آخرین نوشته #مسعود_دیانی
چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
دوست داشتم بنویسم و نمیتوانستم، حتی چند کلمه. هرروز ضعیفتر از روز قبل میشدم و گرفتارتر. از بیمارستان که بیرون میآمدم تصورم از روزهای پیش رو این نبود، حال خوشی داشتم، سبک بودم، پر از امید و شوق. ناامیدی از درمان در وجودم چراغ امیدی روشن کرده بود که زندگی را در سایه مرگ از نو برایم تازه و شیرین میکرد؛ دوست داشتم روزهای پر عاطفهای را با #فاطمه و #ارغوان و #آیه بگذرانم، پر خاطره، پر از گفتوگو و آغوش، پر از لبخند؛ دوست داشتم کار بکنم، برای سوره ماه رمضان کلی شوق و انگیزه داشتم، اتاقم را از نو چیدم، صندلیام را آوردم بالای تختم، کتابهایی که دوست داشتم را بالای سرم چیدم، برای خودم تبلت گرفتم -که هیچ وقت نداشتم!- چراغ مطالعه ایستادهای که سالها بود دوستش داشتم را سفارش دادم، حتی به رؤیای خریدن دوچرخه برقی فکر میکردم؛ دوست داشتم واپسین روزهایم بهترین و شادترین باشد، درونم اینگونه بود، بیرون اما سر سازگاری نداشت.
ادامه دارد...
@qoqnoos2