تلاش ترامپ برای شکستن نمادهای ایران مقتدر و پیشرفته
ترامپ میگوید برخی گفتند دنا را به اسارت بگیریم؛ اما من گفتم نه، باید غرق شود!
چرا؟ دنا بیش از آنکه یک کشتی باشد، یک نماد بود. دنا همان ناوشکن کاملا ایرانی است که برای اولین بار در تاریخ توانست با پرچم ایران جهان را بپیماید.
▪️رسادین، فرهنگ و رسانهپژوهی دینی
🆔 @Rasadin
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتقای کنشگری رسانهای
🎥 پیام دوزبانه سخنگوی قرارگاه خاتم خطاب به ترامپ: نتیجه جنگ با توییتها تعیین نمیشود
🔹نتیجهٔ یک جنگ در میدان مشخص میشود؛ همان جایی که شما و نیروهایتان جرأت نزدیک شدن به آن را ندارید و فقط میتوانید دربارهاش در توییتهایتان صحبت کنید.
🔹بهتر است به جای نام «خشم حماسی» (Epic Fury)، این جنگ را «ترس حماسی» (Epic Fear) بنامید.
🔹خواست، خواست رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای است.
@Farsna - Link
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جنگ دوازده روزه، ترامپ و شبکه اجتماعی اش در حوزه افکار عمومی ایران و جهان تا حدی موثر بود؛ اما در این جنگ به نظر میرسد فضا متفاوت شده است.
@Navasantv
⭕ توییت سید عباس موسوی، رئیس تشریفات ریاست جمهوری درباره شبکه اینترنشنال
@twtenghelabi
🔹عملیات روانی خدا ضد کافران
🔸برخی به قرآن اشکال گرفته اند و به زعم خود بین آیه ۱۳ سوره آل عمران و آیه ۴۴ سوره انفال تعارض آشکار یافتهاند. هر دو آیه مربوط به جنگ بدر است. طبق آیه نخست (یرونهم مثلیهم رأی العین) مشرکین سپاه مسلمانان را دو برابر اندازه واقعی خود می دیدند، اما بر اساس آیه دوم (یقللکم فی اعینهم) خداوند سپاه مسلمانان را -که در برابر لشکر مشرکین کوچک بود-، در چشم مشرکان حتی از آنچه بود کوچکتر نشان داد.
🔸علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) این احتمال را در تفسیر دو آیه مطرح میکند:
پیش از آغاز نبرد، خداوند عِده و عُده مسلمانان را چنان در چشم مشرکان اندک و ضعیف جلوه داد که نگرانی به دل راه ندهند و حذر نکنند و بیپروا خود را در دل میدان بیندازند، اما همین که کارزار بالا گرفت، چنان ابهتی از مسلمانان در دل ایشان افکند که هر تن را دو تن میدیدند. جرأت جنگیدن را از دست دادند و در نهایت تسلیم ترس و وحشت خود شدند.
🔸عتبة بن ربیعه از سران قریش ساعاتی قبل از نبرد سعی کرد ابوجهل را از جنگ منصرف کند. او با وجود تفوق نظامی قریش، نگرانیهایی داشت؛ اما خداوند چشمانشان را کور کرد و بالاخره تکبر ابوجهل دروازه جهنم را به روی همهشان گشود.
🔹حال دیروز و امروز سفاکان واشنگتن و تلآویو چقدر شبیه لشکر قریش است!
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین
▫️حجتالاسلام و المسلمین محمدحسین خدامی
@banat_al_afkar
هدایت شده از خبرگزاری دانشجو
🔴وحیدآنلاین کیست؟/ امروز مختصات جغرافیایی دقیق تیمی که پشت این حساب قرار دارد، در ساعات اخیر توسط محور مقاومت شناسایی شده و با حملات موشکی هدف قرار گرفته است
شروع افشاگری حنظله علیه کانال ها و اشخاص خائن به وطن:
🔸جنایات و حماقتهای رهبران فرقه اپستین و فرقه کاهانیست به جایی رسیده است که امروز نهتنها نخبگان و آزادیخواهان جهان، بلکه حتی دولتهای غربی و تودههای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان نیز بهروشنی مرز خود را با این دو فرقه خونخوار و منفور جدا کردهاند. هیچکس حاضر نیست با چنین جنایتکاران وحشی همکاری کند.
🔸اما محصول شوم ائتلاف این دو فرقه، تولد مزدورانی بیریشه و بیهویت است؛ رباتهایی بیفکر که تنها مهارتشان خدمتگذاری و خیانت است و در زندگی معنایی جز اطاعت کورکورانه از اربابان خود نمیشناسند.
🔸در میان این مزدوران، حساب «Vahid Online» که هویت واقعی آن «میر وحید حسن تبار» است، نمونهای آشکار به شمار میرود: فردی که سالها تحت هدایت و مدیریت مستقیم خانم سیما شاین، معاون پیشین موساد و از مقامات ارشد کنونی در ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی، دستورات این رژیم را علیه ایران اجرا کرده است. این مزدور که دستورهای صریح از موساد دریافت میکرد، به مجری دستورکارهای ضدایرانی و تجزیهطلبانه در داخل کشور تبدیل شد.
🔸وحید که سابقه فعالیت در وبسایت «کلمه» را نیز دارد، آگاهانه مسیر خیانت را انتخاب کرد؛ بیآنکه بداند حتی بسیاری از همفکران و همراهانش نیز از او و افرادی مانند او فاصله گرفتهاند و برخلاف او، میهندوست و شریف باقی ماندهاند. او بهتر است از حمزه غالبی درس بگیرد؛ کسی که راه بازگشت را انتخاب کرد.
🔸نکته قابل توجه دیگر این است که برادر او، نوید حسن تبار، در یکی از شرکتهای اصلی ارائهدهنده زیرساخت فناوری اطلاعات بانکی کشور مشغول به کار بوده است. او پس از برقراری ارتباط با موساد و انجام عملیات خرابکاری سایبری علیه یکی از بانکهای کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه، در نهایت برای فرار از پاسخگویی به انگلستان گریخت.
🔸اما امروز مختصات جغرافیایی دقیق تیمی که پشت این حساب قرار دارد، در ساعات اخیر توسط محور مقاومت شناسایی شده و با حملات موشکی هدف قرار گرفته است؛ و این تنها آغاز پاسخ ماست. صدها مزدور داخلی که در ازای مبالغ ناچیز عکسها و اطلاعات را برای دشمن ارسال میکردند، مدتهاست تحت رصد اطلاعاتی ما هستند و بازداشت آنها در ساعات آینده قطعی است.
🔸مردم باید بدانند اختلالات روزمرّهای که در زندگی شما رخ میدهد، نتیجه جنایات مزدورانی است که سالها از بیتالمال مسلمانان تغذیه کردند و اکنون با خیانت خود، آرامش و امنیت مردم را هدف قرار دادهاند. سنگینی جرم این خائنان کمتر از جرم کسی نیست که کودکی سهروزه را به قتل برساند.
🔸این خائنان باید بدانند که «در حقیقت آنان تنها آتش در شکمهای خود فرو میبرند»؛ آنچه از این راه به دست میآورند، آتشی است که در وجود خود و خانوادههایشان خواهند کاشت.
🔸حنظله همیشه بیدار است؛ هر خیانتی بهایی دارد و زمان حسابرسی بسیار نزدیک است.
🆔 @snntv
یادداشت دکتر مهدیه شادمانی، فرزند سردار شهید شادمانی، فرمانده پیشین قرارگاه خاتم:
🔺عزیزان هیچ اطلاعی از شرایط آقای لاریجانی ندارم، درخواست دارم سوال نکنید.
🔺ولی برای آقای لاریجانی هر اتفاقی افتاده باشد احدی الحسنین برایش است، ما باید به تکلیف خودمان عمل کنیم و بیش از پیش وسط میدان حاضر بشویم ... باید نشان دهیم توحیدمان متصل به افراد نیست و آماده هر نوع جانبازی برای انقلاب هستیم.
🔺من این لحظات فقط گریه میکنم، نه از غم فقدان که به خداوندی خدا هیچ خبری ندارم؛ ولی میگریم از غصه ضلالت عدهای که اسم انقلابی دارند و مظلومیت شهدای این روزها
🔺از #شمخانی تا #لاریجانی و ... به همه برچسب نفاق زدند و حتی وقیحانه این روزها میگویند تن بیسر شمخانی نشان این است که او فرار کرده!
🔺همین که عاقبت امثال شمخانی ها میشود شهادت و عاقبت شما خود انقلابیپندارها، میشود اکبر گنجی و نصیریها و فرار به غرب، مشخص است چه افرادی عاقبت به خیر و شر هستند!
🔺بزرگواران در این شرایط سخت فقط دعا کنیم خداوند عقلای این نظام را که محکمترین احکام رهبری نیز در طی این سالها برای آنها بوده، برای این کشور نگه دارد؛ حقیقت فقدان این بزرگواران بسیار سخت است...
به خدا توکل میکنیم.
@drshadmani
◾️رهبر شهید انقلاب: اعتماد و توکل ما به خدای متعال زیاد است
◾️[امام خمینی] هرگز مأیوس نمیشد؛ این همه حوادث در همان سالهای اول انقلاب رخ داد، این شهادتها، شهادتهای دستهجمعی، حوادث گوناگون، [ولی] مطلقاً در دل امام این تاثیر را نگذاشت که ایشان را مأیوس کند
◾️اهل توکّل به معنای واقعی بود؛ وعده الهی را قبول داشت و به وعده خدا اطمینان داشت؛ وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَهِ فَهُوَ حَسبُه؛ مصداق واقعی این جمله بود.
۱۴۰۱/۳/۱۴
◾️از دست دادن یک شخصیت برجسته برای ما سخت است؛ اما به لطف خداوند، ملت ایران از این حادثه تلخ بهعنوان یک فرصت استفاده خواهد کرد، همانگونه که در سالهای گذشته از حوادث سخت تولید فرصت شده است.
◾️ملت ما الحمدالله ملت ایستاده و بیداری است و اعتماد و توکل ما نیز به خدای متعال زیاد است.
۱۴۰۳/۳/۳
▫️روششناسی اجتهاد (روشنا)
@ravesh_ejtehad
هدایت شده از بر پا
علی آقای لاریجانی هم شهید شد
آقای با وقار و خوش سخن سیاست
آقای نجیب و معقول و با وفای نظام
خیلی حرف دارم که بگویم خیلی، اما وقتش امروز نیست
تک تک فرماندهان و مدیران این نظام که شهید میشوند جایشان پر میشود.
اما کاش خون شان لااقل به امثال من یاد میداد با آقای جمهوری اسلامی مودب تر و مهربان تر سخن بگوییم.
خیلی هایمان باید استغفار کنیم این شبها بچه ها، خیلی ها
او رفت و روسیاهی ماند به ذغالهایی مثل من
کاش لجاجت نکنیم ، توجیه نکنیم، کاش بعد از این، تغییر کنیم و مثل آب خوردن مسوولین این بنای مقدس را متهم نکنیم
کاش ذره ای غیرت انقلابیهای دهه شصت را داشتیم که بعد شهادت بهشتی مظلوم میخواستند از خجالت آب شوند و زبانشان را ببرند. امام گفت شهادت او اینقدر دردآور نبود که مظلومیتش.
نیاز نیست شبیه آنها فکر کنیم یا آنها را معصوم بدانیم اما تهمت ها و بددلیها و بی اعتمادی ها و قول بدون علم ها و... روا بود واقعا؟
آقای لاریجانی! خوش به حالت، سلام ما را به جمع شهدای حول امام روح الله و سیدعلی شهید و مظلوم برسان. دعا کن ما هم به شما جمع نورانی ملحق شویم.
خدایا ما را ببخش به حق خون شهدای مظلوممان. ما را ببخش به حق این بنای مقدس و مقتدر اما مظلوم یعنی جمهوری اسلامی
@ali_mahdiyan
هدایت شده از وصف زلال
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
✍️فائضه غفارحدادی
#زنان_مقاومت
@vasfezolal