#روایت
🗓️ماجرای واگذاری میدان گازی به قطر با فشار بریتانیا
🔹در ۲۹ شهریور ۱۳۴۸، موافقتنامهای میان ایران و قطر در دوحه به امضا رسید که خط مرزی فلات قاره دو کشور را تعیین میکرد؛ توافقی که در ظاهر یک قرارداد عادی بود، اما در عمل یکی از مهمترین عقبنشینیهای حقوقی ایران در خلیج فارس را رقم زد. در جریان مذاکرات، ایران بر استفاده از جزایر کیش، لاوان و هندورابی بهعنوان نقاط مبدأ خط مرزی تأکید داشت؛ اما بریتانیا که همچنان بر شیخنشینهای جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و از سوی قطر مذاکره میکرد، با این خواسته مخالفت کرد. در نهایت، دولت پهلوی تحت فشار بریتانیا از حق خود گذشت و پذیرفت خط مرزی بدون در نظر گرفتن جزایر ترسیم شود.
🔸کیش، لاوان و هندورابی همگی در فاصله کمتر از ۱۲ مایل دریایی از ساحل ایران قرار داشتند و میتوانستند در تعیین خط مبدأ و سهم ایران از فلات قاره مؤثر باشند. با این حال، در توافق ایران و قطر، این جزایر نادیده گرفته شدند. این تصمیم صرفاً یک محاسبه حقوقی نبود؛ دولت پهلوی با این تصور که چشمپوشی از حقوق مرزی میتواند به تثبیت «حاکمیت بلامنازع» ایران بر جزایر کمک کند، از خواسته خود عقب نشست. اما در این میان، فشار بریتانیا تعیینکننده بود؛ همان قدرتی که در آن دوره بر شیخنشینهای جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و در مذاکرات از منافع قطر دفاع میکرد. در نهایت، ایران برای هدفی سیاسی، از بخشی از منافع حقوقی و اقتصادی خود گذشت.
تصاویر این سند را در اینجا ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓از تحریم هیئت ایرانی تا حمایت از قرارداد ۱۹۱۹
🔹ایرانِ جنگزده با هیئتی به ریاست مشاورالممالک انصاری راهی کنفرانس صلح پاریس شد؛ امید داشت خسارتهای جنگ را مطالبه کند و شاید بخشی از سرزمینهای ازدسترفته را بازپس گیرد؛ اما وقتی هیئت به پاریس رسید، پشت درهای کنفرانس ماند. بریتانیا با این استدلال که ایران بیطرف بوده، مانع حضور رسمی آن شد؛ حال آنکه ایران در سالهای جنگ زیر فشار نیروهای خارجی، قحطی، بیماری و ویرانی قرار گرفته بود و بهای سنگینی پرداخته بود.
🔸درحالی که ایران از حضور در کنفرانس صلح محروم شده بود، بریتانیا برای تثبیت نفوذ خود در ایران بهدنبال قرارداد ۱۹۱۹ رفت؛ قراردادی که امور مالی، اقتصادی و نظامی کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار میداد. در این میان، آمریکا نیز بیخبر از ماجرا نبود. لرد کرزن در دیدار با سفیر آمریکا در لندن، از موافقت اصولی واشنگتن سخن گفت و خواست که آمریکا با اعلام حمایت خود، پذیرش قرارداد در ایران را آسان کند. به این ترتیب، فشار بر ایران تنها از یکسو نبود.
🔹هیئت ایرانی سرانجام نامهای به کنفرانس صلح فرستاد و لغو کاپیتولاسیون، پایان امتیازات خارجی و پرداخت غرامت جنگی را خواستار شد؛ اما این تلاش نیز راه به جایی نبرد. فروغی معتقد بود حضور هیئت در پاریس میتوانست نقشه بریتانیا برای تسلط بر ایران را برهم بزند. همزمان، آمریکا با حمایت از قرارداد ۱۹۱۹، در کنار سیاستی قرار گرفت که استقلال ایران را محدود میکرد.
شرح روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 افشای نظام سلطه از تریبون نیویورک
🔸آخرین روز شهریورماه ۱۳۶۶، تریبون چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، شاهد یکی از ماندگارترین صحنههای دیپلماسی انقلاب اسلامی بود. آیتالله خامنهای، رئیسجمهور وقت ایران، در شرایطی در این مجمع سخن گفت که استکبار جهانی با تهاجم رژیم بعث و تحرکات نظامی آمریکا در خلیجفارس در صدد ایجاد انزوا و فشار روانی بر ملت ایران بود.
🔹ایشان در بخشی از این سخنرانی تاریخی، با افشای نقش قدرتهای بزرگ در تحمیل جنگ، گفتند: «قدرتهای بزرگ حتی در هنگامی که هزاران کیلومتر مربع از خاک ما در زیر چکمههای اشغالگران متجاوز بود، با استفاده از ابزار فوقالعاده نیرومند تبلیغات، ما را زیر فشار قرار میدادند که آتشبس را بپذیریم.»
🔸رئیسجمهور وقت ایران در ادامه با اشاره به سرگذشت ملت فلسطین به عنوان درس عبرت، افزودند: «اگر آتشبسهای تحمیلی و وعدههای فریبنده و پوچ توانسته است ملت فلسطین را به حق واضح و مسلّم خود برساند، هر ملت دیگر را هم خواهد رساند.» ایشان در بخش پایانی سخنان خود، با تأکید بر ضرورت تنبیه متجاوز برای رسیدن به صلحی پایدار تصریح کردند: «ما که بار سنگین جنگ تحمیلی هفتسالهای را بر دوش داریم، از هر کسی به صلح تشنهتریم؛ اما صلح را، صلح پایدار را، فقط در سایه مجازات تجاوزگری که گناه تجاوز را با گناهان فراوان دیگر در جنگ همراه کرده، قابل دسترسی میدانیم و بس.»
مشروح سخنرانی را اینجا و تصاویر را از این لینک ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 ۳۴ روز مقابل با یک تئوری
🔻بازخوانی ناکامی دکترین «زمین میدهیم، زمان میگیریم»
🔸با آغاز یورش ارتش بعث در شهریور ۱۳۵۹، بنیصدر، رئیسجمهور و فرمانده وقت کل قوا، بر اجرای دکترین «جنگ اشکانی» و ایده «زمین میدهیم تا زمان بگیریم» تأکید داشت؛ ایدهای که قرار بود با کشاندن عراق به عمق خاک ایران، توان آن را فرسوده کند. اما خرمشهر، یک دشت خالی نبود؛ یک شهر زنده بود.
🔹در دوم مهرماه، با رسیدن تانکهای عراقی به نزدیکی پل نو و آغاز آتش سنگین توپخانه، ارتباط زمینی خرمشهر با اهواز قطع و شهر در آستانه محاصره قرار گرفت. مدافعان، درحالیکه با حداقل سلاحهای سبک و کمبود شدید مهمات میجنگیدند، چشم به پشتیبانی فرماندهی داشتند؛ اما منطق حاکم بر ستاد فرماندهی کل قوا همچنان بر همان ایده استوار بود: نباید برای نگهداشتن شهر، هزینه سنگین داد.
🔸با این حال، میدان جنگ برخلاف محاسبه این تئوری پیش رفت. خرمشهر قرار نبود در چند روز سقوط کند. پاسداران، تکاوران نیروی دریایی و مردم بومی، با وجود کمبود شدید تجهیزات، ۳۴ روز در برابر ارتش مجهز عراق ایستادند و ارتشی را که برای پیشروی سریع آمده بود، پشت دروازههای شهر متوقف کردند. سرانجام خرمشهر پس از پایان مهمات و زیر آتش سنگین دشمن سقوط کرد، اما همین ۳۴ روز نشان داد که مقاومت در یک شهر مرزی میتوانست زمان بسیار بیشتری از آنچه در محاسبات «زمین دادن» تصور میشد، از دشمن بگیرد.
میتوانید متن کامل این روایت را در [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒بازخوانی الگوی مواجهه امام خمینی با جنگ تحمیلی
🔹با آغاز جنگ امام خمینی جنگ را صرفاً یک درگیری مرزی و نظامی ندیدند. در نخستین واکنش رسمی، با تأکید بر اطاعت از شورای فرماندهی، جلوگیری از دخالت افراد غیرمسئول، کنترل اخبار و کنار گذاشتن اختلافات داخلی، خطوط اصلی مدیریت جنگ را ترسیم کردند.
🔸در روایت آیتالله خامنهای، فرماندهی امام به معنای حضور در قرارگاههای تاکتیکی و جابهجایی مستقیم یگانها نبود؛ توان اصلی ایشان در شناخت میدان، تعیین جهت حرکت و هدایت کلی جنگ جلوه میکرد. امام با شناخت شرایط، اهدافی را مطرح میکردند که گاه برای نیروهای حاضر در میدان دشوار و حتی دستنیافتنی به نظر میرسید؛ از محاصره آبادان و آزادی سوسنگرد تا آزادسازی خرمشهر. در کنار این قاطعیت، امام به ظرفیت مردم و نیروهای مسلح اعتماد داشتند و با حفظ روحیه عمومی، اجازه نمیدادند فشار میدان به تزلزل داخلی تبدیل شود. این ترکیبِ تشخیص، قاطعیت و اعتماد، از مهمترین جلوههای توانایی ایشان در هدایت جنگ بود.
🔹توانایی امام در مواجهه با جنگ تنها به تشخیص دشمن و ساماندهی فرماندهی محدود نماند؛ ایشان ظرفیت عظیم مردم را نیز بخشی از توان دفاعی کشور دیدند. از همان روزهای نخست، با تأکید بر وحدت، مقابله با شایعه و حفظ روحیه، جامعه را از پشت جبهه وارد میدان دفاع کردند. واکنش ایشان به احتمال سقوط اهواز، با جمله «مگر جوانان اهواز مردهاند؟!» نمونهای از همین نگاه بود؛ نگاهی که بهجای پذیرش هراس، بر توان داخلی تکیه داشت.
شرح روایت را [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒 نقشه ضدایرانی آمریکا با دلارهای عربی
🔹در سالهای جنگ تحمیلی، آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حمایت از عراق با یکدیگر پیوند عمیق داشتند. ریچارد آرمیتاژ بعدها از ۴۵ میلیارد دلار بدهی عراق به کشورهای عربی سخن گفت؛ بدهیای که بخشی از کمکهای این دولتها در جنگ با ایران بود. همزمان، «استراتژی شولتز» با هدف تقویت اقتصادی و نظامی عراق، درگیر کردن کشورهای عرب، کاهش صادرات نفت ایران و منزوی کردن جمهوری اسلامی شکل گرفت.
🔸این همکاری فقط به پول نفت محدود نماند. تقریباً همه کشورهای عربی به شکلی از عراق حمایت کردند؛ عربستان کمکهای مالی، اطلاعاتی و نفتی در اختیار بغداد گذاشت و کویت بخشی از درآمد نفتی و حتی جزایر خود را برای استقرار پایگاههای موشکی عراق در اختیار آن قرار داد. مصر تانک، هواپیما و مهمات فرستاد و هزاران نیروی مصری در ارتش عراق حضور داشتند. اردن نیز مرزها و بندر عقبه را برای تدارکرسانی به عراق گشود. در همین حال، آمریکا با انتقال فناوری، سلاح، وام و اطلاعات ماهوارهای، پشتیبانی خود از بغداد را گسترش داد.
🔹آمریکا در کنار این حمایتها، فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران را نیز تشدید کرد. تحریم نفت ایران، فشار بر کشورهای دیگر برای کاهش خرید نفت و سرانجام ورود مستقیمتر نیروی دریایی آمریکا به خلیج فارس، بخشی از همین سیاست بود.
شرح کامل این ماجرا را در [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ بنبست راهبردی آمریکا در قبال تحریم ایران
🔸۴ مهر ۱۳۸۳، روزنامه واشنگتنپست در گزارشی از اختصاص ۴۰ میلیون دلار برای «مقابله با نفوذ ایران» خبر داد و در کنار آن اعتراف کرد که شکاف میان پنتاگون و وزارت خارجه، دولت آمریکا را به مدت سه سال برای اتخاذ سیاستی بلندمدت در قبال ایران فلج کرده است. این خبر در ظاهر یک تخصیص بودجه ساده بود، اما در باطن از یک آسیب ساختاری عمیقتر پرده برداشت: ناتوانی نظام تصمیمگیری آمریکا در تولید یک راهبرد منسجم در قبال ایران.
🔹برای فهم این بنبست، باید به نقطه آغاز تحریمها بازگشت. نخستین اقدام رسمی واشنگتن در ۱۷ آبان ۱۳۵۸ و چهار روز پس از تسخیر سفارت، با ممنوعیت صادرات تسلیحات به ایران آغاز شد. چهار روز بعد، واردات نفت از ایران ممنوع شد و در ۲۳ آبان، کارتر با فرمان اجرایی ۱۲۱۷۰، بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران را مسدود کرد. امام خمینی در واکنش، قطع رابطه را «به فال نیک» گرفت و فرمود: «رابطه بین یک ملت به پا خاسته با یک چپاولگر عالمخوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم است.» امام خمینی، تحریمها را با وجود سختی، «هدیهای الهی» و باعث «پرورش فکرها و تلاش در راه خودکفایی» میدانست.
🔸پس از آزادی گروگانها بر اساس بیانیه الجزایر، آمریکا متعهد به لغو تحریمها شد، اما در عمل فقط ممنوعیت صادرات و واردات را اجرا کرد و ۹۰۰ میلیون دلار از داراییهای ایران همچنان بلوکه ماند. این رویه - تعهد به رفع تحریم در توافق و عدم اجرای کامل آن - الگویی شد که در دهههای بعد تکرار شد. در دهه ۱۳۷۰، «سیاست مهار دوگانه» کلینتون تدوین شد و در ۱۴ اوت ۱۹۹۶، قانون تحریمهای ایران و لیبی (داماتو) به تصویب رسید که شرکتهای خارجی را نیز در صورت سرمایهگذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار در صنعت نفت ایران، تهدید به تحریم میکرد.
🔹نقش لابیهای صهیونیستی در طراحی این تحریمها انکارنشدنی است. بر اساس گزارشها، زمینه اجرای سیاست مهار دوگانه «تحتتأثیر گرایشها و اعمال نفوذهای گروههای ضد ایرانی که عمدتاً از آیپک و سایر محافل صهیونیستی سرچشمه میگرفت، فراهم گردید.» با این حال، یکجانبه بودن تحریمها و ناتوانی آمریکا در جلب حمایت اروپا، چین و روسیه، دلیل عمده عدم موفقیت این سیاست بود. در ۱۸ مه ۱۹۹۸، کلینتون ناچار شد شرکت توتال فرانسه را از تحریم داماتو معاف کند.
🔸پس از ۱۱ سپتامبر، تحریمها وارد فاز جدیدی شدند. قطعنامههای ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۸۳۵ شورای امنیت صادر شد، اما آمریکا «شورای امنیت را دور زد و اختیارات آن را به نفع خود مصادره کرد.» در دی ۱۳۸۵ تحریم بانک سپه آغاز شد و در ۱۹ آبان ۱۳۹۰، داراییهای بانک مرکزی بلوکه شد. در ژانویه ۲۰۱۲، اتحادیه اروپا واردات نفت از ایران را قطع کرد و صادرات ایران از ۲۵۰۰ هزار بشکه به ۱۵۰۰ هزار بشکه کاهش یافت. با این حال، تحریمها نه تنها به تسلیم ایران منجر نشد، بلکه به انسجام داخلی و خودکفایی انجامید.
🔹با روی کار آمدن ترامپ در ژانویه ۲۰۱۷، طرح اس ۷۲۲ با ۹۸ رأی موافق در سنا تصویب شد که تحریمهای موشکی، سپاه، حقوق بشر و تسلیحاتی را در بر میگرفت. این چرخش دوباره به تحریم، تکرار همان الگویی بود که از آبان ۱۳۵۸ آغاز شده بود: تشدید فشار، سپس گشایش موقت، سپس بازگشت دوباره به تحریم. فاصله میان ۴۰ میلیون دلار خبر مهر ۱۳۸۳ تا تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی، نشاندهنده تشدید پلکانی است؛ اما این تشدید، نه محصول یک راهبرد منسجم، بلکه نتیجه ادامه همان الگوی واکنشی بود. این روزها بسیاری از مطبوعات غربی با مرور گذشته، بر این باورند که ایران با اعمال تحریم، نه تسلیم خواهد شد و نه قابل مدیریت.
مشروح ماجرا را [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️تلاش برای قطع شریان حیات
🔹از سال ۱۳۵۹، حملات رژیم بعث به جزیره خارک آغاز شد؛ اما هر بار پس از وارد آمدن آسیب، فعالیت پایانه نفتی از سر گرفته شد. اهمیت خارک برای اقتصاد ایران به اندازهای بود که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت و درآمدهای ارزی کشور از این جزیره انجام میشد. عراق از سال ۱۳۶۳ با اعلام منطقه ممنوعه دریایی و آغاز جنگ نفتکشها، تلاش کرد این شریان حیاتی را قطع کند.
🔸با شدت گرفتن حملات به خارک، ایران به جای متوقف کردن صادرات، به دنبال بازسازی و ایجاد مسیرهای جایگزین رفت. در فوریه ۱۹۸۵، انتقال نفت از خارک با نفتکشهای اجارهای به دو ابرتانکر ذخیرهسازی در نزدیکی جزیره سیری آغاز شد. این سامانه که در ابتدا با مشکلات فنی روبهرو بود، بهتدریج توسعه یافت و ظرفیت انتقال حدود ۱٫۵ میلیون بشکه نفت در روز را به دست آورد.
🔹حملات گسترده صدام اگرچه در مقاطعی موجب کاهش صادرات نفت ایران شد، اما نتوانست هدف اصلی خود را محقق کند. گزارش اکونومیست در مهر ۱۳۶۴، در اوج حملات به خارک، از ادامه صادرات نفت ایران خبر میداد. ایران با بازسازی تأسیسات، استفاده از نفتکشهای اجارهای، راهاندازی مسیر سیری و بهکارگیری خطوط لوله جایگزین، جریان صادرات را حفظ کرد. در سال ۱۳۶۴، صادرات نفت ایران ادامه داشت و درآمد نفتی کشور به ۵۹.۱۲ میلیارد دلار رسید. این روند نشان میداد که حملات رژیم بعث، برخلاف هدف اولیه، نتوانسته بود شریان اقتصادی ایران را قطع کند.
متن کامل این روایت را در [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 تفرقه بینداز و حکومت کن
🔹در جریان جنگ جهانی اول، انگلستان برای پیشبرد اهداف استعماری خود به رقابتهای درونی ایل قشقایی ورود کرد. اختلاف میان صولتالدوله و محمدعلیخان کشکولی بر سر اداره کازرون، زمینها، مراتع و عوارض راه بوشهر ـ شیراز، پیش از این نیز وجود داشت؛ اما به درگیری گستردهای منجر نشده بود. از سال ۱۲۹۵، بریتانیا با حمایت از محمدعلیخان علیه صولتالدوله، معادلات منطقه را تغییر داد و اختلافی محلی را به ابزاری برای پیشبرد منافع خود تبدیل کرد.
🔸انگلستان برای حفظ نفوذ خود در فارس، همزمان با دو طرف اختلاف ارتباط برقرار کرد. این دولت در سال ۱۹۱۶ از محمدعلیخان کشکولی حمایت کرد و او را به اقدام علیه نیروهای نزدیک به صولتالدوله تشویق نمود. در اردیبهشت ۱۲۹۶ نیز ارنست بریستو، معاون کنسول بریتانیا، با صولتالدوله توافق کرد و انگلستان ۳۰ هزار تومان به او پرداخت.
🔹در بهار ۱۹۱۸، دخالتهای انگلستان به رویارویی نیروهای صولتالدوله با پلیس جنوب و متحدان محلی بریتانیا انجامید. این درگیریها پس از جنگ جهانی اول هم ادامه یافت و سرانجام، با بازگشت قدرت صولتالدوله در سال ۱۳۰۰، خوانین کشکولیِ همراه بریتانیا بازداشت و برای تضعیف موقعیت آنان اقدام شد. روزنامه «ستاره» در ۱۳ مهر ۱۳۰۰ نوشت که کنسول بریتانیا در شیراز طی شش سال برای به جان هم انداختن عشایر قشقایی و کشکولی تلاش کرده و هزاران ایرانی بیگناه در این میان کشته شدهاند.
متن کامل این روایت را در [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#سند
🗓️ دزدیدن خاک سرخ بوموسی توسط بریتانیا
🔸«اظهار وزارت خارجه انگلیس دایر به اینکه استخراج خاک سرخ عنوان بهرهبرداری تجارتی داشته و امر سیاسی نیست صورت مغالطه دارد، زیرا اعطای امتیاز از نتایج مالکیت است و مالکیت امر سیاسی است، بنابراین مشمول اصل حفظ وضعیت حاضره میگردد.» این فراز، بخشی از پاسخ حقوقی ایران به ادعای بریتانیا درباره استخراج خاک سرخ از جزیره ابوموسی در دوران پهلوی اول است؛ ادعایی که تلاش میکرد بهرهبرداری اقتصادی از جزیره را از مسئله حاکمیت جدا نشان دهد.
🔹مقامات بریتانیایی مدعی بودند خاک سرخ از قدیم استخراج میشده و مسئله تازهای نیست. پاسخ ایران اما این بود که «دولت ایران از سی سال [قبل] به این طرف به مداخلات شیوخ و انگلیسها در مورد جزایر تنب و ابوموسی اعتراض نموده و در هر موقع دلائل خود را اظهار کرده، و به علاوه کاری با رضایت ایران صورت نگرفته است که بتواند سابقه واقع شود.»
🔸مستند دیگر ایران، نقشهای بود که وزارت جنگ بریتانیا پنجاه سال پیش از آن ترسیم کرده بود. در این نقشه، «جزایر تنب و ابوموسی و سیری را به رنگ داخله ایران رسم کرده» بودند. ایران با وجود آنکه «تمام نقشه را از حیث اینکه بحرین را به رنگ مملکت دیگر زده قبول نداریم»، اما «نسبت به این جزایر» از آن به عنوان سند استفاده میکرد؛ استفادهای گزینشی که نشان میدهد ایران از تناقض موجود در اسناد بریتانیا آگاه بود و از آن بهره میگرفت.
متن کامل این سند را در [اینجا] ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir