چقدر حرف زدم😂
از دوران ابتدایی شروع کردم رسیدم به دبیرستان🤣🤣🤣🤣
البته دبیرستان رو کامل نگفتم، چون جنگ و تعطیلی اجازه نداد شناخت کافی داشته باشم و بتونم چیزی تعریف کنم.
یه دنیای رندوم؛☫🏴
ولی اون تایمی که باهم بودیم خیلی خوش میگذشت. آخرین باری که دیدمشون کلاس سوم بود. یه اکیپ سه نفره بود
منو پانیذ و وانیا وقتی طفل صغیر بودیم (۸ سال پیش)
تنها چیزی که ازشون دارم همین عکسه:))
شاید بعدا همه این پیاما رو پاک کنم، شایدم نکنم،
اما دلم میخواست یبار یجایی بگمشون.
صبح عرفانه رو مسخره کردم که خوابش بهم ریخته، و حضرت عباس خیلی شیک و مجلسی زد به کمرم و خوابم بهم ریخت.
تا ساعت ۶ خواب بودم
https://eitaa.com/randooom/21307
اگه پسر میشدی دوتا زن میگرفتی ؟؟؟؟
--
معلومه که نه🤣
https://eitaa.com/randooom/21322
زکی میخواست ناشناس رو باز کنه که بزنه تو کار تخریب
که یهو با این نامه قشنگ طرف شد 🥹
(از همینجا از نویسنده نامه تشکر مینمایم)
--
جدی تشکر کنید🤣
یه دنیای رندوم؛☫🏴
منو پانیذ و وانیا وقتی طفل صغیر بودیم (۸ سال پیش) تنها چیزی که ازشون دارم همین عکسه:))
اونی که استیکر سوسکیه قطعا تویی😀
--
از قصد گذاشتم که تشخیص بدید😂
https://eitaa.com/randooom/21349
واییییی اتاق عملللل؟😱😱😱😱
چرا ؟؟
خوبی الان زکی ؟؟
--
آپاندیسم ترکید خیلی رندوم😂
آره الان خوبم بابا ۸ سال گذشته
شانس من کلاس اول یه دختره بود اسمش نفیسه بود کنارم مینشست میگفت اکه با من دسوت نباشی میگم بیان بکشنت منم ترسو و مظلوم و کوچولو باور کرده بودم 🤣
--
وای منم کلاس اول که بودم قبل آشناییم با پانیذ و وانیا، یه دختره به اسم آنیتا همش اذیتم میکرد.