تو کتاب "نباید می ماندیم"
معین دهاز یه جا خیلی درست میگه:
"در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتى بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمی شناسد، خصوصا قدرتهایش را"
پرتقال
و این معجزه ی ما بود که بار ها چیزهایی را که داشتیم از دست داده بودیم و باز توانسته بودیم بخندیم...
و فاصله شادی تا عزا تنها به تارِ مویی بود:)
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیرون زتو نیست ،آنچه می خواسته ام
فهرست کتاب آرزوهای منی:)
بمونه از 404/9/16
پرتقال
بیرون زتو نیست ،آنچه می خواسته ام فهرست کتاب آرزوهای منی:) بمونه از 404/9/16
____✨
آیینه ی باران و بهارِ چمنی
سرسبزی بوستان و سرو و سمنی..
Mohsen Chavoshi ~ UpMusicMohsen Chavoshi - ZendanBan (320).mp3
زمان:
حجم:
9.8M
هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد؟
خسته ی من نیم جانی داشت احوالش چه شد؟
پرتقال
بارون؟ مثل یه حس امیدواری عمیق بین همه تاریکیها بود:))))
_🌧
لحظهی بغض نشد حفظ کنم چشمم را
در دل ابر، نگهداری باران سخت است
کاظم بهمنی