#سند
📷یک بازجویی عجیب!
🔹اردیبهشت ۱۳۵۸، خبر دستگیری محمدرضا سعادتی، از اعضای اصلی سازمان مجاهدین خلق خبرساز شد. او بر سر قرار اطلاعاتی با یکی از افسران اطلاعاتی شوروی و هنگامی که قرار بود اسنادی از پرونده احمد مقربی - یکی از جاسوسان مهم شوروی پیش از انقلاب- را به روسها تحویل دهد دستگیر شد.
🔸آن زمان، بخشی از ضدجاسوسی ساواک به خدمت نخستوزیری انقلاب درآمده بود و دستگیری سعادتی، حاصل خبر منبع به کلی سری آن در سفارت شوروی بود. مسئلهای که به خاطر اقتضائات آن روزهای انقلاب، امکان اعلام رسمیاش نبود و همین باعث شد سازمان مجاهدین خلق درباره هویت عاملان دستگیری و بازجویی سعادتی جوسازی سنگینی کند.
🔹سازمان تا روزهای برگزاری دادگاه سعادتی در پاییز ۱۳۵۹، با جوسازی حول این مساله، کوشید دستگیری او را اقدامی سیاسی و جناحی معرفی کند. جوسازیهایی که هدفش گمشدن اصل موضوع، یعنی ارتباطگیری سازمان مجاهدین خلق با افسران اطلاعاتی شوروی در فضای غبارآلود به وجود آمده بود.
🔻بخشی از بازجوییها از سعادتی برای اولین بار منتشر شده است که نکات مهمی در ارتباط با رابطه سازمان و شوروی دارد.
برای خواندن متن این بازجوییها اینجا را بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓یک رابطه پرهزینه
🔹در حالی که ایران روزهای پرتلاطمی را پشت سر میگذاشت و عبدالحسین هژیر وزیر دربار او، ۱۲ روز قبل از این سفر ترور شده بود؛ شاه سفری ۴۵ روزه به آمریکا داشت و یکی از عیاشیهای او در این مدت، با یکی از ستارههای هالیوود به نام گریس کلی بود.
🔸او یکی از چهرههای نمادین آن دوران به شمار میرفت و با بازی در فیلم «برای گرفتن دزد» به کارگردانی آلفرد هیچکاک، به یکی از الگوهای مد در دهه ۵۰ تبدیل شد.
🔹ارتشبد فردوست در خاطرات خود میگوید: «در مسافرتهایش به آمریکا هم زنهای متعددی را میدید که دولو به او معرفی میکرد و من در جریان نبودم، ولی مطلع میشدم و بهطور کلی پولهای کلانی به اینها میداد. در مسافرتهای به آمریکا، در نیویورک، من دو نفر را به محمدرضا معرفی کردم. یکی گریسکلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات کرد و محمدرضا به وی یکسری جواهر به ارزش حدود یکمیلیون دلار داد.»
🔸در برخی متون انگلیسی ادعا شده که شاه حتی قول ازدواج به او داده بود که با توجه به مسلمان نبودن او، چندان ساده به نظر نمیرسید.
🔹جودی کواین از دوستان گریس کلی آن هدیه میلیون دلاری که فردوست گفته را چنین توصیف کرده است: «سنجاق از طلا ساخته شده بود، یک قفس پرنده ظریف با دری کوچک و میلهدار که با لولای کوچکی باز و بسته میشد. درون قفس، روی تاب، یک پرنده با بالهای که از الماس پوشیده شده بود و چشمانی از یاقوت کبود آبی روشن نشسته بود.»
برای خواندن متن کامل، اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓برای دفاع از وطنم تبعید شدم!
🔹۱۳ آبان ۱۳۴۳ در جریان تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه، یکی از مقامات ساواک به نام سرهنگ افضلی، ایشان را در این سفر همراهی می کرد.
🔸آنگاه که هواپیما اوج گرفت، امام رو به سرهنگ افضلی گفت: «آیا شما میدانید که من به جرم دفاع از حیثیت ارتش و استقلال وطنم تبعید می شوم؟»
🔹سرهنگ افضلی پاسخ داد: «تا روزی که به آمریکا احتیاج داریم، ناچاریم آوانسهایی به آنها بدهیم» امام پرسید: «یعنی حتی نوامیس مملکت خود را نیز در اختیار آنان قرار دهیم؟» سرهنگ نتوانست پاسخی بدهد.
🔸۱۵ آبان رئیس ساواک ابلاغ کرد که «سرهنگ افضلی تا رسیدن افسر دیگر در آنکارا بماند. مقتضی است گزارش کامل از مسافرت و استقرار در آنکارا ارسال دارد.»
او اولین گزارش خود را نوشت: «ساعت ۸ صبح ۱۳ آبان به اتفاق شخص مورد نظر هواپیما به طرف آنکارا پرواز نموده اولین صحبت ایشان در هواپیما این بود که «من برای دفاع از وطنم تبعید شدم»
🔹سرهنگ افضلی در این سفر آن قدر تحت تأثیر امام قرار گرفت که وقتی شنید نمایندهای از علما قرار است به دیدن امام برود، خود را به مسجد سجاد در چهار راه گیتی رساند تا قبل از سفر، سفارشهای لازم را به حاج سید فضلالله بکند. او حتی «سفارش کرد برای آقا باقلوا هم ببرید.» هر چند به جهت دستور جدید شاه و محدودیت سفر داماد آیتالله خوانساری، سفارش سرهنگ بینتیجه ماند و باقلوای خریداری شده به مقصد نرسید، اما شیرینی اثر امام بر مأمور امنیتی خود در تاریخ ماند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓سفیر رژیم اسرائیل در ایران
🔹پس از مئیر عزری، اوری لوبرانی نماینده رژیم صهیونیستی در ایران شد. وی در حیفا متولد شد و از دبیرستان مشهور «ری علی» تلآویو در سال ۱۹۴۴ فارغالتحصیل شد و از دانشگاه لندن لیسانس افتخاری گرفت. لوبرانی در سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸ در [سازمان شبهنظامی و تروریستی] «هاگانا» و «نیروی دفاع اسرائیل» فعالیت کرد و سپس وارد وزارت خارجه اسرائیل شد و در قسمت خاورمیانه فعالیت خود را آغاز کرد. چندی بعد به عنوان منشی یا دبیر خصوصی موشه شارت وزیر امور خارجه انتخاب شد.
🔸اوری لوبرانی از خرداد ۱۳۵۲ش، به عنوان سفیر غیررسمی یا نماینده سیاسی اسرائیل، فعالیت خود را در ایران آغاز کرد. ساموئل سگو، مورّخ و روزنامهنگار اسرائیلی درباره مأموریت لوبرانی در تهران چنین میگوید: «تغییر مواضع استراتژیکی مصر و اسرائیل که حتی قبل از جنگ اکتبر(جنگ یوم کیپور) آغاز شده بود، دولت اسرائیل را وادار به ارزیابی مجدد برداشتها و مناسباتش با ایران در پرتو اوضاع جدید کرد. یکی از این موارد، انتصاب اوری لوبرانی به جای مئیر عزری بود که دوازده سال در تهران انجام وظیفه کرده بود.»
متن کامل را اینجا بخوانید.
🌄شرح عکس:
جلد پرونده اوری لوبرانی در ساواک
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓گزارش تصویری از قیام مردم در سی تیرماه
🔹مصدق پس از پیروزی حقوقی ایران در دیوان بینالمللی لاهه در خصوص ملی شدن صنعت نفت، برای تحکیم دولت خود خواستار در اختیار گرفتن پست وزارت جنگ شد. با مخالفت شاه، مصدق استعفا داد و شاه نیز بیدرنگ احمد قوام را به نخستوزیری منصوب کرد. این اقدام با واکنش شدید آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی مواجه شد و مردم را به مقاومت و حمایت از مصدق فراخواند.
🔸او پس از دو بیانیه یک مصاحبه مطبوعاتی تشکیل داد و در آن اعلام کرد اگرقوام نرود، اعلام جهاد می کنم و خودم کفن پوشیده و با ملت در پیکار شرکت مینمایم.
🔹در لبیک به فراخوان آیتالله کاشانی صبح ۳۰ تیر ۱۳۳۱، مردم به خیابانها آمدند که منجر به درگیریهای خونین و کشته شدن شماری از تظاهرکنندگان شد. فشار مردمی نهایتاً شاه را وادار به عقبنشینی کرد؛ قوام برکنار و مصدق بار دیگر به نخستوزیری منصوب گردید.
🌄شرح عکس:
۱. تظاهرات دانشجویان در صبح ۳۰ تیر
۲. یکی از شهدای قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ بر دست مردم
برای دیدن تصاویر بیشتر قیام مردم اینجا را ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓سرکرده حزب دموکرات ایران چرا کشته شد؟
🔹عبدالرحمن قاسملو سرکرده اسبق حزب دموکرات کردستان ایران، کسی است که همواره به خیانت و جنایت علیه ایران و کردها شهره بود. مدل مدیریت و رهبری خاصی داشت و دشمنهای زیادی در این مسیر برای خودش در درون و بیرون حزب تراشیده بود.
🔸دبیرکلی قاسملو پس از پایان جنگ ایران و عراق، دیری نپایید. او در روز پنج شنبه ۲۲تیر ۶۸ به همراه فردی به نام عبدالله قادری در وین به ضرب گلوله از پای درآمد. گفته میشد که او خود را برای گفت و گو با مأموران دولتی ایران آماده کرده بود. قتل قاسملو از جمله قتل های سیاسی است که هیچ گروه و جریان سیاسی مسئولیت آن را برعهده نگرفت. فقط میتوان منافعی را که جریانهای سیاسی از این قتل کسب میکردند در ترازو نهاد و آنگاه براساس میزان سود بیشتری که نصیب یک گروه میشد نقش داشتن آن گروه را در ترور محتمل دانست.
🔹یکی از گروههایی که از این قتل میتوانست سود ببرد سازمان مجاهدین خلق ایران بود. حزب دمکرات از حمله مسلحانه اعضای سازمان مجاهدین به پیشمرگه های خود همواره بیمناک بود. اکنون قاسملو خود را برای مذاکره با مأمورین دولتی ایران آماده میساخت و سر گرفتن این مذاکره حتی اگر نافرجام میماند میتوانست شکستی بر دیگر شکستهای سازمان مجاهدین بیفزاید.
🔸مذاکره قاسملو با دولت میتوانست نشان دهد که بر خلاف تبلیغات مجاهدین، امکان مذاکره و چانه زنی با دولت وجود دارد و این همان نکتهای است که سازمان مجاهدین خلق برنمیتابید و از آن هراس داشت.
متن کامل را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir