eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
14.5هزار دنبال‌کننده
916 عکس
8 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کارت به جز از خدا نترسیدن بود در هر چه امام را فقط دیدن بود گفتند دلاوری ولی عاشورا آقا هنر تو در نجنگیدن بود ...... چشم تو همیشه بر لب مولا ماند ای کنز ادب ز کار تو دنیا ماند گیرم همه دیدند علم افتاده در پیش حسین پرچمت بالا ماند @raziolhossein
نعره‌ی هَل مِن مبارز تا دلِ لشکر رسید وای عباس آمده عَمروَد فریاد میزد بازهم حیدر رسید وای عباس آمده @raziolhossein
تا تو بودی خیمه ها آرام بود دشمنم در کربلا ناکام بود تا تو بودی من پناهی داشتم با وجود تو سپاهی داشتم تا تو بودی خیمه ها پاینده بود اصغر ششماهه من زنده بود تا تو بودی خیمه ها غارت نشد گوشوار بچه ها غارت نشد تا تو بودی دست زینب باز بود بودنت بهر حرم اعجاز بود تا تو بودی چهره ها نیلی نبود دستها آماده سیلی نبود تا که مشکت پاره و بی آب شد دشمنت در خنده و شاداب شد پهنه پیشانی ات در هم شکست خیمه ات مثل حسین از پا نشست ای که تو دست خدائی داشتی هستی ات را بر زمین بگذاشتی ای که زینب خواهرت گردیده است فاطمه دور سرت گردیده است آنکه طاق ابروانت را شکست بعد تو بر سینه یارت نشست بعد تو دشمن هیاهو می کند وحشیانه بر حرم رو می کند @raziolhossein
رفتی ولی فراق تو باور نمی شود "داغی شبیه داغ برادر نمی شود" باید چگونه بی تو به خیمه روم، دلم وقتی حریف گریه ی خواهر نمی شود خواهم تو را به خیمه رسانم ولی چرا جسمت جدا ز نیزه و خنجر نمی شود می خواهم از کنار تنت بگذرم ولی فکرم رها ز غارت پیکر نمی شود با رفتنت که آب به دردی نمی خورد گیرم رسید آب، لبی تر نمی شود دارد شکاف فرق سرت می کُشد مرا اصلا گلی شبیه تو پر پر نمی شود با من بگو چگونه تنت پُر ز تیر شد با یک "سه پَر" تنت که پُر از پَر نمی شود خواهم کِشم ز سینه ات این نیزه را برون اما قسم به حضرت مادر نمی شود خیزی اگر ز جا به خدا قول می دهم زینب اسیر این همه لشکر نمی شود شرح تو را چگونه رسانم به خیمه ها از مشک پاره خاطره بدتر نمی شود باید سر تو بند نگردد به روی نی وقتی سرت به نیزه برابر نمی شود @raziolhossein
رفتی ولی فراق تو باور نمی شود "داغی شبیه داغ برادر نمی شود" باید چگونه بی تو به خیمه روم، دلم وقتی حریف گریه ی خواهر نمی شود خواهم تو را به خیمه رسانم ولی چرا جسمت جدا ز نیزه و خنجر نمی شود می خواهم از کنار تنت بگذرم ولی فکرم رها ز غارت پیکر نمی شود با رفتنت که آب به دردی نمی خورد گیرم رسید آب، لبی تر نمی شود دارد شکاف فرق سرت می کُشد مرا اصلا گلی شبیه تو پر پر نمی شود با من بگو چگونه تنت پُر ز تیر شد با یک "سه پَر" تنت که پُر از پَر نمی شود خواهم کِشم ز سینه ات این نیزه را برون اما قسم به حضرت مادر نمی شود خیزی اگر ز جا به خدا قول می دهم زینب اسیر این همه لشکر نمی شود شرح تو را چگونه رسانم به خیمه ها از مشک پاره خاطره بدتر نمی شود باید سر تو بند نگردد به روی نی وقتی سرت به نیزه برابر نمی شود @raziolhossein
دل و ذکر دمادم یابن زهرا سر و شور محرم یابن زهرا ز هجران تو و سوز محرم جهان شد غرق ماتم یابن زهرا هوای کربلا در سینه دارند سبکبالان عالم یابن زهرا به هر جا روضه ی جد تو بر پاست یقین ، باشی مقدم یابن زهرا به یاد کربلا ای زائر عشق ببارد دیده نم نم یابن زهرا بیا همراه شو با عاشقانت بگیر از دیده شبنم یابن زهرا به زخم سینه ی مجروح زینب سرشک توست مرهم یابن زهرا به یاد غربت ارباب بی کس دلم شد خیمه ی غم یابن زهرا بیا و جمعه ای عزم فرج کن الا یار معظم یابن زهرا @raziolhossein
به ماه این قبیله تا رسیدیم به خورشید جهان آرا رسیدیم زیارت شد شروع ، از باب العباس ز تاسوعا به عاشورا رسیدیم ..... کنار اشک دریا روضه ی ماست غمش امروز و فردا روضه ی ماست قیامت هم ، دو تا دست بریده به روی دست زهرا روضه ی ماست @raziolhossein
آمده شیرنر ام البنین بهرشکار مثل حیدر باوقار لافتاالاعلی لاسیف الا ذوالفقار مثل حیدر باوقار ..... از همان صفین تو مشهور در جنگیدنی توعلمدار منی مثل حیدر با تکان تیغ گردن میزنی توعلمدار منی @raziolhossein
با چشم تر بالا سرش افتادم از پا با زخم‌های پیکرش افتادم از پا وقتی که گیر افتاد بین تیر و نیزه افتاد تا بال و پرش افتادم از پا خیلی دلش می‌خواست آب‌آور بماند از حسرت چشم ترش افتادم از پا در قحطیِ آب اصغرم را دادم از دست پیش نگاه مادرش افتادم از پا دلگرمیِ اهل حرم می‌رفت و من هم با آهِ سرد آخرش افتادم از پا تا ناله‌ی ادرک اخایش را شنیدم بالای جسم پرپرش افتادم از پا او که تمام عمر اشکم را ندیده اصلا نمی‌شد باورش افتادم از پا از خیمه‌گه تا علقمه خیلی دویدم وقتی رسیدم در برش افتادم از پا زینب پس از عباس در پیش نگاهم تا زد گره بر معجرش افتادم از پا قلب کبابش را به تیرِ کینه بستند با یاد قلب مضطرش افتادم از پا وقتی عمود خیمه‌اش را می‌کشیدم با آه آهِ خواهرش افتادم از پا @raziolhossein
از نور ماهی علقمه باغ ارم شد ماهی که از داغش قد خورشید خم شد تا داستان عشق را با‌ خون نگارد چشم غیورش خون شد و دستش قلم شد هر چند‌ از دستش علم افتاد اما در آسمانها تا ابد نامش علم شد در خاک هم دارد اثر دست کریمش حیرت مکن گر علقمه دارالکرم شد تا خم شد از ضرب عمودی روی مرکب مثل قد زینب، عمود خیمه خم شد می‌ریخت آب مشک و از جان دست می‌شست از شرم پیشانی دریا غرق نم شد تعداد تیر اندازها کم نیست اینجا تعداد تیر اما پس از عباس کم شد تا ‌رفت چشم نافذش در پرده‌ی خون دلواپس پرده نشینان حرم شد در غارتش از یکدگر سبقت گرفتند این پیشتازی ها سر مشتی درم شد میر و علمدار حرم دیگر نیامد ای سینه زنها یا علی گاه دودم شد @raziolhossein
هرچند که دیر کرد، برمیگردد نومید از او نگرد ، بر میگردد اینقدر رباب ، بر سروسینه مزن چون قول که داد ،مرد،بر میگردد چون کوه دلت قرص،که گرم است دلم با آب زلال و سرد ، برمیگردد دستش برسد به آب وآبی به لبش اصلا ورق نبرد ، برمیگردد تاشام ،سپاه کوفه را خواهد راند سقای عطش نورد ، برمیگردد بیش از همه داند،خود عباس که اوست درمان هر آنچه درد ، برمیگردد @raziolhossein
اگر زمین بخورد، عرش را تکان بدهد کسی که سرو قدش سایه بر جنان بدهد به او همیشه مباهات می کند زینب به کوه شانه ی او تکیه آسمان بدهد به بارگاه پرش آسمان پناه آورد پناه عالمیان را پرش امان بدهد عجب نباشد اگر از خجالت آب شود شبیه مشک خودش جرعه جرعه جان بدهد جواب العطش خیمه را که مشک نداد جواب کودک بی شیر را کمان بدهد عقیق سرخ حسین از رکاب افتاده است نگین سرخ بهانه به ساربان بدهد بلند شو که پس از تو حسین می میرد تو دست و پا بزنی و حسین جان بدهد پس از تو آن که سرت را به دامنش دارد سر بریده به دامان این و آن بدهد پس از تو او سر خود را به طشت بگذارد پس از تو زلف حسین تو بوی نان بدهد لبی که بوسه روی دستهای تو می‌زد پس از تو بوسه به لبهای خیزران بدهد اگر شهید شوی گوشواره دق بکند رقیه رنگ رخش را به ارغوان بدهد @raziolhossein