eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
3.6هزار ویدیو
38 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°تخریب چی ڪانال ☜ @Khomool2 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @Hasibaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
aviny-02.mp3
741.6K
شهیدسیدمرتضی‌آوینی🎙 🔻اگر در این ده روز نتوانستید برای امام حسین (علیه‌السلام) و مظلومیت جبهه حق در این کره خاکی گریه کنید و به کاروان عاشورا برسید، 👌🏻این صوت را گوش کنید. @parastohae_ashegh313
حسین پیرهن سیاهش را پوشید گفتم: «ما رو هم برای تشییع ببر.» گفت: «می رم جماران و می آم.» رفت و من تن همۀ بچه ها، لباس عزا پوشیدم. فردا صبح با یک پیکان قدیمی که تازه خریده بود، آمد. ســوارمان کرد امّا از هر کوچه و خیابان که می خواســتیم عبور کنیم به ســیل جمعیت می خوردیم. یکجایی رسیدیم که ناچار شد پیکان را یک گوشه رها کند و ما هم به دریای جمعیــت بپیوندیــم. از همه جــا آمــده بودنــد. ســیاه پوش و گریان، از زن و مرد و پیــر و جــوان. چنــد کیلومتــر راه تا بهشــت زهرا زیر گرمای ســوزان خرداد، پیاده رفتیم. تیزی آفتاب و گرد و غباری که از اثر راه رفتن مردم به هوا برخاسته بود، همه را تشــنه و عطش زده کرده بود. زهرا بغلم بود وهب و مهدی، گام به گام با بابایشان می رفتند. هر چند من و حسین مثل همۀ مردم در قید و بند بچه هایمان نبودیم. صحنه ای مثــل قیامــت بــود. گویــی کــه همــه فرزنــد و قــوم و خویــش را فرامــوش کرده اند. چشم ها به هلی کوپتری بود که چند بار پیکر امام را به محوطۀ بهشت زهرا آورده بود و تعدادی از مردم، معلّق میان زمین و آسمان از هلی کوپتر آویزان بودند. اشک روی صورت های خاکی مان را شیار می انداخت و لب هایمان را خیس می کرد. آن روز سخت ترین روز تمام عمرم بود. 🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀 @parastohae_ashegh313
حسین دانشکدۀ فرماندهی و ستاد را با نمرۀ عالی برای پایان نامه اش گذراند و برای پایان دوره با بقیه برای مدتی کوتاه به پاکستان رفتند. پاکســتان اولیــن تجربــۀ خــارج از کشــور او بــود. از مــردم مســلمان آنجا تعریف می کــرد کــه عاشــق امــام هســتند و از فقــر و تنگ دستی شــان که هــر روز صبح ها مأمــوران شــهرداری در شــهر کویتــه، اجســاد کارتن خواب هــا را جمــع می کنند و از فاصله و شــکاف عمیق جامعه میان فقیر و غنی و می گفت که ما باید قدر رهبری را بدانیم و چشممان به اشارۀ او باشد. حســین از پاکســتان بازگشــت و چند روز بعد، آیت الله موســوی همدانی، امام جمعــۀ همــدان و آقــای محســن رضایــی فرمانــده کل ســپاه به خانــۀ ما آمدند. فکــر کــردم کــه بــرای دیدن حســین آمده اند. امّا امــام جمعۀ همدان از فرمانده کل سپاه خواسته بود که حسین را برای فرماندهی سپاه استان همدان و لشکر انصارالحســین به همدان برگرداند. ظاهراً حســین تمایل داشــت که دوباره به همدان برگردد. امّا فرمانده کل سپاه برای او کار و مسئولیت دیگری در تهران در نظر گرفته بود. سرانجام، اصرار امام جمعه، کارگر افتاد و به همدان برگشتیم. حســین تا قبل از معارفه، وردســت بنّا کار کرد تا جلوی خانه مان، یک دکان برای برادرش اصغر بسازد. 🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀 @parastohae_ashegh313
صل الله علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام شب شام غریبان حسین است🕯 تمام عرش در دامان حسین است🖤 دگر این شب سحر از پی ندارد 😔 که خورشید جهان بی سر حسین 😢 @parastohae_ashegh313
5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تکرار واقعه کربلا 🔺از بریدن سر مدافعان حرم تا با ماشین از روی پیکر شهدا رد شدن و تیر باران کردن مثل واقعه کربلا و سوزاندن چادر های مدافعان مظلوم حرم مْ @parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 📖 صفحه۹۴ شرکت در ختم قرآن برای فرج @parastohae_ashegh313