#روایت
🗓روایتی از ترور شهید دکتر مفتح
🔹۲۷آذر ۵۸بود که خبر از تروری در دانشکده الهیات دانشگاه تهران به گوش رسید. این محمد مفتح، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و سرپرست کمیته انقلاب اسلامی منطقه چهار بود که با گلوله یکی از اعضای گروه فرقان به نام کمال یاسینی ترور شد و به شهادت رسید.
🔸وقتی دکتر مفتح از ناحیه پا مورد اصابت اولین گلوله قرار میگیرد به صورت مارپیچ خود را به محوطه و راهروی دانشکده میرساند. در این فاصله هم دانشجویان و هم مردم میتوانستند مهاجمین را محاصره و دستگیر کنند؛ اما چنان وحشتزده شده بودند که هیچکدام به این فکر نیفتادند. با وجود این دکتر به فرار ادامه میدهد تا سرانجام قدرتش را از دست میدهد و روی زمین میافتد و با دو دست، محل گلوله اول را روی پای میپوشاند، اما مهاجم اول در همین حال خود را به دکتر میرساند و گلولهای به فرق دکتر شلیک میکند.
🔹پیکر بیجان دکتر مفتح، توسط دانشجویان به بیمارستان منتقل گردید. لیکن، تلاش پزشکان برای نجات وی به نتیجه نرسید. علاوه بر ایشان، دو محافظ او به نام «جواد بهمنی و اصغر نعمتی» هم در این سوء قصد به شهادت رسیدند.
🔸پیکر ایشان به شهرستان قم انتقال یافت و با حضور امام خمینی در مراسم باشکوهی تشییع گردید و در حجره ۲۳ صحن مطهر حضرت معصومه به خاک سپرده شد.
ماجرای کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#سند
🗓 رشوه معرفی فرح دیبا به شاه
🔹در اداره رادیو، رضا کاشفی و ایرج شمس و چند نفر دیگر جلسه بحثی تشکیل داده و آقای کاشفی در مورد انتصاب مهندس اردشیر زاهدی [به سفارت ایران در آمریکا اظهار داشت اخیراً در مطبوعات آمریکا نسبت به ایران و روش سیاسی این کشور حملاتی شده است.
🔸سفارت ایران در آمریکا نتوانسته آنطور که باید و شاید از این حملات جلوگیری نماید، ممکن است اردشیر زاهدی را به این جهت که با اغلب از مقامات آمریکایی آشنایی و دوستی دارد به این پست گمارده باشند که بتواند در آینده موجبات حسنتفاهم و حسننظر مطبوعات آمریکا را فراهم نماید.
🔹آقای شمس پس از وقایع ۲۸ مرداد، هر هفته در یکی از کوچههای فرعی باغ آصفالدوله واقع در خیابان ری، حوزههای حزبی تشکیل میداد و بهوسیله نامبرده اداره میشد که گویا هنوز هم اداره میشود.
🔸در منزل شمس هم اکنون مقدار متعددی از عکسهای رهبران نهضت مقاومت ملی از جمله دکتر مصدق که با خط و امضای خود آن را به شمس هدیه نموده است وجود دارد. نامبرده اظهار داشت در مورد انتصاب مهندس اردشیر زاهدی باید بگویم که وی رشوه معرفی فرح دیبا را به شاه، از شاه گرفت.(۱)
🗄 (۱) شاه در خرداد ماه ۱۳۳۸ سفری به فرانسه داشت و در آن سفر فرح به عنوان دانشجو با او صحبت کرد. پس از آن اردشیر زاهدی که مسئول رسیدگی به امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود، پیگیر ملاقات او با شاه به عنوان گزینه ازدواج شد.
برای مشاهده تصاویر بیشتر و بازتاب رسانهای این ازدواج [اینجا] را ببینید.
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓درس اختلاف علمای مسیحی در ماجرای «شهید جاوید»
🔹در سال ۱۳۴۹ کتاب شهید جاوید به قلم حجتالاسلام نعمتالله صالحی نجفآبادی منتشر شد و موجب بحث و جدل بیسابقهای در حوزه قم شد. موضوع این کتاب درباره امام حسین(ع) و قیام آن حضرت بود. آقای نجفآبادى ادعا کرده بود که قیام امام حسین علیهالسلام نه برای شهادت، بلکه برای تأسیس حکومت اسلامی بوده است و آگاهی امام به مرگ خود و خانوادهاش را منتفی تلقی کرده بود.
🔸این نویسنده از طرفداران امامخمینی بود و همین موضوع، فرصتی برای دستگاههای اطلاعاتی حکومت پهلوی به وجود آورد تا از بگومگوهای حوزه علمیه استفاده کند و بین جامعه مذهبی شکاف ایجاد کند. چنین القا کردند که طرفداران خمینی موافق موضوعات مطرحشده در کتاب هستند و پیروان آیتالله گلپایگانی را رودرروی آنها قرار دادند.
🔹امامخمینی نامهای نوشتند و لزوم رفع اختلاف بین روحانیون را یادآور شدند: آنچه اخیرا مورد تأسف این جانب است، اختلافاتی است که نمیدانم با چه دستی در حوزه علمیه قم و بین اهل منبر آنجا حادث شده است؛ همان نحو اختلافی که بین علمای مسیحی در وقتی که ممالک آنها را میگرفتند، حاصل شد. امروز که اصول احکام در دستبرد اجانب و نوکرهای آنهاست، به جای وحدتکلمه، این نحو تفرق و توهین بعضی از بعضی و تکفیر بعضی موجب کمال تأسف است و کاشف از عدم رشد جامعه است... آقایان را از این خواب گران بیدار کنید، قبل از اینکه همه چیز آنها به باد رفته باشد؛ اگر نرفته باشد.
شرح کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓خزان ۱۳۵۵ و یلدای شیاطین
🔹تاریخ مبارزات سیاسی روشنفکران چپ ایران، دورۀ ظهور پدیده های عجیب و غریب نیز بود. یکی از این «پدیده» ها سیروس نهاوندی بود. چهره ای که سال ها از پشت پرده صدها جوان با انگیزه و ساده دل را بازی داد و سرانجام خود در غبار تاریخ گم شد.
🔸ساواک، سیروس را نه طعمه، بلکه وسیله و ابزاری برای تأسیس یک سازمان مبارزاتی با ایدئولوژی تند چپ کرد؛ سازمان آزادی بخش خلق های ایران! سیروس که زندانی بود، باید به بیرون می رفت. «قهرمان»، زار و نزار و آش و لاش از «شکنجۀ» جلادان ساواک، بر تخت بیمارستان ۵۰۲ ارتش افتاده بود که نیمه شب گریخت؛ در تاریکی شب گم شد. رفت و رفت و رفت تا یاران را پیدا کرد.
🔹او محفل های مبارزاتی در تهران و شهرستان ها برپا کرد و «مبارزان» را به کارهای مطالعاتی و «شناخت جامعه ایران» واداشت.
🔸پاییز ۱۳۵۵، خزان برگ ریز مبارزات سیاسی و چریکی در ایران نیز بود. «شب یلدا»ی شیاطین فرا رسید. ساواک، که از زیر و بم همه کارهای سیروس خبر داشت و آدرس همه خانه های تیمی را می دانست، حمله را آغاز کرد؛ و شد آنچه شد. جمع انبوهی از اعضا و مرتبطین سازمان دستگیر و کشته شدند. سیروس هم در خاکستری تاریخ گم شد و دیگر کسی او را ندید.
🔹انگیزهای که مشخص نشد چرا ساواک دست به خون کسانی آلود که از زیر و بم همه کارهای آنها آگاهی داشت و چشمی چون سیروس در میان ها داشت؟ این از بیرحمی های عجیب و باورنکردنی و از ناجوانمردی های تاریخی ساواک بود.
⬅️ میتوانید روایت کامل پیدایش تا نابودی این حزب را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓چرا رئیس سیا مأمور به سفارت آمریکا در ایران شد؟
🔹اول دیماه ۱۳۵۱ ریچارد هلمز، رئیس سازمان سیا به عنوان سفیر جدید آمریکا به تهران معرفی شد. او به تازگی از بالاترین مقام اطلاعاتی آمریکا برکنار شده بود.
🔸ماجرای پروژههای جاسوسی و جنگ الکترونیک و نقش آن در جنگ سرد، تنها بخشی از مأموریت راهبردی هلمز تا دیماه ۱۳۵۵ در ایران است. یکی از اقدامات رسمی او، گرفتن اخبار مهم از شاه بوده است. این مأموریت که مسئول با سابقه اطلاعاتی، در حد یک منبع اطلاعاتی تلقی شود شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما با توجه به جایگاه سوقالجیشی کشور ایران در روزگار جنگ سرد و این واقعیت که گرفتن چنین اطلاعاتی نیازمند ایجاد اعتماد جدی است؛ قابل درک است.
🔹برخی از این اقدامات در خاطرات علم منعکس شده است. به عنوان نمونه در اوایل اردیبهشتماه ۱۳۵۵، حسنی مبارک (معاون انور سادات، رئیسجمهور مصر) در بازگشت از سفری به چین وارد تهران شد و با محمدرضا شاه دیدار کرد. درست پس از پایان ملاقات مبارک با شاه، ریچارد هلمز، سفیر وقت آمریکا، از محتوای گفتوگوهای انجامشده جویا شد. این موضوع پس از دیدارهای دیگر می ر و حتی عربستان هم تکرار شد.
🔸جالبتر از همه، زمانی بود که شاه حتی احتمال میداد سفیر آمریکا در پی دریافت خبری دربارهٔ موضوعی خاص باشد؛ در این موارد، خودش پیشدستی کرده و اطلاع را به سفیر میرساند. شاید یکی از رموز موفقیت هلمز، تحریک احساسات شاه به واسطه هممدرسهای بودن با او در دبیرستان لِهروزه سوئیس بوده است.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓سفر رئیس موسسه وایزمن به تهران برای چه بود؟
🔹دوم دی ۱۳۴۳ آبا ابان سیاستمدار معروف یهودی و که معاونت نخست وزیر و ریاست مؤسسه علوم وایزمن اسرائیل را به عهده داشت، به تهران سفر کرد تا راه جدیدی فراروی حکومت پهلوی برای همکاری عمیقتر با صهیونیستها مهیا سازد. سفری که ضمن تلاش برای پنهانکاری، نقش مؤثری در ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه در آن برهه تاریخی داشت.
🔸سفر او به عنوان معاون نخستوزیر در دی ۱۳۴۳ به تهران، به عنوان معاون نخست وزیر و در چارچوب همین تبادلات محرمانه و سطح بالای دو رژیم قرار میگیرد. اگرچه جزئیات مذاکرات این سفر خاص به طور کامل در اسناد عمومی منتشر نشده، اما بعدها تصاویری از حضور عوامل رژیم پهلوی که در موسسه وایزمن حاضر بودند، منتشر شد.
🔹رژیم پهلوی به دلیل ملاحظات داخلی و فشار افکار عمومی مسلمان در منطقه، شدیداً بر پنهان نگه داشتن این روابط تأکید داشت. اما مشکل اصلی اینجا بود که اسرائیلیها اغلب این پنهانکاری را نادیده میگرفتند و گاه اخبار این ملاقاتها عمداً یا سهواً در رسانههای اسرائیلی مانند روزنامه «معاریو» افشا میشد. این افشاگریها برای دولت ایران دردسرهای سیاسی و تبلیغاتی در داخل و خارج کشور، به خصوص جهان اسلام و عرب ایجاد میکرد. نامهای از وزیر امور خارجه وقت ایران به نخستوزیر درباره افشای ملاقات نخستوزیر اسرائیل در تهران، حاکی از این نگرانی است.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓هاسبارا: سلاح سوکولوف برای جعل اسرائیل
🔹سوکولوف از رهبران عملی جنبش صهیونیسم و معمار اصلی گفتمان ارتباطی آنها شناخته میشود. یکی از موثرترین اقدامات او برای جعل اسرائیل، مفهموم سازی با واژه عبری هاسبارا بود که امروزه به صورت مصطلح درآمده است. منابع اولیه عبری نشان میدهد او در نوشتهها و سخنرانیهای خود مفهوم هاسبارا را از سطح تبلیغات پراکنده، به یک «سیستم توضیح و اقناع» برای برحق نشان دادن اسرائیل ارتقا داد که هدفش ارائه پیامی به مردم خارج از سرزمینهای اشغالی است تا باور کنند اسرائیل یک کشور قوی، زیبا، دانشبنیان و در حال تهدید است که حق دفاع از خود را دارد.
🔸همچنین، او و دوستانش برای احیای زبان عبری تلاش بسیاری کردند و آن را به عنوان زبان میانجی یهودیان مهاجر به فلسطین معرفی کردند. کسانی که با زبانهای مختلف از کشورهای گوناگون به فلسطین کوچ میکردند تا با اشغال آن سرزمین، دولتی جدید جعل کنند و برای خلق یک هویت جمعی، نیاز به یک زبان مشترک داشتند.
🔹تمایز کلیدی که سوکولوف ایجاد کرد، تفاوت نهادن بین تبلیغات یکطرفه و اغلب احساسی، آنچه اغلب در عملیات روانی به کار میرود با فرآیند تبیین، توضیح، روشنگری و اقناع مبتنی بر منطق بود.
🔸اصول و جهتگیریای که سوکولوف تعریف کرد، امروز در بودجهای رسمی به عنوان هاسبارا از رژیم اشغالگر دریافت میکند.
🌄شرح تصویر
عکسی از جلسه شورای عمومی صهیونیست با حضور سوکولوف، اسحاق بن زوی و یوسف اسپرینزاک
برای خواندن متن کامل این روایت، اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓شهادتی که شعله انقلاب را دوچندان کرد
🔹سازمان ملی دانشگاهیان ایران در مرداد ۱۳۵۷ توسط عدهای از اعضای هیئت علمی دانشگاههای ایران شکل گرفت و در مبارزات سیاسی منتهی به پیروزی انقلاب نقش داشت.
🔸نجاتاللهی از اعضای فعال این سازمان در واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران، و همچنین در تحصن استادان دانشگاه در کنار روحانیان در مسجد دانشگاه تهران، حضور داشت. از جمله فعالیتهای او میتوان به امضای بیانیه دانشگاهیان بهمناسبت جنایت شاه در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و صدور بیانیه «منشور دفاع از حقوق زندانیان» اشاره کرد.
🔹در حین سخنرانی ایشان، جمعی از سربازان ارتش شاهنشاهی به دستور فرمانده خود برای درهم شکستن اعتصاب استادان، وارد عمل شدند و به آنها حمله کردند. در جریان این تهاجم، نجاتاللهی هدف تیراندازی قرار گرفت و باعث شهادت ایشان شد.
🔸اما واقعیت سر به مُهر شهادت استاد نجاتاللهی، از اینجا آغاز میشود که ایشان یک افسر وظیفه بود و عملاً دوره سربازی خود را در قالب آموزش در مراکز علمی دنبال مینمود.
🔹مراسم تشییع پیکر ایشان هم سندی بر مظلومیت ایشان و خشم حکومت از ایشان بود و یکی از صحنههای خونین دوران انقلاب را رقم زد. چرا که با یورش مزدوران پهلوی به تشییعکنندگان، تعدادی از مردم در میدان انقلاب به شهادت رسیدند. درنهایت ایشان در بهشت زهرا به خاک سپرده شد و ستوان دوم شهید استاد کامران نجاتاللهی، یکی از چند ده نفر کارکنان وظیفه حاضر در ارتش در پیوستگی با مردم و در مواجهه با حکومت پهلوی به شهادت رسید.
روایت کامل را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓رئیس سیا به خاطر کدام اطلاعات از رئیس ساواک تشکر کرد؟
🔹۴دیماه ۱۳۵۶، سرلشگر احمد مقربی، معاونت اداره پنجم ستاد بزرگ ارتشتاران که چندماه قبل به خاطر جاسوسی برای شوروی دستگیر شده بود اعدام شد. همزمان با مقربی، علینقی ربانی، مدیرکل سازمان پیشاهنگی نیز دستگیر شد. او نیز چون مقربی، چنددهه جاسوس مورد اعتماد سرویس اطلاعاتی شوروی بود.
🔸آنچه کشف شد، تنها یک ارتباط جاسوسی ساده نبود. تجهیزات فنی شورویها که نزد مقربی و ربانی بود و برخی اطلاعات راهبردی آنها از فعالیت اطلاعاتی شوروی در ایران، جزو یافتههای مهم این دو پرونده بود. به اشتراکگذاری این اطلاعات با سیا، در معادلات جاسوسی بلوک شرق و غرب نیز موثر واقع شد.
🔹دستاوردهای اطلاعاتی این دو جاسوس آنقدر برای آمریکا مهم بود که مدتی بعد رئیس سازمان سیا، در نامهای به رئیس ساواک نوشت «اطلاعات مکتسبه از این دو کیس، نهتنها برای سازمان سیآیای، بلکه برای تمام دستگاه اطلاعاتی آمریکا حائز اهمیت فوقالعاده است و بهطور قطع کمک بزرگی در راه بذل مساعی ما علیه سرویس شوروی محسوب میشود.»
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓نقش حزب جمهوری اسلامی در گسترش جریان نهضت سواد آموزی
🔹در آخرین سرشماری سال ۱۳۵۵، نرخ بیسوادی در مناطق روستایی حدود هفتاد درصد و در میان زنان روستایی حدود ۸۳ درصد بود. حضرت امام در ۷ دیماه ۱۳۵۸، اینآمار را برای سرزمینی که مهد علم و ادب بوده و زیر سایه اسلام است، زیبنده ندانستند و از همه مردم خواستند برای رفع بیسوادی اقدام کنند.
🔸پس از تأکید امام بر نهضت سوادآموزی که یکی از گزینههای مهم موردتوجه در روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود، حزب جمهوری اسلامی نیز وارد عمل شد و در این زمینه فعالیتهای متنوعی انجام داد. واحدهای مختلف در این فرایند شرکت داشته و برای تحقق این امر تلاش میکردند. واحد کارگری حزب هم با انتشار اطلاعیهای، با اشاره به تأکید امام در مورد سوادآموزی اقدام به برگزاری کلاسهای کوتاهمدت تربیت معلم برای همکاری با نهضت سوادآموزی نمود.
🔹از طرف دیگر مشارکت حزب جمهوری اسلامی با سپاه و جهاد سازندگی در فرایند تولید کتابهای مرتبط و برگزاری دورههای آموزش سوادآموزی یکی از اقدامات مؤثر حزب بود. این فعالیتها اما در همینجا پایان پیدا نکرد و بخش آموزش حزب هم وارد کار شد.
🔸اقدامات حزب و نهادهای دیگر انقلابی در همراهی با جریان نهضت سوادآموزی بعد از دو دهه آمار قابلتوجهی منتشر شد.در سال ۱۳۷۵ آمار میزان باسوادی در کشور نسبت به سال ۵۵ نزدیک به سی درصد افزایش داشت. در همین زمان نسبت باسوادی مناطق روستایی هم از ۳۰.۵ به ۷۰.۷ رسید.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓مقاومت خونین مردم قزوین در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی
🔹قزوین در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، به یکی از کانونهای سازمانیافته مبارزه تحت هدایت علما تبدیل شده بود. گزارشهای ساواک حاکی از فعالیت گسترده و مؤثر روحانیونی چون آیتالله موسوی شالی و جمعی از خطبای انقلابی بود که مردم را در مسیر آگاهی و قیام رهبری میکردند.
🔹در روزهای ششم و هفتم دیماه، تظاهرات در قزوین رنگوبوی دیگری به خود گرفت. در برابر خشونت نظامیان، معترضان نهتنها عقب ننشستند، بلکه دامنهی اعتراضها را گسترش دادند. در نتیجهی این رویارویی، شمار زیادی مجروح و چندین نفر از شهروندان قزوینی به شهادت رسیدند.
🔸نقش روحانیت انقلابی قزوین در سازماندهی و تداوم این مبارزات مردمی چنان برجسته بود که حتی در اسناد ساواک نیز انعکاس یافته است. در یکی از این گزارشهای محرمانه، از آیتالله سید حسن موسوی شالی به عنوان یکی از «عوامل اصلی تحرک مردم» نام برده شده و فهرستی از شخصیتهای مؤثر روحانی شهر مانند حجتالاسلام میرزا عبدالله شهیدی (امام جمعه)، سید عباس ابوترابی و سیدجلیل زرآبادی ارائه گردیده است.
🌄شرح عکس:
۱۴دیماه۱۳۵۷، تشییع پیکر شهدای اخیر در واقعه حمله ارتش به شهر قزوین، با شکوه تمام در صحن امامزاده حسین(ع)
متن کامل این واقعه تاریخی را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️چند خاطره از سایه رضاشاه بر آبادان
🔹هفتم دیماه سالروز درگذشت آیت الله غلامحسین جمی است که به دلیل مبارزاتش و نقش او در شکست حصر آبادان محبوبیت ویژه داشت.
🔸بذر این مبارزه، با رفتارهای خشن رضاخانی در وجود او کاشته شده بود. خاطراتی از دورانکودکی ایشان هست که ریشههای مبارزاتی ایشان را نشان میدهد. در یکیاز خاطرات ایشان آمده:
🔹در زنگ ورزش، یکی از گروهبانهای دوره رضاشاه مأمور شد که ماها را ورزش بدهد. گروهبانهای آن روز هم هر کدام یک جلاد تمامعیار بودند. سربازهای آن دوره در مقابل آنها از ترس میلرزیدند، چهرسد به بچههای مدرسه. یادم هست این گروهبان سر کوچکترین چیزی با لگد میافتاد به جان این بچهها و آنها را کتک میزد که گاهی بچهها از شدت ضربات او ناقص میشدند. محیط آموزش آن زمان اینطور بود.
🔸رضاخان خبیث کاری کرده بود که در محرم و صفر کسی جرأت نمیکرد نام امامحسین(علیهالسلام) را بیاورد. یکی از روضهخوانها خیلی محرمانه، مجلس مختصری در پستوی منزلی گرفته بود. [حتی این مراسم غیرعلنی هم تحمل نشد و ناگهان خود بخشدار] داخل شد و با عصبانیت تمام به طرف روضهخوان رفت و روی همان صندلی که روضه میخواند، چند تا سیلی محکم – چپ و راست – به صورت او زد و با اهانت و فحاشی او را از صندلی پایین آورد و با خود برد و مجلس را به هم زد.
برای خواندن خاطرههای بیشتری از ایشان، اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir