eitaa logo
موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
595 دنبال‌کننده
387 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مؤسسه‌ای با هدف پاسخ به پرسش‌هایی درباره علل و زمینه‌های انقلاب اسلامی، بازخوانی زوایای پنهان تاریخ و روایتی متکی بر اسناد تاریخی 🌐 www.psri.ir شناسه بله، ایتا و تلگرام: 🆔 @psri_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓 پروژه براندازی انگلیس در پوشش کلیسا 🔸۴ شهریور ۱۳۵۹، سندی از یک کلیسای اصفهان پرده از یک شبکه جاسوسی گسترده برداشت. کشیش پائول هانت انگلیسی در نامه‌ای به مک کابل، افسر سیا، وصول ۵۰۰ میلیون دلار وجه نقد را تأیید کرد و اعلام داشت که این پول را میان سه گروه افسران ارتش، بهائیان و ضدانقلاب توزیع خواهد کرد تا مقدمات یک کودتا (کودتای نقاب) را فراهم آورد؛ کودتایی که شامل بمباران اقامتگاه امام خمینی و مناطق راهبردی در قم و تهران بود. 🔹ریشه این شبکه به تأسیس «انجمن مبلغین کلیسا» در قرن نوزدهم بازمی‌گردد. فعالیت‌های مبلغان مذهبی در ایران، همواره با اهداف استعماری درهم‌تنیده بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شبکه‌های اطلاعاتی غرب به‌ویژه انگلستان، از پوشش نهادهای مذهبی برای حفظ نفوذ خود استفاده کردند. کلیسای انگلیکن در ایران زیر نظر اسقف «حسن دهقانی تفتی» فعالیت می‌کرد که ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با دولت انگلستان داشت. 🔸در ماه‌های نخست سال ۱۳۵۹، علی‌اصغر بهزادنیا، معاون وزیر ارشاد، به مسئولان کلیسای انجیلی ایران هشدار داد از دخالت در امور سیاسی خودداری کنند. امام خمینی در ۱۲ مرداد ۱۳۵۹ خطاب به نماینده پاپ فرمودند: «اگر ما فهمیدیم که در ایران مدارس طور دیگری هست نظیر همان لانه جاسوسی است، نمی‌توانیم تحمل کنیم.» بلافاصله پس از آن، پل هانت، کشیش هندی‌تبار بریتانیایی، به اتهام جاسوسی تحت تعقیب قرار گرفت و چند تن دیگر از جمله مارگارت وادل، جان کلمن و همسرش و اندرو پایک بازداشت شدند. هانت موفق به فرار شد. این روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 روایتی از نفوذ عمیق موساد در ایرانِ پهلوی 🔸مسعود عالیخانی، برادر علینقی عالیخانی (وزیر صنایع)، با استفاده از بورس وزارت خارجه اسرائیل در دانشکده کشاورزی رخووت وابسته به دانشگاه عبری آموزش دید و همسرش یهودی و از اهالی آفریقای جنوبی بود. او نمایندگی کمپانی کشتیرانی اسرائیلی «صیم» را در ایران بر عهده گرفت و بین سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷، گرداننده واقعی شبکه‌های پنهان اسرائیل در ایران بود. باتجربه‌ترین کارشناسان اطلاعاتی ایران، جایگاه عالیخانی را در عملیات موساد مهم‌تر از سفیران اسرائیل دانسته‌اند. در سال ۱۳۵۴، رئیس ایستگاه موساد در تهران در پایان مأموریتش به جانشین خود توصیه کرد: «بدون کمک‌های مسعود، کار ما در ایران پیش نمی‌رود.» 🔹اسناد ساواک از شنود مکالمات مسعود عالیخانی با مناهم ناوت، رئیس شعبه موساد در ایران، پرده از عمق این همکاری برمی‌دارد. در یکی از مکالمات، ناوت به عالیخانی می‌گوید: «به او [مقام ارشد موساد] گفتم که تو را به چشم فامیل خودم می‌بینم و گفتم که بین تو و این کشور و آن کشور بستگی‌هایی وجود دارد. خلاصه گفتم که بدون این اطلاعات تو، من اصلاً نمی‌توانم هیچ کاری بکنم.» عالیخانی در پاسخ می‌گوید: «راجع به این موضوع حتی برادرم [علینقی عالیخانی] هم بود و او می‌تواند ترتیب کارها را بدهد.» 🔸در مکالمه دیگری، ناوت از عالیخانی می‌خواهد تا درباره فردی به نام «اسکریت» که در سازمان برنامه کار می‌کند، تحقیق کند. او می‌گوید: «رویدمن نمی‌تواند اوضاع را روبراه کند و ما باید برویم پیش اسکریت... چون ما [دولت اسرائیل] پشت این کار را گرفته بودیم.» عالیخانی قول می‌دهد که موضوع را بررسی کند. ساواک در نظریه خود می‌نویسد: «با توجه به ارتباطی که مسعود عالیخانی با مقامات مسئول ایرانی و همچنین روابط صمیمانه‌ای که با آقای ناوت دارد، بعید نیست که اطلاعاتی در اختیار اعضای سرویس زیتون قرار دهد.» 🔹در سند دیگری، عالیخانی شماره پاسپورت خود، همسر و فرزندانش را برای ناوت می‌خواند و درباره جابه‌جایی‌های خود با او هماهنگ می‌کند. همچنین مکالمات آن‌ها درباره دعوت از تیمسار معتضد و نعمت‌الله نصیری (رئیس ساواک) به یک کوکتل به مناسبت ورود ژنرال عمید، نشان از نفوذ عالیخانی در بالاترین سطوح نظامی و امنیتی ایران دارد. 🔸پس از پیروزی انقلاب، عالیخانی به همراه برادرانش از ایران گریخت و با تابعیت بریتانیا، فعالیت‌های تجاری خود را در حوزه الماس، نفت و گاز در لندن، روسیه و اوکراین گسترش داد. گزارش‌ها حاکی از حضور مستقیم او در پروژه‌های نفتی ایران از سال ۱۳۸۶ است. مسعود عالیخانی نماد یک شبکه پیچیده از نفوذ اطلاعاتی، مالی و سیاسی است که با تکیه بر پیشینه خانوادگی، تحصیلات و ازدواج‌های هدفمند، به یکی از ارکان اصلی موساد در ایران تبدیل شد. تصاویر این سند را در [اینجا] ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ توصیه‌های شهید رجایی برای مقابله با «محاصره اقتصادی» آمریکا 🔸۲۷ فروردین ۱۳۵۹، شهید محمدعلی رجایی، که در آن زمان وزیر آموزش و پرورش بود، در نامه‌ای از «محاصره اقتصادی» آمریکا به عنوان آخرین تلاش مذبوحانه این کشور برای به زانو درآوردن ملت ایران یاد کرد. او با اشاره به تجربه تلخ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نوشت: «آمریکا در دوران دکتر مصدق نیز چنین شیوه غیرانسانی را به کار برد که متأسفانه به علت پایین بودن سطح بینش و آگاهی مردم تا حد قابل‌ملاحظه‌ای پیروز گردید. ولی با سپری شدن زمان و تجربه ارزنده‌ای که ملت ما از کودتای ننگین آمریکایی پیدا کرد، سرانجام نظام وابسته پهلوی را سرنگون ساخت.» 🔹شهید رجایی که خود از نزدیک طعم مبارزه با استعمار را چشیده بود، این تهدید را نه یک بحران، بلکه «یکی از بهترین فرصت‌های تاریخی» برای آزمایش وحدت و سازندگی امت دانست. او تأکید کرد که ملت ایران با «استظهار به یاری خداوند متعال و الهام از رهبری‌های امام امت و مجهز به سلاح ایمان»، قادر خواهد بود «پوزه این ضدّ بشر بین‌المللی را به خاک بمالد.» 🔸او در این نامه، سه توصیه عملی برای مقابله با محاصره اقتصادی ارائه کرد: نخست، درک عمیق موقعیت کشور و گفتگو با دانش‌آموزان، همکاران و اولیا درباره «محاصره اقتصادی»؛ دوم، زندگی بر مبنای تعالیم اسلام و صرفه‌جویی در مصرف مایحتاج اداری و معیشتی؛ و سوم، صرفه‌جویی در مصرف آب، برق، وسایل نقلیه دولتی و تلفن. او تأکید کرد که «خداوند متعال و وجدان انقلابی ما نیز بهترین ناظر بر اجرای دقیق مفاد این نامه خواهد بود.» 🔹شهید رجایی که اندکی بیش از یک سال بعد، در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به شهادت رسید، در این نامه، نسخه‌ای از مقاومت اقتصادی را ترسیم کرد که ریشه در ایمان، وحدت و صرفه‌جویی داشت. او به فرهنگیان به عنوان «سربازان خط مقدم جهاد فرهنگی» می‌نوشت که با «وارد کردن ضربه‌های مهلک و پرتوان، ریشه‌های وابستگی را از بیخ و بن برکنید.» تصویر این سند را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 بزرگترین عملیات مسعود کشمیری 🔸ساعت ۳ بعدازظهر ۸ شهریور ۱۳۶۰، جلسه شورای امنیت کشور در ساختمان نخست‌وزیری تشکیل شد. به پیشنهاد مسعود کشمیری، محمدعلی رجایی (رئیس‌جمهور) نیز به جلسه دعوت شد تا کارها را به محمدجواد باهنر (نخست‌وزیر جدید) تحویل دهد. ناگهان انفجار مهیبی رخ داد و دو مسئول اجرایی کشور در کمتر از یک ماه پس از تنفیذ رجایی، به شهادت رسیدند. 🔹نخستین گام نفوذ او، حکمی از دفتر مهندس بازرگان بود که در ۹ تیر ۱۳۵۸ به او اجازه دسترسی به اسناد طبقه‌بندی‌شده تا رده «به‌کلی سری» در نیروی هوایی داد؛ اسنادی که گاه در اختیار فرمانده نیروی هوایی هم قرار نگرفته بود. 🔹کشمیری، چنان مورد اعتماد بود که مسئولیت پیگیری عملیات بمباران رادیو مجاهد را نیز بر عهده داشت و سقوط هواپیمای مأمور به این عملیات را طبیعی جلوه داد. حتی قصد داشت در جلسه‌ای با حضور امام خمینی، ایشان را ترور کند که با تذکر غیرمترقبه حاج احمدآقا برای بازرسی همه کسانی که به جلسه می‌آیند، این توطئه خنثی شد. 🔸پس از انفجار، برخی همکاران کشمیری مدعی شدند که او کاملاً سوخته و چیزی از او باقی نمانده است. در صبح روز تشییع، روابط عمومی نخست‌وزیری شهادت او را اعلام کرد و بخشی از خاکسترهای محل انفجار را به عنوان جنازه او، به همراه اجساد شهدا به بهشت‌زهرا منتقل کردند. ادامه روایت را [اینجا] بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ کمک‌خواهی دبی از ایران در آستانه فروپاشی امارات 🔹در اواخر سال ۱۳۵۶، اختلافات عمیق میان ابوظبی و دبی بر سر تمرکز قدرت، شیخ راشد را به فکر خروج از فدراسیون و اعلام استقلال دبی انداخت. در ۸بهمن‌ماه، مهدی تاجر، مشاور نزدیک شیخ راشد، به تهران آمد و با نصیری، رئیس ساواک، دیدار کرد. تاجر ضمن تشریح بحران و مخالفت دبی با سیاست‌های شیخ زاید، بر روابط دبی با ایران تأکید کرد و خواستار حمایت سیاسی و نظامی ایران از استقلال احتمالی دبی شد. 🔸مهدی تاجر در دیدار با نصیری تصریح کرد که دبی در صورت ادامه وضعیت موجود، ناچار به جدایی از فدراسیون خواهد شد و می‌خواست بداند آیا ایران استقلال دبی را به رسمیت خواهد شناخت و از آن حمایت خواهد کرد. او تأکید داشت که دبی، برخلاف روابط دوستانه با عربستان، تنها به ایران اعتماد کامل دارد و در گذشته نیز با ایران همراه بوده است. با این حال، نصیری با استناد به حساسیت موضوع و احتمال برداشت سایر کشورها از دخالت ایران، از حمایت مستقیم تهران از جدایی دبی خودداری کرد. 🔹در اردیبهشت ۱۳۵۷، با تشدید بحران، مهدی تاجر بار دیگر به تهران آمد و از عزم شیخ راشد برای خروج از فدراسیون سخن گفت. او خواستار شناسایی دبی از سوی ایران و حتی انعقاد پیمان دفاعی دوجانبه پس از استقلال شد. او تأکید کرد که دبی بدون حمایت ایران نمی‌تواند از فدراسیون خارج شود، زیرا نمی‌خواهد پس از استقلال تنها بماند. با این حال، تلاش‌های دبی به جایی نرسید. متن کامل این روایت را در [اینجا] بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ زمینه‌سازی اقتصادی آمریکا برای کودتا علیه مصدق 🔹در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، تنها دوازده روز پس از سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، لوئی هندرسن، سفیر آمریکا در تهران، آمادگی واشنگتن برای پرداخت ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در چارچوب برنامه «اصل چهار» به دولت فضل‌الله زاهدی را اعلام کرد. این اقدام سریع، در تضاد آشکار با رفتار آمریکا در برابر درخواست‌های مکرر مصدق برای دریافت وام و کمک مالی بود. برنامه اصل چهار که در ظاهر برای کمک فنی و توسعه‌ای طراحی شده بود، در عمل به ابزاری برای نفوذ سیاسی، مهار کمونیسم و ایجاد دولت‌های همسو با غرب تبدیل شد. 🔸دکتر محمد مصدق در دوران نخست‌وزیری، در پی بحران مالی ناشی از ملی‌شدن صنعت نفت و تحریم‌های بریتانیا، بارها از آمریکا درخواست کمک کرد. او در پاییز ۱۳۳۰ خواستار وامی ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلاری شد، در تابستان ۱۳۳۱ بر ضرورت فوری دریافت ۳۰ میلیون دلار تأکید کرد و در خرداد ۱۳۳۲ نیز بار دیگر از آیزنهاور درخواست وام کرد. با این حال، پاسخ واشنگتن منفی یا مشروط بود و کمک‌ها به حل اختلاف نفتی با بریتانیا گره خورد. حتی برخی کمک‌های موجود نیز به‌دلیل نپذیرفتن تعهدات موردنظر آمریکا، با تعلیق و فشار همراه شد. 🔹تنها چند روز پس از کودتا، رویکرد آمریکا به‌طور آشکاری تغییر کرد. در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، هندرسن پرداخت ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار از محل اصل چهار را به دولت زاهدی اعلام کرد و چهار روز بعد، آیزنهاور با اعطای ۴۵ میلیون دلار کمک بلاعوض اضطراری موافقت کرد. متن کامل را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 شکست وسوسه با ۳۰ هزار سکه‌ طلا 🔸شهادت رهبر مبارزین تنگستانی در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴، تبدیل به نقطه خیزش مجددی در مبارزات ضداستعماری ایران شد. 🔹 اسفند ۱۲۹۳ بود که ناوهای جنگی بریتانیا به سوی بوشهر و دلوار اعزام شدند. در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴، بوشهر به اشغال انگلیسی‌ها درآمد. حمله آنان به خانه حاج علی تنگستانی، کدخدای ریشهر، خشم مردم را به اوج رساند؛ غارت خانه، اسارت حاج علی و کشتن بستگانش، علمای منطقه را به اعلان جهاد واداشت. 🔸رئیس‌علی دلواری پس از دریافت حکم جهاد، قرآن را خواست و سوگند یاد کرد که تا آخرین قطره خون در برابر متجاوزان خواهد ایستاد. مبارزان تنگستانی بارها به مواضع انگلیسی‌ها شبیخون زدند. در نبرد دلوار، حدود ۸۰ نفر از نیروهای انگلیسی تلفات دادند و سواره‌نظام آنان عقب نشست. 🔹انگلیسی‌ها برای توقف قیام، ۴۰ هزار پوند به رئیس‌علی پیشنهاد کردند، با تبدیل آن به ارزش امروز، این مبلغ تقریبا معادل ۳۰ هزار سکه بهار آزادی بوده است. پاسخ او صریح بود: چگونه در شرایطی که استقلال ایران در خطر است، بی‌طرف بمانم؟ تهدید به تخریب خانه‌هایش را نیز با پاسخ کوبنده مواجه شد: خانه ما کوه است و تخریب آن خارج از توان امپراتوری بریتانیاست. 🔸پس از ماه‌ها نبرد، رئیس‌علی در ۱۲ شهریور به شهادت رسید. هزاران نفر مسیر گورک تا دلوار را پیاده طی کردند تا در مراسم تشییع او شرکت کنند. مقاومت جنوب، نماد دفاع از استقلال ایران شد و نام دلوار و تنگستان را با یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های مردم جنوب با نیروهای انگلیسی گره زد. متن کامل این روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 نفوذ تا اتاق دادستان کل انقلاب 🔸۱۴ شهریور ۱۳۶۰، انفجار در ساختمان دادستانی کل انقلاب، آیت‌الله علی قدوسی را به شهادت رساند. او که از بنیانگذاران مدرسه حقانی و از چهره‌های شاخص دستگاه قضایی بود، در پیامی که امام خمینی پس از شهادتش صادر کردند، چنین توصیف شد: «شهیدی عزیز که سالیان دراز در خدمت اسلام بود... این جانب سالیان طولانی از نزدیک با او سابقه داشتم، و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف می‌شناختم.» 🔹یکی از عوامل نفوذی سازمان منافقین (مجاهدین خلق) به نام محمود فخارزاده کرمانی، با پوشش ظاهری و جلب اعتماد، به دادستانی انقلاب راه یافت. او در سال‌های پس از انقلاب در یکی از شرکت‌های پوششی سازمان به نام «شرکت عماد کوئل» فعالیت داشت و پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰، این شرکت متروکه شد. فخارزاده در جریان گشت در اطراف خوابگاه دستگیر شد و آیت‌الله قدوسی با او گفت‌وگو کرد و با رویکردی اصلاحی، برای او در دادستانی شغلی در نظر گرفت. اما فخارزاده در واقع از عناصر نفوذی سازمان بود و در تشکیلات نفوذ، تحت مسئولیت محمدجواد نقاشان فعالیت می‌کرد. 🔸محمدجواد نقاشان، متولد ۱۳۳۶ در قوچان، پیش از انقلاب از فعالان انجمن حجتیه بود و در سال ۱۳۵۴ با سازمان مجاهدین خلق ارتباط پیدا کرد. او در سلسله‌مراتب بالاتر، با جعفر تهرانی، محمد معصومی، مهدی افتخاری و مهدی ابریشم‌چی ارتباط داشت. فخارزاده نیز در همین شبکه، حلقه‌ای از زنجیره نفوذ در دادستانی بود. متن کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 از فرماندهی ترور تا شاکی دادگاه استکهلم 🔸یکی از پروژه‌های آمریکایی برای معکوس‌نمایی چهره انقلاب اسلامی، مطرح کردن پرونده‌های سازمان منافقین در فضای رسانه‌ای به صورت معکوس بوده است. از آن جمله برگزاری ۹۲ جلسه دادگاه بود که برای تغییر چهره سازمان مجاهدین خلق از یک گروه تروریستی به قربانی مظلوم، انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. بهانه، محاکمه کارمند یکی از زندان‌های کشور در پایتخت سوئد بود که هیچ اشتراکی با جرم ادعایی نداشت. 🔹یکی از شهود که روی او مانور زیادی داده شد، مهناز میمنت بود. او آنقدر در این سازمان تروریستی سابقه دارد که نامش در کنار چند عضو ارشد دیگر، به عنوان شاهد عقد مسعود و مریم رجوی درج شده است. در جلسه ۲۸ دادگاه، به‌جای حضور در استکهلم از آلبانی، محل استقرار فعلی سازمان به عنوان شاهد ادای شهادت کرد. او که از فرماندهان عملیات «فروغ جاویدان» علیه خاک ایران بود و به همین خاطر مدال «جاودانه فروغ‌ها» دریافت کرد، به عنوان «هم‌ردیف مسئول اول سازمان» در دادگاه حضور یافت. 🔸همسر مهناز میمنت، محمد معصومی، یکی از عناصر کلیدی سازمان بود. او پس از انقلاب در بخش ارتش و عملیات ویژه مشغول شد و از عناصر مهم نهاد اطلاعات سازمان گردید. معصومی در منزل مسکونی کشمیری در آریاشهر، حضور فعال داشت و با عناصری که امکان نفوذ داشتند، تماس گرفته و آنها را هدایت می‌کرد. 🌄شرح تصویر: مهناز میمنت به جای حضور در دادگاه استکهلم،‌ به صورت مجازی و از پشت تریبونی با لوگوی سازمان تروریستی حرف زد. متن کامل روایت را [اینجا] بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓چرا تهران ابوظبی را بر دبی ترجیح داد؟ 🔹در سال‌های پرالتهاب دهه پنجاه، بحران داخلی امارات، ایران را بر سر یک دوراهی قرار داد؛ حمایت از دبی، متحد دیرینه و وفادار خود، یا پشتیبانی از اتحاد امارات به محوریت ابوظبی. سیاست عملی تهران از همان ابتدا ترجیح اتحاد امارات بود. ایران برای تثبیت موقعیت شیخ زاید تلاش کرد و در بحران‌های بعدی نیز با حمایت‌های سیاسی و امنیتی کوشید مانع فروپاشی اتحادیه شود. دیدارهای مکرر مقامات امارات با شاه و ساواک نیز نشان می‌داد که تهران به‌تدریج در حل بحران، بیش از دبی به ابوظبی نزدیک شده است. 🔸در حالی که پشتیبانی از دبی آشکارا با منافع ملی ایران سازگارتر بود، شاه در کنار ابوظبی ایستاد. دبی متحد سنتی ایران بود و تقویت آن می‌توانست نفوذ و امنیت ایران در خلیج فارس را افزایش دهد؛ اما ابوظبی سیاستی یکنواخت در برابر ایران نداشت. با این حال، حفظ اتحاد امارات زیر مدیریت ابوظبی، خواسته آمریکا، جهان غرب و شرکت‌های بزرگ نفتی بود. ایران نیز در جایگاه «ژاندارم خلیج فارس» عملاً خود را موظف به تأمین این خواسته می‌دانست و همکاری شاه و ابوظبی زیر تأثیر مستقیم این اراده شکل گرفت. 🔹در تزاحم میان منافع ملی ایران و خواسته‌های غرب، دولت پهلوی پاسداری از منافع غرب را ترجیح داد. محمدرضا شاه که پیش‌تر برای دستیابی به مقام ژاندارمی خلیج فارس از حق حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین گذشته بود، این بار نیز از پشتیبانی متحد دیرینه خود، دبی، چشم پوشید. متن کامل این روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗒جهاد فکری مشترک مرحوم طالقانی و امام خامنه‌ای 🔹آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله خامنه‌ای با وجود اختلاف سنی، اشتراکات فراوانی در مبارزه و تحکیم انقلاب داشتند. رهبر معظم انقلاب، طالقانی را فراتر از روشنفکر مذهبی یا مبارز صرف معرفی می‌کنند. یکی از مهم‌ترین ابعاد شخصیت او، جبهه‌گیری علیه انحرافات ایدئولوژیک، به‌ویژه مارکسیسم، در تعامل با آیت‌الله خامنه‌ای بود. 🔸در اواخر دهه ۱۳۴۰، جلسات «تدوین جهان‌بینی اسلام» با حضور نخبگانی مثل طالقانی، مطهری و شریعتی شکل گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای جزوه‌ای مفصل درباره جهان‌بینی اسلام تهیه کرد که مورد تحسین مطهری قرار گرفت. محوریت «ضدیت با الحاد» در نوشته‌های ایشان، برخی را نگران کرد. این جلسات با حمله ساواک در ۱۳۵۰ متوقف و بخشی از دستاوردهایش از بین رفت. 🔹در دهه ۱۳۵۰، با تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین به مارکسیسم، طالقانی و علمای هم‌فکر فتوا بر جدایی مسلمانان از مارکسیست‌ها صادر کردند که خشم مجاهدین را برانگیخت. پس از انقلاب، طالقانی در خطبه‌های عید فطر و آخرین نماز جمعه، منافقین را افشا کرد. رهبر معظم انقلاب این خطبه‌ها را نماد شکست طرح مصادره طالقانی دانستند و ثمرهٔ آن تلاش‌ها را دگرگونی فکری پس از انقلاب برشمردند. متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 بازجویی جلال آل‌احمد برای غرب‌زدگی 🔸۲۳ خرداد ۱۳۴۳، اداره کل سوم ساواک طی نامه‌ای محرمانه به ساواک تهران، خواستار تحقیقات از جلال آل‌احمد، دبیر دبیرستان‌های پایتخت، درباره پنج فراز از کتاب «غرب‌زدگی» شد. ساواک به فرازهایی از کتاب ایراد گرفته بود که در آن‌ها از شیخ فضل‌الله نوری به عنوان مدافع مشروعه یاد شده، تقی‌زاده «آلت فعل» خوانده شده، و از حاکمیت قشون بر تمام قضایا و غارت اقتصادی غرب سخن رفته بود. 🔹آل‌احمد در ۸ تیر ۱۳۴۳ در پاسخ به این سؤالات تأکید کرد که «غرض اساسی از انتشار جزوه نامبرده این بوده است که شاید از این همه تظاهر به فرنگ و فرنگی خودداری شده باشد و کوشش‌ها نه در راه ظاهرسازی‌ها، بلکه در راه اصلاح اساس و بنیان امور صرف شده باشد.» 🔸آل‌احمد درباره فراز مربوط به تقی‌زاده گفت: «حضرت تقی‌زاده خودشان در مجلس سیزدهم اعتراف کردند که آلت فعل بوده‌اند. مراجعه بفرمایید به صورت جلسات مجلس.» درباره غارت اقتصادی غرب نیز به آمار صادرات و واردات مملکت ارجاع داد. کامل اسناد این بازجویی را اینجا ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir