4_5888806028635541096.mp3
17.42M
🕊
اولین بار علی گفتم و جانم دادند
با علی در رگ غیرت ضربانم دادند
یا علی گفتم و معیار نشانم دادند
با تماشای نجف جام جهانم دادند
لب من تا که به انگور ضریح تو رسید
لرزه افتاد به جان و ز سرم عقل پرید
اسم اعظم همه جا نام علی بود علی
مظهر لطف خداوند جلی بود علی
در شب جهل چراغ ازلی بود علی
به خدا در همه افاق ولی بود علی
قبل از ایجاد علی نقش به دلها میزد
بر گِل شیعه چه با حوصله امضا میزد
هر که از جام تو نوشید خدا باور شد
هر که سودای جهان داشت تو را نوکر شد
رند آن بود که دنبالهرویِ قنبر شد
حرف سلمان شد و دیدم ز ملک سرتر شد
نوکرت نزد تو آرامش فردا دارد
بینیاز است هر آنکس که علی را دارد
ملکوت نجفت ارزش دنیا دارد
هر که از عشق تو دیوانه شود جا دارد
معنی دست خدا دست توانای علیست
بهترین نام جهان نام دل ارای علیست
بی علی هیچ نمازی به خدا واصل نیست
قبله یک لحظه به بدخواه علی مایل نیست
جز علی شیعه امیری به جهان قائل نیست
بی علی دعوت یک عمر نبی کامل نیست
#غدیر
#نجف
#خانهی_پدری
🦋🐛https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
⌛️
به سبک ساعتشنی زندگی کنیم
ساعت شنی را دوست دارم چون هر یک از این دو شریک، انعکاس همان چیزی هستند که دلشان میخواهد در دیگری ببینند زیرا هیچ یک از این دو زوج خوشبخت، برای محبت کردن منتظر نشان دادن یک پل توسط زوج خود نمینشینند زیرا خوب میدانند چنین انتظاری منجر به تسلسل میگردد بنابراین تا دیگری هنوز یک پل به او نشان نداده بدون چشمداشت به مقدار ظرفیتی که دارد به او مهرورزی میکند و بار را از دوشاش برمیدارد.
آنها نه پا را از گلیمشان فراتر مینهند و نه فروتر.
ساعت شنی دو قلب بلورین شفاف به هم پیوستهاند که بسان یک روح در دو تناند این دو همنشین همدل، گویی با هم میثاق عشق و مهرورزی بستهاند تا به صورت شیفتی مکمل همدیگر شوند و مرهم دردهای هم باشند و از زیر بار مسئولیت عاطفیِ هم، شانه خالی نکنند و متواضعانه با آغوش باز پذیرای خستگیها و بیحوصلهگیهای همدیگر باشند آنها حامی و پشتیبان جسمی، روحی و فکری برای شریک زندگی خود هستند.
دنیاتون و به تبعش عقباتون سراسر شــادی و نور🌹
🪄نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#سواد_عاطفی
#همزیستی_مهرورزانه
#همزیستی_مسالمت_آمیز
🦋🐛https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📞
زندگی سنّتی یا صنعتی؟!
دیروز رعنا خانم برای زیارت قبول با حقیر تماس گرفتند؛
خیلی صدایشان شاد و با نشاطتر از همیشه بود، داشتم در ذهن علت شادتر بودنشان را کالبد شکافی میکردم که خودشان جواب سوال مقدرم را دادند و گفتند "افوسم" هر موقع برگشتم حضوری خدمت میرسم.
آری آدم برخی جاها دلخوش است نظیر:
سر گذاردن روی شانهی مادر و
سر سپردن روی زانوی پدر
نشستن در دامن طبیعت
و در محضر خدا و آلالله
دلم لک زده برای مکانی
بدون تلویزیون
بدون استرس
بدون گوشی
بدون رسانه
بدون نِت
دلم هوای نُت طبیعت کرده
🖊نویسنده: مرضیه رمضانقاسم
#سفری_به_آغوش_طبیعت
🦋🐛https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
هدایت شده از مرضیه رمضانقاسم
🕌🕌🕌🕌🕌🕌
🕌
🕌
صدای مدیر کاروان
گنبد و گلدستههای امامین عسکریَین از دور همچون خورشید نورافشانی میکند و زائران با مشاهدهی آن صلوات میفرستند.
از اتوبوس پیاده که شدی شمارهی اتوبوس را حفظ میکنی، یا با گوشی موبایل از آن عکس میگیری و قدم در مسیر خانهی مولایت مینهی.
هنوز وارد کوچهی اصلی نشده، میبایست بار اضافی را تحویل امانات دهی و همچون پرستوی مهاجر سبکبال میشوی؛ در مسیر تجدید وضویی انجام میدهی و باز به راهت.
اکنون باید تفتیش شوی حال خودت نیز در وجودت گشتی بزن تا مبادا از ناخالصیهای باطنی چیزی همراهت باشد، به سلامت از این گذر نیز عبور میکنی، به ایستگاه وسائط نقلیهی حرم میرسی، اختیار با توست که بنشینی تا کریمانه تو را به حریم یار برسانند و یا عاشقانه تکبیر گویان، با طمانینه به مسیر عشق ادامه دهی و تو پیاده روی را برمیگزینی.
در این مسیر کام سالکان طریق عشق را با چای عراقی شیرین میکنند.
چای را مینوشی و با نوشیدن آن، گرمای عشق در وجودت صد چندان میشود؛ اکنون تشنه تر شدهای پس هرولهکنان میروی.
راه، راه معرفت است می خواهند امام شناس شوی پس میبایست بار دیگر خودت و کیف دستیات موشکافانه وارسی شوید زیرا ورود ابزار دنیایی در بهشت ممنوع است. باید خالی خالی، تهی از منیت و انانیت به محضر امامت حاضر شوی، از اینجا به بعد گنبد نمایان میشود، در برابر امامت سر تعظیم فرود میآوری و خاضعانه سلام میدهی.
یک پیچ به سمت حرم می خوری و با این پیچ، پیچیدگیهای افکارت یک آن، در هم میپیچد و ساده و بی غل و غش به نشان تواضع دست ادب بر سینه میگذاری و کمی سرت را خم میکنی و باز سلام میکنی اما اینبار خاضعانهتر، زیرا هیبت امام سراسر وجودت را قبضه کردهاست.
از صدای مدیر کاروان به خود میآیی آنگاه که میگوید: یه زیارت بکنید و نماز جماعت بعد هم برای صرف غذا به مضیف بروید و ساعت ... وعده ی ما همین جا.
پس از عهد با یاران باز به راهت ادامه میدهی، زیارت و نماز و طعام و باز به حرم بازمیگردی، زیارت جامعه میخوانی و اعتقاداتت را به امام عرضه میکنی و سپس نمازی و قدم در مسیر سرداب میگذاری هر چند به ظاهر قدمهایت رو به پائین است اما صعودی داری به سمت آسمان.
یکمرتبه از خاطرت میگذرد که اینجا خانهی امام عصر است و مکان غیبت امام پس مثل کودکی که وارد تا خانه میشود سراغ والد را میگیرد و در جای جای خانه دنبال او میگردد تو نیز به دنبال گلِ گمگشتهات میگردی و غرق در مناجات با پدر مهربانت میشوی، بناگاه صدایی تو را از عرش به فرش میآورد و نجوای تو با امام قطع میشود - مسافران کاروان زیارتی جوادالائمهی اصفهان حرکت کنند به سمت درب خروجی -
من نابــلدم ولی تو هــــــادی هستی
هادی که تویی بلد نبودن خوبست
شعر از اندیشه ی سبز
هادی تویی و گمشده در جادهها منم
چشمم به لطف توست که پیدا کنی مرا
شعر از نیّرۍ
✍نویسنده: مرضیه رمضان قاسم (رها)
نویسندگان حوزوی
https://eitaa.com/howzavian/7123
#امام_هادی_علیه_السلام
#شعر
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈
⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
⚡️
⚡️
پرســـ❓ــــش
آیا اینکه خداوند به امامان علم و عصمت داده و ما را از آن محروم ساخته، تبعیض نیست؟
پاســـ🖊ــــخِ استادحیــــــدرے "زیدعزه"
1⃣عصمت
عصمت لطفیست که بواسطهی آن، فرد صاحب ملکهای میشود با وجود قدرت داشتن بر انجام گناه و ترک واجب، محرمات را ترک کند و واجبات را انجام دهد یعنی این خود شخص است که زمینهی عصمت را فراهم میکند
2⃣تبعیض
تبعیض به معنای خلاف عدل
عدل:«وضعالشیفیموضعه»
هر چیزی را جای خود قراردادن
جای هر چیز را خدا بهتر میداند بنابراین انسان حق ندارد خدا را عادل نداند
3⃣علم الهی به مخلوقات
خداوند عالم به رفتار مخلوقات حتی قبل از خلقت آنان است شاهد: روایت ايوب بن نوح است که در نامهاي از امام هادي پرسيد آيا خداوند قبل از آفريدن موجودات به آنها علم داشته؟ امام در پاسخ او نوشتند:«خداوند قبل از آفريدن موجودات به آنان عالم بود همانگونه كه بعد از آفريدن به آنها علم دارد»کليني،اصولکافي،ج۱،ح۴
4⃣ فاعلیت فاعل، قابليت قابل
مثال:ليوان آبي را در نظر بگيریم اين ليوان آب حدي از آب را در خود جاي ميدهد لذا به هيچ عنوان نبايد انتظار داشته باشیم در اين ليوان بهاندازه يک پارچ آب جا بگيرد بعلاوه اینکه هيچ نقصي نيز به اين ليوان وارد نيست بنابراین کسي حق ندارد بگويد:چرا آب لیوان کمتر از آب پارچ است همهی ما انسانها نيز قابليتي داريم عيناً مثل همین مثالي که بيان شد
5⃣علم الهی به قابليت معصوم
پيامبران و امامان نیز داراى ارادهی بشرى هستند لذا باید براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى به سعى و تلاش بپردازند تا اهل صبر،جهاد،زهد،تقوا و...باشند بعلاوه اینکه خداوند علم دارد به
۱)قابليت پيامبران و امامان براى تحصيل مقامات معنوى
۲)شايستگى آنان براى عهدهدارى مسؤليت هدايت جامعه
درحقيقت همان قابليت و شايستگى آنهاست كه موجب برگزيده شدن آنان براى امامت میشود
آيات و روايات فراوانى بر اين دو واقعيت گواهى میدهد از جمله سورهسجده/۲۴⬇️
«وجعلنامنهمائمهيهدونبامرنالماصبروا و كانوابايتنايوقنون»اهلبیت دربالاترین مرتبهی صبر و یقیناند لذا کسی به گَردپایشان هم نمیرسد
6⃣علم، لازمهی مسئولیت امامت
سپردن هر مسؤليتى همراه با دادن امكانات لازم است و امام جامعه از اين قاعده مستثنا نيست از اين رو خداوند آنان را از علم لازم براى عهدهدارى مسؤليت امامت بهرهمند گرداندهاست شاهد ما فراز ابتدائی دعاى ندبه هست كه دليل برگزيدگى امامان توضيح ميدهد:«بعدانشرطتعليهمالزهدفىدرجاتهذهالدنياالدنيهوزخرفهاوزبرجهافشرطوالكذلكوعلمتمنهمالوفاءبهفقبلتهموقربتهم»
7⃣ارادهوتلاشمعصوم+موهبتالهی
عصمت موهبتى، بهعنوان پايه هست و معصومان با اراده، سعى، تلاش، عبادت و دعايى كه به درگاه خداوند دارند به مقامات عالیترى از عصمت دست میيابند ناگفته نماند همين عبادتها و صبر و جهادهاى بيشتری که با اختیار و اراده انجام میشود موجب برترى برخى از پيامبران بر ديگر پيامبران مىشود«تلكالرسلفضلنا
بعضهمعلىبعض»سورهطه/۱۱۴
8⃣مثال
استادی به دانشجویان میگوید در پایان ترم هر دانشجویی نمره ۱۸کسب کرد ۲نمره به او لطف میکنم ۲۰شود آخر ترم فقط ۱۴ نفر نمرهی ۱۸ کسب میکنند سایرین که ۱۸ نشدند حق اعتراض ندارند البته علم استاد محدود است قبل از امتحان نمیداند چه کسی ۱۸ کسب میکند ولی خدا با علم ازلی
میدانست این بزرگواران منهای لطف با اختیار خود نسبت به دیگران در بالاترین رتبه قرار میگیرند و بعد از خلقت ظاهری با شایستگی و اختیار خود نمره ۱۸ را کسب خواهند کرد لذا این ۲ نمره را از اول بهشون داد و خلقت نوری و...همین ۲ نمره لطف خداست
♻️نتیجه اینکه
✔️ انسانها در مقام انسانیت و مختار بودن مساوی خلق شدند لذا بر اساس همین اختیارشان میتوانند قابلیتهایشان را کم و زیاد کنند ظرفیت مختار بودن برای همه یکساناست
✔️ خدا از ازل بر اعمال اختیاری همه انسانها علم دارد
✔️الطاف خاص خدا از ازل به خاطر علم به قابلیتهای اختیاری برخی از انسانها تعلق گرفته است لذا کسی حقاعتراضندارد چون با اختیار خود نتوانسته همانند و همرتبهی عملکرد آنان عمل کند
✔️ عصمت موهبتىِ امامان، به جهت مسؤليتىاست كه براى هدايت جامعه بر عهدهی آنان گذاشته شدهاست قطعا اهلبیت و انبیا منهای لطف خاص حضرت حق به این مقامات نمیرسیدند به عبارت دیگر این بزرگواران هر مقام منزلتی دارند به برکت الطاف خاص باری تعالی است.
✔️ زمینهی دریافت این لطف خاص را خود این بزرگواران با اختیار خود فراهم نمودهاند و خداوند نیز از ازل به این زمینهسازیِ اختیاری علمداشته و لذا این الطاف خاص از همان ابتدا به آن بزرگواران تعلقگرفتهاست و اين يک اصل عمومى و يك سنت الهى است،بدون آنکه تبعيض ناروايى صورتگرفته باشد
#علم_الهی
#عصمت
⇲@javadheidari110
⇲@ramezan_ghasem110
6.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👂🚪
گوش به فرمان فرمایشات ولی باشیم و
در برابر اراجیفِ یاوهگویانی که آیهی یأس زیر گوشمان میخوانند یک گوش را در کنیم و آن یکی را دروازه.
خوشبین و عمل گرا باشیم؛ دنبال افراد و موقعیت هایی باشیمکه راهمان را برای رسیدن به هدفهای زندگی هموار میکنند.
🍃 گر قصهیِ عشق من و یارم بنگارند
صد لیلی و مجنون همه بیرون رود از دل
#امید
#رهبر_فرزانه
🦋🐛https://eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef
Ali Akbar Ghelich - Iliyaa - 128 - musicsweb.ir.mp3
4.5M
راهبی با جمعی از مسیحیان با طلا و جواهر وارد مسجدالنبی شدپرسید خلیفهی نبی و امین او کیست؟
ابوبکر را نشانش دادند،راهب از او پرسید نامت چیست؟ابوبکر گفت:عتیق
راهب گفت نام دیگرت؟ابوبکر گفت صدیق
راهب گفت نام دیگری هم داری؟ابوبکر گفت نه هرگز
راهب گفت گمان کنم آنکه در پیاش هستم شخص دیگریست
ابوبکر گفت دنبال چه هستی؟
راهب گفت:از خلیفهی مسلمین چند سوال دارم اگر پاسخ داد تمام این هدایا را به او میبخشیم تا بین مسلمانان قسمت کند
ابوبکر گفت سوالاتت را بپرس، راهب گفت باید به من اماننامه دهی تا آزادانه سوالاتم را مطرح کنم
ابوبکر گفت در امانی، سوالاتت را بپرس
راهب گفت
چهچیز از آن خدا نیست؟
چهچیز در نزد خدا نیست؟
خدا چهچیز را نمیداند؟
ابوبکر مکثی کرد گفت باید از عمر بپرسم عمر نیز از عثمان پرسید او هم از سوالات جا خورد
جمعیت گفتند چه سوالیست که میپرسی؟
راهب ناامید قصد بازگشت کرد، ابوبکر گفت: ای دشمن خدا اگر عهد بر امان دادنت نبسته بودم زمین را به خونت رنگین میکردم
امام بهمراه امام حسن و حسین در بین جمعیت حاضر شدند
ابوبکر به راهب گفت:آنکه در جست و جویش هستی آمد
راهب نام امام را پرسید؟
امام فرمودند:نزد یهودیان الیا نزد مسیحیان ایلیا نزد پدرم علی، نزد مادرم حیدر
راهب از نسبت امام با نبی پرسید؟
امام فرمودند:او برادر و پسرعموى من و من داماد اویم
راهبگفت:به عیسیبنمریم قسم گمشده من توئی
امام فرمودند:خدا زن و فرزند ندارد،ظالم نیست، کسی را شریک و همتای خود نمیداند
راهب امام را به سینه فشرد بین دو چشم ایشان را بوسید شهادتین گفت هدایا را تقدیم کرد
الاحتجاجمرحومطبرسی
#غدیر
@ramezan_ghasem110
✏️✏️
✏️
کشف آری، خلق خیر
1⃣دریافت
🔍نوشتن خودسازی، مطالعه و تعاملات اجتماعی قوی لازم دارد وقتی دریافت خوبی داشتیم کشف خوبی نیز خواهیم داشت.
🔍نویسندگی تولید و خلق نیست بلکه کشف است نویسنده صدای شخصیتهای داستان را میشنود، جهان داستان برایش افشامیشود صدای قلم را باید شنید به سمتش حرکت کرد نباید تولید کرد بلکه باید در بین شلوغیهای اطراف صدای سوژه را شنید تصویرش را دید. برای کشف سوژه باید چراغ قوه دست گرفت و به دنبال سوژه گشت آنگاه داستان خودش پله پله همراهمان میآید
🔍فکر کردن بزرگترین دشمن نوشتن است، فکر موجب تولید میشود همانطور که رفتار و گفتار ما با اطرافیانمان ریشه در بداهه دارد، نوشتن نیز ریشه در بداهه دارد و ریشه در فکر ندارد به این میگوئیم خلوص شخصیتی، نویسنده باید مراقبه داشته باشد، هر چیزی نخورد، هر چیزی نبیند و هر چیز را نخواند و هر چیزی را نشنود نویسندگان عاشق طبیعت اصیلی هستند که در آن آلودگی صوتی هم نباشد چون میخواهند در وجههی خلوص شخصیت خود به سر ببرند
🔍در موقع نوشتن باید افکار مزاحم مثل قسط عقب مانده و ... را رها کرد درست مثل زمانی که فردی دارد با شما صحبت میکند حتی اگر بچه بیاید بگوید مامان بادکنک مرا باد کن خواستهی کودک را به بعد موکول میکنی و سراپا گوش میشوی در هنگام نوشتن نیز باید سر و صدای اطراف را ساکت کنیم نویسنده خودش سکوت میکند و سایر ابعاد خود را نیز به سکوت دعوت میکند چون داستان حساس و مغرور است باید ذهن را از سایر مسائل دور کنیم و هر چه او میگوید را فقط تند تند بنویسیم تا یادمان نرود
🔍داستان ریشه در پیشینهی ما دارد یعنی اینکه زیست ما چگونه است، چه دیدهایم، چه خواندهایم، چه شنیدهایم مثلا اگر کتابهای خوبی که ژانر پلیسی دارند و یا فیلمهای پلیسی خوب ببینیم خودبخود ذهنمان به استقبال ژانر پلیسی میرود
🔍قلم هر نویسنده بستگی به پیشینهی زیستی و تجربهی زیستی او دارد لذا همهی قلمها یکسان نیست هر شخص سبک نوشتن مخصوص به خود دارد زیرا سبک نوشتن هر شخص بستگی به کتابهایی که خوانده و تیپ شخصیتیِ آدمهایی که دیده دارد
🔍نوشتن درست مثل خواب دیدن است ما هیچگاه نمیگوئیم بروم بخوابم تا خواب ببینم بلکه خواب خودش میآید سراغمان نه اینکه ما فکر کنیم تا خواب ببینیم، یعنی همانطور که به خوابمان فکر نمیکنیم و میگوئیم خواب دیدم نمیگوئیم خواب ساختم ما فکر نمیکنیم به اینکه بخوابم تا خواب فلان چیز را ببینم بلکه خواب خودش میآید
🔍نویسندگی مثل رانندگیست همانگونه که ما در دفعات اول فکر میکنیم اما بعد از دو ماه ناخودآگاه کلاج میگیریم، دنده عوض میکنیم و به تدریج رانندگی جزئی از ما میشود نویسندگی نیز همینگونه است البته اول کار نیاز به آموزش داریم
🔍نوشتن مانند تدریس کردن است وقتی تدریس کردی پس از تدریس به خودت میگویی عجب مطالب خوبی خودم از خودم یاد گرفتم، این همان خلوص و بداهه است که خودبخود و بدون فکر میآید که به دانش ما برنمیگردد، بلکه تحلیل ماست
اینکه میبینید خیلی افراد کلاس نویسندگی میروند تکنیک میآموزند ولی نمیتوانند بنویسند بخاطر این است که به خلوص نرسیدهاند
🔍چیزی بر داستان خود تحمیل نکنیم بلکه ببین خود داستان چه میگوید سکوت کنیم قوهی تفکر را ساکت کنیم تا ببینیم اقتضاء داستان چیست، گاهی باید احساساتمان را نیز ساکت کنیم
2⃣پرداخت
وقتی در باز میشود و ما داستان را کشف میکنیم سپس نوبت به نوشتن میرسد.
چند تکنیک برای نوشتن:
۱)جزئی نویسی: جزئیات موجب جذابیت داستان است والا قصه است جزئیات کارکترهای داستان را بنویسیم، حتی خواننده باید بوی قرمهسبزی داستان را استشمام کند
جزئیات را طراحی میکنیم تا جهان بصری ایجاد کنیم
۲)کوتاه نویسی
جملات را کوتاه بنویسیم، جملات طولانی مثل جادهی طولانی است که خسته و کلافه کننده است چون مخاطب دنبال کشمکش و تنوع است پس در جادهی داستان نیاز به دست انداز داریم تا تنوع ایجاد شود. بنابراین
از "و" کمتر استفاده کنیم بجای آن از نقطه استفاده کنیم تا جملات کوتاه و در ذهن مخاطب ماندگار شود
۳)بجای گفتن نشان بده
برای مخاطب شعار ندهیم، پیامی که میخواهیم به مخاطب منتقل کنیم را به او نشان دهیم چون مخاطب باید از ما روحیه بگیرد و به نتیجهی حسی برسد
فیلم موقعیت مهدی یکی از بهترین فیلمهای سینمای ایران بود که شعار نمیدهد
☘خلاصه اینکه
خلق اثر ممنوع چون خلاقیت یعنی از چیزی که نیست چیزی بوجود آوریم،نوشتن مثل نیروی الکتریسیته و نیروی جاذبه است باید کشف شود
جهان و عالم خاصی را باید کشف کنیم که شخصیتهای متفاوت در آن زندگی میکنند درب ورود به آن ایده است ایده ممکن است همان تصویر باشد
مراحل نویسندگی عبارتند از: دریافت،کشف روایت کردن کشفمان و سپس با یکسری پرسشها متنمان را تبدیل به داستان میکنیم
🖊مرضیه رمضانقاسم
#آموزش_داستاننویسی
🦋🐛@ramezan_ghasem110