eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
7.9هزار دنبال‌کننده
620 عکس
5 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آسوده شوید لطف بی حد زهراست برکل زنان دین سرآمد زهراست گفتم که خوش است آن که بابش نبی است دیدم سبب خلق محمد زهراست @raziolhossein
می نهم سر به درگهی که دراو آسمان فرش آستان باشد می برم التجا به درگاهی که مطاع پیمبران باشد قرة العین مصطفی زهرا که شفیع جهانیان باشد در حمایت به خلق عرصهٔ حشر مهربان تر ز مادران باشد سایبان حریم منزلتش آسمانی بر آسمان باشد از چراغ وجود او دایم روشن این تیره خاکدان باشد در شفاعت به امت پدرش بسکه دلسوز و مهربان باشد سبزهٔ تربت مبارک او سر به سر بوی مادران باشد گرد نعلین زایر حرمش نور چشم جهانیان باشد فرق در عرش و کرسی قدرش از زمین تا به آسمان باشد پیکرم را ضعیف همچو کمان پوستی گر بر استخوان باشد تیر طعنم به جانب خصمش تا بود جان به تن روان باشد پدر نامدار توست آن کو سبب خلقت جهان باشد صاحب خانهٔ تو بعد رسول بهترین جهانیان باشد گرد راه دو نور دیدهٔ تو قرة العین انس و جان باشد دیگری در علو رتبهٔ جاه چون تو حاشا که در جهان باشد بر در مطبخ تو از انجم آسمان ریزه چین خوان باشد چون صدف در گلوی بدخواهت قطرهٔ آب استخوان باشد @raziolhossein
هزاران دور اگر سرگشته، این دارِ فنا گردد کجا پیداشود ذاتی که چون خیرالنّسا گردد به عالَم کو کسی مادر ،خدیجه ،باب ،چون احمد حسینی باحسن فرزند و شوهرمرتضی گردد چوزهرا مادری باید پسرهمچون حسین آرد که از دهربلایِ کربلا ،قالوا بلی گردد نه هردُختِ نبی ،مخدومهء اهلِ سما باشد زنی مردانه باید ثالثِ آلِ عبا گردد نه هرزن می تواند زوجهء شیرِ خدا باشد هم او خوشنود بافقر وسخایِ مرتضی گردد اگر حوّا بدانستی که چون او دختری دارد چرا بگریستی گر صد، چوهابیلش فنا گردد تورا چون درجوانی ،جای دربیت الحزن باشد خوشا گلزار عالم سربه سرماتم سرا گردد تورا گرزین زمانه بهره درد و محنت و غم شد به عالم کاش شادی چون طلا و کیمیا گردد کجا زیبد چو من ،مدحِ کسی گویم که درعالم که حورش خادمه ،جبریل دربانِ سرا گردد ولیکن هرقدر خورشید محبوب است درعالم چو حِربا نیست شیئی ،محوِ آن نور وضیا گردد ایا خاتونِ محشر چشم دارد "فانی "بیدل که عفوت روز محشر شافعش از جرمها گردد مرحوم کَهاردی @raziolhossein
ای شــأن نـــزول آیــه هـای کــوثـــر از آسـیــه و هـاجـر و مــریــم بـرتـر وقتی که خدا تو را به احـمد بخـشـیـد فـرمـود به او: صَـلِّ لـِرَبّک وَالـنحَـر بــر آیــنــۀ جــمـــال داور صــلــوات بـر آبــروی آل پــیــمــبــر صـلــوات بر فـاطـمـه ای که شد به شأنش نازل از سـوی خـدا سـوره کـوثـر صلوات این مـژدۀ جـانـبـخـش ز سـرمـد آمـد مـیــلاد  یـگــانـه بـنـت احــمــد آمــد ای شیـعـه تو را دهـم بـشارت امشب  یـک دانــه گــل بــاغ مــحــمــد آمــد امشب همه جا جـشـن مبـارکباد است دلـهـا همه از مـقـدم زهـرا شـاد است از بـهـر مـحـمـد و خـدیـجـه صلوات روشن همه جا ز نور این اُولاد است این جشن وسرور سرمدی ما را بس از فاطمه یک خوش آمدی ما را بس لبـخـنـد به لـب مهدی زهــرا بـاشـد عـطـری ز گـل مـحـمـدی مـا را بس تــو را هــر كــس نــدارد دل نــدارد مــيــان ســيــنــه جــز بـاطـل نــدارد دلــم را هــدیــه دادم بــر تــو مـــادر نــوشـــتــم روي آن قـــابـــل نـــدارد ذات سـرمدی مـدح تو را می گـویـد عـفـّت ز قـدم هـای تـو رَه می جـویـد از سـیـنـۀ تـو عــطـر جـنـان می آیـد وقـتـی کـه مـحــمــد تـو را می بـویـد @raziolhossein1
هزار شکر که داریم این سعادت را خدا بگو که نگیرد ز ما محبت را (توان واژه کجا و مدیح گفتن تو) ببخش بر من و بر این خطوط لکنت را برای مدح تو با عجز دست و پا زده ام که شرح گویم آن بیکران فضیلت را برای کامل مطلق زبان من قاصر همان درست که گویم همین عبارت را محبت تو و اطفال تو هویت ماست خدا نگیرد از امثال ما ارادت را حدیث کامل لولاک مثل خورشید است شناختیم به این خط دلیل خلقت را تورمت قدماهای تو زخیل نماز به عابدان جهان یاد داد عبادت را برای مدح تو کس مرد شعر گفتن نیست (زنی چنین که تویی جز تو هیچکس زن نیست) بتول راضیه صدیقه انسیه حورا زکیه حانیه نوریه زهره و زهرا نمی ز دفتر فضلت هزار اقیانوس غریق تاول دستت هزار تا دریا کدام چشم رسیده به ساحت خورشید به محضر تو بشر سائلیست نابینا چه گویم از قدرت ای تو دختر یاسین که ایستاده به پای تو بارها طه چنان بلند و رفیعی که طفل کوچک تو به پای بوس تو شد شاه ظهر عاشورا زمان ضعف رسول خدا پناهش چیست؟ به خانه‌ی تو رسید و گرفت از تو کسا تو حجت الحججی و همین سخن کافی‌ست که در صفت به تو گویم عمود آل عبا چه گویم اینکه کسی در مقام زهرا نیست (چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست) تو امتحان شدی و ساده برگزیده شدی برای ظلمت محض جهان سپیده شدی تو از قدیم تو از ابتدا تو قبل از خلق کدام گوش شنیده است آفریده شدی تو مونس شب تنهایی خدا بودی وحید بود تو هم بودی و وحیده شدی جهان تلالو نام تو از زبان خداست و در سکوت زمین بارها شنیده شدی توان حمل تو بر شانه‌ی رسولان نیست به شکل سیب شبی از بهشت چیده شدی به درک ذات تو عقل کدام خلق رسید کسی ندید تورا هر زمان که دیده شدی خدا سپرد تورا پس به پادشاه نجف (تو آن دری که برون ناید از هزار صدف) رضای توست چو شرط رضایت یزدان به دست توست کلید خزانه‌ی غفران هر آن سخن که تورا وصف کرده است حدیث فقط بخاطر کوثر کتاب شد قران امام، آنکه مرید تو بود از آغاز رسول، هرکه به زهرا بیاورد ایمان علی که کنده در قلعه را ز جا با دست مقابل تو چگونه‌ست؟ گوییا دربان بمیرد از غم روز سقیفه‌ات عالم فدای شوق غدیر تو فطر با قربان غبار چادر صد وصله‌ی تو آسیه یکی ز خیل غلامان خانه‌ات سلمان تو آفتابی و شب از وجود تو روشن از آن ز دیده‌ی ما در شبی شدی پنهان خدا گواست به از کیمیا کند پیدا (نسیم اگر برباید غبار کوی تورا) روایت است که آدم نگاه افکندت نشسته‌ای به سراپرده با خداوندت دو گوشواره‌ی گوشت حسین بود و حسن رسول تاج تو بود و علی گلوبندت سوال کرد که این نور بی نظیر از چیست چه بود پاسخ او؟ جلوه ای ز لبخندت زمان گذشت و نیامد شبیه تو هرگز ندید چرخ فلک هیچگاه مانندت تویی همان زن در کشفیات یوحنا نجات بخش بشر کودک برومندت تویی همان که به هنگام دیدن تابوت برای مرگ تورا دیده اند خرسندت تویی که هم سخن مادر از رحم بودی نه آنچنان که سخن گفت باتو فرزندت که کشته ام من و با من طرب نخواهی دید (در این مقام طرب بی تعب نخواهی دید) نشسته است به چادر زهی به شان غبار رسیده است به میل تو خوش به حال انار خوشا به نان که به طبخ تو میرسد هر روز دخیل بسته‌ی دستاس توست گندمزار جهان برابر تو سبحه ایست خاک آلود که چرخ خورده به انگشت تو هزاران بار شب زفاف مگر از چه چشم پوشیدی که حق به عرش ندا داد بارک الستار نماز و روزه و حج کی نشان ایمان است که بندگان خدا را محبت تو عیار برای مثل تویی سایبان حسین و حسن به سایه‌ی تو پناهنده حیدر کرار زمان غسل تو اشک علی تورا می‌شست که غسل می‌کند از خون سینه‌ات مسمار (خیال حیرت آیینه می‌کند تحریر) که طهر را چه نیازی به آب یا تطهیر بیتهای تضمین به ترتیب از @raziolhossein
چون فـاطـمـه مظهر خـدای یکتاست انـوار خــدا ز روی زهـرا پـیـداسـت همتای علی،در دوجهان بی همتاست زهـراست محـمد و محـمد زهـراست   با نـام تـو دل چـه با صـفـا می گـردد با مـهـر تو دل ز غـم رهـا می گـردد بـاشـی تو کـلـیـد راز هـسـتـی زهـرا با نـام تـو قـفــل بـسـتـه وا مـی گـردد   یا فاطمه از تو دلْ بریدن سخت است پا از سر کوی تو کشیدن سخت است بـــر زائـــر تــو کــه از ره دور آیــد برگشتن و قـبـر تو ندیدن سخت است   دلی که نیست در او مهرفاطمه سنگ است چرا که مهر حق و مهر اوهماهنگ است اگر قـدم نـگـذارد به عـرصـۀ محـشر کمیت جمله شفاعت کنندگان لنگ است   عـمـريـست رهـيـن مـنّـت زهـرائـيـم مــشـهـور شـده بـه عـزّت زهـرائـيـم مـُرديـم اگـر بـه قــبـر مـا بـنـويـسـيـد مـا پـيـر غــلام حـضـرت زهـرائـيــم   یکــتا گُهـر بـحـر رسـالت زهـراست محبوبه حق، ظرف ولایت زهراست هـمـتـای عـلـی، نـور دو چـشـم احمد سـرچـشـمۀ دریـای امامت زهـراست  همت و توفیق خواهم از خدای فاطمه تا بگویم روز و شب مدح وثنای فاطمه گر نمیشد خلقت نور علی در روزگار همسری پیدا نمی شد از برای فاطمه   یا فـاطـمـه! روز حـشـر سـتـّاری کن دل سـوخـتگـان را ز کرم، یاری کن ما بـا هـمه گفـتـیـم که بـا فـاطـمـه ایم تــو نــیــز بـــیــا و آبـــروداری کــن   ما زنـده به لطف و رحمت زهـرائیم مـأمـور بــرای خـدمـت زهــرائــیــم روزی که تـمـام خلق حـیـران هستند مـا مـنـتـظـر شـفــاعـت زهــرائــیــم    تامادرِ دهر زاده فرزند ونژاد صدگونه پسرچو انبیا زاد ونهاد دختر که نبی شود نپرورد جهان چون برتر ازانبیا یکی فاطمه زاد چون فاطمه مظهر خدای یکتاست انوار خدا ز روی زهرا پیداست همتای علی، در دو جهان بی همتاست زهراست محمد و محمد زهراست @raziolhossein
۲۲ جمادی‌الثانی، سالمرگ غاصب اول و بانی احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها، تبریک و تهنیت باد
دنبال خدای زر و درهم رفتند با فیل، سوی کعبه‌ی عالم رفتند از بهر حکومتی دو  یا ده ساله یک عمر به تابوت جهنّم رفتند ❤️۲۲جمادی‌الآخرة مبارک
چون بود و چون گذشت ؟ به مطلب همین بس است گوساله ای به مطبخ دوزخ روانه شد... .
من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک کند ز ظلم بفرزند مصطفی ابرام من آن امیر نخواهم که آتش افروزد بر آستانه ی کهف انام و صدر کرام من آن امام نخواهم که در خلا و ملا برند تا به ابد مردمش به لعنت نام قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع چه اعتبار بقول زن و تعصب عام . . . . . امام اوست که خلق جهان غلام وی‌اند نه آنکه از هوس افتد به زیر بار غلام @raziolhossein
پیمبــــر شهـــر علم ایزد منــــان ، علی باب است «علی بن ابیطـالب» ، چقــدر این اســـــم جذاب است فقط «صدّیق اکبـــــر»حیـــدر کــــــــــرار می باشد وهرکس این لقب را بر خودش بگذاشت کذّاب است @raziolhossein
حرفی بجز از ثنای زهرا ...ممنوع در سینه بجز ولای زهرا ...ممنوع از روز ازل خدا به آتش فرمود: سوزاندن آشنای زهرا ...ممنوع @raziolhossein