#شب_نوزدهم_نوحه
ای خدایا بـوتـراب ،افتاده بر روی تراب
ياكه درخون غوطه ور،گرديده امشب آفتاب
برجان عالم،آمدبلایی ازآسمان ها،آمدصدایی
وای علی كشته شد،وای علی كشته،وای علی كشته شد
ای خداداغ بزرگی،شيعه رابرجان رسيده
ناگهان از آسمان ها، بانگ قدقُتل رسيده
برجان عالم،آمدبلایی ازآسمان ها،آمدصدایی
وای علی كشته شد،وای علی كشته،وای علی كشته شد
اي خدا افتاده در،اركان عالم واهمه
ساقی كوثر رود كم كم به سوی فاطمه
برجان عالم،آمدبلایی ازآسمان ها،آمدصدایی
وای علی كشته شد،وای علی كشته،وای علی كشته شد
می چكد بردامن غم،اشك سوك زينبيش
گاه می نالد حسن،گه می زندبرحسينش
برجان عالم،آمدبلایی ازآسمان ها،آمدصدایی
وای علی كشته شد،وای علی كشته،وای علی كشته شد
داغ جانسوزی دگر،برلاله ی صحرا رسيد
شور و غوغایی دگر،از ناله ی زهرا رسيد
برجان عالم،آمدبلایی ازآسمان ها،آمدصدایی
وای علی كشته شد،وای علی كشته،وای علی كشته شد
#سید_هاشم_وفایی
@raziolhossein1
#امیرالمومنین_زمینه
گرفته غصه دلهارو
شکستن سرِ مولارو
خدا کنه که پیغمبر
بگیره چشم زهرارو
واویلا علی .... خون گرفته همه پیکرشو
واویلا علی .... فاطمه کجاست ببنده سرشو
وای علی وای علی
......
محاسنش پر از خون و
دلش زغم لبالب بود
همه فکر علی بودن
علی به فکر زینب بود
واویلا علی ... حق داره اینقده دلواپسشه
واویلا علی ... داغ پهلوی شکسته بسشه
وای علی وای علی
......
عجب ضربه سنگینی
عجب تیغ شرر باری
دیگه وقتی زمین افتاد
کسی نداشت باهاش کاری
واویلا حسین ... تازه وقتی که زمین خورد اومدن
واویلا حسین ... نیزه ها بود که به جسمش میزدن
وای حسین
@raziolhossein1
#امیرالمومنین_زمزمه
نگاهِ خسته ی اون
خورشیدِ روی بومه
همه کاره ی عالم
دیگه کارش تمومه
دلش گرفته از این زمونه
میگه ایشالله که علی دیگه نمونه
حرف دلاشو خدا میدونه
از مسجد امشب نمیخواد بره تا بخونه
..
لحظه شماری می کرد
برای روی زهرا
سجده که رفت
میخواست که
بره بسوی زهرا
به یاد جنگ احد میفته
اون روزی که زخماشو فاطمه می بنده
اما حالا نیست کنار حیدر
زینب ولی به جای فاطمه می بنده
...
وقت سحر که اومد
کسی پدر رو می زد
روزی غروب هم اومد
کوفه پسر رو می زد
کربلا اما نبود یه شمشیر
همینکه افتادش حسین همه شدن شیر
یکی دو تا نه هزار تا شمشیر
همونجا بود زینب کبری دیگه شد پیر
#احمد_آقایی
@raziolhossein1
#امیرالمومنین_شهادت_شور
پیچیده آهِ حزین
ناله زد روح الامین
قُتِلَ عَلی أمیرِمُومنین
جوری زد پستِ لعین
با صورت خورد زمین
فرق مرتضی شکست تا به جبین
____
از فرق مطهرش
خون میریخت روی پرش
خاک محرابُ میریزه رو سرش
شد بیچاره همسرش
زهرا از چشم تَرِش
خاک و خون میگیره با معجرش
____
بین بستره علی
پیش دخترِ علی
بین تب میسوزه پیکرِ علی
زرده منظرِ علی
میسوزه سرِ علی
شده لحظههای آخرِ علی
____
غصه رو دلش نشست
یادش اومد که یه پست
دست زهرا شو تو کوچهها شکست
تا قنفذ کوچه رو بست
میزد بی حیای مست
موند روی گل یاسش جای دست
____
زیر لب زمزمه کرد
مونده رو دلم یه درد:
زدنت پیش علی چهل تا مرد
قنفذ از راه رسید
اشگ چشم منُ دید
تو رُ ، رو خاکا تو کوچه ها کشید
____
پیش چشم حسنت
تنها گیر آوردنت
دوتا دستمو که بستن زدنت
زخمی شد تا که تنت
خونی شد پیرُهَنِت
کشیدم عبامو روی بدنت
____
مونده تو گلو صدام
دلشوره داره نگام
گریه میکنم برای دخترام
زینب! بابا بفدات!
میسوزه پیش چشات
بین خیمه دامن مخدرات
____
(آتیش دور قافله است
دور خیمه هلهله است)
برا غارت حرم چه ولوله است
پاها پر از آبله است
دستا بین سلسله است.
جلو دار خواهرانت حرمله است
#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein1