#سند
📷اثبات مالکیت ایران بر جزایر سهگانه و بحرین
🔹این سند، گزارشی از فرمانده سربازان حافظ لنگه به فرمانده گردان بوشهر در سال ۱۳۰۷ هجری شمسی است که بر مالکیت تاریخی ایران بر جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) و بحرین تأکید دارد.
🔸طبق این سند مناطق مذکور مانند کیش و لاوان جزئی از منطقه لنگه بودهاند اما به دلیل بیتوجهی حکام محلی در گذشته، شیوخ جنوب خلیج فارس برای چرای دامهای خود با اجازه حاکمان محلی لنگه به تدریج در این جزایر نفوذ کرده و آنها را تحت کنترل گرفتهاند.
🔹این سند همچنین توضیح داده است برخی مأموران محلی اسناد مالکیت ایران را جمعآوری کرده و اصل آنها را به انگلیسیها فروختهاند و اسامی سه نفر از این افراد نیز در سند ذکر شده است.
برای خواندن کامل متن سند اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#سند
📷جنگ قدرت پس از ریاست هوشنگ نهاوندی بر دفتر فرح
تاریخ : ۷ /۱۰ /۳۵ [۷ دی ۱۳۵۵]
از : ۳۴۷
به : عرض می رسد
تاریخ وقوع: اخیرا
موضوع : توزیع قطعه شعری علیه هوشنگ نهاوندی
اخیراً فتوکپی قطعه شعر پیوست بدون ذکر نام سراینده، جهت مدیران برخی از جراید ارسال گردیده است.
در این شعر هوشنگ نهاوندی خائن به وطن توصیف و از انتصاب او به ریاست دفتر علیاحضرت شهبانو اظهار تعجب گردیده و اضافه شده که او لیاقت تصدی ریاست این دفتر را که قبله هر ایرانی است ندارد و فقط در اثر غفلت آقای نخست وزیر بوده که این شخص به جائی رسیده است.
توضیح بخش: از موزونی و محکمی شعر و زیبایی و صحت خط آن چنین بر می آید که سراینده شخص بسیار مطلع و با معلومات و احتمالاً از دانشگاهیان باشد از این رو از طریق منبع به منظور شناسائی سراینده شعر تحقیقاتی به عمل آمد لیکن شناخته نگردید.
برای دیدن اسناد بیشتر اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓پرورش هنرمندان زیرنظر آیتالله مهدوی کنی
🔹در دهه پنجاه، زمانی که خفقان ناشی از کشتار و بازداشت پهلوی، مبارزه علنی را دشوار ساخته بود، در یکی از گذرهای قدیمی تهران، در کوچه آبمنگل واقع در منطقه خیابان ری، مرکزی فرهنگی-مذهبی به نام «مکتب صادقیه» فعالیت داشت که مبارزه را در چارچوب کار دنبال میکرد.
🔸این نهاد زیر نظر شخصیتهای برجستهای چون آیتالله دکتر بهشتی، آیتالله مطهری، آیتالله امامی کاشانی و از همه بیشتر آیتالله مهدویکنی اداره میشد.
برنامههای مکتب صادقیه ترکیبی از آموزش، سخنرانی و فعالیتهای فرهنگی بود. یکی از نمایشنامههای شاخص که در این مکان اجرا شد، به مقایسه تربیت فرزندان مسلمان و غیرمسلمان میپرداخت و نقدهایی را به رسانهها و برخی نهادهای جامعه معطوف میکرد.
🔹این مجموعه با ترکیب منحصربهفرد فعالیتهای آموزشی، مذهبی و فرهنگی، به کانونی اثرگذار در فضای فکری و اجتماعی دوران خود تبدیل شده بود. محمدرضا شریفینیا درباره آن مجموعه گفته است: «به جایی در محلهمان میرفتم که «مکتب صادقیه» نام داشت. من اوقات فراغت و ایام مذهبی را در آن مکتبخانه میگذراندم. آنجا کلاسهای قرآن و نهجالبلاغه و مسائل سیاسی و همه چیز بود. مدرسین ما افرادی مانند آقای بادامچیان بود و آقای مهدویکنی مسئول مکتب صادقیه بود. آقایان بهشتی، رجایی، مفتح و خاموشی هم به آنجا رفت و آمد میکردند. یواشیواش در آنجا هم درس میخواندم و هم درس میدادم»
برای نکات بیشتری از روایت این مرکز، اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ «عملیات خشم فوری» آمریکا علیه پابرهنگان کارائیب
🔹پنجم آبان ۱۳۶۲، سخنگوی وزارت خارجه ایران تجاوز آمریکا به گرانادا را محکوم کرد و آن را نمونهای از بیاحترامی امپریالیسم آمریکا به استقلال کشورها دانست. ماجرا به حمله روز قبل بازمیگشت؛ زمانیکه ایالات متحده با عملیات «خشم فوری» به کشور کوچک گرانادا در دریای کارائیب یورش برد. این نخستین اقدام نظامی گسترده آمریکا پس از جنگ ویتنام بود و در فضای رقابتهای جنگ سرد با توجیه بازگرداندن ثبات به این کشور انجام شد.
🔸گرنادا که در سال ۱۳۵۳ از بریتانیا استقلال یافته بود، پس از کودتای چپگرای موریس بیشاپ در سال ۱۳۵۸، روابط نزدیکی با کوبا و شوروی برقرار کرد و با کمک کوبا ساخت فرودگاهی بینالمللی را آغاز نمود. دولت ریگان این فرودگاه را تهدیدی راهبردی و نشانه نفوذ شوروی دانست. بحران در مهر۱۳۶۲ با درگیری داخلی میان بیشاپ و معاونش برنارد کورد شدت گرفت؛ بیشاپ در نهایت اعدام شد و آشفتگی سیاسی زمینه مداخله آمریکا را فراهم کرد.
🔹در بامداد چهارم آبان ۱۳۶۲ نیروهای آمریکایی همراه با واحدهایی از چند کشور کارائیب به گرانادا حمله کردند. نبرد چند روز ادامه یافت و به کشته شدن دهها تن از آمریکاییها، کوباییها و غیرنظامیان انجامید. برتری نظامی آمریکا باعث شد دولت گرانادا سقوط کند.
🔸حتی متحدان آمریکا مانند بریتانیا و کانادا نیز این اقدام را محکوم کردند. تحلیلهای حقوقی، از جمله مقاله کریستوفر جوینر، آن را فاقد وجاهت قانونی و اقدامی تجاوزکارانه دانستند.
برای خواندن متن این روایت اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 طالقانی پس از آزادی از زندان چه گفت؟
🔹آیتالله طالقانی در هشتم آبانماه سال ۱۳۵۷ پس از تحمل سه سال زندان آزاد شد. حکم محکومیت او این بار هم ۱۰ سال زندان بود اما با افزایش فشارها، شاه دستور آزادی بخشی از زندانیان سياسی از جمله وی را داد.
🔸خبر آزادی طالقانی و دیگر همرزمانش سیل خروشان مردم، گروهها و سیاستمداران را به استقبال ایشان کشانید. روزنامه اطلاعات، به نقل از وی در یک مصاحبه اختصاصی چنین نوشت: «سرانجام ملت مسلمان در پیکار خود پیروز خواهند شد.» این نخستین جملهای بود که آیتالله طالقانی فردای آزادی در دیدار با خبرنگار روزنامه اطلاعات در منزل خود بیان و نسبت به تغییر رویه مطبوعات ابراز امیدواری کرده بود. خبرنگار خستگی را دلیل کوتاهی مصاحبه عنوان کرد: «حضرت آیتالله طالقانی بسیار خسته و تکیده بهنظر میرسید.»
🔹رفتوآمد مردم و احزاب و گروهها به منزل ایشان باعث شد تا وی اهل خانه خود را به محلی دیگر منتقل کرده و منزلش را به ستاد ارتباط با مردم تبدیل کند.
🔸آیتالله خامنهای از جمله کسانی بود که نگذاشت یاد این نوع ایثارها در اذهان خاموش شود. بهعنوان نمونه آنچنان که سند ساواک دلالت دارد، در شامگاه عاشورا که مصادف بود با ۲۰ آذر ۵۷، پس از راهپیمایی بزرگی که به دعوت امام خمینی و علمایی همچون آیتالله طالقانی در سراسر کشور انجام شده بود، در جمع «حدود دو هزار و پانصد نفر از طبقات مختلف [...] درباره بازداشت طالقانی و سانسور مطالبی سخنرانی نمود.»
برای خواندن متن کامل این روایت اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓آخرین گام انگلیس در گذار قدرت از قاجار به پهلوی
🔹روز ۷ آبان ۱۳۰۴ «سرپرسی لورن» وزیر مختار انگلیس در تهران، دیداری دوساعته با رضاخان داشت. وی در این دیدار تصریح کرد:
«دولت انگلستان مصمم است ایران را کاملاً آزاد بگذارد تا مشکلات خود را حل کند و این راه، عقیده یک دوست وفادار ایران است. توقع داریم درخواستهای ما مورد رسیدگی قرار گیرد و هرچه زودتر حلوفصل شود.»
🔸اما سیر تحولاتی که پس از این دیدار بهسرعت در ایران شکل گرفت، بهروشنی فضای ملاقات آن روز و نوع مأموریت تازهای که انگلیسیها بر عهده رضاخان گذارده بودند را نشان میداد.
فردای آن روز یعنی در ۸ آبان ۱۳۰۴ با تصمیمی که در خانه رضاخان گرفته شد، به پرونده حکومت ۱۳۰ ساله قاجارها در ایران خاتمه داده شد.
🔹در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی، نفربهنفر به خانه رضاخان فراخوانده شدند تا مادهواحدهای که علیاکبر داور آن را تهیه کرده بود، امضا کنند. بر اساس این ماده، مجلس شورای ملی انقراض سلطنت قاجار را تصویب و حکومت ایران را به رضاخان واگذار میکرد.
برای خواندن برنامههای انگلیس برای روی کار آمدن انگلیس، اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️در الجزایر میان بازرگان و برژینسکی چه گذشت؟
🔹خبر ملاقات و گفتگوی مهندسبازرگان و دکتر یزدی نخستوزیر و وزیر امورخارجه دولت موقت جمهوری اسلامی ایران با زبیگنیوبرژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر رئیسجمهور آمریکا در خلال مراسم بیست و پنجمین سالگرد استقلال الجزایر، به سرعت در سراسر جهان و ایران انعکاس وسیعی پیدا کرد. این ملاقات، که بهعلت پایینتر بودن سطح مقام مشاور امنیتملی آمریکا، در محل اقامت نخست وزیر ایران صورت پذیرفت، یک ساعت و ۲۰ دقیقه به طول انجامید و در آن هیچ عکاس و خبرنگاری حضور نداشت. افکار عمومی جهانی به ملاقات مزبور که اولین ملاقات سطح بالا میان دو دولت ایران و آمریکا پس از انقلاب ضد آمریکایی ایران بود، حساسیت و توجه نشان داد. این توجه و حساسیت در داخل ایران به مراتب شدیدتر بود.
🔸دکتر حبیب الله پیمان که عضو شورای انقلاب بود، درباره ملاقات با برژینسکی در مصاحبهای در اواخر دهه هفتاد چنین گفته است: «این واقعیت باید از سوی دولتموقت درک میشد که در کشور واقع انقلاب شده است. باید شرایط و حساسیتها را درک میکردند. اگر شرایط انقلاب درک شده بود، نباید قبل از اینکه موضوع در یک مجمع رسمی جمعی مثلا شورای انقلاب یا پارلمان بحث شود، با آمریکا مذاکره کنند. دیدید که یک چنین خطای تاکتیکی کوچکی چه انعکاسی داشت.»
این ملاقات واکنشهای بیشتری هم داشت که میتوانید اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓تلاش آمریکا برای نفوذ در قدرت
🔹پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مأموران سیا به دنبال احیای نفوذ ازدسترفتهٔ خود در ایران برآمدند. آمریکاییها دیگر با اصحاب قدرت در ایران تماسی نداشتند و این تماس باید برای بار دیگر برقرار میشد؛ راهکار نخست، تأسیس ائتلافی متشکل از سیاستمداران، روحانیان و نظامیان «میانهرو» بود تا بتوانند قدرت را به چنگ آورند و منافع ایالات متحده در ایران را برای بار دیگر برآورده کنند. به همین خاطر بود که چنین ائتلافی به «خط میانه» شهرت یافت. از منظر آمریکاییها، میانهروی در نقطۀ مقابل انقلابیگری معنا میشد.
🔸مأموران سیا در تهران برای تأسیس ائتلاف میانهروها نیاز به یک نخ تسبیح داشت؛ شخصیتی که توان قد علمکردن در برابر آیتالله خمینی را داشته باشد و از سوی دیگر مرضیالطرفین شخصیتها و گروههای آمریکوفیل باشد. آنها مجموعۀ این خصلتها را در آیتالله سیدکاظم شریعتمداری و تشکل دنبالهروی او یعنی «حزب جمهوری خلق مسلمان» یافتند.
🔹آیتالله شریعتمداری برحسب محاسبات ظاهری، یک مرجع دینی در تراز آیتالله خمینی بود؛ در استانهای آذریزبان و در بخشی از قم وجاهت و پذیرش داشت و روشنفکران و ملیگرایان هم میتوانستند با او کنار بیایند. مرکز فرماندهی سیا در سوابق خود از سال ۱۳۴۵ به بعد، گزارشهای متعددی دربارۀ شریعتمداری داشت و از این سوابق، دریافته بود که «او با شاه مناسبات نسبتاً خوبی داشته و همچنین در لیست حقوقبگیران ساواک بوده است.»
برای خواندن متن کامل این روایت اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#عکس
📸تصاویری از نخستین سالگرد اشغال لانه جاسوسی با حضور شهید رجایی
🔹سه شنبه 13 آبان 1359، شش هفته از آغاز جنگ تحمیلی گذشته بود که نخستین مراسم سالگرد تسخیر لانه جاسوسی با حضور و سخنرانی نخستوزیر وقت، شهید محمدعلی رجایی برگزار شد و او از نقش آمریکا در آغاز جنگ گفت.
🔸در این روز، درهای لانه جاسوسی به روی مردم باز شده بود و بخشی از شرکتکنندگان داخل حیاط سفارت سابق آمریکا و بخشی در خیابانهای اطراف مستقر شدند.
🔹روزنامه جمهوری اسلامی، در گزارش این مراسم تعداد حاضران را چنین نوشت: «صدها هزار نفر از دانش آموزان پس از راهپیمایی که از هشت مسیر انجام شد، در محل لانه جاسوسی اجتماع کردند. با وجودیکه قرار بود مراسم از ساعت ۹/۵ صبح با رژه نهادهای انقلابی آغاز شود، از ساعتی قبل از شروع مراسم جمعیت در محوطه لانه جاسوسی موج میزد و صدها هزار دانش آموز دختر و پسر در حالیکه ندای «مرگ بر آمریکا» میدادند حاضر شده بودند.»
برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️روایتی متفاوت از انقلاب دوم
🔹اواخر مهر و اوایل آبان ۱۳۵۸ بود که ایدۀ اولیۀ تصرف سفارت آمریکا در یکی از جلسات شورای مرکزی تحکیم وحدت به میان آمد. به دلیل وجود مخالف، دفتر تحکیم وحدت طرح را منتفی تلقی کرد اما توسط گروهی و به دور از چشم مخالفان پی گرفته شد.
🔸زمانی که دانشجویان طرح عملیات را با موسوی خوئینیها در میان گذاشتند، او طرح را پسندید. اعضای شورای هماهنگی با او مشورت کردند که آیا پیش از اجرای طرح، آن را به اطلاع امام برسانند یا نه. موسوی خوئینیها پاسخ منفی داد و قرار شد که موسوی خوئینیها در پایان اجرای طرح، به دفتر امام تلفن بزند و نظر امام را جویا شود.
دومین نفری که از عملیات دانشجویان اطلاع یافت، محسن رضایی، مسئول واحد اطلاعات سپاه بود.
🔹جمعیتی حدوداً چهارصدنفره آمادۀ عملیات بزرگی شده بودند. هریک از دانشجویان به هر شکلی که میتوانست در محل قرار خاص خودشان در تقاطع خیابان بهار، کمی شرقتر از سفارت آمریکا، حاضر شدند. حوالی ساعت ۱۰:۳۰ ناگهان فرمان آغاز عملیات صادر شد کمی بعد درها هم باز شد و دانشجوها وارد حیاط سفارت شدند.
برای خواندن متن کامل این روایت اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓یورش ساواک به خانه امام
🔹نمیتوان گفت آیتالله خمینی پس از دو اقدام اخیر خود علیه مصونیت نظامیان آمریکا در ایران چشم به راه واکنش حکومت نبود، اما مسیر آمده را پیش گرفت؛ تدریسهای روزانهاش را ادامه داد؛ دیدارهای مهم را از قلم نینداخت. در آن سو، هیأت حاکمه، تبعید امام خمینی را با نظر مثبت بررسی میکرد. در فاصله ده روزه چهارم تا سیزدهم آبان همه مقدمات تبعید آماده شد.
🔸ایشان نیمهشب سیزدهم آبان برای نماز شب بیدار شد. نخستین رفتوآمدها و هیاهوها را که شنید، شروع کرد به جمعوجور کردن وسایل شخصی؛ چیزهایی که پس از دستگیری به آنها احتیاج پیدا میکرد. کماندوهای شاه در خانه را بهشدت میکوبیدند. یکی از نیروهایی که خود را به اینطرف دیوار رسانده بود، با لگد در میان اندرونی و بیرونی را شکست. اینجا بود که صدای آقای خمینی بلند شد و به مرز فریاد رسید: «ساکت! در حیاط مردم را نشکنید! خودم میآیم. چرا وحشیگری میکنید؟»
🔹 پس از رسیدن به بیمارستان فاطمی، خودرو را عوض کردند. خودرو دوم حرکت کرد. آن که کنار راننده نشسته بود، با تهران در تماس بود؛ گزارش میداد و دستور میگرفت.
🔸به فرودگاه رسیدند و سرهنگ حسین افضلی، از طرف سازمان اطلاعات و امنیت کشور، مأمور مستقیم و همراه آیتالله خمینی بود. تکجملهای از آقای خمینی خطاب به افضلی در میان سندها بهجای مانده است: «من برای دفاع از وطنم تبعید شدم.»
برای خواندن قسمتهای بیشتری از این روایت اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir