هیچی دیگه نصفه شبی زنگ زدن به طرف جواب نداده
به یکی دیگه زنگ زدن گفته چیزی نیست دستمال گرم کنه بذاره روش درست میشه
من: عکس نگرفتیی؟
خالم: عکس چی بابا من به زور خودمو گرفته بودم خوابم نبره، اونام هی تند تند پارچه گرم میکردن میذاشتن رو صورتم
کلبهٔ پیتار;
خودش تعریف میکرد ما ولو شده بودیم از خنده
بابام اون وسط:
موقع خندیدن چیزی نخورید
الان نه پول دارم نه حوصله
مامانم: برای چی؟
بابام: ختم دیگه
مامانم: آبجیات بمیرنن
هدایت شده از انباریِ کلبه.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/pitareston/6176
گوشتو سوراخ کردی جدید؟
#دایگو
کلبهٔ پیتار;
📪 پیام جدید https://eitaa.com/pitareston/6176 گوشتو سوراخ کردی جدید؟ #دایگو
نه همونیه که از بچگیم بوده