#روایت
🗓به جمهوری اسلامی کن خوش آمدید!
🔹هفدهم آذر ۱۳۵۷ ساواک در انتظار حادثه بزرگی از سوی مردم بود. جامعهی روحانیت تهران با کمک نیروهای انقلابی تدارک تظاهراتی گسترده در سطح خیابانهای مهم و مرکزی تهران را برنامهریزی نموده و ضمن دعوت از مردم برای حضور گسترده در تظاهرات روز تاسوعا و عاشورا، از مردم خواسته بود ضمن رعایت نظم و انضباط، اجازه خرابکاری از طریق آتش سوزی و یورش به خانهها و مغازهها و دزدی را به عمّال رژیم، ندهند.
🔸یکی از گزارشهای میدانی ساواک در آستانه آن راهپیمایی، از روستای کن در اطراف تهران است، روستایی که پیشتازی آن موجب تعجب مخبر ساواک شده است.
🔹در حالی که هنوز تعبیر «جمهوری اسلامی» به شعارهای تهران راه نیافته بود، در این گزارش آمده است: شنیده شده که در دهکده کن واقع در حومه تهران اهالی اکثرا مسلح میباشند لذا به آنجا مراجعه مشاهده شد در مدخل ورودی ده تابلوئی نصب است که روی آن نوشته شده «به جمهوری اسلامی کن خوش آمدید» و روی دیوار کنار هر خانه یک اعلامیه مضره نصب است.
🔸با پیرمردی آشنا شدم و اظهار داشت ما مسلمانان ایران همه بپا خواستهایم ... اکنون در این ده کوچک حدود چهل قبضه اسلحه وجود دارد و در محلی پنهان است ... اینست که بهنگام جهاد همه ما بطرف تهران حرکت خواهیم کرد و مانند یک سرباز فداکار اسلام میجنگیم.
این روایت را میتوانید اینجا بخوانید و برای مطالعه بیشتر درباره قیام مردم در ۱۷ آذر۵۷ اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️پیشنهاد وزیر خارجه رضاشاه برای تغییر قانون اساسی آمریکا
🔹نمونه اعلای قساوت و طمع در طول دوره حکومت رضاشاه، اشاره نشریات خارجی به سطح پایین اجتماعی او چندینبار موجب قطع روابط دیپلماتیک با کشورهای متبوع آنها شد. در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷، نشریههای تایم و نیویورک میرور به این مطلب اشاره کردند که رضاخان در گذشته مهتر بوده و سپس چندی به نگهبانی در جلوی در سفارتخانههای خارجی در تهران اشتغال داشته است.
🔸پس از انتشار این مطالب، وزیر خارجه ایران از وزیر مختار آمریکا در تهران خواست تا نشریات خطاکار را مجازات و از تکرار این قبیل ندانم کاریها در آینده جلوگیری کند. وقتی وزیر مختار آمریکا به باقر کاظمی، وزیر خارجه ایران، توضیح داد که نشریات آمریکایی تحت حمایت قانون اساسی این کشور قرار دارند، کاظمیدر عین ناباوری مقام آمریکایی، پیشنهاد کرد که آمریکاییها برای رضایت خاطر ملوکانه اعلیحضرت پهلوی قانون اساسیشان را تغییر بدهند.
🔹همین آقای کاظمی که پیشنهاد تغییر قانون اساسی را به وزیر مختار آمریکا داد، وقتی سفیر ایران در ترکیه بود به دلیل انتشار مقالهای که به اصل و نسب معمولی رضا شاه اشاره کرده بود، در سال ۱۹۴۰ بدون مقدمه از مقامش عزل شد. از اسناد و مدارک آن دوره چنین بر می آید که ایران به مضحکهای بینالمللی مبدل شده بود. تا جایی که سفیر آمریکا در ترکیه هنگام گزارش آن به مافوق، مینویسد همتای ترک او از خنده روبر شده بود.
🌄 شرح عکس:
باقر کاظمی وزیر خارجه وقت ایران
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#سند
📷تلاش انگلیس برای استعمار جزایر خلیجفارس
🔹بریتانیا در سال ۱۷۶۳ تا ۱۹۷۱ (برابر با ۱۱۴۲ تا ۱۳۵۰ شمسی) مناطق وسیعی از جنوب خلیج فارس را که همیشه بخشی از سرزمین ایران بود، اشغال کرد و حتی تشکیلات اداری اختصاصی برای آن دایر کرد؛ اما از زمانیکه استعمار انگلیس به دلیل مشکلات خود ناگزیر به ترک خلیجفارس شد، سعی به جعل دولتهایی کرد تا منافع خود در این منطقه را از دست ندهد.
🔸چون این جزایر تا پیش از تصرف بریتانیا بخشی از خاک ایران بودند و در عمل متعلق به هیچ یک از دولتهای جدید التأسیس نبودند. استمرار بلاتکلیفی این جزایر منجر به الحاق طبیعی آنها به خاک ایران میگشت.
🔹برای شناخت فرایند اشغال جزایر ایرانی توسط انگلیس، اسناد موجود در آرشیو کتابخانه ملی امارات متحده عربی اهمیت زیادی دارند؛ از جمله آنها اسنادی است که اشغال جزایری از خلیج فارس همچون آریانا، ارزنه و زرکوه توسط شرکتهای نفتی در تابستان ۱۳۴۰ را روایت میکند و از نگرانی آنها درباره چگونگی استخراج نفت از «هر یک از جزایر مورد مناقشه» خبر میدهد.
🔸مهمترین نکته این اسناد، تردیدها درباره تعلق سرزمینی این جزایر است که نشان میدهد به تعبیر قید شده در مکاتبات اداری انگلستان، هنوز «اعلیحضرت» درباره این جزایر تصمیم نگرفته است.
🔹فارغ از چنین اسنادی و همه نقشههای کهن، نامهایی همچون زرکوه و آریانا به تنهایی نیز خبر از سابقه طولانی تعلق آنها به ایران دارد.
🔸۵ برگ از این اسناد مهم و تاریخی که بخشی از حکایت مالکیت ایران بر آن جزایر خلیج فارس است را میتوانید اینجا ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#سند
📷نصب پرچم انگلیس در جزایر ایرانی!
🔹سندی تاریخی از سال ۱۳۰۸، یکی از شواهدی است که حاکمیت بدون تردید ایران بر جزایر سه گانه را نشان میدهد. طبق این سند به رغم همکاری تمام و کمال رضاشاه با بریتانیا، جزایر ایران بدون اعتنا به دولت مرکزی اشغال شده است، همان اشغالی که مستمسک ادعای امروز کشور امارات است.
🔸فرمانده کل قوای جنوب به ارکان حرب کل قشون گزارش میدهد که انگلیسیها بدون مجوز در جزایر ایرانی «تنب» و «ابوموسی» پرچم نصب کرده و مأمور گماشتهاند. این اقدام حیرت «اهالی» را برانگیخته است، همان اهالی که ایرانیان بومی بودند.
برای خواندن متن سند اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 نقطه آغاز جنگ سرد از تبریز
🔻روایتی از فرقه دموکرات ایران
🔹در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ دولت خودمختار وابسته به فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز اعلام موجودیت کرد. کابینه خودخوانده به نخستوزیری جعفر پیشهوری آغاز به کار کرد و همزمان نیروهای مسلح فرقه، شهربانی، ژاندارمری و ادارات دولتی تبریز را تصرف و لشکر آذربایجان را وادار به تسلیم کردند. سه روز بعد، در ۲۴ آذر ۱۳۲۴، فرقه دموکرات کردستان نیز دولت خودمختار تشکیل داد.
🔸 جعفر پیشهوری، مدیر نشریه چپگرای «آژیر» و از عوامل تأسیس حزب کمونیست ایران، رهبری دولت خودمختار آذربایجان را بر عهده گرفت. در کردستان نیز قاضی محمد، از چهرههای طرفدار شوروی، به توصیه حزب کمونیست آذربایجان شوروی فرقه دموکرات کردستان را تشکیل داد و در دوم بهمن ۱۳۲۴ با لباس نظامیان روسی تأسیس دولت خودمختار کردستان را اعلام و ریاست آن را عهدهدار شد. بدین ترتیب دو جمهوری خودخوانده با حمایت مستقیم شوروی شکل گرفتند.
🔹 حوادث آذربایجان و کردستان ریشه در اهداف شوروی و مناقشات نفتی داشت. پس از تلاش ناکام روسها برای کسب امتیاز نفت شمال و همزمان با مذاکرات پنهانی دولت ایران با شرکتهای نفتی انگلیسی و آمریکایی، شوروی نیز درخواست امتیاز نفت شمال را مطرح کرد. با رد این درخواست، تبلیغات حزب توده و حضور نظامی روسها تشدید شد. اشغال بخشهای وسیعی از شمال ایران و حمایت سیاسی و نظامی شوروی، زمینهساز شکلگیری دولتهای خودمختار و پیگیری خط تجزیهطلبی شد.
شما میتوانید متن کامل جریان تشکیل فرقه دموکرات را در [اینجا] بخوانید
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️جنایت رژیم پهلوی در مشهد
🔹بیست و سوم آذر، سیزدهم محرم آیتالله خامنهای در خانه آیتالله قمی مراسم عزاداری امام حسین شرکت داشتند که کسی برایشان خبر آورد شماری از دانشجویان دانشکده پزشکی در بیمارستان شاهرضا به دلیل همراهی با مردم انقلابی در محاصره نظامیان و در آستانه قتل عام هستند و اگر علما خود را برسانند، چه بسا بتوانند به ماجرا پایان دهند.
🔸ایشان به همراه گروهی از علما و همراهی مردم خود را به بیمارستان رساندند و شاهد هجوم سربازان به بیمارستان و کشتهشدن عدهای بودند. اعلامیهای نوشتند و خواستار تفییر فرمانده نظامی استان شدند و اعلام تحصن کردند. خیلی زود بخش زیادی از بیمارستان مملو از گروههای مختلف شد.
🔹متحصنین بیانیههای پی درپی صادر می کردند که نویسنده آنها آیتالله خامنهای بود. امام خمینی هم از این تحصن حمایت کردند و توصیه کردند مردم و ارتش مقابل همدیگر قرار نگیرند. این تخصن ده روز ادامه داشت.
🔸پنجمدی، تظاهرات گستردهای در مشهد انجام شد و به سخنرانی آیتالله خامنهای گوش دادند. آن جا بود که پایان تحصن و دلایل آن اعلام شد: اجتماع علماء در یک نقطه موجب اختلال در کار خدمات مذهبی در سطح شهر شده است؛ تحصن پزشکان باعث اختلال در امر درمان بیماران گشته است؛ حضرات آیات سید عبدالله شیرازی و سیدحسن قمی پایان تحصن را توصیه کردهاند.
🔹رهبر انقلاب در خاطرات خود بیان کردند: این تحصن آثار بزرگی داشت و مانند شمعی که می درخشد و به پایان می رسد، تمام شد.
ماجرای کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓گروه فجر اسلام و پخش اعلامیههای حضرت امام
🔹گروه فجر اسلام در سال ۱۳۵۴ و در واکنش به تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق تأسیس شد. کار اصلی این گروه، تکثیر و توزیع اعلامیههای امام خمینی و روحانیون مبارز بود و آن را در شهرهای مختلفی از جمله اصفهان، مشهد، تهران، ساری، بابل، شهمیرزاد و یزد پخش میکرد. توانایی چاپ انبوه اعلامیهها که گاهی تا ۵۰۰ هزار نسخه میرسید؛ اما شگردهای مختلف نتوانست آن را متوقف کند و این گروه تا پیروزی انقلاب به فعالیت خود ادامه داد.
🔸اکبر صالحی از اعضای فعال فجر اسلام که شهید اندرزگو در مسیر ملاقات با او به شهادت رسید، میگوید: «آنها دستگاههایی داشتند و اعلامیه چاپ میکردند و خیلی هم تمیز اعلامیهها را بیرون میدادند. جاهای دیگر نیز اعلامیهها را تکثیر و پخش میکردند، ولی بهترین محلی که اعلامیههای حضرت امام را منتشر میکرد، فجر اسلام بود. بودجه کاغذش را هم خودمان از بیرون تهیه میکردیم.
🔹مرحوم شهید مهدی عراقی اعلامیهها را از خود دفتر امام در خارج از کشور تلفنی میگرفتند و دستنویس را شهید حاج صادق اسلامی به منزل ما میآوردند. دو سال مرتب دست نویس اعلامیههای امام میآمد ما میدادیم به سازمان فجراسلام. اینها هم کاغذهای مخصوصی میخواستند که این هم خیلی تهیهاش مشکل بود. حاج کاظم نیکنام که از دوستان هستند در پامنار کار انتشاراتی داشتند. بیشتر ما توسط ایشان کاغذش را تهیه میکردیم و به فجر اسلام میدادیم.»
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir