♻️ما از مردن نمیهراسیم... میترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند. باید بمانیم تا آینده شهید نشود و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند...
عجب دردی!
🌷#شهید_مهدی_رجب_بیگی
@ravianaml
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
اللَّهُمَّ أَنتَ عُدَّتِي إِنْ حَزِنت ..
🍃خدایا دستانم خالی و قلبم
محزون از نافرمانی توست...
میشود میانِ این همه نداشتن
تو تمام داراییم باشی؟!♥️
#ماه_رجب
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
••📷
باید اصـــــلاً شــــهید مـــیشد او...
تا به مـــــــردانگی مَــــــثَل بــــــاشد
و هـــــــمیشه بـــــرای قــــــاسم ها
مرگ شیرینتر از عــسل باشد(:
#شهیدقاسمسلیمانی🦋
#پسزمینه_ 🥰
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
انجمن راویان هزارسنگر آمل🍃
#قسمت_سی_ام_یادت_باشد شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی 🌸🌸🌸 چون آزمایش ما یک ماه بیشتر اعتبار ندا
#قسمت_سی_یکم_یادت_باشد
شهید مدافع حرم
حمید سیاهکالی مرادی
🌸🌸🌸
با هم خودمانی تر شده بودیم.دوست داشتم به سلیقه خودم برایش لباس بخرم.اول صبح به حمید پیام دادم که زودتر بیاید تا برویم بازار و برایش لباس بخریم.تاریخ ارسال پیامک روی گوشی که افتاد،دلم غنج رفت.امروز روز وعده ما برای محضر و خواندن عقد دائم بود؛روز دهم آبان،ماه مصادف با میلاد امام هادی ع .دل تو دلم نبود.عاقد گفته بود ساعت چهار بعدازظهر محضر باشیم که نفر اول عقد ما را بخواند.
حمید برای ناهار خانه ما بود.هول هولکی ماکارونی را خوردیم و از خانه بیرون .سوار پیکان مدل هفتاد به سمت بازار راه افتادیم. وقت زیادی نداشتیم.باید زودتر برمی گشتیم تا به قرار محضر برسیم. نمی خواستم مثل سری قبل خانواده ها و عاقد معطل بمانند.حمید کت داشت. برایش یک پیراهن سفید با خط های قهوه ای و یک شلوار خریدیم.چون هوا کم کم داشت سرد می شد،ژاکت بافتنی هم خریدیم.تا نزدیک ساعت سه و نیم بازار بودیم.خیلی دیر شده بود.حمید من را به خانه رساند تا به همراه خانواده خودم بیایم و خودش هم دنبال پدرومادرش برود.
جلوی در خانه که رسیدیم ،از روی عجله ای که داشت ماشین را دقیقاََ کنار جدول پارک کرد.داشتم با حمید صحبت می کردم که غافل از همه جا،موقع پیاده شدن یکراست داخل جوی آب افتادم!صدای خنده اش بلند شد و گفت:ای ول دست فرمون،حال عجب راننده ای هستم .برات شوماخری پارک کردم!هیچ وقت کم نمی آورد.یکجوری اوضاع را با حرف ها و رفتارش جمع و جور می کرد.
با پدرومادرم سر ساعت چهار به محضر رسیدیم،خیابان فلسطین،محضر خانه ۱۲۵،روبروی مسجد محمد رسول الله ص.بعد از نیم ساعت پدرو مادر حمید و سعیدآقا رسیدند.با آن ها احوال پرسی کردم و نگاهم به در بود که حمید هم بیاید،ولی خبری از او نشد.خشکم زده بود.این همه آدم آمده بودیم،ولی اصل کار،آقای داماد نیامده بود!
جویا که شدم دیدم بله،داستان سری قبل باز تکرار شده است!آقا وسط راه متوجه شده شناسنامه همراهش نیست!تا حمید برسد ساعت از پنج هم گذشته بود.
چون پدر من نظامی بود،روی وقت حساس بود.ساعت چهار با ساعت چهار و پنج دقیقه برایش فرق داشت.ما هم به همین شکل بزرگ شده بودیم.از این دیر آمدن ناراحت شده بودم.کارد می زدی خونم در نمی آمد.
حمید با پدرومادرش یک طرف اتاق نشسته بودند،من هم با پدر و مادرم دقیقاََ روبروی آن ها بودیم.عاقد گفت چون به موقع نرسیدیم و بقیه از قبل نوبت گرفته اند،باید صبر کنیم تا کار همه انجام بشود و نفر آخر عقد ما را بخواند.عروس ها و دامادها یکی یکی می آمدند و برای خطبه عقد داخل می رفتند؛ما هم شده بودیم تماشاچی!
حمید وقتی دید ناراحت هستم،پیام داد:دارلینگ من! ناراحت نباش.حتماََ حکمتیه که من شناسنامه رو دو بار گذاشتم.وقت هایی که می دانست ناراحتم،به من می گفت(دارلینگ):به زبان انگلیسی یعنی (همسر عزیز من.)آن موقع ها که وقت خالی داشت کلاس زبان می رفت.خیلی دوست داشت زبان انگلیسی را یاد بگیرد.می گفت برای بچه شیعه لازم است.یک روزی به دردمان می خورد.گاه و بیگاه از این کلمات استفاده می کرد.
ادامه دارد....
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
#سلام_امام_زمانم❤️
💌جواب سلام واجب است...🍃🌺
پس بیایم هر روز به او سلام کنیم
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ♥️
▪️اَلسَّلامُ عَلَيْكمَ يا بَقِيَّةَ اللهِ اَلاعظم
▪️سلام بـر چشم هاۍ
زیباۍ ابـرۍ اټ
هنگامۍ ڪہ همہ چیز
را مۍ بینند و مـۍبارنـد ...
سلام بر تو ای حجت خدا در روی زمینش...
🌹#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج_
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
1_2370365243.mp3
2.85M
#چله_دعای_فرج
شروع؛روز ششم ماه رجب_ #شب_لیله_الرغائب
پایان؛یک روز بعد از نیمه شعبان
#روز_چهاردهم
یکی از دعاهای مجرب برای ظهور امام زمان (ع) دعای فرج است که با عبارت «إلهی عَظُمَ البَلاء» آغاز می شود.
#قرار_منتظران🕊
#امام_زمان 💚
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
🔹️ در آستانه دهه فجر، رهبر انقلاب در حرم مطهر امام راحل و گلزار شهدای بهشت زهرا(س) حضور یافتند
📣 در آستانه ایامالله دههفجر و چهلوپنجمن سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای در نخستین ساعات صبح امروز چهارشنبه یازدهم بهمنماه، در مرقد بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رضواناللهعلیه حاضر شدند و با قرائت نماز و قرآن، یاد و خاطره امام عظیمالشأن ملت ایران را گرامی داشتند.
🔹️رهبر انقلاب اسلامی همچنین با حضور بر مزار شهیدان عالیمقام بهشتی، رجایی، باهنر و شهدای حادثه هفتم تیر ۱۳۶۰، علوّ درجات آنان را از خداوند متعال مسألت کردند.
🌷 حضرت آیتالله خامنهای سپس در گلزار شهیدان سرافراز حضور یافتند و به ارواح مطهر مدافعان اسلام و ایران ادای احترام کردند.
💻 Farsi.Khamenei.ir
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
خیلی باید حواسمون جمع باشه. توی سه ماهِ رجب، شعبان و رمضان خیلی می شه به خدا نزدیک شد.🌱
«آیت الله قاضی
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
-میگفت..
رفیق حواست به جوونیت باشه
نکنه پات بلغزه،
که قراره با این پاها تو گردانِ
صاحبالزمان(عج) باشی..🌱
-شهیدحمیدسیاهکالیمرادی- 🕊
#امام_زمان ❄️
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امام رضا قربون کبوترات
یه نگاهی هم بکن به زیر پات
#السلطان_اباالحسن✋
#چهارشنبه_های_امام_رضایی💚
#کلیپ| #ریلز | #استوری📲
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
⚘️یازدهم بهمن ماه سالروز شهادت سردار شهید فتح الله حیدری گرامی باد. ⚘️
▪️ ایشان متولد سال ۱۳۴۳ از روستای شهید پرور سرخکلا بخش دشت سر آمل بود.هفده سالگی عازم جبهه ها شد.سال ۶۲ پاسدار شد و سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد.در پادگان شهید "بیگلو" اهواز به عنوان مسئول آموزش نظامی منصوب شد. مدتی هم جانشینی فرمانده گروهان یگان دریایی لشکر۲۵کربلا را به عهده داشت.
بارها مجروح شد اما دوباره به جبهه بر می گشت
▪️سال ۱۳۶۴ پسرش حسین بدنیا آمد.۱۳ شهریور ۱۳۶۵ به جبهه اعزام شد و در یگان دریایی لشکر ۲۵ کربلا مشغول به کار گردید.
بعد از مدتی به عنوان فرمانده گردان علی ابن ابی طالب (یگان دریایی) منصوب شد.قبل از عملیات کربلای ۵ به مرخصی آمد و به همسرش گفت : «مریم خدا خواست که حداقل بار دیگر بیایم شما را ببینم. چون امام زمان (عج) را در خواب دیدم و گفت : برو خانه که آخرین دیدار تو خواهد بود. مریم من از تو راضی هستم امیدوارم که خدا هم از تو راضی باشد.»
▪️فتح اللّه حیدری در عملیات کربلای ۵ شرکت کرد و در ساعت ۹ صبح روز جمعه یازدهم بهمن ۱۳۶۵ به هنگام عزیمت برای شناسایی خطوط دشمن در عمق ۱۵۰۰ متری داخل خاک عراق مورد اصابت گلوله مستقیم تانک قرار گرفت و به شهادت رسید و پیکرش هشت سال بعد به وطن بازگشت.
روحشان شاد.
💐🇮🇷💐🇮🇷💐🇮🇷💐
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
#خاطرات_شهید
خیلی کم خانه بود، اکثراً ماموریت بودند..اطرافیان همیشه اعتراض میکردند و به من میگفتند که شما چگونه تحمل میکنید بچهها یک دل سیر پدرشان را ندیدند.یک روزی به او گفتم:«خسته نشدی؟ نمیخواهی استراحت کنی؟؟
گفت:«مگر دنیا چقدر است که من خسته شوم؟ برای استراحت هم وقت زیاد است...
#شهید_رحیم_کابلی🌷
#شهدای_خان_طومان
#سالروز_ولادت
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
❄️
📚 10 ویژگی کسانی که کتاب نمیخوانند و تاثیری که بر فن بیانشون میذاره :👇👇
1⃣ حرف های تکراری میزنن.
2⃣ دایره واژگان محدودی دارن.
3⃣ خودشون رو نمیشناسن.
4⃣ روی گفته هاشون تسلط ندارن.
5⃣ گوش کردن رو بلد نیستن.
6⃣ خودشون رو از همه برتر میدونن.
7⃣ در همه زمینهها اظهار نظر میکنن.
8⃣ منافع خودشون رو درک نمیکنن.
9⃣ به دنبال اقتدارگرایی هستند.
🔟 مغز اونا خشک و غیر قابل انعطافه
#فن_بیان
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فرمانده لشکر، محمدرضا تورجیزاده .. از فرماندهان و از #مردان_نیک_خدا
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
🌷شهید دانیال رضازاده و شهید حسین زینال زاده🌷
از بسیجیان ناحیه ۳ ابوذر، عصر روز پنجشنبه در جریان اغتشاشات در خیابان حر عاملی مشهد با ضربات چاقو به شهادت رسیدند.
شهید رضازاده سال گذشته بر سر سفره عقد نشست و خطبه عقدش نیز در حرم امام رضا علیه السلام خوانده شد. او در حادثه سیل لرستان در جریان خدمت جهادی به مردم بهعنوان جهادگر نمونه شناختهشده بود و در موارد دیگری از جمله خدمت به مردم زلزلهزده نیز حضور داشته است.
مادر شهید رضازاده در برنامه بدون تعارف گفته، دانیال از کلاس چهارم یا پنج ابتدایی در پایگاه بسیج حضور داشت و واقعاً یک بسیجی مخلص بود و در اردوهای جهادی و راهیان نور بسیار فعالیت میکرد و میگفت که دوست دارم جانم را در این راه فدا کنم.
وی افزود: وقتی به او میگفتم که تو یک فرزند بیشتر نیستی و اگر میشود کمتر به مأموریت برو، میگفت آنقدر نگو یکدانه هستی، من باید بروم، مادرهای دیگری هم هستند که یک فرزند دارند؛ اگر من نروم، چهکسی باید از شماها دفاع کند، چه کسی مواظب شماها باشد، شماها ناموس ما هستید.
وی با بیان اینکه «دانیال» خیلی عاشق شهادت بود و این عاشقی او خیلی برای من ارزش داشت، تأکید کرد: او همیشه میگفت که برای شهادت من دعا کن و من میگفتم که «یا امام حسین (ع)، دانیال من خیلی سختی کشیده است، او را به آرزویش برسان!». واقعا برای شهادت او دعا کردم. من اگر فرزند دیگر هم داشتم، باز هم آنها را در راه رهبرم و به عشق رهبرم فدا میکردم.
وی به بیان حادثه شهادت فرزند خود پرداخت و گفت: به وقتی یکروز دانیال از محل کار خود بازمیگشت، انگار در یکی از خیابانها شلوغ شده بود؛ لذا به مغازهداران میگویند که کرکرههای مغازه خود را پایین بکشید تا آسیبی به شما وارد نشود؛ اما آشوبگران ابتدا دوست او «حسین زینالزاده» را به شهادت میرسانند و وقتی دانیال میرود تا به دوست خود کمک کند، با چاقو او را هم به شهادت میرسانند.
همسر شهید دانیال نیز در این گفتوگوی کوتاه، اظهار داشت: دانیال به من میگفت که من یک خواستهای از شما دارم؛ خواسته من این است که وقتی دارند خطبه عقدمان را میخوانند؛ چون در آن موقع دعا خیلی مستجاب میشود، برای شهادت من دعا کنید.
وی تأکید کرد: من خیلی دوست داشتم که دانیال به آرزوی خود برسد و مطمئن هستم که جای او خیلی خوب است؛ برای همین دوست ندارم آنهایی که از این اتفاقات خوشحال میشوند و فکر میکنند که ما از فدا کردند جوانان خود میترسیم، ناآرامی من را ببینند و خوشحال شوند.
یک مانده به سالگرد عقد دانیال و همسرش است و خانواده در حال تدارک یک هدیه ویژه بوده اند که آنها را به سفر بفرستند، اما او به شهادت رسید و خانواده اش را داغدار کرد.
دانیال رضازاده و حسین زینال زاده بسیجیانی بودند که اخیراً در مشهد توسط آشوبگران به شهادت رسیدند. آنها از دوران کودکی با همدیگر دوستو رفیق بودند🌷
این دو ۲ روز قبل از اینکه به شهادت برسند، با همدیگر در خیابانی که منتهی به حرم مطهر حضرت علیبنموسیالرضا (ع) میشود، یک عکس یادگاری گرفتند، با این نیت که این عکس، عکس شهادت آنها باشد و عاقبت نیز تقدیر اینگونه رقم خورد و تنها ۲ روز بعد، هردوی آنها به آرزوی خود رسیدند.🥀
#روحشان_شاد🕊
#راهشان_پر_رهرو✨
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
24.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید دانیال رضازاده
به همین راحتی آدم میکشن
قلب چند نفرمون به درد میاد؟
چند روز بیخوابی میکشیم؟🥀💔
#شهدا_راهتان_ادامه_دارد🌷
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍂فیلم دردناک از همسر شهید دانیال رضازاده
شهیدان از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم.
🍃💐🍃💐🍃💐🍃
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تقدیم به شهدای امنیت 🌷🌷🌷
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
#قسمت_سی_دوم_یادت_باشد
شهید مدافع حرم
حمید سیاهکالی مرادی
🌸🌸🌸
پیام را خواندم.ولی جواب ندادم.واقعا ناراحت شده بودم.دوباره صدای پیامک گوشی من بلند شد.وقتی نگاه کردم دیدم این بار برایم جوک فرستاده بود!نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم.حمید تا خنده ی من را دید لبخند زد.همین طوری خیلی راحت از دل هم در می آوردیم.اگر هم بحثی یا ناراحتی ای پیش می آمد،ساده می گذشتیم؛خیلی ساده!حمید کت قهوه ای روشن با شلوار قهوه ای تیره و لباسی که خریده بودیم را پوشیده بود.پرسیدم :پیراهن اندازه شد؟خوب بود؟
عمه تا این سؤال من را شنید به حمید نگاهی کرد و خندید.مادرم پرسید:آبجی می خندی؟چیزی شده؟عمه گفت:حمید که خونه رسید،بهش گفتم پیراهنت را اتو کردم،آماده است.بپوش تا دیر نشده بریم سمت محضر،زیر بار نرفت.گفت همین پیراهنی که تازه خریدیم رو می خوام بپوشم.هرچی گفتم این پیراهن اتو شده،آماده است به خرجش نرفت.کلی هم وقت گذاشتیم این پیراهن رو اتو کردیم.خیلی خوشحال شدم که سلیقه من تا این اندازه برای حمید مهم است!
هفت عروس و داماد قبل ما عقدشان خوانده شد.محضر زیبایی بود با پرده های کرم قهوه ای که دو طرف عروس و داماد صندلی چیده شده بود.بالای سر سفره عقد هم حجله ای با پارچه های نباتی رنگ درست شده بود .
نوبت ما که شد،داخل رفتیم و کنار سفره عقد نشستیم .عاقد پرسید :عروس خانم مهریه رو می بخشند که صیغه موقت رو فسخ کنیم؟هر هفت عروسی که قبل از ما داخل رفته بودند مهریه عقد موقت را بخشیده بودند.به حمید نگاه کردم،گفتم ((نه،من نمی بخشم!))
نگاه همه با تعجب به سمت من برگشت،ماتشان برده بود.پدرم پرسید:(دخترم،مهریه رو می گیری؟)رُک و راست گفتم:(بله،می گیرم).حمید خندید و گفت؛(چشم،مهریه رو میدم. همین الآن هم حاضرم نقداََ پرداخت کنم)
عاقد لبخندی زد و گفت:پس مهریه طلب عروس خانم،حتما باید آقا داماد این مهریه رو پرداخت کنه.بعد از فسخ صیغه ،مقدمات را خواند.می خواستم قرآن را با استخاره باز کنم،ولی حمید پیشنهاد داد سوره یاسین را بیاورم.
لحظه ای که خطبه خوانده می شد،گفت:فرزانه،دعا کن.از خدا بخواه دعایی که من دارم مستجاب بشه.نگاهی به چهره حمید انداختم.نمی دانستم دعایش چیست.دوست داشتم بدانم در چنین لحظه ای به چه دعایی فکر می کند.از ته دل خواستم هرچیزی که از خدا خواسته،اگر به صلاح و خیر است همان طور بشود.حاج آقا سه بار اجازه خواست که وکیل عقد ما باشد،گل را چیدم،گلاب را آوردم و بعد گفتم:(اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. با اجازه امام زمان عجل و پدرومادرم و بزرگ ترها،بله.)
حمید هم دقیقا همین جمله را گفت،عاقد خیلی خوشش آمده بود .گفت:خیلی ها اومدن اینجا عقد کردن،ولی نه بسم الله گفتن،نه از امام زمان عجل اجازه گرفتن.
این بار هم تا بله را گفتم،اذان مغرب شد.حمید خندید .دست من را گرفت و گفت:دیدی حکمت داشته.قسمت این بوده تو بله ها به من رو موقع اذان بگی.
ادامه دارد...
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل
#سلام_امام_زمانم 💚
روز وشب فکر وخیالم شده آن یارکجاست
آن ذخیره، گوهرعالم اسرار کجاست
آن سفرکرده چرا از سفرش باز نگشت
و آن که ما را به غمش کرده گرفتار کجاست
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_
@ravianaml
#انجمن_راویان_هزارسنگر_آمل