eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
242 دنبال‌کننده
141 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' "Secret": @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
او گل ها را میچید و جنازه خشکیده شان را میان صفحات کاغذ دفن میکرد.
رز های زرد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فنجان های قهوه؛ تمام آنها قربانی شب هایم شدند که چشم برهم نگذارم و به چشمان قهوه ای او فکر کنم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اشک های آسمان بود؛ دریاچه ای ک گمان می کردیم انعکاسی از لبخند آبی اوست...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما پرسه زنان در آلودگی و آشفتگی، دیدیم که برف رد پاها را محو کرده بود. شاید نمیدانیم از کدام قدم مارا جا گذاشتند. قلبمان به شدت زخمی و ترک خورده بود. سردی برف انگار گرمای واقعی داشت. و من دیدم تو هم من را جا گذاشتی و رفتی...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمستان رفت اما بهار را هم با خود برد؛ از بهار تنها شکوفه های غمگینی مانده بود که گریه میکردند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مردم از مرگ میگفتند. از عشق میان مرگ و زندگی. از افسانه پژمرده ای که هنوز هم جاریست. از مجازات عشقی اشتباه. مردم می گفتند پس از اینکه مرگ و زندگی هم آغوش شدند زندگی ناگهان در آغوش مرگ محو شد. و مرگ هنوز هم سیاه پوش است. هنوز هم تمام زندگی ها را به یاد معشوقش می کشد. _پناهگاه