eitaa logo
مرضیه رمضان‌قاسم
493 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
977 ویدیو
98 فایل
🌻بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم سلام ارشد تفسیر و کلام، مداح، سخنران مبلغ‌ دفتر تبلیغات اصفهان پاسخگوی‌شبهات،داستانک‌ دلنوشته و یادداشت‌نویس تلاشم در جهش‌تولید جهت‌فرمانبرداری از امر رهبرم منتظرامام زمانم هس تم پل‌ارتباطی‌جهت‌ارتقاءکانال⬇ @M_Rghasem110
مشاهده در ایتا
دانلود
5.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یابن‌الحسن به صورتی که شد از خون سر خَضاب بیا...! یا عالی بحقّ علی، عجّل لولیک الفرج ⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از مرسلات مدیا
✅💠شیرینی ماندگار آقا جواد آدم خیّری بود و دوست و آشنا هر وقت به مشکلی برمی خوردند با روی باز آقا جواد روبرو می شدند یک روز از ماه مبارک، آقا جواد با خانمش وارد مغازه شیرینی فروشی برای خرید زولبیا بامیه شدند. آقا جواد چشمش به دو تا از بچه های کار که هر کدام کیسه بزرگی روی دوش شان بود؛ افتاد که داشتند از پشت شیشه مغازه به شیرینی ها با حسرت نگاه می کردند که یکدفعه جوانی از راه رسید تشری به آنها زد و ... رفتند. آقاجواد موضوع را با خانمش در میان گذاشت و یک کیلو زولبیا بامیه برای آنها خرید ولی خانمش طبق معمول از این طرز فکر آقا جواد شاکی شد و گفت: «آقا جواد باز هم دایه دلسوزتر از مادر شدی؟» _ «منظورت چیه خانم؟» _ «یعنی دوباره دلت برای این و اون سوخت؛ یه کم به فکر خودمون باش. تا کی میخوای به این کارات ادامه بِدی مرد؛اگه خدا میخواست بهشون میداد حالا که نداده یعنی نباید داشته باشن دیگه.» خانمِ جوانی که توی مغازه ایستاده بود گفت: «خانم شوهرتون حق داره! منم نگاه حسرت رو توی چشمای اونها دیدم ولی نمی تونستم براشون خرید کنم.» - «آخه به ما ربطی نداره؛ وقتی خدا بهشون نداده، نداده دیگه؛ خودشون باید تلاش کنند، به ما چه ربطی داره؟! » خانم داخل مغازه باز گفت: -«به هر حال بعضی وقتا آدما با تمام تلاشی که می کنند اوضاع خوبی ندارن و اینم امتحان ماس که خدا ببینه چی کاره ایم و إلّا خدا که قربونش برم بخیل نیس؛ این آدمها تو این شرایط قرار گرفتن و وظیفه ی ما کمک به اوناس‌‌‌؛ یادم میاد درست یه زمانی که هم سن و سال این بچه ها بودم پدرم که یه کارگر ساختمون بود پاش شکست و چند ماهی خونه نشین بود من هم ماه رمضون اون سال مث این بچه ها چشم می‌دوختم به مغازه های شیرینی فروشی؛ یه روز یه خانم پیرزنی که از مغازه بیرون اومد بهم گفت: سحرجون مادر اینا رو برای تو خریدم. بهش گفتم من زینبم دختر شما نیستم گفت:ولی خیلی شبیه اونی مادر؛ تو رو که دیدم یاد دخترم افتادم که ایران نیس ولی حتما اگه ایران بود خیلی شیرینی‌های ماه رمضون ما رو دوست داشت؛ پس اینا مال تو. با لبخند ازش گرفتم و تشکر کردم و با خوشحالی برگشتم خونه. جعبه رو گذاشتم جلوی چشمام، یه نگاهم به جعبه بود و یه نگاهم به ساعت دیواری که اینقدر کُند حرکت می‌کرد که انگار اونم روزه بود و توان راه رفتن نداشت؛ بالاخره افطار شد و با صدای پخش اذان اولین بامیه رو در دهانم گذاشتم؛ هرچند اون روز بابا مامانم به خاطر گرفتن اون جعبه از پیرزن سرزنشم کردند ولی اون بامیه شیرین ترین بامیه ای بود که تا حالا خوردم، از همین جهت امروز حال این بچه ها رو خوب درک می کنم، نوجوونیِ دیگه!» خانم آقا جواد اشکهایی که توی چشمهایش جمع شده بود و پاک کرد و گفت: «تاحالا از این زاویه به قضیه نگاه نکرده بودم.» آقا جواد به مغازه برگشت و گفت: «خانم کجایی؟! دلم میخواست شادی رو تو چشمای این بچه ها ببینی؛ خیلی حیف شد که نیومدی دنبالم.» - «خدا رو شکر، خوب کاری کردی آقا جواد دل دو تا بچه رو شاد کردی.» آقا جواد ابروهایش را بالا داد و نگاه متعجبی به خانمش کرد و با خوشحالی گفت: -«تازه یکی از اونا می گفت: خواهرش چند روزی بوده بهونه ی بامیه می گرفته ولی پول نداشته براش بخره؛ اون دیگه خوشحالیِ دیدنی تری داشت» ✍️ به قلم: مریم رمضان قاسم @taaghcheh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕊🥛🏴 💠⚫️ پدر یتیمان! هر بچه‌ای آرزو داشت کاسه‌ی شیر او، بوسه‌گاه شیر خدا شود. ظرف پر شد از شیر. کاسه‌ی شیر بچه ها خالی! یک جرعه شیر سهم مولا شد از تمام کاسه ها! لیلة الزهرا یتیمان کوفه جویای احوال پدرِ شهر شدند. حیدر به پیش مادر رفته بود. «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً... ؛کسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا...» سوره بقره/ آیه 274 نویسندگان: عصمت مصطفوی و مرضیه رمضان‌قاسم ⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سلاله اخلاقی
منـظور از علائم حتمی ظهور چیست؟ .mp3
4.54M
🦋چشم به راه🦋 کدام یک از موارد از نشانه‌های حتمی ظهور امام زمان علیه‌السلام نیست؟ ۱_خروج سفیانی ۲_قتل نفس زکیه ۳_مرگ سفید تا ساعت ۱۳:۰۰ فرصت دارید در مسابقه چشم به راه شرکت کنید. هر هفته ، یک برنده به قید قرعه جایزه ی اسکان و پذیرایی سفر به مشهد از طرف کانون خدمت رضوی دریافت می کند. کارشناس‌برنامه: استاد_جواد_حیدری @javadheidari110
هدایت شده از مرسلات مدیا
﷽ ------ می‌خواهم برای عزیزترین‌ها بنویسم شب قدر است. می‌خواهم قدردانی کنم از آنان که زمینه‌ی آمدنم به عالم هستی را فراهم کردند. شب قدر که می‌شود وظایفش سنگین‌تر می‌گردد. در روز مدام سر به آشپزخانه می‌زند، سماور را برای آب‌جوش افطار روشن می‌کند، تا موقع افطار سقا شود و کام تشنه‌ی اهل خانه را سیراب کند. برای افطاری، عدس پلو می‌گذارد تا با طبع عدس دل اهل خانه نرم‌تر و بارش چشم در عزای پدر یتیمان تسهیل گردد؛ ولی خودش عدس نخورده ساده و بی‌تکلف می‌بارد و اشک‌هایش با زمزمه‌ی مناجات مسجد کوفه موقع ریختن نمک، پای غذا می‌چکد. با تأسی به صدیقه‌ی طاهره -سلام‌الله‌علیها- روزهنگام، بچه‌ها را می‌خواباند تا موقع احیا سرحال باشند؛ هر چند می‌تواند در روز بچه‌ها را حسابی خسته کند تا شب بخوابند و خودش با خیال راحت به دور از هیاهو، با خدا مناجات کند. او موقع احیا با پاشیدن آب به صورت فرزندان با کلی خوراکی و سرگرمی آنان را بیدار نگاه می‌دارد و نمی‌گذارد بخوابند. شاید بتوان گفت اگر او در این عالم نبود نه سیدرضی و مرتضی، نه علامه‌ی طباطبائی، نه امینی‌ها و نه... در عالَم نمی‌درخشیدند. احساس می‌کنم او در ثواب تمام افتتاح‌ها، جوشن‌ها، ابوحمزه‌ها، نمازها، زیارت‌ها همه و همه‌ی آنچه ما تا آخرین نفس انجام می‌دهیم، سهیم است و اعمالمان با سند شش دانگ، به نام مادرانمان حک می‌گردد. مادر به زیرلب گفت یارب حسینی‌اش کن اینگونه روزگارم با یک دعا عوض شد شب‌های قدرِ قبل از کرونا، قبل از زمزمه‌ی الغوث الغوث خلصنا من النار.... ابتدا لبهایمان را میهمان آستانه‌ی بهشتی که زیر پای مادر است و سپس لبها را میزبان دستان گرم پدر می‌کردیم؛ اما امسال با شرایط فعلی، خواه پدر و مادر داریم یا نداریم، از هر طریقی که در توانمان هست سعی در جلب محبت عزیزترین‌های زندگی‌مان داشته باشیم، باشد که باران رحمت الهی بیش از پیش بر ما نازل گردد. حال که آبرو کسب کردیم، وقت آن است، درِ خانه‌ی خدا برویم چرا که خداوند در کتاب کریمش بسیار سفارش به محبت پدر و مادر کرده است. بنابراین می‌توان بواسطه‌ی آنان به قرب الهی رسید. «وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا» ۲۳‌/اسراء و پروردگارت فرمان داده است جز او را نپرسید و به پدر و مادر نیکی کنید، هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسیدند به آنان اُف مگوی و بر آنان پرخاش مکن و با آنان سخنی نرم و شایسته بگو. حال با قوت و نیروی مضاعف بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا كَرِيمُ يَا مُقِيمُ يَا عَظِيمُ يَا قَدِيمُ يَا عَلِيمُ يَا حَلِيمُ يَا حَكِيمُ  (سُبْحَانَكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ)» تورا به حق نامت اي خداي بخشنده و مهربان، اي بزرگوار، اي برپادارنده‌ی بزرگ، اي قديم، اي دانا، اى بردبار، اى فرزانه، (تو معبود منزهي از آتش دوزخ به تو پناه ميبرم كه پناه دهنده‌ی بي‌پناهاني ) يا (منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست. فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من) اگر مادر نداری یا که داری ولی آن مادر اصلی که زهراست سلامش کن به او عرض ادب کن که او ناظر به حرف و گفته‌ی ماست مخور حسرت اگر مادر نداری که زهرا بهترین مادر به دنیاست همیشه هر کجا او را بجویی دعاگوی شما از عرش اعلی‌ست چو باشد سایه مادر کنارت خدا را شکر، مادر خوب و زیباست ولی غافل مباش از مادری که به حق ام‌ابیها هست و زهراست تمام مادران مانند قطره و زهرا مثل اقیانوس و دریاست فقط او مادر سادات هم نیست که ام‌الشیعه و محبوب دل‌هاست نگاه حضرت زهرا تو را بس صدایش کن که این مادر همین جاست بلد باشید گنج درد و دل را که زهرا هر زمان ما را پذیراست نماز حاجت زهرا بخوانید که آن گنج عظیم و نور أعلی‌ست به زهرا هدیه کن خیر الهدایا زیارت های عاشورا چه غوغاست اگر پرسی که باب الفاطمة کیست؟ بدان ام البنین بانوی مولاست که بعد از فاطمه در چشم حیدر مقامش عالی و بسیار والاست خوشا آن دل که دارد حب زهرا و با ام البنین روحش مصفّاست / مرضیه رمضان قاسم @ramezan_ghasem110🌱 @taaghcheh
📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 📖 ✍"ختم‌مجرب" ختم کامل قرآن در یک هفته جهت برآورده‌شدن حاجات شرعی، نحوه‌ی ختم قرآن به این طریق است:👇 از روز جمعہ شروع و روز پنج شنبہ ختم می‌کنیم ▪️جمعہ از اول قرآن تا آخر سوره مائده ▫️شنبہ از انعام تا آخر سوره براءت ▪️یڪشنبہ از سوره یونس تا آخر سوره مریم ▫️دوشنبہ از سوره طه تا آخر سوره قصص ▪️سہ شنبہ ازسوره عنڪبوت تا آخر سوره «ص» ▫️چهارشنبہ از سوره زمر تا آخر سوره الرحمن ▪️پنج شنبہ از سوره واقعه تا آخر قرآن پس از اتمام ختم سہ مرتبہ بہ سجده می‌رویم و می‌گوئیم:👇 〽️در سجده اول یکمرتبه: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائِکَهِ وَالرُّوحُ 〽️در سجده دوم دو مرتبہ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائِکَهِ وَالرُّوحُ 〽️ و در سجده سوم نیز سہ مرتبہ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائِکَهِ وَالرُّوحُ 🤲سپس حاجت‌مان را طلب کنیم. @ramezan_ghasem110
AUD-20210825-WA0011.mp3
8.25M
تنگه چقدر دلم برای حیدر... برای ایوون طلای حیدر.... شبای قدره و یقینم اینه... پشتِ‌سر منه‌دعاے‌حیدر.. امام علی 🥀 ⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"دعوتی" یه موقع‌س آدم سرزده می‌ره مهمونی، مهمون سرزده هم خرجش با خودشه و دیگه هر چی گذاشتن مقابلش باید بخوره. یه موقع یکی با اصرار و الحاح می‌ره یه جایی و خودشو می‌چپونه و زورکی جا می‌ده. یه موقع مهمون دعوت می‌کنی هم سور خونه‌تا می‌دی هم سور مکه‌تا می‌دی هم عروس دوماد پاگشا کردی دیگه مهمونی تو مهمونیه و سنگ تموم می ذاری و دیگ و دیگ‌بَر بالا پائین می‌ذاری..‌‌. اینقدر صغری کبری چیدم که بگم ما هم که بی‌دعوت تو این دنیا نیمدیم خود خدا دعوت‌مون کرده، میزبان هم خیلی کریمِ و خیلی مهموناشو بالا می‌بره پس بیکارم غصه نون و آب و خونه و ماشین و باغ و... رو بخوریم خودش دعوت‌مون کرده این صابخونه که من می‌شناسم نه فقط خورد و خوراک و خرجی‌مونا میده بلکه پول تو جیبی هم بهمون می‌ده. تازه این ماه هم که معروف به رمضان‌الکریمِ مهمونی تو مهمونیه و می‌دونم که اوستا کریم سنگ تموم برا همه‌مون می‌ذاره... ممنون پدر مادرم هستم که واسطه‌ی فیض‌رسانی به من شدند... نفس می‌زنم به عشق پدر مادر عزیزم و چه خوب که در این ماه نَفَس‌هایم تسبیح‌اند... ‌ ‌ابری که می‌گذشت، به آهنگ گریه گفت: دنیا، مکان ماندن ما نیست بگذریم... 🖊نویسنده: مرضیه رمضان‌قاسم ⏰زنگ بیداری👈 https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef