eitaa logo
روانشناسی دکتر شاهین فرهنگ
6.7هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.8هزار ویدیو
8 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼 صبحتون گلباران 💕یه سـلام گرم 🌿یه آرزوی زیبا 🌼یه دعـای قشنگ 💕 بـرای تک تک شما مهربانان 🌼الهی 💕روزگارتون بر وفق مراد 🌿غم هاتون کم و زندگیتون 💕پراز عشق و محبت باشه 🌿در پناه خـداوند باشیـد 🌺تقدیمتون عزیزانم🌺 🌸🌺 http://eitaa.com/joinchat/898629634C9ee73304e1 @hamsardarry 💕💕💕
🔔 قانع باش❗️ 👌 به اندك بسنده كنيد و تن به خوارى ندهيد 🌷 التَّقَلُّلُ و لا التَّذَلُّلُ ☘ 📚 غررالحكم ،ح۳۶۲ http://eitaa.com/joinchat/898629634C9ee73304e1 @hamsardarry 💕💕💕
شايد قشنگترين ديالوگ دنيا آنجاست كه ... پدر ژپتو به پينوكيو گفت : پينوكيو چوبے بمان آدمها سنگے اند دنيايشان قشنگ نيست ‎‌‌ @ravankhob 🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😍 🍀جاده ی زندگی، هرگز بُن بست نیست! نفسی تازه کن، کفش هایت را بپوش و دوباره دل به راه بسپار💞 آغوش خداوند همیشه انتظارت را می کشد...💚 🍀روز از نو 🍀روزی از نو @ravankhob 🌹
🌱🕊 ✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی 🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂🍃🍁 🍃 توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. 🌀 دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید. به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم ودکتر گفت: ... 😱 بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت ... 😱 بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت ... 😱 تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. 😳 عفونت از این جا بالاتر نرفته لحن و عبارت " " 😱 خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ. 🌀دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. شده بود و بود و . مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. 💢عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از ھم بودند که با از گرسنگی مردم سودجویی می کردند. 🌀شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که بود و و می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. 😱 🌀پدرم هر قیمتی که می گفت ما با لحن خاصی می گفت: ... 😱 ... 😱 🌀بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت : گفت : بچه بودم. و می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم. 🌀دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. 😱شناخته بودمش.😱 💢خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که ‼️ 🌀اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین را به چشمم ببینم. 🔰دکتر مرتضی عبدالوهابی استاد آناتومی دانشگاه تهران 🍃 🌺🍃 @ravankhob 🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸خـــدای مهربانم 🌱از تو شاکرم 🌸که چشمانم را گشودی 🌱وفرصتی دیگر برای زندگی 🌸برای نفس کشیدن 🌱برای دیدن‌ عزیزانم 🌸به من عطا کردی 🌸امروز برای عزیزانم 🌱روزی سرشار از سلامتی و 🌸شادمانی و آرامش تمنا دارم 🌱خدایا 🌸امروز درهای برکت و رحمتت را به روی ما بگشا🙏 🌸 http://eitaa.com/joinchat/898629634C9ee73304e1 @hamsardarry 💕💕💕
امام على عليه ‏السلام: ‏رفتارى بر محبّـــ❤️ـــت دل‏ها مى‏افزايد حُسنُ الصُّحبَةِ يَزيدُ في مَحَبَّةِ القُلوبِ 📚غررالحكم، حدیث4812 http://eitaa.com/joinchat/898629634C9ee73304e1 @hamsardarry 💕💕💕
🏃‍♂ پیوسته در حرکت باشید. 💐 مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانی که شروع کردید، آن وقت می‌توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید؛ درست مثل هُل دادن ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد، نیاز به انرژی کمتری دارد. ⚡️ همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد تا و نباشد، خبری از و پیشرفت هم نخواهد بود. @ravankhob 🌹
🌷بیرونتان را مرتب نکنید، درونتان را مرتب کنید! سپس خواهید دید که بیرونتان نیز مرتب خواهد شد! آشفتگی بیرونی انعکاس آشفتگی درونتان است! @ravankhob 🌹
🌱🕊 ⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی 🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂 🍃 🕸️چند شب پيش عنكبوتي را كه گوشه ي اتاق خوابم تار تنيده بود ديدم. خيلي آرام حركت مي كرد گويي مدت ها بود كه آنجا گير كرده بود و نمي توانست براي خودش غذايي پيدا كند . با لحني آرام و مهربان به او گفتم : "نگران نباش كوچولو الان از اينجا نجاتت مي دهم." 🕷يك دستمال كاغذي در دست گرفتم و سعي كردم به آرامي عنكبوت را بلند كنم و در باغچه ي خانه مان بگذارمش . اما مطمئنم كه آن عنكبوت بيچاره خيال كرد من مي خواهم به او حمله كنم چون فرار كرد و لابه لاي تارهايش پنهان شد. به او گفتم :"قول مي دهم به تو ؟آسيبي نزنم" سپس سعي كردم او را بلند كنم . عنكبوت دوباره از دستم فرار كرد و با سرعت تمام مثل يك توپ جمع شد و سعي كرد لابه لاي تارهايش پنهان شود . ناگهان متوجه شدم كه عنكبوت هيچ حركتي نمي كند . از نزديك به او نگاه كردم و ديدم آنقدر از خودش مقاومت نشان داد كه خودش را كشته است. بسيارغمگين شدم . عنكبوت را بيرون بردم و داخل باغچه كنار يك بوته گل سرخ گذاشتم . به نرمي زير لب زمزمه كردم :" من نمي خواستم به تو صدمه اي بزنم ميخواستم نجاتت بدهم متاسفم كه اين را نفهميدي." 💜درست در همان لحظه فكري به ذهنم خطور كرد . از خودم پرسيدم آيا اين همان احساسي نيست كه خداوند نسبت به من و تمامي بندگانش دارد؟! از اينكه شاهد دست و پا زدن و درد ها و رنج هاي ماست آزرده مي شود و مي خواهد مداخله كند و به ما كمك كند و ما را از خطر دور كند اما مقاومت مي كنيم و دست و پا مي زنيم و داد و فرياد سر مي دهيم كه : كه چرا اينقدر ما را مجبور مي كني كه تغيير كنيم؟ 💚شايد هر كدام از ما مثل همان عنكبوت كوچك هستيم كه تلاش ديگران را براي نجات خودمان تلقي مي كنيم و متوجه نيستيم كه اگر تسليم شده بوديم و اينقدر دست و پا نمي زديم تا چند لحظه ي ديگر خود را در باغچه اي زيبا مي ديديم. 🍃 🌺🍃 @ravankhob 🌹
🌸صبح سه‌شنبه تون گلباران 💓امروز برایتان 🌸اینگونه آرزو میکنم 💓ان شاءالله 🌸خدا در خونه تک تک تون بزنه 💓بگه امروز نوبت خواسته ها و 🌸آرزوهای شماست و 💓توشه ای پرازخیر و برکت 🌸شوق زندگی 💓حس خوشبختی 🌸روزگار آرام و 💓عاقبت بخیری بیاره 🌸 http://eitaa.com/joinchat/898629634C9ee73304e1 @maman_paz
دریا باش تا....🌊 هر کسی لایق توست ...🌟 با تو آرام گیرد ...🌊 و هر کس لایقت نیست ...🌟 در تو غرق شود ...🌊🌊 @ravankhob 🌹