eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه پرسش از دشوار بوده است هم به دلیل اندیشه عمیق او، هم به دلیل شفاهی بودن اش و حتی به دلیل حواشی پیرامونش. ساخت مستندهای اندیشه‌ورزانه، گرچه نتوانسته نگاهی جامع به نظام فکری او داشته باشد (شاید سینما ظرفیت کافی برای این کار نداشته باشد)، به هر حال اکنون این دو اثر، یکی در داخل کشور و با نگاه انقلابی و دیگری خارج از کشور و با نگاه غیرانقلابی پاسخ این پرسش را راحت تر کرده است. متن کامل یادداشت: mehrnews.com/xRN7K @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
barsofretohid.pdf
حجم: 1.3M
کتاب بر سفره توحید شرح مناجات شعبانیه تولید مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی است که ساده و روان و گذرا نوشته شده ولی در عین حال ظرائف عرفانی و دینی و عقلی را بیان کرده است 👇👇👇
هدایت شده از استنطاق
👆👆👆 کتاب بر سفره توحید شرح مناجات شعبانیه تولید مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی است است. این کتاب ساده و روان و گذرا نوشته شده ولی در عین حال نویسنده از ظرائف عرفانی و دینی و عقلی که برای شرح مناجات لازم هستند آگاه است. در بخش اول اهمیت دعا و و جایگاه رفیع و مستند مناجات در نسبت با ادعیه بی سند (مثل ادعیه روزانه ماه رمضان) بررسی می شود. ادعیه ومناجات شعبانیه برخلاف روایات کمتر نقل به معنا هستند و از امام خمینی نقل است که ادعیه برخلاف احادیثی که به اقتضای مخاطب ساده هستند، مضامین عالی و بلندی دارند. پس بايد باب معارف را از ادعيه فهميد. در بخش دوم شرح مناجات شروع می شود و در ابتدا به حقیقت صلوات می پردازد و با شواهدی عقلی و نقلی به این نتیجه می رسد که حقیت صلوات «الّلهم صلّ علینا » خواهد بود؛ زیرا از ابتدا تا انتهای این دعا ، خیرش نصیب ما ( که شعاع وجود پیامبر و اهل بیت هستیم) می گردد. یکی دیگر از مباحث قابل تأمل کتاب درباره این فراز از مناجات است که «... إنْ أدْخَلتَنی النَّاَر أعْلمْت أهْلهَا أنّ أحبّكَ». در بحث های عرفانی اخلاقی این سؤال مطرح است که آیا بنده مجاز است در برابر خداوندمتعال این گونه سخن بگوید ؟ اصل این طرز سخن گفتن، از قرآ ن است که موسی ع گفت: أتْهلكنَا بَا فعَلَ السّفَهَاء منَّا (اعراف155). ظاهر آن اعتراضی ولی درواقع نوعی بیان ارادت عاشقانه است. یک نکته مفید دیگر پاسخ به این نکته است که ائمه چطور در اینجا به سهو و تباعد از خدا اعتراف می کنند؟ و با دو وجه این نکته پاسخ داده شده است که به نظر می رسد کماکان جای پاسخ باقی باشد. شاید حجب النور در ادامه همین مناجات (که در این کتاب هم به خوبی تفاوت آن را با حجب ظلمانی اشاره می کند) بهتر می تواند این پرسش را پاسخ بدهد. مؤلف معتقد است ما با واژگانی مانند انقطاع الی الله لقاءالله بیگانه ایم و نهایت درخواست ما مثلا گرفتن گذرنامه کربلاست در حالی که نباید به زیارت ظاهری بسنده کرد و حقیقت زیارت امام زیارت خداست.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
یک حدیث و‌دو ‌تفسیر از و حدیث مهمی نقل شده و جزء وصایای حضرت امام مجتبی (ع) نیز آمده است به این مضمون : "« وَ اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَدا »: برای دنیایت چنان باش که گوئی جاودان خواهی ماند و برای آخرت چنان‌ باش که گوئی فردا می‌میری . این حدیث معرکه آراء و عقائد ضد و نقیض شده است: 1.برخی می‌گویند مقصود اینست که در کار دنیا سخت نگیر و بگو " دیر نمی‌شود " ولی نسبت به کار آخرت همیشه بگو وقت بسیار تنگ است. 2. در مقابل، بعضی دیگر گفته اند اسلام دستور به سهل انگاری نداده بلکه معنی کن لدنیاک کانک تعیش ابدا یعنی آن چنان اساسی و با آینده نگری‌ انجام بده که گوئی تا آخر دنیا زنده هستی. مرحوم دولابی این حدیث را نه در بحث دنیا و آخرت بلکه ذیل مبحث اغتنام فرصت بیان می کند: برای دنیایت چنان کار کن که گویی برای ابد زنده خواهی بود (دیر نمی‌شود، عجله نکن، وقت هست). «و اعمل لآخرتک کانک تموت غدا»: و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مرد (فرصت کم است، سریع باش). (مصباح الهدی، باب اغتنام فرصت) شهید مطهری به دیدگاه دوم تمایل دارد. تفسیر او این است که این حدیث دو بخش دارد و از نظر امور دنیوی اصل ، " بقاء حیات‌ و ادامه عمر " است و از نظر امور اخروی ، " عدم بقاء عمر و کوتاهی آنست " و نهایتاً هم برای دنیا و هم برای آخرت باید عمل کرد. او برای این نظر به روایاتی استناد می کند که می گویند: اعمل عمل امرء یظن انه لن یموت ابدا. (سیری در نهج البلاغه، ص314) اما به نظر می رسد جاودان پنداری در صنایع دنیا مذموم باشد چنانچه که اگر این حدیث را بر قرآن عرضه کنیم می بینیم خدا خطاب به قوم عاد از زبان پیامبرش سازه هایی را که به امید جاودان ماندن ساخته اند در میان نکوهش های آنان یاد می کند: وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ (شعراء129). علاوه بر این، روایتهایی مانند‌ «اِعمَل لِدُنياكَ بِقَدرِ مُقامِكَ فيها» (جامع الأخبار : ص 511، ح1432)» و « أن تَعمَلَ لِدُنیاکَ بِقَدرَ عُمرِکَ فیها» نشان می دهد روایت اِعمَل لِدُنياكَ كَأَنَّكَ تَعيشُ أبَدا به معنی ساختن های جاودان نمی تواند باشد. پس در مورد روایاتی که عمل را به نیت جاودانگی و حیات ابدی توصیه می کنند می توان گفت که لزوماً عمل فقط برای دنیا نیست. ولی اگر برای دنیا زندگی می کنیم باید به اندازه کوتاهی آن عمل کنیم بلکه باید در دنیا برای آخرت عمل کنیم نه برای دنیا. جالب اینجاست که قبل از روایت مذکور در وصایای امام حسن ع می خوانیم : فَأَنْزِلِ الدُّنْيَا بِمَنْزِلَةِ الْمَيْتَة: با دنیا به منزله مردار برخورد کن! که حلال آن هم دوست داشتنی نیست!( كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص: 228). البته شهید مطهری به درستی بیان می کند که نباید در کار اصلاح دنیا کوتاهی کرد و نمی توان به نام دین دنیا را ترک کنیم. پس این حدیث نباید به منزله ترک دنیا باشد. دنیا و آخرت هریک به اندازه وزن و ارزش خود باید مورد توجه قرار بگیرند. اما این حدیث نباید به معنی جاودانه عمل کردن فعالیت دنیایی تفسیر شود چون با آیات و روایات هماهنگی ندارد.
خورشید رهنمای.PDF
حجم: 675.1K
پسری که پدرش را کشت! پدر مست کرده بود و دلقک بی حیایش او را می خنداند. مجلس عیش خلیفه به پلیدی کشیده شده و عقل شان از دست رفته بود. کم کم کار به تقلید از علی کشید و او را تمسخر کردند! پسر خلیفه که شاهد این بی حیایی بود، غیرتی شد و دیگر نتوانست تحمل کند. او مولا را دوست داشت و این دوستی را پنهان نمی کرد. پس با عصبانیت دلقک را با اشاره ای ترساند و ساکتش کرد. رو به پدر کرد و گفت: علی پسر عمویت است، چرا اجازه می دهی این سگ ادای او را در بیاورد؟! اما پدر دست بردار نبود. او ،متوکل، خلیفه بدنام عباسی بود که دستش را به خون علویان آلوده کرده و مدام به امام هادی ع ظلم می کرد و دستور تخریب حرم امام حسین ع را هم داده بود. اکنون غیرمنتظره نبود که امیرالمؤمنین را تمسخر کند و تذکر محترمانه پسرش او را سر عقل نیاورد. بلکه بدتر هم شد! و شعری زشت درباره مادر خواند... دیگر پسر تحمل نکرد. همان شب نقشه کشید و پدرش را به خاطر مولایش کشت! او ، منتصر، مولایش را بیشتر از پدرش دوست داشت. و وقتی خلیفه شد فدک و موقوقات علویان را به آنها برگرداند و والی بدرفتار با آنها را عزل کرد. اکنون تاریخ یکبار دیگر آیه «یخرج الحی من المیت» (تولد فرزند مؤمن از پدر کافر) و جمله «بأبی انت و امی» (پدر و مادرم فدای تو باد) را به بحث گذاشته است. به منتصر گفتند قتل متوکل جایز است ولی هر که پدرش را بکشد عمرش طولانی نخواهد بود، منتصر گفت: اگر با کشتن پدرم اطاعت خدا را می کنم از کوتاهی عمر نگران نیستم. برداشتی از: کتاب خورشید رهنمای از منابع دهمین
کتاب «کلام محمد رؤیای محمد» از عبدالکریم سروش که سال گذشته در خارج از کشور به چاپ رسید اکنون ، به علت حمایتهای صورت گرفته از این اثر، به صورت رایگان منتشر شده است. این کتاب به نوعی ترکیبی از دو نظریه «قران کلام محمد» و «محمد راوی رؤیاهای رسولانه» است که تکمیل دو نظریه پیشین یعنی «قبض و بسط تئوریک شریعت» و «بسط تجربه نبوی» است. اکنون مجال نقد و بررسی نیست و در این سالها بسیار به این نظریات پرداخته شده است طوری که هر چه از نظریه اول به نظریه چهارم نزدیک تر شده است علاوه بر اعتراضات جریان فکری انقلاب اسلامی، به تعداد منتقدین او از میان دوستان و روشنفکران دینی نیز افزوده شده است و اکنون با یکی از آثار شاذ و ساختارشکنانه در تاریخ دین روبرو هستیم. در این اثر پس از چند فصل توضیح، نقد بعضی ناقدین پاسخ داده شده است. در حالی که نقدهای ابوالقاسم فنایی و بیژن عبدالکریمی بسیار اساسی و بنیادین هستند ولی در اینجا تنها به نقد آیت الله سبحانی ، عبدالعلی بازرگان، حسین واله، محسن کدیور، حسن انصاری و عبدالبشیر فکرت پاسخ داده است. دو ضمیمه این کتاب عین دو نقد آیت الله سبحانی است که در ابتدای کتاب به آنها پاسخ داده شده است. ظاهرا سروش از میان روحانیون انقلاب اسلامی برای ایشان احترام قائل است شاید چون نقد او بر سروش با احترام همراه است طوری که ابتدا از صفات اخلاقی و معنوی او در گذشته یاد می کند و اورا مبدأ آثار نیک و سازنده می داند و می خواهد که دوباره فاصله را کم کند و به آغوش ملت اسلامی و بالأخص علماً وحوزه هاي علمیه باز گردد. سروش به این خواست واکنشی نشان نداده و به نقدهای آیت الله نقد وارد کرده است.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
پاسخ به پرسش از نحوه نزول قرآن در میان دانشمندان علوم قرآنی و روشنفکران دینی همچنان مطرح است. در طول تاریخ در این مورد مخالفت و موافقت های زیادی انجام شده است و موافقین نزول دفعی در ابتدا به دو معنای آن اشاره کرده اند : 1. نزول یکپارچه قرآن با الفاظ آن 2. نزول دفعی حقیقت مجرد و بسیط قران. علاوه بر این در سالهای اخیر نظریه جدید آیت الله جوادی آملی با عنوان «نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی» مطرح شده و در عالم روشنفکری سخن از «قرآنی شدن پیامبر» به عنوان نزول دفعی است. در کنار این نظرات شاید «نزول دفعی قرآن به معنای نزول فرقان» را به عنوان نظریه مکمل مطرح نمود. برخی بحث از نزول دفعی قرآن را بی حاصل دانسته اند در حالی که اهمیت اعتقاد به نزول دفعی در کنار نزول تدریجی این است که روح توحیدی به مفسر می بخشد که همیشه نور هدایت او در فهم آیات قرآن است. و نیز موجب تبیین صحیح مواجهه با قرآن و همچنین تبیین آثار شب قدر می شود. در ضمن پاسخگوی برخی شبهات بوده و دیدگاه زمانمندی آیات قرآن را به چالش می کشد. متن کامل: http://estentagh.blog.ir/post/16
هدایت شده از Karimi
زمان: حجم: 1.9M
درباره سوره قدر http://estentagh.blog.ir/post/81
«چون نمی خواستم مزاحم کسی باشم تصمیم گرفتم خودم را از بین ببرم. با طلب بخشش از پروردگار بزرگ. یا الله..» این جملات غزاله علیزاده در یادداشتی است که برای توضیح خودکشی اش در دوران بیماری نوشته است. علیزاده جایزه بیست سال داستان نویسی در ایران را برده است. شاید افکار و دنیای او برای انقلاب اسلامی جذابیتی نداشته باشد. اما بی بی سی او را یک نویسنده مهم می داند و مستند محاکات (1387؛ اثر پگاه آهنگرانی) را پخش می کند و به تحلیل آن می پردازد. اهمیت علیزاده برای ما از آن روست که او نماد همان محفل روشنفکرانه و نیست انگارانه ای است که شهید آوینی با نام کامران در آن مدتی زیست کرده ولی خودش را نجات داد. در این مستند ، به روایت مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی و محمدعلی سپانلو و دیگران، علیزاده شوخ طبع، دروغ باز، رفیق باز و پاتوق دار معرفی می شود اما گویا نیست انگاری بر وجودش غلبه کرد. در مستند محاکات مرگ علیزاده آگاهانه،انتخابی، شجاعانه و با شکوه جلوه داده می شود وحتی دخترش جسد حلق آویز او از یک درخت را طوری تصویرسازی و تزئین کرده که گویا مادرش زیباتر شده بود! علیزاده البته بی خدا نبود ولی این ایمان نجات دهنده نیست. نهایت حقیقت این است که آوینی شهید شد و علیزاده خودکشی کرد. هر کدام از این دو نماینده دو عالم دور از هم هستند. آدمها هنوز گاهی عالم خود را تغییر می دهند. مهم این است که این عالمین هنوز وجود دارند؛ ما هم در معرض انتخاب هستیم و نبرد با نیست انگاری ادامه دارد.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
مگر نه اینکه در تقدیر یک سال رقم می خورد؟ پس سال جدید تکویناْ اکنون شروع شده است:
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
دعای وداع با ماه رمضان سلام های سوزناکی دارد. اما برای کسی که در طلب معرفت در است باید ربط بین اول و آخر را کشف کند. این دعا با خداشناسی مهمی شروع می شود و به چند آیه مهم می رسد و بعد از آن است که سخن از ماه رمضان است. آیا توصیفات قبل از وداع فقط کلمات مقدماتی برای آماده کردن دلهاست یا اینکه معنای خداحافظی را بیشتر توضیح می دهد؟ خلاصه بخشهای دعا این است که بنیان افعال الهی بر تفضل است و دعا و توبه و حمد راه های ارتباط با چنین خدایی است و ماه رمضان بهترین زمان برای تجربه کردن چنین رابطه پرسودی است. این زمان گران خداحافظی تلخی دارد؛ چه برای کسانی که فیض بردند و دیگر نمی برند و چه برای کسانی که فیض و بهره نبردند.
روایت #العلم_سلطان بسیار مورد تأکید رهبر انقلاب است و البته ظاهرا بسیار یادآور این گزاره مشهور علم مدرن است که #بیکن گفت: علم قدرت است! از معدود افرادی که تلاش کرده است تا علاوه بر تبیین صحت صدور این روایت فهم اسلامی از این مفهوم را تبیین کند، حجت الاسلام #علی_کشوری است. اما پیشنهاد این حقیر برای اصلاح تفسیر غربی از سلطان این است که حقیقت قرآنی آن را بررسی کنیم و می بینیم که این واژه فقط در غلبه نظامی و فیزیکی استعمال نشده است. سلطان گاهی در رابطه خدا بر بنده است و گاهی بنده بر بنده و مفهوما هم می تواند بنده بر خدا باشد. وقتی سلطان را هر نوع عامل اختیار و آزادی بدانیم آن وقت علم هم هر نوع عامل آزادی و آزادگی در ملک و ملکوت و در روابط انسانی و غیرانسانی با خدا و غیرخداست، نه فقط برای غلبه بر دشمن انسانی. از طرف دیگر علم یافتنی است نه ساختنی؛ این یکی دیگر از تفاوتهای مهم علم در قرآن با علم در اندیشه مدرن است. علم نور است و خداوند آن را در قلب هر کس بخواهد می اندازد و سلطان یک اختیار و آزادی عمل در امور معنوی، سیاسی و نظامی است که خدا به انسان از طریق علم عطا می کند. متن کامل یادداشت در خبرگزاری مهر: mehrnews.com/xRV5q @rezakarimi