هدایت شده از فلسفه دین اسلامی
خلاصه نموداری نظريه علم ديني آیت الله مصباح.pdf
4.81M
💠 خلاصه نموداری دیدگاه علامه مصباح یزدی در باب علم دینی
فلسفه دین اسلامی
@Islamic_Philosophy_of_Religion
هدایت شده از فلسفه دین اسلامی
خلاصه نموداری نظريه علم دينی استاد کچويان.pdf
3.92M
💠 خلاصه نموداری دیدگاه دکتر کچوییان در باب علم دینی
فلسفه دین اسلامی
@Islamic_Philosophy_of_Religion
هدایت شده از فلسفه دین اسلامی
خلاصه نموداری نظريه استاد گلشنی.pdf
18.89M
💠 خلاصه نموداری دیدگاه دکتر گلشنی در باب علم دینی
فلسفه دین اسلامی
@Islamic_Philosophy_of_Religion
پژوهشهای کیفی راجع به رفع الزامی قانونی حجاب
این روزها از پژوهشهایی رونمایی می شود درباب پوشش زنان برای زمانی که حجاب قانونی و الزامی برداشته شود. در این پژوهشها مدعی می شوند که موارد مطالعاتی متنوعی از طیفهای مختلف زنان و دختران با حساسیتهای روشی انتخاب شده است و در این پژوهشهای کیفی ادعا می شود که به صورت علمی و ژروکاوانه فضای پوشش زنان بعد از رفع الزام قانونی حجاب و پوشش مورد تحقیق قرار گرفته است و زنان و دختران مدعی شدند که چه نحوه پوشش هایی خواهند داشت.
لازم به یادآوری است که این نوع پژوهشها برای اکنون موردهای مطالعاتی است که در این وضعیت و با این نسبتهای اجتماعی و فرهنگی قرار دارند، و نتایج این تحقیقات برای نسبتهای اجتماعی و فرهنگی آینده ای که چنانچه الزام قانونی فوق رفع شود، قابل تعمیم نیست، چون عاملان انسانی در آن زمان در نسبتهای فرهنگی و اجتماعی جدیدی خواهند بود و پژوهشهای کیفی کنونی را نمی توان به آن نسبتهای اجتماعی و فرهنگی فرافکنی کرد. متاسفانه از هویت نظری و فلسفی پژوهشهای کیفی اطلاع دقیقی وجود ندارد که از این نوع تعمیمهای نابجا برای پیش برد اغراض مختلف خود سوء استفاده می کنند.
لذا این پژوهشها دلالتی برای وضعیت آینده حجاب و پوشش نمی توانند داشته باشند و فقط انگارههای این زنان را در نسبتهای کنونی فرهنگی و اجتماعی را بازگو می کند و نه چیزی بیش از آن.
@philosophyofsocialscience
هدایت شده از مجتمعنا
بیحجابی معاصر، عامل فقر و تبعیض است.
همانطور که مکان اغتشاشات اخیر نشان میدهد، ما با نوع خاصی از بیحجابی مواجهیم که نه تنها در چارچوب فقر و فحشای جنسی قابل تحلیل نیست، بلکه میتوان مدعی شد عامل فقر و تضاد طبقاتی و تبعیض در دوره معاصر در ایران هم هست.
۲. شواهد متعدد نشان میدهد که بیحجابیها فقط در میان خانمهای مجرد نیست و در میان خانمهای متاهل و دارای فرزند نیز رایج است. این شکل از بیحجابی نشان میدهد که تحلیل آن بر اساس فحشای جنسی راهگشا نیست. مضافا اینکه علی الاغلب این بیحجابیها در مناطق مرفه شهری رایج است و فهم آن در چارچوب فقر و فحشا با واقعیت میدانی سازگاری ندارد. فقر، می تواند معلول علل مختلفی باشد از جمله قحطی های طبیعی. اما عمدۀ فقر در دورۀ معاصر و با نظر به بازارِ مدرن، برخاسته از نظم بازار است و یکی از عوامل اصلی در نظم بازار دورۀ معاصر، تبلیغات است تا به واسطۀ آن، چرخۀ عرضه و تقاضا متوقف نشود. در همین نظام بازار است که زن و حجاب را باید در ذیل بدن مندی فهمید. فارغ از همۀ مباحث نظری و تاریخی بحث که قبلاً در در دو مقالۀ علمی-پژوهشی منتشر شده ارائه کرده ام، فقط کافی است به این نکته دقت کنیم که بی حجابی معاصر (که به هیچ وجه مترادف با فحشا نیست) آیا در بخش های مرفه تر و مصرف گراتر شهری رایج است یا در بخش های پایین و حاشیه نشین و کم برخوردارتر شهری؟
۳. در این نوع بدحجابی، مسئله اصلاً بر سر چادر یا مانتو و ... نیست؛ مسئله بر سر نوعی از بی حجابی است که انگیزۀ اصلیِ آن نمایش بدن است و این نمایش، معطوف به نوعی از آگاهی، هویت، تشخص و از همه مهمتر، ترقی و پیشرفت است که در ذیل توسعۀ سرمایه داری و به طور خاص تر، مقولۀ "مصرف" فهمیده می شود.
۴. پذیرش این نکته که این شکل از بیحجابی به واسطه تبلیغات کالایی و مصرف با احساس ترقی و پیشرفت ارتباط دارد، در واقع جایگاه این شکل خاص از بیحجابی را با توسعه سرمایهداری نشان میدهد. توسعه سرمایهداری برای چرخش چرخ بازار نیاز مبرم به تبلیغات دارد تا از سو امکان بازگشت سرمایه را تامین کند و از سوی دیگر، از قیامها و جنبشهای عدالتخواهانه و رهاییبخش ممانعت بعمل آورد. در تبلیغات یکی از جاذبهها بیتردید همین شکل از بیحجابی و حواشی آن بعنوان سبکهای زندگی است که هم طبقات مستضعف را از انگیزه انقلابیگری باز میدارد و آنها را درگیر سرگرمیهای روزمره میکند و هم با دین و سنت و بواطن و ظواهر آن از جمله حجاب، بعنوان مهمترین مانع ترقی و توسعه مخالفت میورزد و قدم در راه هدم آنها بر میدارد.
۵. رضاشاه پهلوی در ۱۱ آذر ۱۳۱۴ به محمود جم رئیسالوزرا گفته بود که: «نزدیک دو سال است که این موضوع -کشف حجاب- سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصا از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوشبهدوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک میکنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم است». از این منظر بیحجابی اخیر هرچند از حیث قالب و شکل اجرا، در چارچوب تبلیغات و صنعت فرهنگ و ترویج مُد و از طریق تصاویر مجازی و پدیده مصرفگرایی، گسترش پیدا کرده و میکند اما از حیث گرهخوردنش با ایده ترقی و توسعه در استمرار تجددآمرانه دوره پهلوی اول است که برخلاف اقدام فیزیکی و باتوممحور او اینبار از طریق سلطه فرهنگی و تسخیر ضمیرناخودآگاه جمعی بر جامعه متدین و مذهبی تحمیل میگردد. بهنظر میرسد این دیدگاه بتواند بیحجابی زنان متاهل و دارای فرزند و فراگیری این پدیده در میان طبقات متوسط به بالای شهری را تا حد زیادی توضیح دهد، زیرا در اینجا بیحجابی یا بدحجابی و حواشی آن نظیر آرایشهای غلیظ حتی در فصل گرم تابستان بهمثابه یک سبک زندگی، تبدیل به انگاره ترقی و شخصیت و پیشرفت شده و بهمثابه یک ایدئولوژی میتواند موجد شورش و جنبش کند و با قانون حجاب بهمثابه انگاره حجاب اجباری مواجه شده و مقابله با آن را بعنوان آزادی و رهایی و بعضا سعادت به صحنه بکشاند.
https://eitaa.com/mojtamaona
7.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخ فکری و فرهنگی جهان معاصر غربی
جلسه اول
@philosophyofsocialscience
جلسه دوم استاد سلطانی_1.m4a
18.74M
تاریخ فکری و فرهنگی جهان معاصر غربی
جلسه دوم
@philosophyofsocialscience
جلسه سوم استاد سلطانی_1.m4a
24.38M
تاریخ فکری و فرهنگی جهان معاصر غربی
جلسه سوم
@philosophyofsocialscience
هدایت شده از حمید پارسانیا
noormags-اندیشه؛_تکنولوژی_در_آینده_انقلاب_اسلامی_ایران-1858400_2578995.pdf
696.7K
💠 #مقاله؛ تکنولوژی در آینده انقلاب اسلامی ایران؛
✍️استاد پارسانیا
🔸دلایلی كه صدرالمتألهین بر حیات و علم و كلام همه موجودات اقامه میكند، دلایلی است كه از احكام مربوط به وجود آنها استفاده میكند و دلایلی كه حكمای مشاء و اشراق، درباره غفلت و جهل موجودات طبیعی اقامه میكنند، دلایلی هستند كه از احكام مربوط ماهیات جسمانی و صور مربوط به آنها استفاده میكنند و اگر این دو حكم بدون لحاظ دو حیثیت متفاوت یك موجود طبیعی به آن موجود نسبت داده شوند ناسازگار خواهند بود و به تناقض منجر میشوند.
🔸ریشههای غفلت انسان از حقیقت عالم حجاب و غفلت انسان نسبت به حقایق وجودی پدیدهای است كه از یك سو ریشه در پنهان شدن آثار و احكام وجود و در نتیجه ریشه در غلبه احكام ماهیات دارد و از دیگر سو در اصطلاح و عادت یعنی در فرهنگ معرفتی و علمی جامعه استقرار مییابد.
🔸بنابراین اصطلاحات اهل علم، عادات اهل عرف و در حجاب ماندن آدمیان، عواملی نیستند كه به تنهایی، سبب تفسیر جهانی طبیعت، در نزد انسان شوند، عامل دیگری كه در كنار این عوامل حضور دارد و نقشی مهم ایفا میكند این است كه جهان طبیعت نیز به رغم این كه زنده، حی، بوده و سرشار از محبت و عشق و میل و اراده است، معرفت و محبت خود را پنهان میكند و این پنهان كردن گرچه حاصل نحوه مواجهه آدم با عالم است، لكن مطابق سنت مكر و استدراج الهی است و مبتنی بر حكمت و عدالتی است كه طبیعت آگاهانه و عالمانه كارگزار آن است.
🆔@parsania_net
بررسي بنيادهاي نظري ـ فلسفي «روششناسي بنيادين» و دلالتهاي آن در تكوين نظريه (تبيين مباني نظري نسبت واقعيت و انديشه)
مجله معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سيزدهم، شماره چهارم، پياپي 52، پاييز 1401، ص 27ـ44
مهدي سلطاني
* صديقه قرباني
چکيده
استاد پارسانيا در «روششناسي بنيادين» شيوه شکلگيري نظريات علمي را دنبال ميکند، درحاليکه از منظر ايدهآليستها معرفت، هستي را رقم ميزند. نمونههايي از تلفيق مارکسيتها هستي را مقدم ميدانند و در نگاه نوکانتيها نحوهاي از تعامل هستي و انديشه در تکوين نظريه توضيح داده ميشود. استاد پارسانيا براساس بنيادهاي نظري صدرالمتألهين، قائل به حضور هستي و انديشه ـ با هم ـ در شکلگيري و تحقق نظريه است. مسئله اين پژوهش آن است که روششناسي بنيادين مبتني بر کدام مبناي نظري از حکمت متعاليه، «تکوين لحظه حال» (نظريه مُحقَقشده» را به اين نحو توضيح ميدهد؟ و نحوه ارتباط اين دو عامل را چگونه تبيين ميکند؟ حکمت متعاليه با چه ظرفيتي ميتواند اين نظريه را تفسير نمايد؟ روش اين مقاله توصيفي ـ تحليلي بوده و در نهايت نشان داده است: «نفسالامر» نظريات اجتماعي که روششناسي بنيادين از آن سخن ميگويد «هستيهاي اعتباري» است که در نتيجه اعتبارات انساني و حرکت جوهري تحقق مييابد. اين هستيهاي اعتباري در مرتبه نفس عالِم و مرتبه فرهنگ (جهان اجتماعي) به يک وجود موجودند و بنا بر نوع تعامل نظر و عمل در «نوع اخير مُحقَق» و «جهان اجتماعي»، امکانهاي مختلفي از نسبت هستي و مفهوم در نظريه به وجود ميآيد.
کليدواژهها: حکمت متعاليه، روششناسي بنيادين، نظر و عمل، هستي و انديشه، جهان اجتماعي.
@philosophyofsocialscience
هدایت شده از کانال | علی محمدی هوشیار
🔻دوره میان مدت نقد جریان احمدبصری
در ۱۶ جلسه(مجازی)
📌فروردین و اردیبهشت ۹۹
🎙علی محمدی هوشیار
➖➖➖➖➖➖➖
جلسه اول:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1705
جلسه دوم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1707
جلسه سوم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1708
جلسه چهارم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1709
جلسه پنجم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1710
جلسه ششم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1711
جلسه هفتم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1712
جلسه هشتم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1713
جلسه نهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1714
جلسه دهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1715
جلسه یازدهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1716
جلسه دوازدهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1717
جلسه سیزدهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1718
جلسه چهاردهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1719
جلسه پانزدهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1720
جلسه شانزدهم:
https://eitaa.com/ali_hoshyar/1721
هدایت شده از عقلنوشتههای انقلابی
⚡️مدرنیته یک دین است؛ نه یک تطور عینی عالم
🔰دکتر حسین کچویان:
🔸همینطور که جلوتر آمدیم یک چیزهایی را از تمدن غرب پذیرفتیم و مجبور شدیم یک چیزهایی را عوض کنیم تا رسیدیم به جایی که به عنوان مثال بگوییم دین یک امر شخصی است چون دیدیم که این نوع زندگی، مستلزم این نوع تلقی از دیانت است.
🔸بنابراین اگر این تمدن ادامه پیداکند، ملزوماتش را هم میآورد.
بعضی اوقات در بدو امر یکی مستقیماً مفهوم دین، خدا، اخلاق و مفهوم زندگی دینی را هدف میگیرد ولی این تمدن اصلاً در ظاهر با این مقولات کاری ندارد؛ ماشین است که وارد میشود و فرهنگ خودش را میآورد.
🔸یکی از اشتباهات ما ازاول، نفهمیدن زیرکی ها و فریبکاریهای تمدن غرب است که خود را ازاول آنطوری که هست (به عنوان یک دین) عرضه نکرد، بلکه به عنوان یک تطور عینی عالم عرضه کرد. اگر از اول به عنوان یک دین خودش را به ما عرضه کرده بود، اینطور نمیشد که همه امور این تمدن را بگیریم و بعد هم به طور ناخودآگاه عوض بشویم؛ مثلاً اگر شما علم بیشتری بخواهید تا اسلام را بهتر بشناسید میگویند کتب تفسیر و احادیث را بخوانید، حالا اگر شما بخواهید مدرن تر بشوید میگویند باید فوکو، هابرماس و گیدنز بخوانید یعنی این دین مدرنینه است و این ها هم پیامبرهای آن هستند و وقتی شما اینها را خواندید قبولش میکنید و دنیا را هم عوض میکنید؛ یعنی مستقیماً ضربه میزند.
خیلی از دانشجوهای ما وقتی وارد این رشته ها میشوند، دچار تزاحم، بحران و مشکل میشوند؛ چون بلافاصله آنهارا نسبت به زندگی و هستی شان مسئله دار میکند.
🔸از علوم طبیعی هم نباید غافل شد، علوم انسانی صریحاً نفی میکند، ولی علوم طبیعی خدا را مسکوت میگذارد که در یک سیر طولانی تر عملاً به حذف اعتقاد به خداوند میانجامد.
علوم طبیعی عملاً زندگی مان را تغییر میدهد و در درازمدت وقتی زندگی عینی ما تغییر یافت، مجبوریم که اخلاقیات و فرهنگ خود را هم عوض کنیم؛ کما اینکه این صدسال تاریخ هم به اصطلاح احیاگری به یک معنا همین است؛ یعنی زندگی ما عوض شده است. پی در پی به فهم های جدید از دیانت پیدا کردیم و به اینجا رسیدیم.
🔸اگر از منظر دینی علوم اجتماعی را بررسی کنیم، علوم اجتماعی در بعضی از شاخه ها، الهیات دنیای مدرن است. ما دچار این توهّم شدیم که داریم علم عالم و هستی را میخوانیم؛ نه، بلکه این یک شکل معنا کردن این جهان است؛ این ها یک روز، نظریه پایان تاریخ میدهند و ده سال بعد، آن را رها میکنند و پس ازآن پشیزی نمیارزد و ما تازه میآییم به عنوان نظریه علمی مطرحش میکنیم؛ اینها نظریه نیست، اینها در واقع ایدئولوژی است.