احتیاط است. ص 212 و 214
ب. دلیل دوم: رفع حکم واقعی یا رفع فعلیت حکم واقعی مخالف با وحدت سیاق حدیث رفع است چون اسناد به این 9 فقره اسناد حقیقی نیست بلکه اسناد مجازی یا تنزیلی است. ص 211 و 214
ج. دلیل سوم: (که عقلی است) علت رفع تکلیف برای جاهل جهل اوستپس معلول خود رفع است و علتش جهل است رتبه معلول متاخر از رتبه علت است. سه مرتبه قائل شد ( 1- حکم واقعی 2- رفع آن حکم واقعی 3- جهل به آن حکم واقعی) باید دید رفع نقیض کدامیک است اینجا رفع نمیتواند حکم واقعی باشد چون رفع در رتبه حکم واقعی نیست بلکه متاخر از جهل به حکم واقعی است یعنی 1- حکم واقعی 2- جهل 3- رفع لذا رفع که در رتبه سوم است نمیتواند نقیض حکم واقعی که در رتبه اول است باشد چون لازم میآید ماهو المتاخر ماهو المتقدم را بردارد
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خارج_اصول__شنبه_98/1/24
#جلسه_103
#برائت_
#ادله_برائت__
@ostadahadi
مرحوم آقا ضیاء مثل شیخ انصاری فرمودند مرفوع در حدیث رفع وجوب احتیاط است
نقد استاد احدی بر هر3مطلب آقا ضیاء
اما برهان اول که فرمود حدیث رفع هروضعی که خلاف امتنان باشد برمی دارد و به لحاظ اینکه حکم واقعی برای جاهل واقعی نیست رفع حکم واقعی نیازی نیست چون خلاف منت نشد تا حدیث رفع بردارد کسی که جهل به حکم واقعی دارد حکم واقعی اورا شامل نمی شود تا حدیث رفع حکم واقعی را بردارد درحالی که حدیث رفع حکمی که خلاف امتنان بر عباد است را برمی دارد
اشکال ما این است که حکم واقعی جاهل را شامل نمی شود اما ملاک حکم واقعی عام است هم عالم و هم جاهل به احکام را شامل می شود اینکه می گویند احکام الله تابع مصالح و مفاسد است عمومیت دارد هم عالم و هم جاهل را شامل می شود مثلا ملاک وجوب نماز ملاک وجوب یا حج و .. عام است کسی که مستطیع است ولی جاهل به وجوب حج است لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا اورا شامل می شود حدیث رفع ملاک وجوب واقعی را از جاهل برمی دارد و می گوید مستطیع جاهل اگر حج نرفت استحقاق عقاب و مواخذه ندارد یا روزۀ ماه رمضان برکسی که جاهل به هلال ماه رمضان بود از باب ملاک، اورا شامل می شود ملاک وجوب رمضان صم للرویه و افطر للرویه است که عالم و جاهل در این ملاک مشترک اند لکن حدیث رفع فعلیت این حکم را از جاهل برمی دارد ملاک فعلی ندارد نه اینکه حکم واقعی برجاهل نیست.
اما برهان دوم ایشان این بود که اگر مرفوع در حدیث رفع حکم واقعی باشد مخالف با وحدت سیاق است برای اینکه اسناد رفع به تک تک9فقره از حدیث اسناد مجازی است نه حقیقی مثلا در ما اضطر الیه رفع حقیقی نیست بلکه رفع مجازی است سیاق وحدت ایجاب می کند که در مالا یعلمون هم رفع مجازی باشد نه رفع حقیقی لازمۀ رفع مجازی این است که حقیقتا حکم واقعی رفع نشد وجوب احتیاط برداشته شد
نقد: نقوض زیادی در ایات و روایات بر مبنای شماست از قبیل لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام در اینجا ایا ضرر حقیقی برداشته شده یا مجازی؟ نفی ضرر، حقیقتا در اسلام نیست نه مجازا. یا مثل لا جناح علیکم حقیقتا به معنای این است که حرام نیست یا مثل ما جعل علیکم فی الدین من الحرج نفی حرج نفی حقیقی است نه مجازی. رفع مالا یعلمون هم رفع حقیقی است منتها منظورش رفع فعلیت حکم است مثل اینکه می گوئیم یدالله. یدالله قدرت خداست که مجازی نیست . ایشان بین رفع تکوینی و تشریعی خلط کرده حقیقت و مجاز در رفع تکوینی است نه تشریعی.
برهان سوم ایشان یک برهان عقلی فلسفی بود که فرمود در باب نقیض گفته شد که نقیضین در رتبۀ واحده اند لا انسان نقیض انسان است هردو در یک رتبه اند بدین جهت رفع رفع نمی تواند نقیض حکم واقعی باشد بلکه رفع، نقیض وجوب احتیاط است چون رفع، در رتبۀ حکم واقعی نیست بلکه در دو رتبۀ بعد است دو رتبه متاخر است. رتبه اول حکم واقعی است و رتبه دوم جهل به حکم واقعی است و رتبه سوم رفع است. حال شما که رفع دو رتبه متاخر است نقیض قرار دادید در حالی که نقیض باید در یک رتبه باشد نه اینکه مثل اینجا دو رتبه متاخراست.
نقد ما این است اولا : ملاک حکم واقعی عام است عمومیت ملاک حکم واقعی باعث می شود که حکم واقعی را در رتبه جهل می اورد وقتی ملاک توسعه داشت دامنه اش وسیع بود با رتبۀ جهل یکسان شد وحدت رتبه به هم نخورد لذا حدیث رفع فعلیت حکم واقعی را برمی دارد
ثانیا: از یک طرف شما رفع را مجازی می دانید و از طرف دیگررفع را عدم، می گیرید چون می خواهید نقیض بگیرید اگر رفع، عدم است در عدم، حقیقت و مجاز و تقدم و تاخر نیست مسالۀ حقیقت و مجاز و تقدم و تاخر از احکام وجود است نه از احکام عدم لذا چطورعدم را در رتبه متاخر از جهل به حکم واقعی می دانید؟ در حالی که تاخروتقدم از احکام عدم نیست اما منظوراز اینکه نقیضان در یک رتبه اند تقدم و تاخرنیست بلکه منظورش این است که یا هردو قوه اند یا هردو بالفعل اند نمی شود یک نقیضی یک طرفش بالقوه باشد و یک طرفش بالفعل باشد مگر می شود نقیض نطفه، انسان باشد؟ نطفه بالقوه است و انسان بالفعل پس ایندو نقیض هم نمی شود. حتی در جایی که گفته می شود نقیض کل شیئ رفعه یا بدیله اینجاهم معنایش همین است که نقیض بالفعل باید بالفعل باشد نه اینکه بالقوه. علاوه براینکه این بحث از علوم اعتباری است و جایش اینجا نیست.
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴