eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
14.5هزار دنبال‌کننده
916 عکس
8 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بارش ابر و جوشش دریا گرچه در امر من بود یکسر صبر باید کنم ، ببینم که کودکم ، از عطش زند پرپر بوسه بر طفل حق هر پدر است حق من سهم تیرها گردید تیر با تیر و تیر....شمشیر است یعنی اینکه سرش جدا گردید از پدر بودنم دگر سیرم بسکه شرمنده از پسر گشتم گاه سوی حرم ، گهی میدان رفتم اما دوباره برگشتم خون او چون کبوتر از دستم پر کشید و به سمت بالا رفت آبرویم نریخت بر روی خاک آبرویم به آسمانها رفت @raziolhossein
قلب سنگ ، از اشک خیمه آب شد تیر سمت آسمان ، پرتاب شد در حرم میگفت چشمی اشکبار رحم کن ای تیر ، بر این شیرخوار نیست غیر از تشنگی تقصیر او رحم کن بر مادر بی شیر او یا بگو جرمش چه باشد این صغیر یا بده آب و سپس جانش بگیر تیری اما ،زخم تو چون خنجر است آن گلو از برگ گل نازکتر است گر ننوشد آب ، پر می گیرد او گر بنوشد آب هم ،می میرد او مرگ می گردد پی گهواره اش مانده مادر...تا چه سازد چاره اش جای لب بر هم زدن این ماه وش گر زبانی داشت می گفت العطش... @raziolhossein
به روی برگ گل شبنم نشسته به سوگ تشنه ای زمزم نشسته به روی حنجر ششماهه با تیر سه تا بوسه کنار هم نشسته ...... پر قنداقه را در خون کشیدند ز دستان سحر، مهتاب چیدند دل آهن به حال آن گلو سوخت که با تیر سه شعبه ، سر بریدند ...... عطش را روی لب تفسیر داری نخوابیدی ، ولی تعبیر داری نمی دانم چه کرده تیر با تو؟ که بر حنجر ، خط شمشیر داری @raziolhossein
بر آن تاریکیِ مطلق زَر آورد به روی دست طفلی مضطر آورد نیازش چند قطره آب شد که سه شعبه بین حرفش سر درآورد چه بود اینکه برید از گوش تا گوش نبیند خیر با خود خنجر آورد اگر خون علی را آسمان برد خدا بر مقتل خود جوهر آورد علی را خاک کرد ، اما پلیدی ز پشت خیمه با نیزه سر آورد رباب آتش گرفت ، آتش بگیرد عدو گهواره را بی اصغر آورد همینکه آب را آزاد کردند همه شش ماه اش را یاد کردند @raziolhossein
مادر نه طفل تشنهء خود را به باب داد مهتاب را، فلک به کف آفتاب داد چون قحط آب، قحط وفا، قحط رحم دید چشمش به لعل خشک وی از اشک، آب داد بر طفل و باب او چو جوابی نداد کس یک تیر، هر دو را، به سه پهلو جواب داد خون گلوی طفل نه، ایثار را ببین آن گل، نخورد آب و به گلچین گلاب داد هم عندلیب سوخت و، هم باغبان که خصم آبی به گل نداد، ولی گل به آب داد پرپر چو مرغ می زد و تا پر، نشسته تیر اما به خنده، باز تسلای باب داد او خنده کرد و عالم ازاین خنده، گریه کرد نگرفت آب و، آب به چشم سحاب داد اصغر به لای لای ندارد نیاز و، تیر او را به خواب برد و به مهد تراب داد @raziolhossein
هوهوی تیر آمد و قلبی شکسته شد چشمان شیرخواره فقط باز و بسته شد از تند باد آتش تیر سقیفه ای چشم حسین کاسه ی در خون نشسته شد چون شاخه ای که دست خوش خشک سالی است راحت گلوی نازک و نرمش شکسته شد یکباره جمع شد گلویش از فشار تیر تنها گلو نه...پیکرش از هم گسسته شد تاریخ شرمسار شد از این سه شعبه تیر شیطان هم از شرارت این قوم خسته شد @raziolhossein
از فرط عطش نفس بگیرد ،سخت است رحمی دل دشمن نپذیرد سخت است این را همه ی حرمله ها می دانند بر دست پدر ، پسر بمیرد سخت است @raziolhossein
او آب را به دست خودش آفریده است دریا عقیق سرخ لبش را مکیده است روشن ترین دعای قنوت حسین شد نوری که از گلوی سپیدش دمیده است حتی فرات حق لبش را ادا نکرد غیر از سه شعبه ای که نوکش آب دیده است تیر از میان آن همه مضمون گریه دار معنای نازک گلویش را گزیده است طفلی هنوز راه نیفتاده است...آه خون با شتاب بر رخ پاکش دویده است وقت تلظی لب او آب می شود دریا که منت از برهوتی کشیده است تشییع پیکرش به عبا احتیاج داشت مانند پیکری که بریده بریده است او رفت و آب خوردن مادر عذاب شد جرعه به جرعه طعم عطش را چشیده است از آسمان حنجر زخمی و تشنه اش بر خاک عرش ،خون گلویش چکیده است قطعا که گاهواره او عرش کبریاست درصحن سینه ی پدرش آرمیده است چاووش نیزه ای شده لالایی رباب حالا که طفل تشنه به دستش رسیده است @raziolhossein
باز هم نوبت آن است قمر در آيد يك تنه آمده تا پشت پدر در آيد آمده يارى بابا بكند اى جانم آمده بلكه از او نيز سپر در آيد چون پدر تشنه لب است آب نمى خواست على اين چنين از گل ارباب پسر در آيد به روى دست گرفته ست على را بالا يك نفر مرد از آن قوم مگر در آيد حرمله چله رها كرد گلو درهم شد داد بى داد از آن دم كه خبر در آيد آنقَدَر تير فرو رفت كه ديگر اصلا چاره اى نيست به جز اينكه ز پر در آيد نيزه دارش سر او را به زمين مى انداخت تا كه از مادر او خون جگر در آيد - حرمله خير نبينى چِقَدَر بى رحمى تير بر قلب زدى تا ز كمر در آيد @raziolhossein
چشمه ای پا نمیشود مادر خاک دریا نمیشود مادر خواب از چشم تو گریزان است گریه لالا نمیشود مادر نه به یاری تشنه گان امروز آسمان پا نمیشود مادر خیمه در خیمه گشتم اینجا را..... آب پیدا نمیشود مادر تشنه هستی و شیر میخواهی حیف حالا نمیشود مادر ای مسیح ای ذبیح ای تشنه شانت املا نمیشود مادر چشمه زیر قدوم تو جاری میشود یا نمیشود مادر...؟؟ از عطش جز زمان ذبح شدن چشم تو وا نمیشود مادر آب نه ، غیر تیر پایی به حنجرت وا نمیشود مادر درگلوی تو تیر حرمله هم بیش از این جا نمیشود مادر پشت بابای تو پس از اکبر بیش از این تا نمیشود مادر خواب دیدم جوانی ات را باز صدقِ رویا نمیشود مادر سیر میبوسمت که بر نیزه صبح فردا نمیشود مادر لحظه ای سرد ، داغ جانسوزت در دل ما نمیشود مادر مرهم زخم خشکی لبهات آب حتی نمیشود مادر لبت از تشنگی سفید شده شرحش اینجا نمیشود مادر @raziolhossein
بسم رب النور رب العشق رب العالمین بسم احمد ، بسم زهرا و امیرالمؤمنین . بسم رب الجود بسم مجتبی بسم کریم بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم . السلام ای بهترین ماه ای محرم السلام السلام ای بهترین ارباب عالم السلام . از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین با تمام روسیاهی دعوتم کردی حسین . تا شدم مجنون تو عقلم دو چندان رشد کرد در محرم نور ایمانم فراوان رشد کرد . ذره ای هستم که از مهر شما آکنده ام شک اگر کردم به درمان شما شرمنده ام . آنکه اهل حرف بود و در عمل جا زد منم آنکه دائم پای عشقت رنگ می بازد منم . تو همان آقایی و روضه همان دارالشفاست گریه بر داغ تو بر هر درد بی درمان دواست . قطره ی اشکی سبب شد کور بینا بازگشت با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت . هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین بی نگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین . حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است مثل او این حرف در طوفان فریاد من است . ” هر که هستم هر چه هستم بر کسی مربوط نیست “ جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست . پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است . واجب عینی است گریه قابل تبدیل نیست کعبه هم تعطیل باشد روضه ات تعطیل نیست . می شود این روضه ها بی سایبان هم برقرار برتر از عرش است روضه سقف می خواهد چه کار . چادر زهرای اطهر سایبان روضه هاست بانوی پهلو شکسته میزبان روضه هاست . روضه ای را که به پا کرده در این دنیا خودش اختیارش نیست دست هیچ کس الا خودش . پس به پای هم چرا بیهوده می پیچیم ما پای زهرا که وسط باشد همه هیچیم ما . ما تأسی می کنیم امسال بر بانو رباب سینه زن خواهیم شد حتی به زیر آفتاب . بی اراده غرق ناله بی امان بی اختیار گریه باید کرد مثل مادران داغدار . گریه های مادرانه یادگار فاطمه است روضه خواندن کار ماها نیست کار فاطمه است سوختی در آتش صحرا بُنَیّ سوختم رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل @raziolhossein
همچو روی طفل من، بی رنگ و رو، مهتاب نیست  بخت من در خواب و چشم کودکم را خواب نیست  گفتم از اشکم مگر ای غنچه نوشی آب لیک  از تو معذورم که اشک من به جز خوناب نیست  در حرم، هر سمت باشد قبله، اما بهر من  غیر رویت قبله و جُز ابرویت محراب نیست  خیمه بیت و کعبه مهد و، در طواف اهل حرم  این طواف حج عشق است و جُز این آداب نیست  هفت بار آمد صفا و مروه هاجر، آب جُست  من که ده ها بار در هر خیمه رفتم، آب نیست  قسمتی از راه را با هروله هاجر برفت  من همه ره را دویدم، کام تو سیراب نیست  @raziolhossein